حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقی-
طب اسلامی طب معصومین طب انبیا, طب توحیدی طب جامع عافیت اللهی تغذیهابعادی تاثیر تغذیه حلال وطیب در انجام عمل صالح وتفوا صراط علی(ع)حق نمسکه-اولین شیعه حقیقی پیامبر(ص)حضرت علی(ع)-یالثارات الحسین-سلامتMonotheistic Medicine-The true followers of Moses and JesusThe best concepts in the most beautiful prayer-Unity medicine
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: درجستجوی حقیقت - ۱۳٩٠/٢/۱٩

شیطان(ابلیس یاعزازیلعلل هبوط شیطان(ابلیس یاعزازیل):امیرمؤمنان علیه‏السلام درباره مدت عبادت شیطان و علت انحطاط و رانده‏شدنش از درگاه خداوند مى‏فرماید: «فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا یدْرَى أَمِنْ سِنِى الدُّنْیا أَمْ مِنْ سِنِى الْآخِرَةِ عَنْ کِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ»؛1 پس پند گیرید از آنچه خداوند با ابلیس کرد و تنها به خاطر یک لحظه خودبزرگ‏بینى و تکبر، کردارهاى فراوان و تلاش‏هاى پیگیر او را بیهوده ساخت، در حالى که او شش هزار سال خداى را پرستیده بود، آن هم دانسته نیست که از سال‏هاى دنیاست یا از سال‏هاى آخرت.(اگر که عبادت این لعین بر اساس روزهای اخرت بوده باشد{بر اساس برخى از آیات قرآن، هر روز آخرت به اندازه هزار سال دنیاست} یعنی۶٠٠٠*٣۶۵*٣۶۵*١٠٠٠=٧٩٩٣۵٠٠٠٠٠٠٠روز این دنیا {اگر هر سال اخرت هم مثل زمین ٣۶۵ روزه باشد یعنی٧٩٩ملیاردوسیصدوپنجاه ملیون روز این دنیا !!!!ومعلوم نیست در دلش چه.... }

 

(این هم راز استفاده صهیونیست ونوچه های شیطان از ستاره پنج پروسایر نمادهای شیطانی در جهت تمسک جستن هر چه بیشتر به این موجود لعین)

مفهوم فعلت فعلت در کلام معصوم(ع) همان معنای از کوزه همان برون طراود که در اوست-بعنوان مثال فردی که مشروب خورده ، از طریق ژنتیک تا هفتاد نسل پس ازاوتاثیرمیگذارد(چرا که تمام واکنشهای شیمیایی بدن در محیط حاوی مولکول اب روی داده والکل در رقابت با اب ، جایگزین ان میگردد واین راز حرام بودن وخباثت این ماده بوده ، چرا که در هر عضوی تاثیرات خود را گذاشته و  العاقل یکفیه الاشاره)شیطان لعین هم میداند از چه طریقی رقیب ودشمن قدیمی خود را از راه بدر کند و احمق کسی است که ، تصور کند ،  دوستی با شیاطین ، ممکن است برای او اندک فایده ای داشته باشد چرا که این عقب مانده ها ...با از دست دادن جوهر وگوهر وعزت وکرامت انسانی که او را تا مقام خلیفه اللهی اوج میدهد،به دست خود ،خود را تا حضیض ترین مراتب ممکن سقوط داده که گاه راه برگشتی را برای خود باقی نمیگذارد ولذا خداوند منان فرموده اند در حرام شفائی وجود ندارد...)

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند که آیا ابلیس از ملایکه است یا جزء سایر موجودات آسمانى است؟ فرمود: نه از ملایکه است و نه از سایر موجودات آسمانى؛ بلکه او جنّ است؛ ولى همراه ملایکه بوده است. ملایکه نیز گمان مى‏کردند او از جنس آنها است، ولى خداوند متعال مى‏دانست که چنین نیست. این جریان ادامه یافت تا در جریان سجده بر آدم، راز پنهان ابلیس آشکار گشت.

اللهم ارزقنی حبک وحب ماتحبه وحب من یحبک والعمل الذی یبلغنی الی حبک واجعل حبک احب الاشیاء الی

خداوندا ازاینکه خلقمان نمودی تا بواسطه درک زیبایی ومحبت ومودت اهل بیت عصمت وطهارت ، پی به زیبایی تو ببریم متشکریم ، هر چند که بدلیل حماقت وجهل وضعف و....همواره نافرمانیت را کرده ایم اما خودت شاهد باش که حداقل دوست داریم که انطور باشیم که تو دوست داری اما...شتر در خواب بیند پنبه دانه!

امام صادق علیه‏السلام در این‏باره مى‏فرمایند: «شیطان مأمور گشت که به آدم سجده کند. او گفت: پروردگارا، به عزتت سوگند اگر مرا از سجده به آدم معاف کنى، تو را به گونه‏اى عبادت مى‏کنم که هرگز کسى بسان آن تو را عبادت نکرده است. خداوند فرمود: من دوست دارم آنچنان‏که خود مى‏خواهم عبادت شوم.»3

    کبر و حسادت شیطان نسبت به آدم موجب شد که در برابر فرمان خدا سرسختى نشان دهد و از اطاعت خداوند خوددارى کند. او آگاهانه و با اختیار به عصیان و مخالفت با خداوند پرداخت و در آزمون الهى مردود گشت و در نتیجه، از درگاه خداوند رانده شد و از آن پس درصدد برآمد که بندگان خدا را چون خود گمراه سازد: «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ» گفت: پس به عزت تو سوگند که البته همه آنها را گمراه مى‏کنم، مگر بندگان ویژه و برگزیده‏ات از آنان که مرا بر ایشان راهى نیست.

قانون مجازات اسلامی حکم اهانت به مقدسات دینی را در ماده ۵۱۳ اینطور اورده است:
ماده 513 - هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین ( ع ) یا حضرت صدیقه طاهره ( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی( در فقه توهین به مقدسات در قالب عنوان سب النبی  یاد میشود)باشداعدام می شود و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد .

اما سوال آنست که چه کسی می تواند ساب النبی را اعدام  کند؟ به سراغ کتب فقهی می رویم:
من سب النبی ـ العیاذ بالله ـ وجب علی سامعه قتله ...( تحریر الوسیله ، جلد دوم، فروع قذف)
هر کس پیامبر را سب کند واجب است بر شنونده آن قتل او.
و ساب النبی او احد الائمة علیهم السلام یقتل و لو من غیر اذن الامام ...( لمعة دمشقیة ، کتاب حدود ، قذف)
ساب النبی ... کشته می شود ولو بدون اذن حاکم ( نیازی به حکم محکمه نیست)
یقتل من سب النبی ...و یحل لکل سامع قتله ...( تبصرة المتعلمین ، علامه حلی ، قذف)
کسی که پیامبر را سب کند قتلش بر هر شنونده ای حلال است.

لازم به ذکر است که در روایتی امده که هر انکه به یکی از انبیاءالهی توهین کند ، مانند ان است که به پیامبر(ص)وهمه اهل بیت عصمت وطهارت توهین نموده است ، لذا انچه را که مدتی است به نام شیطان پرستی ، به خود اجازه میدهند که به حضرت مسیح علیه السلام وسایر انبیاء ما اهانت کنند ، هم انشاءالله (در جواب استفتاءاز رهبر بزرگوارمان) مشمول حکم فوق شود تا کشور عزیزمان را از لوث وجود چنین موجودات رذل وکثیفی پاک نموده ، هرچند جانمان را در این راه...

ان الدین عند الله الاسلام...واین بدین معنااست که تمام انبیاء الهی مسلمان بوده ومتاسفانه مسیر پاکشان توسط شیاطین هر دوره دستخوش تحریف و ایجاد بدعت  گردیده است.

تحلیل فرقه های شیطان پرستی

: فراماسون و شیطان پرستی,روزگار عجیبی است سردرگمی جوانان و نوجوانان ایرانمان با نگاه کردن به هر گوشه- در هر خیابان یا بین دوستان را که درباره این کلمه شیطان پرستی می‌شنوی رفتارهای غیر اخلاقی و جنسی بد حجابی بد اخلاقی دزدی و هر گناه دینی ما مسلمانان مخصوصا در بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند.چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
بلک‌متال
Darkthrone -مریلین مانسن – نیروانا – آنتون لاوی- کلیسای شیطان – satanic bible – آدم خواری – skull-n-bone …. احتمالا حداقل یکی از این کلمات تاکنون شنیده‌اید- آدمهای زیادی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می‌دانند! موسیقی های آنها را گوش می‌دهند – گاه‌گاه لباس‌های عجیب غریب می‌پوشند- علامتهای خاصی بین خودشان دارند و به قول خودشان ” تیریپ خفن میزنن”!
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند.
لذا بر آن شدیم تا در مورد شیطان‌پرستی و شیطان‌پرستان تحقیقی اجمالی به عمل آوریم.

بقیه درادامه مطلب:


مشخصه های ظاهری
گذشته از اعتقادات- اعمال و سنبل ها- شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد.
بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند- رنگ آرایششان اغلب مشکی- بنفش و قرمز تند است- پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه- صورتک های شیطانی و سنبل ها خال کوبی می کنند- لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می باشد- چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند.

روش تحقیـق
در این تحقیق از روش توصیفی- تاریخی استفاده شده است.جهت گردآوری مطالب در این تحقیق از کتاب- مقالات و اینترنت استفاده شده است

نقد شیطان پرستی
گرچه بیشتر نقدها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد- ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل می‌گیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.
این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه‌است در کنار معنای ضد آن تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری- حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه‌ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولاً ضد شیطان است شکل گرفته‌است.
بسیاری از شیطان پرستان- شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل می‌گیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند- در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما- باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)
عالمان مسیحی بر این باورند که نمی‌توان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کارهای خوب است (به طور مثال- برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود- حتی با این شرط که به دیگران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت می‌کنند- تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند- تنها رنج- سردرگمی- انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.
شیطان پرستی یک «سراب فلسفی» و «علم بیان سنگین» است. چرا که گفته می‌شود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته‌است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
«انسان موجودی اجتماعی است و به انسان‌های دیگر احتیاج دارد». بعضی‌ها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی تعبیر کرده‌اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود- می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.
یکی از نقدهای کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولاً خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین‌های اصلی معرفی می‌کند- بر شایستگی‌های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی شود – که معمولاً نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده‌است.

فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه‌ها به اشتباه به عنوان گروه‌های شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:
هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند- که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت «حقیقی» انسان مینامند.
گروه‌هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده‌است قبول ندارند.

در طی ۲۵ سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی ۲۵۰۰ فرقه جدید ساخته شده است که با یک حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای ۲ فرقه !یکی از این فرقه ها که خود دارای اشکال مختلفی است شیطان پرستی میباشد که نزدیکی بسیار زیادی با جادوگری –witchcraft – دارد که جوانان بسیاری را به دنبال خود کشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای موسیقی به جوامع معرفی کرده است . گذشته از اعتقادات شیطان پرستی- این گروه دارای سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:

خب حالا شیطان پرسی

کلمه شیْطان از ماده “شطن” گرفته شده- و “شاطن” به معناى “خبیث و پست” آمده است- و شیطان به موجود رانده شده- سرکش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شریر و دور از حق – نیز آمده است.
“شیطان” اسم عام (اسم جنس) است – در حالى که “ابلیس” اسم خاص (عَلَم) مى باشد- و به عبارت دیگر شیطان به هر موجود موذى و منحرف کننده و طاغى و سرکش – خواه انسانى یا غیر انسانى مى گویند- ونام ابلیس در باورهای اسلامی شیطان,به معنای کسی که ادم را فریب داده است.
شیطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود- موجودى که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است – موجودى که سعى مى کند ایجاد دودستگى نماید- و اختلاف و فساد به راه اندازد- و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است که در او وجود دارد.
شیطان معانى مختلفى دارد- که یکى از مصداقهاى روشن آن ابلیس و مصداق دیگر آن انسان‌هاى مفسد و منحرف کننده است.

تاریخچه شیطان پرستی از دیدگاه شیطان پرستان
آنتوان لاوِی هرگز انتظار بنیان گذاری آئین جدیدی را نداشت.

بلانچ بورتون کاهنه کلیسای شیطان و معشوقه آنتوان اس زاندر لاوِی (بنیانگذار شیطان پرستی نوین) در کتاب The church of Satan (کلیسای شیطان) با اشاره به موضوعات مختلف- شیطان پرستی را از زوایای متعدد بررسی کرده و برای آن آینده نگری خاصی را ترسیم می کند. در بخشی از این کتاب با عنوان اصلی کتاب یعنی The church of Satan (کلیسای شیطان)- می نویسد:
«آنتوان اس زاندر لاوِی در شب ۳۰ آپریل و روز یکم ماه می- در سال ۱۹۶۶٫م و در فصل بهار- کلیسای شیطان را در حالی که جادوگران شیطانی در زمین پرسه می زدند- بنیان نهاد.
لاوِی در حالی که سر خود را تراشیده بود- (مانند مراسمات قرون وسطایی) تشریفات را آغاز کرده و عده ای از جادوگران نیز برای منافع شخصی خود- دور او را گرفتند. تا بتوانند نیروی شیطان را دریافت کنند.
در جادوی تثلیث- توجه معنوی به روح و فداکاری برای جهنم- پیگیری می گردد. تراشیدن سر در مراسم شیطان- از فرامین اساسی است که باید انجام گیرد. همانند تراشیدن سر با تیغ و شستشو با آب زمزم در اسلام- که نخستین جریان برج هفتم شیطان است.
سال ۱۹۶۶٫م اولین سال سلطنت شیطان بر فرزندان آدم بود. این مکتب بزرگترین انقلاب- در سرتاسر جهان تا به امروز است- که مخلوطی از جادو- منطق و دین مبتنی بر شهوات است.
حالا اینجا (آمریکا) بعد جاهای دیگر. شهوت در عوض انکار. سپس خودپسندی در حکم دوست داشتن. این در زمانی است که زمین گسسته شود و همه به شیطان گرویده شوند.»
می بینید که او در کتاب خود- حتی به آئین اسلام نیز اشاره کرده و سعی می کند اعمال شیطان پرستی را در مقایسه با ادیان الهی به نوعی توجیه کند. آنگاه به فراگیر بودن مکتب شیطان پرستی می پردازد.
لذا هیچ عجیب نیست که در کنار اعمال و مناسک شیطان پرستی- (در سایتهای مربوط به این فرقه) عکسها و گوشه هایی از مراسم قمه زنی که به مناسبت عزاداری امام حسین انجام می پذیرد هم قرار گرفته و آن را به نوعی به شیطان پرستی ملحق کرده و با این ترفند اعمال وحشیانه خود را توجیه می کنند.
 

در ادامه باب دیگـری گشوده شده و دلایـل ایجـاد مکتب شیطان پرستی از نگاه لاوِی را مطـرح می سازد. بورتون از این باب با عنوان «Modern Prometheus» (پرومتئوس جدید) یاد می کند و می افزاید:
«آنتوان لاوِی هرگز انتظار بنیان گذاری آئین جدیدی را نداشت. اما او برای مردم احساس نیاز کرد که چیزی برای مقابله با رکود مسیحیت ایجاد کند. و فهمید که اگر او نتواند آن را انجام دهد- هرگز کسی نخواهد توانست. یا شاید کمتر کسی شایستگی آن را داشته باشد.
لاوِی باید نشان می داد که عدالت- برگرفته از رنج و عذاب برای انسانهاست. و کسی باید با نیرو در مقابل آن بایستد. او شروع کرد به تحقق بخشیدن آن. او از ما برای پیشرفت علم و فلسفه استفاده کرد و به آن نیز دست یافت. و آن فلسفه ایستادن در برابر خدا و کلیسا بود. و همچنین یک قرارداد جدید اجتماعی به وجود آورد.
ما باید نشان دهیم برای آن انقلاب بزرگ آفریده شده ایم. و نباید از ورود آن به روح خود جلوگیری کنیم .
شیطان با یک نام یا نامهای دیگر شبیه انسان است- که انسان را با چشاندن لذات شیرین وسوسه می کند.
شیطان- با پنهان کاری بیان می کند که او تنها نامزد خداوندی است. او کسی بود که توانست برای پاداش- درخواست قدرت کند و چه کسی سزاوار پاداش است. (اشاره به رانده شدن شیطان از درگاه خداوند. و اینکه به خداوند عرض کرد که خدایا در عوض عبادتهای چند هزار ساله قدرتهایی را به من عطا کن. خداوند نیز به او قدرتهایی را بخشید.علاقه مندان به فقه میدانند اگر کسی هر چه عبادت کرده باشدهر گاه مشرک شود اعمالش حبط میشود مثال دانش اموزی را میاورند که در کلاس و درس بوده اما امتحان نداده و یا مردود شده  )
شیطان در عوض خلقت معاصی و گناهان- ضمانت گناهکاران را قبول کرد و تشویق کرد زیاده روی و افراط را. و او همان کسی بود که خدا می توانست ما را به سمت او هدایت کند.»

توجه داشته باشیـد که بورتون چگونه به دفاع از لاوِی پـرداخته و او را توجیـه و تقدیس می کنـد. و شیطـان پرستی را مـوهبتی الهـی می شمارد.
در بخش دیگر کتاب با اشاره به بازی لاوِی در فیلم بچه رزماری- فیلم را به عنوان سرباز کلیسای شیطان معرفی می کند. به این بخش توجه فرمایید.
«
Hell on reels» (جهنم در حلقه های فیلم)
«هنگامیکه فیلم بچه رزماری در سال ۱۹۶۸٫م در حال ساخت بود- لاوِی در این فیلم مشغول ایفای نقش بود. و جمعی از مسئولین فرهنگی از جمله رئیس اداره تبلیغات آمریکا نیز نظاره گر بازی او بودند. در این میان همه متوجه لاوِی بودند که در حال تمرین اعمال مذهبی شیطانی بود. او درباره فیلم گفت: فیلم بچه رزماری برای کلیسای شیطان مثل انجمن
ku klux klan (سازمان سری سیاه پوستان آمریکا) به عنوان یک سرباز برای ملت آمریکاست.»(توصیه میکنم به نحوه ظهور چنین افرادی بیشتر توجه کنیدگروهی که از چنین افرادی حمایت میکنند را به خاطر بسپارید) 
این فیلم در کمال وقاحت آداب مسیحیت را به سخره گرفته و تصویری زشت از مریم مقدس به نمایش گذاشت. مفاهیم شیطانی در آن به صورت کاملاً آشکار ولی توجیه شده برای همگان به نمایش درآمد.

باز در ادامه کتاب به بخش دیگری می رسیم.
«
Lucifer rising» (طالع شیطان).

این بخش به شرح آینده شیطان پرستی پرداخته و برخی آداب موبوط به عضویت در کلیسای شیطان را مطرح می کند. بخشی از این متن را بخوانید.
«عضویت در کلیسای شیطان پیوسته در حال افزایش است. لاوِی برای این عضویت شرایطی دارد.
اولین شرط- ملاقات حضوری است. که جزء اصلی آن- تجمع پیرامون گوی است. که هر کجا برود برکت را با خود می برد. و ملاقات در سرداب صورت می گیرد.
لاوِی در آن زمان (زمان آغاز به کار کلیسای شیطان)- بعد از گذشت چند سال کلیسای شیطان را رسماً تثبیت کرد. و بعد از مدتی همگان از وجود کلیسای شیطان آگاهی یافتند و روز به روز بر جمعیت پیروان لاوِی افزوده شد.
اکنون کلیسای شیطان وضعیتی مطلوب دارد. البته از دنیای بیرون تحت فشار قرار دارد- ولی با نیروی مضاعف و فشار کاری بیشتر و انجام تشریفات مذهبی- دیگران به پذیرش این آئین تشویق خواهند شد.»
نویسنده کتاب باز نگاهی به گذشته این مکتب انداخته و در ادامه چنین یادآور می شود:
«در دوره ای پیروزی نسبتاً با لاوِی بود. اما این مقطع گذرا و کوتاه بود و بـرای مدتی بیشتر مراسمات مذهبی- شبانه و در خفا صورت می گرفت. ولی به مرور بر پیروان شیطان پرستی افزوده شد.
در سال ۱۹۷۰٫م انجام مراسمات و سخنرانی ها و رفتار و عملکرد فردی لاوِی- باعث شد- گرایش عمومی به او بیشتر گردد. در سال ۱۹۷۲٫م مراسمات در خانه سیاه انجام می شد. و این به خاطر آن بود که کلیسای شیطان دیگر مکان مناسبی برای انجام مراسمات مذهبی نبود- لذا مراسمات در غار مرکزی- معروف به خانه سیاه انجام می گرفت.

(نام خانه سیاه را لاوِی برای اولین بار بر غار زیرزمینی مرکزی نهاد) و تنها طبق دستور- کلیسای شیطان را با پرده سیاه پوشاندند.
سرانجام در سال ۱۹۷۵٫م مجدداً فعالیت کلیسای شیطان آغاز گردید و کسانی که با لاوِی تماس داشتند- دوباره فرا خوانده شدند. اما تعالیم کفر آمیز مسیحیت- به شدت فعالیت لاوِی را محدود کرده بود. لکن تحت رهبری و هدایت لاوِی- امور به سرعت انجام گرفت و لاوِی برای قانع کردن دیگران نامه هایی را برای برخی افراد نوشت. در نتیجه با تدبیر لاوِی راهی برای پاکی خانه گشوده شد.»(در این دوره هالیوود بسیار به لاوی کمک کرده است در این دوره ادبیات انتی کرست در سینما رایج میشود )
بورتون در ادامه دوستان لاوِی را دسته بندی کرده و می نویسد:
«بسیاری از کسانی که گرد لاوِی جمع شده بودند- یا به خاطر دوستی با او بوده یا به خاطر کسب شهرت و بزرگی. و همچنین عده ای نیز برای کسب لباس مخصوص برای ورود به خانه شیطان.»
حال که از «لاوی» مؤسس فرقه سیطنیسم سخن به میان آمد- بد نیست که درباره زندگی او و هم کیشانش- در مطالب آتی مطالبی ارائه کنیم. البته این نگـاه مختصـر می تواند تا حدودی تناقض های دنیای تاریک شیطان پرستی را آشکار سازد. یک زندگی کاملاً شهوانی و دور از انسانیت.

دعا شیطان پرستی
دعاهای سیطنیسم

در این بخش قصد داریم یک مقایسه گذرا در باب دعاهای ادیان الهی با مکتب نو ظهور و مادی شیطان پرستی داشته باشیمالبته شاید این مقایسه درست نباشد. ولی چاره ای نیست- جز اینکه برای بیان حقیقت- گاهی کلام حق در کنار کلام کفر قرار گرفته و مقایسه شود. چه اینکه خداوند بندگان خود را اینگونه معرفی می نماید. قرآن در این باره می فرماید: الذین یستمعون القول و یتبعون احسته اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب کسانی که سخنان را بشنوند و از نیکوترین آنها تبعیت می کنند. آنها کسانی هستند که خداوند آنان را هدایت کرده و آنان صاحبان عقل و خرد هستند
بنابراین امیدواریم که این مقایسه خود سبب ارج نهادن به کلام الهی شود. و صاحبان خرد و درایت با مطالعه و مقایسه این دعاها حقیقت را دریابند.چه اینکه قرآن می فرماید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست. حقیقتاً هدایت از گمراهی آشکار است.اینک پیش از هر چیز نمونه هایی از دعاهای کتاب مقدس شیطان پرستی و سپس نمونه هایی از تورات و انجیل را می آوریم. و آنگاه در مقایسه با کلام الهی ملاحظه خواهید فرمود که چه تفاوتی میان لفظ دعای الهی و دعای شیطان پرستی وجود دارد.( قبلا گفته باشم فلسفه کابالارین میگه اگه جمله ای رو غیر عمدی هم گفته باشید در ضمیر ناخواگاه شما اثر میزاره)

دعاهای سیطنیسمبه نام شیطان. ای فرمانروای زمین- ای پادشاه جهان- من گردن می نهم نیرویی از تاریکی را که امانت گذارده فرمانروای دوزخی بر روی دوش من. باز کن پهنای دروازه های جهنم را. و برسان اکنون- از عمق وجودم سلامم را به برادرت (خواهرت) و دوستت . ببخش مرا به خاطر سخنان زیادم که از همه جا گفته ام.من تحیر دارم از نام تو. چون که بخشی از خود من است. من زندگی می کنـم همانند چهارپایـان در مزرعه و شاد هستم از این زنـدگی حیوانی و شهوانی. من طرفدار عدالتم و نفرین می فرستم بر پوسیدگی.کنار تمام خدایان درون چاه؛ مـن گردن می نهـم چیزهایی را که باید بگویم رخ خواهد داد. بیرون بیا و به نام خودت به این نامه و خواسته های من جواب بده.

پیش بفرست پیامبر شهوت و لذت را و بگذار زشتی ها در تاریکی من جلوه گر شوند- تا بتوانم آنها را انجام دهم.اکنون می خواهم- نشانه های خود را جمع آوری کنم و تصویری از آفرینش بکشم. اژدهای بالدار منتظر رهایی است
لاوِی دعا را تا اینجا ادامه می دهد که مرد و زن هر کدام باید جملات مخصوص خود را بگویند. که متأسفانه با توجه به مستهجن بودن مضامین دعا- آن را وا می گذاریم در یکی دیگر از نیایشهای کتاب شیطان پرستی در برابر شیطان- می توان به این مورد اشاره کردبا برآشفتگی از خشم و اضطراب ناشی از سکوت- فریادم را بلند کنم. که بپیچد همچون صاعقه در آسمان- تا همگان بشنوند؛ ای پنهان شده در تاریکی- ای نگهبان جاده ها- ای کسی که نیروی تو همه جا ظاهر می گردد- آماده کن برای لطف خود- ارادتمند خود را. کسی را که اعتقاد به تو دارد و دچار عذاب شده است. جدا کن او را بـرای خـودت و حفـاظت نما او را. نه به خـاطر بـی لیاقتیش- و مضطـرب نساز او را. کمک کن او را در میان آتش و آب و زمین و باد- تا دوباره گمشده اش را باز یابدقوی کن با آتش- استخوانهای ما را برای دوستی و همراهی خود. و در جاده های تنگ یاورمان باش. اجازه بده از میان نیروهای شیطانی که در زمین از آن توست- هم اکنون لذت آن را دریابیم. و اجازه بده لذت آن را در آینده نیز بچشیم. نیروی خود را به ما برگردان تا لذت بی پایان حکومت بر آنچه هست را بچشیمدر اینجا لاوِی از طرف خود ادامه می دهد.این است پیام ما. به نام شیطان. این لطف شامل کسی می شود که حکومت شیطان را بر خود بپذیرد. پس باید نام شیطان را بر خود قرار داده. و در رگ و گوشت خود جریان دهد- تا در زمین برای ابد زندگی کند- زیستنی جاوید. درود بر شیطان
این بود نمونه ای از دعا شیطان پرستان( با کمی دقت متوجه هدف لاوی از این جملات  میشود بله ایجاد ترس.)

خب مقداری هم راجب انتوان بگم

آنتوان شزاندر لاوِیْ (به انگلیسی: Anton Szandor LaVey)- مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی لاویی.
در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد. سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی همانجا سپری شد.
پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد.
در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد

در سال ۱۹۵۲ (میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج اولین دختر او کلارا لاوی بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار شیفته داین هگارتی شده بود در ۱۹۶۰ (میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز ازدواج نکردند ولی رابطه آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی در سال ۱۹۶۴ (میلادی) منجر شد.
موفقیت‌های او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از مشهور ترین افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.

شیطان پرستی
آنتوان لاوی

لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز» نامیده بود آغاز کرد. یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.
در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود- بنیان گذاری کلیسای شیطان را اعلام کرد.
همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول
Anno Satanas) سال اول عهد شیطان اعلام کرد.
وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.
چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹ به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.
در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲ انتشار داد. در این کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش- رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان (از جمله مراسم عشاء تاریک
Black Mass) را ذکر کرد.
هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰ از هم جدا شدند و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (
Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.

مرگ

آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد. روز مرگ لاوی به عنوان روز هالووین شناخته می‌شود.در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد- جسدش سوزانده و خاکستر شد.
خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود.

شیطان پرستی
یکی از جریان های فاسد فکری و فرهنگی که ابتدا مرزهای اخلاقیات را در کشورهای اروپایی و آمریکایی در هم شکسته و سپس به سرزمین های شرقی رسید شیطان پرستی یا شیطان گرایی است.

هدف پژوهش حاضر بررسی اجمالی شکل گیری این نحله در جهان غرب و سپس راهیابی آن به کشورمان است.
شیطان پرستی یکی از جریان های ضد فرهنگی بین المللی است که به دلیل ماهیت و عملکرد دارای زوایای پنهانی می باشد . لکن در گردآوری داده ها سعی شده است از کامل ترین اطلاعات موجود و قابل دسترسی بهره برداری شود – اما علی رغم تدابیر علمی متخذه احتمال تاریک ماندن برخی از ابعاد این ” تهدید خاموش فرهنگی ” نیز وجود دارد .

۱) آشنایی با شیطان پرستی

۱٫ تعریف کلی
سال های پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف کرد .
پس از برداشته شدن یوق تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی – چند کنش عمده فکری و فلسفی شکل گرفت که شرح آن در حوصله این مقال نمی گنجد – لکن آنچه قابل توجه است – رویکر د های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد .
نکته ای که نباید از ذهن دور بماند – تاثیرات گسترده مکاتب یونانی و شرقی بر اندیشه متفکران غربی است .
در هر حال با در نظر گرفتن موارد فوق الذکر دامنه انتقاد گرایی به مباحث اصلی توحیدی یعنی جایگاه خدا – انسان و شیطان نیز رسید .
قرن ها بعد یعنی در سال های آغازین قرن بیستم برخی از عناصر فاسد الاخلاق با اتکا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان ” شیطان پرستی ” را با ویژگی هایی همچون گناه گرایی – قتل – تجاوزات جنسی – هدم اصول اخلاقی – بی توجهی به مسائل توحیدی و … پایه گذاری کردند .

اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده – لکن استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع – انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن – تهی شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروه ها فراهم آورد .
نکته حائز اهمیت آن است که علی رغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی – آموزه ها و تعالیم گمراه کننده ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که در اختیار ایشان توسط قدرت های بزرگ سیاسی قرار گرفته – منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان کانون های فحشا و فساد شناخته می شوند .

سال ۱۹۶۰ را می توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در آمریکا دانست – صرف نظر از انواع شیطان پرستی که طی سالیان متمادی باستانی همچون یونان – عراق – ایران و … وجود داشته است . هدف این پژوهش بررسی و مطالعه جریان خاص شیطان پرستی مسیحی است که در سال ۱۹۶۰ میلادی رسماً در کشور آمریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است .
نکته ضروری نقش قابل توجه یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا در شکل گیری جریان مذکور می باشد که طی پژوهش به آن اشاره خواهد شد ..

شرپرستان

(این فرقه از شیطان پرستان- به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»- «کشتن گوسفندان»- «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت- کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب ( پتک جادوگران ) است ((در بسیاری فیلم های هالوود نماد پتک جادوگران را مشاهده میکنید))

شیطان پرستی یک حرکت مکتبی- شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی می‌کنند. دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمی‌کنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی می‌شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند
پنداره‌ای از شیطان- اثر گوستاو دوره در کتاب بهشت گمشده- نوشته جان میلتون

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی- عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایش‌های خودپرستانه دارند.[نیازمند منبع] به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند.

تاریخچه شیطان پرستی
به سالهای بسیار دور بر می‌گردد که بعدها این آئین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شیطان پرستی در زمان پیدایش زبان و خط و زمان مادها- سومریان- بابلیان و … نیز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ میلادی شیطان پرستی نوین به وجود آمد
یا به عبارتی دیگر هر گونه اغراق در باره پذیرفتن دستورات هوای نفسانی چه در حد کم ئ چه در حد زیاد میتوان به عنوان شیطان پرستی یاد کنیم
حال که ما در روایات دینی داریم که هر مسلمان از به غیر از خدا در دل خود جای دهد انگار همان چیز دیگر را دارد میپرستد حال میخواد مال دنیا باشد یا حب شهوانی ویا هر میل دیگر.

اما مبدا شیطان پرستی جدید
آیا واقعا در ابتدا شیطان پرستی وجود داشته است یا در ابتدا جادوگری وجود داشته است- معلوم نیست؛ اما عنوانی که مسلما قدرت بیشتری دارد این است که جادوگری ابتدا وجود داشته و سپس شیطان پرستی نوین از آن شکل گرفته است. شیطان پرستی جدید را پاره ای از انگلیسیان که گفته می‌شود از نجیب زادگان بوده اند به راه انداخته اند برای اینکه از قدرت شیطان و قدرت تاریکی بهره ببرند و پس از آن مراسم شیطان پرستی نوین برگزار می‌شود. در حقیقت شیطان پرستی نوین در انگلستان و در حدود قرون ۱۵-۱۶ میلادی به وجود آمد. البته تغییرات بسیاری نسبت به شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی داشت؛ اما به هر حال استفاده از قدرت شیطان همچنان باقی مانده است و این چیزیست که نمی‌توان خط بطلانی بر روی آن کشید.

بنیان شیطان و شیطان پرستی

در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته این یک نظریه  است

شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیان آور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد و یا ملکه ماری انتوانت برای مرگ معشوقه همسرش نماز سیاه میخواند شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.

نماز سیاه نمازیست که بر فرد خوانده میشود . فرد در محراب و کنار اتش لخت شده و حریر نازکی روی خود انداخته دراز میکشد و کشیش سرداب شیطان (کلیسای شیطان) نماز را که خیلی طولانی است بر او میخواند و در اخر نماز باید قربانی بدهد. قربانی فرزند تازه بدنیا امده انسان است . کشیش پس گردن بچه را گرفته و گلویش را بیخ تا بیخ میبرد و خونش را روی  فرد میریزد و نهایتا بخشی از گوشت بدن بچه را باید در اتش بیاندازند تا بویش به مشام شیطان بزرگ (اسامی متعددی برایش بکار میبرند) رسیده وحاجت انها را اجابت کند!!!! ( انقلاب فرانسه ـ عشاق نامدار ذبیح الله منصوری)

رسم و رسوم های افراد شیطان پرست در مراسمات خود و ابزارهای جذب
شیطان یعنی چه؟شیطان معانى مختلفى دارد- که یکى از مصداقهاى روشن آن دعوت انسان به خودخواهی و خودپرستی و ظلم و قتل و آزار و تجاوز به حقوق دیگران و..نفی حقوق دیگران و استبداد و خودرایی و…است و مصداق دیگر آن انسان‌هاى تبهکار و منحرف کننده است.

اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطان پرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام می‌دهد. آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم می‌دانند. آنها می‌گویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد می‌کرد و مردم را به راه راست می‌برد اما تنها کاری که انجیل انجام داده دروغگویی و رواج بدی در جامعه است ! آنها قربانی انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان می‌دانند و در این میان دختر بچه ها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است ( همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است ! ) . انجام اعمال شهوترانی در این مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود چون در شیطان پرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است و البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا- مسیح و شیطان انجام می‌دادند لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیع ترین نوع خود انجام می‌گرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و می‌گفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام می‌دادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی می‌دانند

فرقه‌های نوظهور شیطان پرستی را نمی‌توان یک فرقه دینی و عقیدتی برشمرد- اما فرقه‌های قدیمی این جریان خود را یک فرقه دینی با آیین های اعتقادی ویژه می دانند
ندانم کاری افراد جدید در فرقه ای شیطان پرستی
پس از دستگیری پلیس با شمار بسیاری از این شرکت کنندگان- مشخص شد که اکثریت قریب به اتفاق آنان- هیچ اطلاعی از ماهیت فعالیت شیطان پرستی و عوامل برگزار کننده این پارتی نداشتند و صرفآ به قصد شرکت در پارتی و مهمانی شبانه دور هم آمده بودند
آیا واقعا افرادی که جذب شیطان و شیطان پرستان میشوند درک درستی از جهان منظق و فلسفه عالم وجود دارند؟
در کجا چنین حد وسیعی از مسائل حتی در افراط در مسایل جنسی دیده می شود؟و چرا باید ضعف مدیریت و عدم توان خودرا در اداره نسل جوان به گردن دیگران انداخت؟

شیطان پرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می‌داند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد و مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا می‌شود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمیست و دیگر اینکه انسان باید کاملترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اینکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده اند به این دنیا برمی‌گردد و لذت جنسی خود را کامل می‌کند. در مراسم شیطان پرستی جدید مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرین پاشیده می‌شود ( همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت ) و البته در شیطان پرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد.

شیطان پرست ها ضمن برگزاری مراسم خاصی- تبلیغ پوشیدن لباس خاص به عنوان لباس مقدس منقوش به نمادهای شیطان پرستی- از گردنبند (صلیب شکسته یا صلیب برعکس) انگشتر با نقوش استخوانی و جمجمه انسان استفاده کرده و در برگزاری این مراسم ضمن شرب خمر- اقدام به رقص و پایکوبی می کنند. این افراد بر این باورند که باید برخلاف ادیان به ویژه اسلام- عمل کرد و با انجام اعمال دلخواه و کارهای خلاف- دنیا را به هرج و مرج و آشوب کشاند (این نوشته ها و اشکال و نمادها روی لباس مانند دعاها و طلسم ها عمل کرده و اثرات انفعالی دارند).
افراد عضو گروه های شیطان پرست در برخی رشته های ورزشی- مهارت خاصی دارند و به منظور جذب نوجوانان و جوانان هنگام ورزش از موزیک های خاص شیطان پرستی استفاده می کنند- «این گروه ها دارای کتاب هایی به زبان لاتین بوده و با تجمع در پارک ها و تفرجگاه ها درباره رخدادهای جدید در سطح کشور در رابطه با شیطان بحث و گفت وگو می کنند. بنا به گفته جانشین فرمانده نیروی انتظامی- یکی از فرقه های انحرافی تحت عنوان
TSM توسط فردی به نام «الف» که خارج از کشور زندگی می کند- هدایت می شود. این فرد با لابی صهیونیست ها مرتبط است و محبوبیت زیادی در بین جوانان دارد- به طوری که صدها جوان در کلاس های او شرکت کرده و در مقابل او اشک ریخته و به گناهان خود اعتراف می کنند. فرد دیگری به نام « الف.ر.» دارای مریدانی است که حاضرند برای مراد خود- هر کاری انجام دهند- به طوری که دختران زیادی به خاطر او ازدواج نمی کنند و ادعا می کنند او همسر عرفانی شان است. «الف.ر.» ادعا کرده قادر به زنده کردن مردگان است و این فرد عمدتاً در تاریکی زندگی می کند.

باورهای شیطان پرستان

شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود. خود کشی توجیهی اینگونه دارد – ” اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟” پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.

شیطان پزستی یعنی چه؟
پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قویتر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا است
در شیطان پرستی- غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود

در کل گروه های شیطان پرستی یه ۲ دسته کلی تقسیم میشوند

۱)گروهی که شیطان را مانند خدا میشناسند و آن را میپرستند که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و آن را به طبیعت
حقیقی انسان وصل میکنند.

۲)گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند.

انـواع شیطـان پرستــی از نظـر ایدئولـوژی و روش تفکر
شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند:
Anthon lavey: “There is no heaven of glorybright, and no hell where sinners roast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day of joy! Here and now is our opportunity! Choose ye thisday, this hour, for no redeemer liveth!”
آنتون لاوی: خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد- و جهنمی که در آن گناهکاران کباب میشوند هم نیست . اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز- این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست

اصول شیطان پرستی جدید

شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول می‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت – طبیعت شهوانی – مرگ – بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:
Atheism – : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.
Notdualistic – : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.
Autodeists – : خود پرستی – خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.
Materialistic – : اعتقاد به اصالت ماده.
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .

دسته های شیطان پرستی:
شیطان پرستی به چهار دسته شیطان پرستی فلسفی- شیطان پرستی لاوی- شیطان پرستی دینی و شیطان پرستی گوتیک(شرپرستی) تقسیم می شود
شیطان پرستی فلسفی

به طور غیر رسمی و گسترده‌ای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی (Anton Szandor LaVey) می‌دانند؛ همان بوجود آورنده انجیل شیطانی(satanicbible). او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی- محور و مرکزیت عالم هستی- خود انسان است

در نظر شیطان پرستان فلسفی- هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا- مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبس می‌شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌‌نگرند و تنها به وسیله آن- یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل می‌دهند

شیطان‌پرستی لاویی
این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب “انجیل شیطان” و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (۱۹۶۶) بود و تحت تأثیر نوشته‌های فردریک نیچه- آلیستر کرالی- این رند- مارک د سید- ویندهام لویس- چارلز داروین- آمبروس بیرس- مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. “شیطان” در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشتن

یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی- قوی می‌دانند و در بشر دوستی خود- بدون تامل عمل کنن

فلسفه شیطانی(توجه:مواظب باشید فریب نخورید)

شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:
۱- شیطان می‌گوید: دست و دلبازی کردن بجای خساست.
۲- شیطان می‌گوید: زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
۳- شیطان می‌گوید: دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
۴- شیطان می‌گوید: محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
۵- شیطان می‌گوید: انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید: هرگاه برادری به تو سیلی زد- آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند).
۶- شیطان می‌گوید: مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی بودن.
۷- شیطان می‌گوید: انسان مانند دیگر حیوانات است- گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند- بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه- او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.
۸- شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد- چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی- روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
۹- شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.
و در مقایسه با این جملات- لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده است:
حماقت- ادعا و تظاهر- نفس گرایی- انتظار بازپس گرفتن از دیگران-(آنچه به آنها داده اید)- خود را فریب دادن- پیروی از رسوم و عقاید دیگران- روشن بینی نا کافی- فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال- قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید- به عنوان نو)- غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات !
لاوی سپس ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد- که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست- ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:
۱- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
۲- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران می‌خواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
۳- وقتی مهمان کسی هستی- به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
۴- اگرمهمانت مزاحم تو است- با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
۵- هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
۶- هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار- مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو می‌خواهد آن را بگیری.
۷- اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هایت استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی- تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
۸- هرگز از چیزی که نمی‌خواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
۹- کودکان را آزار نده.
۱۰- حیوانات (غیر انسان) را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
۱۱- وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر می‌داری- کسی را آزار نده- اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد- از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد- نابودش کن.

اعتقاد شیطان پرستان در تارخچه خود
انواع معمول شیطان پرستی خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد- شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است.

شیطان پرستی دینی

۲٫شیطان پرستی دینی اگرچه ضروری است که متذکر شویم اینکه اساساً آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند – محل سوال های جدی است – لکن با توجه به اینکه در اغلب کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است از عنوان ” شیطان پرستی دینیعیناً استفاده می شود . مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم – پرستش یک نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می باشد . عمده پیروان آن به ” خدایان رم باستان – الهه های شرقی و … گرایش دارند . اما رکن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است  *** شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله میدهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضدهم یعنی خدای خیر و شر میدانند از میان آن گروه ها میتوان به فرقه یزیدیان که عموما در کردستان عراق میباشند اشاره کرد که شیطان را ملک طاووس می دانند و برای آن اجر و قرب زیادی قائل اند و حتی مراسم حجی نیز در ( لالش ) واقع در کردستان عراق دارند و طبق گفته برخی آیین خشنی دارند و حیوانات را در مراسمشان قربانی می کنند و یا شیطان پرستان اقوام بدوی که برای خدای شر (شیطان) قربانی انسانی نیز هدیه می دادند. شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند: “There is no heaven of glory bright, and no hell where sinners roast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day of joy! Here and now is our opportunity! Choose ye this day, this hour, for no redeemer liveth!” Anthon lavey ” خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد- و جهنمی که در آن گناهکاران کباب میشوند هم نیست . اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز- این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست !” “آنتون لاوی” شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت – طبیعت شهوانی – مرگ – بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند: Atheism – : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد. Not dualistic – : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد. Autodeists – : خود پرستی – خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست. Materialistic – : اعتقاد به اصالت ماده - وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است . - ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند. - عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. - اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است . انواع شیطان پرستی: ۱- شیطان پرستی فلسفی Philosophical Satanism : این شیطان پرستی توسط Anton Szandor LaVey همان بوجود آورنده انجیل شیطانی satanic bible و کلیسای شیطان ( البته کلیسای شیطان قرن ها قبل از وی در قرون وسطا نیز وجود داشته است.) ایجاد شده است ومراسم آنها شبیه مراسم جادوگری کراولی می باشد. لاوی این نوع شیطان پرستی را تحت تاثیر افکار آلیستر کراولی – نیچه – رند- مارکوس دی سید – ویندهام لویس – چارلز داروین – مارک تواین و دیگران ایجاد کرده است. در شیطان پرستی لاوی شیطان نیروی مثبت است و در مقابل آن اعمال خدایی کلیسا مورد تمسخر قرار می گیرد و اعمال دنیوی در مقامی بالا فرض میشوند. ۲- شیطان پرستی دینی Religious Satanism : این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع- شیطان نوعی جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی – افسانه ها – آیین های متفاوت – و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن می باشد. ممکن است پیروان این دین به یک خدا یا خدایان متعددی اعتقاد داشته باشند که این خدایان گه گاه برگرفته شده از خدایان مصر و یونان و بین النهرین می باشند. گاه خدای آنها همان فرشته رانده شده درگاه خدا می باشد که آنها اعتقاد دارند که طغیان او در برابر خدا کاملا درست بوده است و حتی برخی از آنها اعتقاد دارند فرشتگان دیگر با بدگویی او نزد خدا موجب رانده شدن او شدند!!!! (کلمات نخ نما شده یهود ) کلا این گروه به آزادی فکر و عمل و بالا بردن خود به هر وسیله ای مانند جادو اعتقاد دارند. این گروه بر اساس آیه ای از تورات که در آن اشاره شده خدا به انسان اجازه استفاده از میوه درخت دانایی را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببیند و خود تبدیل به خدا شود وی را عامل آگاهی انسانها می دانند و انسان را از پرستش خدایی که مانع آگاهی و پیشرفت انسانهاست بر حذر می دارند و انسان را برای شناخت مسیر درست کامل می بینند و همچنین خدای مورد پرستش بشر را خدایی ظالم می دانند که چند بار در طول تاریخ ظلمهای بزرگی به انسانها کرده است.(اگر یادتان باشد گفتیم این قبیل باورها مولود باورهای یهودی است.خدای ظالم و خدایی که فراموش میکند خشم میکندویا قهر میکند)                                                                       ۳- شیطان پرستی گوتیک Gothic Satanism : این نوع شیطان پرستی همان شیطان پرستی است که در عصر سلطه کلیسا بوجود آمده بود . در این نوع شیطان پرستی گفته می شود که کودک خواری – قربانی کردن دختران – بزکشی و تمام کارها و اعمال ضد کلیسا را انجام می دادند. شیطان پرستی دارای نزدیکی زیادی به جادوگری می باشد و دنیای آن پر از افسانه های گوناگون – شیاطین متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست که بیشتر تصور می شود این افسانه ها توسط کاتولیک ها ساخته شده باشد. در دنیای امروز هم کشورهای مختلفی دارای کلیسای شیطان هستند مانند کشورهای امریکا ؛‌ انگلیس و آلمان و همچنین چین و بر خلاف ادعای شیطان پرستان جدید که بر اساس متون انجیل شیطانی بر عدم کودک آزاری و آزار حیوانات پافشاری می کنند اما وحشتناک ترین اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهی انجام می شود .( در ایران از دیر باز این گروه فعال بودند و شاهان بدلیل رابطه خویشاوندی و یا دوستی با سران این گروه هرگز به انان اعتراض نکردن- مراجعه کنید به کتاب پاسخ به تاریخ نوشته محمد رضا پهلوی - میگوید من حکومت را در شرایطی از پدرم گرفتم که در شیراز باغی است که یهودیان کودکان مردم را میدزدیدند و به این باغ میبردنند........ کودکان معصوم را در نماز سیاه و ایینهای دیگرشان قربانی میکردند

شیطان پرستی گوتیک
این فرقه از شیطان پرستان- به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند به اعمالی از قبیل “خوردن نوزادان”- ” بزکشی “- “قربانی کردن دختران باکره” و “نفرت از مسیحیان” هستند. این طرز فکر در کتاب “مالیوس مالیفیکاروم” دسته بندی شده است.

پنتاگـــرام(ستاره پنج):
ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین- قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است. این علامت در فرهنگ و تمدن باستان مایان های امریکای لاتین- هند- چین- مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکل پنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بوده و در نقاشی های مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد. رازهایی مابین سیر استفاده از این علامت- طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوس و رب النوع معروف بیشتر وجود دارد که گاهی باعث این تفکر غلط می‌شود که پنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصا کتابهای یهودیان بسیار زیاد به پنتاگرامها اشاره شده است.

پنتاگــرام در جــادو
در آیین پرستش جادوگران یونانی پنتاگرام به عنوان جهان کوچک ( بدن انسان ) شناخته می شود. این باور باعث بوجود آمدن احساسی در بین جادوگران می شد که توسط آن ارتباطی میان خود- جهان و سمبولیسم ایجاد می کنند.
هدف از این احساس درک عمیق شیطان است که مهارتش در ارتباط برقرار کردن میان جهان فعال (جهان بیرونی) و جهان ساکن (روح انسان) است. یکی از جادوگران مشهور در این زمینه- جیوردانو برونو است که در مورد سوءاستفاده از پنتاگرام در جادوهای سیاه هشدار داده است. ( پنتاگرام هنوز هم به عنوان شاخص اصلی رسوم پرستش جادوگران به کار می رود- ضمن اینکه عامل پدید آمدن رسوم وتشریفات دیگری نیز در ادیان مختلف شده است.)
پنج نیروی پاک از فروپاشی روح جلوگیری می کنند و هیچکس را یارای شکست آنها نیست مگر خود روح- عدالت – رحمت – معرفت – ادراک و شکوه متعالی

پنتاگــرام مسیحیــان
کابالیستهای مسیحی در دوره رنسانس علاقه وافری به پنتاگرام پیدا کردند. آنها اعتقاد داشتند که پنتاگرام علامتی رازگونه است که در دست نوشته های مسیح مشاهده شده و پیامی از سوی خداست. آنان می گفتند این سمبلی است که آشکار می کند مسیح نیز پیرو امیال حیوانی ( شهوت ) خود بوده است. کاری که بسیار رواج یافته بود نوشتن نامه هایی به زبان عبری با مهر پنتاگرام بر ساق پا بود- این نامه ها که در مورد آتش بود- سمبل اعیاد پنجاهه است.
در کتاب مقدس یهودیان چهارنامه وجود دارد که با نام خداوند مهر شده اند
YHVH تلفظ غیر دستوری کلمه JEHOVAH – ( یهوه خدای بنی اسرائیل )- Yahveh
YHSHVH – Yehoshua یا جسوس- ( عیسی )- ( Jesus )
این رازی متصل به کتب آسمانی است. نتیجه این بیان آنست که نام اعیاد پنجاهه مسیحیان با خدا و مسیح مرتبط می شود. چندین رابطه بین پنتاگرام و مسیحیت وجود دارد. پیش از به صلیب کشیده شدن مسیح- پنتاگرام یک نشان رجحان یافته برای آرایش کردن و زینت دادن جواهرها و طلسم های مسیحیان اولیه بود. این علامت که به راحتی و در یک حرکت پیوسته قلم کشیده می شد- با پنج زخم مسیح آمیخته شده بود.
پنتاگرام همچنین برای یک فرقه نهانی عرفانی مسیحی نمادی از
Isis ( الهه حاصل خیزی ) و Venus ( اصلی ترین رب النوع مونث- الهه عشق و زیبایی ) بود. فرقه ای که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاریخ مسیحیت وجود داشت.

این سمبل نیز همان پنتاگرام است – با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .

در عقیده کابالیست های یهودی که بسیاری از اندیشه ها و ایده های فیثاغورثی را قرض گرفته اند- پنتاگرام نشان دهنده پنج حقیقت برتر در زندگی است:عدالت- رحمت- دانش- ادراک – شکوه ماورایی و مافوق جهان مادی.

برخی علایم و نمادهادر این فرقه:

پنتاگــرام در شیطان پرستـی
پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است و این نوع استفاده درعین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان یک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطان پرستی مدرن توسط
Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.
البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش
Anti Christ و نشانی از طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه آن ستاره داوود می باشد. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.شیطان پرستی، شکل ظاهری شیطان تشکیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان- پای جن و با دم کوتاه. در شیطان پرستی مدرن- شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود بجای توجه به خدا و عالم بالا- تمایلات جنسی آزاد که شیطان پرستی آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی
SabbaticGoat یا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.
استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها- آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل جنسی.

آرمها:

Inverted Pentagram (پنج ضلعی وارونه): نشانه ستاره صبح – نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم های مخفیانه ( کابالا ) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. این علامت را شیطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده میکنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است و مهم نیست که یک نوک ضلع آن بالا باشد یا هر دوی آنها و یا دور آن دایره ای کشیده شده باشد یا خیر در هر حال این علامت شیطان است

۶۶۶ : علامت انسان – نشانه جانور (هیولا) – مکاشفات ۱۳:۱۸ « … پس هرکس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد – زیرا که عدد انسان است و عددش ۶۶۶ است»

Ankh : سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان / مردان می باشد.

Swastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید): یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت. این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده میشده. در آیین پرستش خورشید – این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد.

All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد):آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت میکند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها – نفرین ها – کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار میکنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی

Upside Down Cross صلیب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسیح میباشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار میرود. این علامت را میتوان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.

Anarchy (هرج و مرج): این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین میباشد. به عبارت دیگر ” هرچه تخریب کننده است تو انجام بده ” یعنی همان قانون شیطان پرستی . این علامت توسط پانک ها هوی متالها و راک ها به کار میرود.

Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان میباشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده مینمایند

ستاره پنج‌پر یا پنتاگرام شکلی هندسی است که از پنج خط تشکیل شده و به شکل ستاره است.

کلمهٔ «پنتاگرام» از کلمهٔ یونانی πεντάγραμμον منشا گرفته‌است که به معنی پنج خط است.

پنتاگرم به عنوان سمبلی ارزشمند در یونان و بابل قدیم مورد استفاده قرار می‌گرفته- پنتاگرم دارای گرایش‌های جادویی نیز می‌باشد. بسیاری از کسانی که پیرو نوپگانیسم یا مهرپرستی هستند از این سمبل استفاده می‌کنند.

پنتاگرم ید طولایی در رابطه با سیاره ونوس (زهره)♀ دارد و آن را سمبل این سیاره می‌شمارند- سیاره زهره نماد مادینه مقدس است که در مسیحیت آن را مریم مجدلیه (که بعد از افشا گری‌ها کتاب راز داوینچی اثر دن براون بیشتر مرسوم شد) و در ایران باستان آناهیتا (که بعضی به صورت کلی آن را ننه یا ننه خاتون نیز مینامند)- و همچنین رابطه مستقیمی با فراماسونی‌ها یا شوالیه‌های معبد (Knights Templar) دارد که آنها نگه دارنده راز جام مقدس هستند) و همچنین سیاره ونوس هر هشت سال شکل ستاره پنج پر را می‌پیماید یعنی چرخشش چنین شکلی را به وجو می‌آورد.

اولین استفاده از ستاره پنج پر به پنج هزار سال پیش در بین‌النهرین در نزد سومریان بر می‌گردد. سومریان آن را به عنوان شکل تصویر (Pictogram) کلمه UB به معنی گوشه به کار می‌بردند. در شکل تصویر سومریان ستاره پنج پر در شماره ۳۰۶ بود- پنج گوشه ستاره پنج پر به معنی جوپیتر- عطارد- مریخ♂- ساترن- و زهره♀ است به معنی ملکه بهشت (Ishtar).

شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تیشرت ها- زیورآلات و بدلیجات- کمربند- دستبند- بازوبند- کلاه و … دیده ایم- بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم:

Inverted Pentagram
(پنج ضلعی وارونه): نشانه ستاره صبح – نامی که به شیطان تعلق دارد. این علامت در مراسم های مخفیانه ( کابالا ) و جادوگری برای احضار ارواح شیطانی استفاده می‌شود. این علامت را شیطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با یک ضلع در بالا استفاده می‌کنند. در هر حال این علامت نشانه شیطان است و مهم نیست که یک نوک ضلع آن بالا باشد یا هر دوی آنها و یا دور آن دایره ای کشیده شده باشد یا خیر در هر حال این علامت شیطان است.
aphomet دیو بافومت: علامت شیطان پرستی. خدای شیطانی و سمبل شیطان. ممکن است این علامت به شکل جواهرات دیده شود.
۶۶۶ : علامت انسان – نشانه جانور (هیولا) – مکاشفات ۱۳:۱۸ « … پس هرکس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد – زیرا که ۶۶۶ عدد انسان است »
Ankh : سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان ومردان می باشد.
wastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید): یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت. این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده شده است. در آیین پرستش خورشید- این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد.
All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد): آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت می‌کند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها – نفرین ها – کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار می‌کنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی است.
Upside Down Cross صلیب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسیح می‌باشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار می‌رود. این علامت را می‌توان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.
Goat Head (سر بز): بز شاخدار – بز مندس mendes (همان ba’al بعل خدای باروی مصر باستان) – بافومت – خدای جادو – scapegoat (بز طلیعه یا قربانی). این یکی از راههای شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.
Anarchy (هرج و مرج): این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین می‌باشد. به عبارت دیگر ” هرچه تخریب کننده است تو انجام بده ” یعنی همان قانون شیطان پرستی- این علامت توسط پانک ها- هوی متالها و راک ها به کار می‌رود.
Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان می باشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده می نمایند

گروه هایی از اقوام شیطان پرستان

یزیدیان
یزیدیان کیستند؟یزیدى‏ها- اعتقادات خرافى و شیطان‏پرستى دارند و داراى دو کتاب مقدس هستند؛ یکى به نام “جلوه”- که شیخ عدى‏بن اموى نوشته و دیگرى “مصحف رش”(رش به معناى سیاه در زبان کردى است) تألیف شماس ارمیا. یزیدى‏ها اعتقاد دارند که کتاب جلوه- خطاب‌هاى خداوند است به یزیدیان.

از bbc
چهارشنبه برای یزیدیان روز مقدس هفته است و در همین روز در شهر کوچک قحطانیه در شمال غرب عراق- امدادگران اجساد یزیدیان را از زیرآوار بیرون می کشیدند- یزیدیانی که قربانی یکی از مرگبارترین حملات انتحاری در عراق شده اند- حمله ای که به گفته مقامات عراقی و آمریکایی- رد پای القاعده در آن دیده می شود و هدف از آن- سوزاندن فرقه های بیشتری در آتش جنگ فرقه ای عراق است.

موقعیت زندگی یزیدیان:

یزیدیان جز در عراق در ترکیه- ایران- سوریه و قفقاز زندگی می کنند و اگرچه آماری رسمی و مشخص در مورد آنان در دست نیست اما شمار آنان در مجموع این کشورها تا پانصد هزار نفر برآورد می شود که حدود دویست هزار نفر از آنان در عراق زندگی می کند.

باورهای یزیدیان:

آرامگاه شیخ عدی بن مسافر در روستای لالش در ۳۶ کیلومتری موصل قبله گاه یزیدیان به شمار می رود

از دید مورخان ادیان- شیطان پرستی برچسبی است که پیروان ادیان جدیدتر به کسانی که همچنان به ادیان قدیمی تر باور داشتند می زدند و خدایان آنان را شیطان و منشأ شر خطاب می کردند- همان گونه که مسیحیان اروپا در مورد اروپاییانی که به باورهای پیشین خود باقی مانده بودند چنین کردند.

اما در باور یزیدی- شیطان دشمن اصلی بشریت نیست- بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملک طاووس نام دارد؛ فرشته ای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده کردن سر باز زد- بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به وی سپرد.

یزیدیان بر این باورند که قدمت کیش آنان به زمان پیدایش بشر باز می گردد و یزیدیان از نسل آدمند و نه از نسل حوا؛ در حالی که در باور ادیان ابراهیمی- ابنای بشر حاصل ازدواج آدم و حوا هستند- یزیدیان خود را حاصل پسری می دانند که از بذری که آدم کشت پدید آمد و سپس با حوریه ای وصلت کرد.

بدین ترتیب- یزیدیان خود را تافته ای جدابافته می دانند که نباید با دیگر اقوام وصلت کنند و دیگر ابنای بشر را به کیش خود بپذیرند.

با وجود آنکه در باور یزیدی- دین آنان پیشینه ای به قدمت تاریخ بشر دارد اما مورخان- کیش یزیدی را در شمار دیگر فرقی طبقه بندی می کنند که پس از اسلام- به نیت احیای سنتهای پیشینیان و با انگیزه حفظ و بازیافت هویت تاریخی در نقاط مختلف خاورمیانه زاییده شدند و رشد کردند- هرچند بنیانگذارانشان صوفیان مسلمان بودند.

علویان- کاکه ای ها (اهل حق) و شیدلیها
که همگی در مناطق کردنشین ایران- عراق- ترکیه و سوریه و نواحی همجوارشان زندگی می کنند- از این دسته مذاهب به شمار می روند و همگی این وجه مشترک را دارند که از سویی آداب نیایش جمعی شان همچون نذر و نیاز و قربان به یکدیگر شباهت دارد و با صوفیان مسلمان مشترک است و دیگر اینکه گرچه پیروانی از میان ترکان و اعراب هم یافته اند- مرکز عمده نشو و نمایشان کردستان بوده و فرهنگ و زبان کردی رکن مهمی از آیین آنان را تشکیل می دهد.

اعتقادات و باور های دینی یزیدیان:
یزیدیان همچون مسلمانان روزانه پنج بار به شیوه خود نماز می گزارند- اما قبله شان در چهار بار از این نمازهای پنجگانه- خورشید است و در نیمروز- مقبره شیخ عدی بن مسافر- صوفی عرب قرن ششم هجری که به باور مورخان- بنیانگذار کیش یزیدی است. و هر یزیدی در صورت توانایی باید در طول عمرش دست کم یک بار به زیارت این آرامگاه برود.موسم این “حج” در تابستان است- در کنار قبله گاه یزیدیان- چشمه گاه مقدسی قرار دارد که زمزم خوانده می شود- کوهی مقدس است که نامش را عرفات نام نهاده اند پلی نیز هست به نام پل صراط در موسم زیارت گاوی را هم قربانی می کنند.

یزیدیان همچون صوفیان در مراسم خود به ذکر و سماع می پردازند و پیروان این کیش به طبقات پیر و شیخ و مرید تقسیم می شوند

پاره ای از پیروان اهل حق نیز در مورد شیطان نگرشی همچون یزیدیان دارند- یزیدیان نیز به اهل حق احساس نزدیکی می کنند و آنان را در جمع خود شرکت می دهند اما با آنان وصلت نمی کنند.

مذهب یزیدی ها آمیخته ای از زرتشتی- اسلام و سایر مذاهب است.

برخی از مسلمانان- یزیدی ها را شیطان پرست می دانند زیرا آنان به مجسمه فرشته ای که به شکل یک طاووس آبی است احترام می گذارند.(راستی دوستان این طاووس روی علامت امام حسین و میادین شهر ما چه می کند._طاووس نماد فریب_نمادهای دیگری هم روی علامت هست که راجع به آنها صحبت خواهم کرد .)

یزیدی ها این اتهام را رد می کنند.

نخستین یزیدی که قانونگذار شد- نه در عراق بود و نه در هیچ کجای دیگر در این منطقه- بلکه دختر جوانی بود در آلمان که از سوی حزب سوسیال دموکرات این کشور به پارلمان اروپا راه یافت.

اکثریت اهل حق را نیز همچون یزیدیان- کردها تشکیل می دهند- اما در ایران و عراق و قفقاز- این آیین در میان ترکان نیز پیرو دارد.شمار اندکی از یزیدیان عربند و در زمان حکومت صدام حسین در عراق- دولت مرکزی می کوشید با انگشت نهادن بر همین اقلیت عرب- عرب بودن بانی کیش یزیدی و عرب تبار قلمداد کردن دیگر یزیدیان آنان را بسوی خود جلب کند و هم اینکه از آنان به عنوان اهرمی علیه دیگر کردها که رکن عمده ای از ناراضیان حکومت حزب بعث را تشکیل می دادند استفاده کند

 نفوذ صهیونیسم درموسیقی

موسیقی یکی از ابزارهای قوی است که متاسفانه در جامعه ما و خصوصا در بین جوانان، رایج شده است. موسیقی غرب فقط یک آهنگ و یک متن نیست. که موسیقیِ بی هویت ساختن است. موسیقیِ ضد ارزشهاست..
عصر حاضر عصر موسیقی های جهانی شده است و این یکی از ابزارهای فرهنگی امپریالیسم می باشد. " تمایل عامه مردم در خریدن و گوش دادن به آلبومهای موسیقی های جهانی شده، به جای خریدن محصولات هنرمندان داخلی، ناشی از ایدوئولوژی حاکم بر امپریالیسم فرهنگی در جهان می باشد که بر اساس آن انتقال برخی تولیدات و مدها و سبک ها از کشورهای سلطه گر به کشورهای مصرف کننده منجر به ترویج الگوهای ویژه ای از تقاضا و مصرف می گردد که ارزشهای کشورهای سلطه گر راتأیید واستحکام می بخشد. در این شیوه توسط فرهنگ خارجی، فرهنگ محلی کشورهای محلی درحال توسعه و زیر سلطه؛ به درجاتی متفاوت مورد هجوم قرار میگیرد و به مبارزه طلبیده می شود و غالباٌ این فرهنگ جایگزین فرهنگ محلی کشورهای در حال توسعه می گردد.
منشأ پیدایش اکثر موسیقی های جهانی شده (مثل رپ، متال، راک، ...) کشورهای سلطه گر می باشد. غالباً این سبک از موسیقی ها در اعتراض به وضع نابسامان حاکم بر کشورهای سلطه گر شکل گرفته اند، اما در نهایت دست های قدرت و سلطه با کنترل و اجیر نمودن ستاره های این سبک ها، این موسیقی ها را به ابزاری برای اهداف سلطه جویانه خود تبدیل کردند. و در لوای اداب حاکم بر هر یک از این موسیقی ها، آداب و عقاید و فرهنگ خود را در بسیاری از کشورهای جهان رواج میدهند .
موسیقی های راک، هوی متال، و... به گردانندگی صهیونیسم بین الملل و برای تخریب ملتها انجام میشود. هیچ امر مقدسی در این موسیقی ها محترم شمرده نمیشود. مثلا در آهنگ "سوگند" خواننده راک می خواند:« ما با تمام ارواح شریر تسخیر شدیم. ای خدا ما مرگ تو را می خواهیم و در دست راست شیطان می نشینیم..." در کتاب شیطان پرستها نیز آمده است : زندگی یعنی شهوت از زندگی لذت ببر.شیطان خدای توست. ما حیوانات هم جنس خواریم. من نجات دهنده خودم هستم مفهوم زندگی در لذت است. آزادی جنسی درست، مهم و از ارکان مذهب شیطانی ماست.»
آقای دکتر صفا تاج در مورد موسیقی جاز و تأثیرات آن این گونه می گوید: « موسیقی جاز و بی ریشه ای که برخی از کارشناسان آن را برگفته از موسیقی "ییریش" یهیودیان می دانند در تمامی زوایای جامعه امریکا رخنه کرده و روان جوانان غربی را به تسخیر خود در آورده است . اگر از امریکا سری به اروپا بزنیم باز شاهد چنین رویکردی هستیم و حتی درمیان جوامع اسلامی به ویژه کشورهای عربی و گروه های موسیقیِ " جاز و راک" که زمانی با چند ستاره یهود" نظیر "الویس پریسلی" و "دینگو استار" به دنیای غرب معرفی شدند.
هم اکنون با گذشت چندین دهه به یک شهرت و اعتباری دست پیدا کرده اند که در میان نسل جوان غربی و به ویژه امریکا، فردی مانند مایکل جکسون یهودی را از تمام متدینین کلیسا برتر میدانند. در دهه های گذشته به ویژه از دهه 60 میلادی به این سو ما شاهد شکل گیری گروه های مختلف موسیقی بوده ایم که عمدتاً کارشان ترویج فحشا و فساد و ابتذال و عریانی بوده که این کارها روح موسیقیِ "بیتِل " ها است.   . موسیقی های شیطانی یکی از ابداعات صهیونیست برای ترویج فساد و خشونت است با چنان قدرتی کار خود را انجام می دهد که قادرند با اعمالی خارق العاده و جادویی مردم را به صدمه به خود و حتی خودکشی وا دارند. لذا مرگ های زودهنگام، خودکشی، قتل و مواد مخدر و تجاوز فرجام موسیقی های شیطانیِ راک و هوی متال است.

اهداف صهیونیستها از به دست گرفتن شرکتهای سینمایی

1- بسط ارزشهای مادی گرایانه که امروزه در ارزشهای آمریکایی متبلور است و شامل انحرافات جنسی، خشونت، وهم انگاری و جادوگری، علوم تجربی و پوزیتیویستی و شکاکیت می شود.

2- جهانی کردن اسطوره ها و خرافات و دروغهای صهیونیستی-یهودی مثل افسانه فتح بی رحمانه و قساوت گونه فلسطین(!) توسط یوشع بن نون (علیه السلام) ، اسطوره های قوم برگزیده و سرزمین موعود و آوارگی و مظلومیت همیشگی یهودیان در طول تاریخ و ظهور منجی یهود(مسیح راستین!) در آخرالزمان و بهشت زمینی یهودیان. صهیونیست ها برای باوراندن دروغ های بزرگی چون شش میلیون کشته یهودی در جنگ جهانی دوم و دادرسی دادگاه نورمبرگ و فاشیسم ستیزی یهودیان فیلم هایی چون «اردوگاه آشویتس»، «فهرست شیندلر»، «هولوکاست(اتاقهای گاز)»، «شوآ» و «سلام آلمان» را دقیقا در همین راستا ساخته اند.

3-جلو گیری از اعتراض و فشار افکار عمومی به سیاست های اشغال گرانه و توسعه طلبانه صهیونیست ها و غربی ها  در کشورهای مختلف خصوصا فلسطین اشغالی در عرصه سینما.

4-بی تمدن و عقب مانده و تروریست جلوه دادن و تحقیر دشمنان واقعی و خیالی خود خصوصا مسلمانان. فیلم هایی چون «محاصره» و «دروغهای حقیقی» در همین راستاست. مقام معظم رهبری در این باره فرمودند:امروز استکبار جهانی که رئیس جمهور کنونی آمریکا سخنگوی آن است دنیای اسلام را صریحا تهدید می‌کند و سخن از جنگ صلیبی می‌گوید، شبکه استکباری صهیونیزم و سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس در همه دنیای اسلام سرگرم فتنه انگیزی اند،... هزارها فیلم سینمایی و بازی رایانه‌ای و امثال آن با هدف زشت نمایاندن چهره اسلام و مسلمین، تولید و روانه بازارها می‌شود.

5-الگودهی و آموزش نسل جدید جهان هرگونه که بخواهند. بسیاری ازفیلم های قهرمان پرور مانند  فیلم های «آرنولدشوارتزینگر»و«فرانکی»با همین هدف ساخته شده اند.

6-کسب و تجارت سود آور گیشه ها به هر بهایی و به وجود آوردن مصرف کنندگان منفعل و تنبل و تاثیر پذیر.

7-تقویت روحیه و انسجام درونی قوم یهود مثل تقویت زبان عبری و نمادهای توراتی چون  شمعدان هفت شاخه، عقاب، خروس، شیر، شاخه زیتون، تاج، ستونهای معبدسلیمان علیه السلام، ستاره داوودی، عرقچین مخصوص یهودیان و ...

8-برتر جلوه دادن یهودیان و قوانین آنها درتمام عرصه ها و تحقیر دیگر ادیان. فیلم «غریبه ای درمیان ما» تصویر بسیار زیبایی از زندگی یهودیان در محله خودشان در نیویورک ارائه می دهد که با رعایت دستورات شرعی دین یهود، مانند: جدایی زن و مرد حتی با پرده در اتوبوس و سر میز غذا و ادب بزرگتر را رعایت کردن و خصوصا  ولایت پذیری بی چون و چرا از حاخامها زندگی آرام و خوشی را دارند. فیلم «دختر راهبه» هم با دقت، دین مسیحیت را زشت جلوه می دهد. فیلم هایی که علیه مسلمانان می سازند از حد شمارش خارج است مانند فیلم «کشتی های بلند» و«ماه» «سحر» و «هدیه» در بسیاری از فیلمها هم با فردی کردن دین، زمینه را برای بسط ادیان سکولار و بی تفاوت مهیا می کنند.

9-در دست گرفتن جشنواره های بین المللی فیلم و دادن جایزه به فیلمهای مورد نظر خود.

10-جذب و خرید و تهدید هنرمندان و سینما گران کشورهای مختلف و خط دهی به این صنعت در اقصی نقاط جهان و کمرنگ کردن تلاشهای معدود سینماگران متعهد جهان.

رد پای شیطان درهنر

قواعد حاکم بر هالیوود

در این جا سعی میکنیم با مرور قواعد مشترک آثار سینمایی که هالیوود از بدو تاسیس تاکنون به مردم جهان عرضه کرده است، سرنخ هایی از اهداف پنهان و نهان گردانندگان آن به دست ذهن مخاطب بسپار یم.

قاعده اول:                                                                                                                  هیچ گاه سینمای هالیوود و دنیای رسانه‌ای غرب در ترسیم جایگاه خود در تضاد خیروشر دچار تردید و شک، پنهان‌کاری، دوگانه عمل کردن و انحراف نمی‌شود یعنی همیشه خود را مظهر خیر و سفیدی و دیگران را مظهر شر و سیاهی قلمداد می‌کند.

قاعده دوم:

علوم تجربی و نظریه‌ها و برداشت‌های علمی و به تبع آن قوانین و دستور‌العمل‌ها و تعاریف و تفاسیر، هرگاه از امور ریاضی صرف خارج می‌شود از مطلق‌گرایی هم فاصله می‌گیرد. امور انسانی و اخلاقیات و روانشناسی و همه آنچه به تعریف زندگی انسانی و اجتماعی می‌آید جزو اموری است که باید با منظر نسبی‌گرایی به آن پرداخت. این دیدگاه در تفکر انسان غربی و در هنر و فرهنگ غرب جایگاه ویژه و البته کنترل شده‌ای دارد. یعنی نسبت خیروشر در مراتب مختلف معنا می‌یابد. هالیوود در بعضی از فیلم‌ها آشکارا به تضاد موجود در زندگی اجتماعی روزمرة آمریکایی و درگیریهای جناحهای سیاسی و یا دعواهای قدرت در دستگاههای مختلف می‌پردازد، به طور مثال ممکن است مثلاً بخشی از ارتش آمریکا را نماد شر بگیرد و مثلا یک استاد دانشگاه یا دکتر محققی را نماد خیر نشان دهد. اما هیچگاه مرتکب این خطای استراتژیک نمی‌شود که خیر برتر یعنی حاکمیت و نظام و قدرت نظامی سیاسی اقتصادی و فرهنگی آمریکا را مظهری از شرِ کل نشان دهد بلکه همواره در انتهای فیلم و نتیجه نهایی اشاره‌ای به این شر کل نمی‌شود و ذهن مخاطب را از آن دور می‌سازد.

قاعده سوم:

در ایجاد جو ناامنی و اضطراب و وحشت (ترور) که مقدمه‌ای برای پذیرش قدرت برتر و حاکمیت خشن و بیرحمانه است یکی از سرفصل‌های این استراتژی فرهنگی و هنری است. اما آنها خوب می‌دانند که نباید ریشه و خاستگاه این ناامنی و ترس در داخل باشد بلکه باید تمامی شواهد، اعم از تاریخی، بینشی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خارج از مرزها و به تعبیر بهتر، خارج از هویت و فرهنگ و نظام حکومت آمریکایی باشد. لذا به لطایف‌الحیل مخاطب خود را از این وحشت و ترور می‌ترسانند و قبل از آن کانون و مبدأ آن را در ناکجا آبادی که غیر از آمریکاست متمرکز می‌کنند. امروز این ناکجاآباد بی‌هیچ ملاحظه و واسطه‌ای اسلام و کشورهای اسلامی و مردم مسلمان و منطقه خاورمیانه و ایران اسلامی و هرآنچه که رنگ و بو و نشانه‌ای از اسلام دارد معرفی می‌شود..

قاعدة چهارم

انبوه‌سازی، تکرار و استمرار هدفمند و بالنده و پیش‌رونده و پشتیبانی کننده.غربیها می‌دانند در دنیای ارتباطات و انبوه اطلاعات موجود و دسترسی مردم به کانال‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های اینترنتی و روزنامه‌ها و کتابها و مجلات و انواع فعالیت‌های هنری و... آنچه می‌تواند نقطه پایانی بر مقاومت‌های مردمی و نخبگان و اندیشمندان و آگاهان و سیاسیون مبارز و غیره باشد، حجم بالای فعالیت‌ها و رنگ غالب نگاه آنهاست.

مثلاً هالیوود در ساخت فیلم‌های سینمایی علیه اسلام و مسلمانان تنها به یک ژانر یا تولید چند فیلم بسنده نمی‌کند، از همه ژانرها و گونه‌های مختلف سینمایی اعم از عاطفی، رمانتیک، کمدی، حماسی، حادثه‌ای، سیاسی، جنگی، تخیلی، کودک و در قالب انیمیشن، بازی رایانه‌‌ای و غیره سود می‌جوید، و از همة ظرفیت‌های انسانی نیز استفاده می‌کند. اگر بتواند، در کنار کارگردانهای هالیوود از کارگردانان دیگر و حتی کشور مقصد نیز سود می‌جوید.

کمترین بازخورد رعایت این اصل، درگیر کردن روانی و فکری طرف مقابل در مقام پاسخگویی مدام و مکرر است که در یک دورة زمانی بالاخره رقیب خود را از میدان خارج می‌کند .

قاعدة پنجم

برنامه‌ریزی درازمدت و پیشه‌کردن صبر و انتظار. کار فرهنگی و به تبع آن ساخت فیلم سینمایی و فعالیت‌ رسانه‌ای نباید بر اهداف کوتاه‌مدت و روزمره متکی باشد بلکه باید منظر و نگاه سازنده‌ اثر، حداقل فراتر از چند سال باشد.

قاعدة ششم

اگرچه برای دنیای غرب و هالیوود، اقتصاد و سرمایه و دلار بسیار ارزشمند است و پول در مناسبات و برنامه‌های مختلف و اهداف آنها جایگاه ویژه‌ای دارد اما این سیاست‌های فرهنگی است که بر جریال اقتصاد حاکمیت دارد نه آنکه نگاه اقتصادی و سرمایه و سودجویی به جریان فرهنگ و هنر و سینما جهت بدهد و بر آنها غلبه داشته باشد.درست است که هالیوود در اتخاذ تصمیمات خود، بازگشت سرمایه و سوددهی هنگفت را لحاظ می‌کند ولی این بدان معنا نیست که در فرایند تصمیم‌گیری نهایی نگاه اقتصادی بتواند مانع اجرای برنامه‌های بلندمدت هنری و سینمایی باشد. بسیاری از فیلم‌های پرخرج در هالیوود ساخته‌ شده‌اند که حتی نتوانسته‌اند به سرمایه اولیه خود دست یابند. در کنار آن انبوه فیلم‌های هالیوود با هزینه ساخت متوسط را اضافه کنید که چندان مهم نیست به چه فروشی دست یافته‌اند و حتی ارقام فروش آنها در کمتر مجلات سینمایی منعکس می‌شود.

رد پای شیطان درهنر

هنر ،صلاح تبلیغاتی

صهیونیسم جهانی که سیطره آشکار و پنهان جهانی را در سر می پروراند، می کوشد با انواع و اقسام ابزارهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی به اهداف جهانی خود نائل شود. در این میان آنچه برای صهیونیسم اهمیت دارد، رسیدن به هدف با هر ابزار و ترفندی است و از آن جا که میداند، بدون تغییر ذائقه فرهنگی و باور معنویِ جوامع دیگر نمی تواند به هدف خود برسد، می کوشد با تغییر باورها و ارزشها و تخریب اعتقادات ملتها این مهم را تحقق بخشد . از این رو با ساختن مکاتب ساختگی و اصالت دادن به ارزشهای مادی و باورهای صرفاً این جهانی، جهانی بینی هایی از قبیل اومانیسم، سکولاریسم، و ماتریالیسم را ترویج کند. ترویج اباحه گری،ترویج و اشاعه ارزش‌های مبتذل مانند پول‌پرستی، تجمل‌گرایی، حرص و طمع، دنیا طلبی افراطی و تضعیف شاخص‌های پایداری فرهنگ ملل و کم رنگ ساختن ارزش‌های دینی و ملی و تحریف اصالت‌ها، از مهمترین اقدامات صهیونیسم بین الملل برای تخریب هویت ملت ها برای نفوذ در جوامع دیگر است.
در پروتکل اول صهیون آمده است که «اگر در ارتباط با دیگران دست روی حساسترین عصب ذهن انسان بگذاریم خیلی زود به پیروزی خواهیم رسید. این اعصاب حساس ذهن آدمی عبارتند از زراندوزی، مال پرستی و تنوع طلبی در ارضای نیازهای مادی که هر یک از این خواسته ها به تنهایی می تواند آدمی را تسلیم ما بکند.»در بخشی دیگر از این پروتکل آمده است که «تا زمانی که یهود مانع رسیدن به اهداف مان باشند باید فساد، خیانت، و رشوه خواری را بین آنها رواج دهیم. اگر چپاول اموال مردم به تسلیم آنها در برابر حکومت ما منجر شود، نباید تردیدی به خود راه دهیم
در مورد اهداف صهیونیسم در ترویج اصول غیر اخلاقی و تخریب ملتها باید گفت، آنها مردم جهان را نسبت به آینده خود و نسبت به سرنوشت خودشان و نسبت به حوادث و رویدادهایی که پیرامونشان می گذرد بی تفاوت می کنند، و برای رسیدن به این مقصود از هر ابزاری استفاده می کنند. ومتاسفأنه فساد و فحشا و سکس و عریانی و مسایل از این دست را میان جوامع غیر یهودی به ویژه جوامع اسلامی ترویج میدهند. اکثر مراکز خوشگذرانی مانند کاباره ها و قمارخانه ها و مراکز فحشا را صهیونیست در جهان اداره میکند. برخی از اهداف صهیونیست را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1-
بیشترین تعداد ممکن از غیر یهودیان را فاسد کنند و آنها را از فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی دور کنند و نیرو و توانایی آنها را تحلیل برند و عملا در عرصه های لهو و لعب و فساد و فحشا آنها را سرگرم کنند.
2-
برخی از افراد که به این مراکز رفت و آمد میکنند جزو مقامات بلند پایه کشورها هستند، در جهت رسیدن به منافع صهیونیسم بین الملل آنها را شکار کرده و استفاده کنند.
3-
آنها با ترویج فساد و فحشا از طریق برگزاری مراسم ملکه زیبایی، شوهای رقص، برنامه های ورزشی مبتذل و .... اندیشه خوب زیستن و مبارزه با تهاجم و تهدیدهای بیگانه را از افراد میگیرند و نیز سعی می کنند این نوع تفکر را به ویژه به درون خانواده ها کشانده و به یکی دیگر از اهداف شوم خود یعنی سست کردن بنیان خانواده نائل آیند.

رد پای شیطان درهنر

صهیونیسم از زمان شکل گیری به عنوان یک جنبش و پس از تاسیس رژیم اسراییل با سیطره بر رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی , افکار جهانیان را به تسخیر خود درآورد. از مهمترین ابزارهای تبلیغاتی که این جنبش توانست در خدمت خود درآورد , سینما،موسیقی، کارتون ،کتاب و ... است , زیرا این موارد به دلیل دارا بودن جذابیت خاص و متنوع بودن موضوعات , مخاطبین بسیار زیادی را در برمی گیرد. صهیونیسم از این ابزارها جهت ترویج افکار صهیونیستی و تبلیغ برای رژیم اشغالگر قدس استفاده نمود. افکاری که اصولا بر پایه اقدامات نژادپرستانه پایه گذاری شده است .

در  پست های بعدی با همین عنوان قصد بررسی اجمالی رد پای صهیونیسم در سینما، موسیقی و... را داریم. قصد نگارنده نگاهی اجمالی و کوتاه به فعالیت‌های صیهونیسم و امپریالیسم جهانی در حوزه ی هنر و بررسی اهداف آن ها که با ابزارهایی چون سینما، موسیقی، تأتر، کتاب، و.... در تمام جهان سیطره یافته است. اهدافی شیطانی !! تغییر ارزشها و هنجارهای جوامع با رویکرد اصالت انسانی نه خدایی! اصالت لذت ! اصالت با شیطان است نه با خدا!... در نهایت تغییر خدای قابل پرستش از خدای واحد یکتا به شیطان رانده شده ، که هر لحظه از غفلت انسان استفاده می کند و او را از پرستش و عبادت "الله" منع می کند

شیطان پرستی دینی

۲٫شیطان پرستی دینی اگرچه ضروری است که متذکر شویم اینکه اساساً آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند – محل سوال های جدی است – لکن با توجه به اینکه در اغلب کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است از عنوان ” شیطان پرستی دینیعیناً استفاده می شود . مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم – پرستش یک نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می باشد . عمده پیروان آن به ” خدایان رم باستان – الهه های شرقی و … گرایش دارند . اما رکن اصلی این نوع نیز مانند سایر انواع تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است  *** شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله میدهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضدهم یعنی خدای خیر و شر میدانند از میان آن گروه ها میتوان به فرقه یزیدیان که عموما در کردستان عراق میباشند اشاره کرد که شیطان را ملک طاووس می دانند و برای آن اجر و قرب زیادی قائل اند و حتی مراسم حجی نیز در ( لالش ) واقع در کردستان عراق دارند و طبق گفته برخی آیین خشنی دارند و حیوانات را در مراسمشان قربانی می کنند و یا شیطان پرستان اقوام بدوی که برای خدای شر (شیطان) قربانی انسانی نیز هدیه می دادند. شیطان پرستی جدید آیینی است دارای شباهت هایی به اومانیسم که انسان را برترین موجود می داند و او را تنها در برابر خود مسئول می داند: “There is no heaven of glory bright, and no hell where sinners roast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day of joy! Here and now is our opportunity! Choose ye this day, this hour, for no redeemer liveth!” Anthon lavey ” خدای باعظمت و با شکوهی وجود ندارد- و جهنمی که در آن گناهکاران کباب میشوند هم نیست . اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست ! حالا و اینجا روز خوشی ماست ! اینجا و حالا فرصت ماست ! این روز- این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست !” “آنتون لاوی” شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت – طبیعت شهوانی – مرگ – بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند: Atheism – : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد. Not dualistic – : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد. Autodeists – : خود پرستی – خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست. Materialistic – : اعتقاد به اصالت ماده - وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است . - ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند. - عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. - اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است . انواع شیطان پرستی: ۱- شیطان پرستی فلسفی Philosophical Satanism : این شیطان پرستی توسط Anton Szandor LaVey همان بوجود آورنده انجیل شیطانی satanic bible و کلیسای شیطان ( البته کلیسای شیطان قرن ها قبل از وی در قرون وسطا نیز وجود داشته است.) ایجاد شده است ومراسم آنها شبیه مراسم جادوگری کراولی می باشد. لاوی این نوع شیطان پرستی را تحت تاثیر افکار آلیستر کراولی – نیچه – رند- مارکوس دی سید – ویندهام لویس – چارلز داروین – مارک تواین و دیگران ایجاد کرده است. در شیطان پرستی لاوی شیطان نیروی مثبت است و در مقابل آن اعمال خدایی کلیسا مورد تمسخر قرار می گیرد و اعمال دنیوی در مقامی بالا فرض میشوند. ۲- شیطان پرستی دینی Religious Satanism : این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع- شیطان نوعی جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی – افسانه ها – آیین های متفاوت – و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن می باشد. ممکن است پیروان این دین به یک خدا یا خدایان متعددی اعتقاد داشته باشند که این خدایان گه گاه برگرفته شده از خدایان مصر و یونان و بین النهرین می باشند. گاه خدای آنها همان فرشته رانده شده درگاه خدا می باشد که آنها اعتقاد دارند که طغیان او در برابر خدا کاملا درست بوده است و حتی برخی از آنها اعتقاد دارند فرشتگان دیگر با بدگویی او نزد خدا موجب رانده شدن او شدند!!!! (کلمات نخ نما شده یهود ) کلا این گروه به آزادی فکر و عمل و بالا بردن خود به هر وسیله ای مانند جادو اعتقاد دارند. این گروه بر اساس آیه ای از تورات که در آن اشاره شده خدا به انسان اجازه استفاده از میوه درخت دانایی را نداد تا چشمانش باز گردد و خوب و بد را ببیند و خود تبدیل به خدا شود وی را عامل آگاهی انسانها می دانند و انسان را از پرستش خدایی که مانع آگاهی و پیشرفت انسانهاست بر حذر می دارند و انسان را برای شناخت مسیر درست کامل می بینند و همچنین خدای مورد پرستش بشر را خدایی ظالم می دانند که چند بار در طول تاریخ ظلمهای بزرگی به انسانها کرده است.(اگر یادتان باشد گفتیم این قبیل باورها مولود باورهای یهودی است.خدای ظالم و خدایی که فراموش میکند خشم میکندویا قهر میکند)                                                                       ۳- شیطان پرستی گوتیک Gothic Satanism : این نوع شیطان پرستی همان شیطان پرستی است که در عصر سلطه کلیسا بوجود آمده بود . در این نوع شیطان پرستی گفته می شود که کودک خواری – قربانی کردن دختران – بزکشی و تمام کارها و اعمال ضد کلیسا را انجام می دادند. شیطان پرستی دارای نزدیکی زیادی به جادوگری می باشد و دنیای آن پر از افسانه های گوناگون – شیاطین متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست که بیشتر تصور می شود این افسانه ها توسط کاتولیک ها ساخته شده باشد. در دنیای امروز هم کشورهای مختلفی دارای کلیسای شیطان هستند مانند کشورهای امریکا ؛‌ انگلیس و آلمان و همچنین چین و بر خلاف ادعای شیطان پرستان جدید که بر اساس متون انجیل شیطانی بر عدم کودک آزاری و آزار حیوانات پافشاری می کنند اما وحشتناک ترین اعمال توسط آنها تنها برای مقابله با دستورات الهی انجام می شود .( در ایران از دیر باز این گروه فعال بودند و شاهان بدلیل رابطه خویشاوندی و یا دوستی با سران این گروه هرگز به انان اعتراض نکردن- مراجعه کنید به کتاب پاسخ به تاریخ نوشته محمد رضا پهلوی - میگوید من حکومت را در شرایطی از پدرم گرفتم که در شیراز باغی است که یهودیان کودکان مردم را میدزدیدند و به این باغ میبردنند........ کودکان معصوم را در نماز سیاه و ایینهای دیگرشان قربانی میکردند

شیطان پرستی گوتیک
این فرقه از شیطان پرستان- به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند به اعمالی از قبیل “خوردن نوزادان”- ” بزکشی “- “قربانی کردن دختران باکره” و “نفرت از مسیحیان” هستند. این طرز فکر در کتاب “مالیوس مالیفیکاروم” دسته بندی شده است.

پنتاگـــرام(ستاره پنج):
ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین- قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است. این علامت در فرهنگ و تمدن باستان مایان های امریکای لاتین- هند- چین- مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکل پنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بوده و در نقاشی های مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد. رازهایی مابین سیر استفاده از این علامت- طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوس و رب النوع معروف بیشتر وجود دارد که گاهی باعث این تفکر غلط می‌شود که پنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصا کتابهای یهودیان بسیار زیاد به پنتاگرامها اشاره شده است.

پنتاگــرام در جــادو
در آیین پرستش جادوگران یونانی پنتاگرام به عنوان جهان کوچک ( بدن انسان ) شناخته می شود. این باور باعث بوجود آمدن احساسی در بین جادوگران می شد که توسط آن ارتباطی میان خود- جهان و سمبولیسم ایجاد می کنند.
هدف از این احساس درک عمیق شیطان است که مهارتش در ارتباط برقرار کردن میان جهان فعال (جهان بیرونی) و جهان ساکن (روح انسان) است. یکی از جادوگران مشهور در این زمینه- جیوردانو برونو است که در مورد سوءاستفاده از پنتاگرام در جادوهای سیاه هشدار داده است. ( پنتاگرام هنوز هم به عنوان شاخص اصلی رسوم پرستش جادوگران به کار می رود- ضمن اینکه عامل پدید آمدن رسوم وتشریفات دیگری نیز در ادیان مختلف شده است.)
پنج نیروی پاک از فروپاشی روح جلوگیری می کنند و هیچکس را یارای شکست آنها نیست مگر خود روح- عدالت – رحمت – معرفت – ادراک و شکوه متعالی

پنتاگــرام مسیحیــان
کابالیستهای مسیحی در دوره رنسانس علاقه وافری به پنتاگرام پیدا کردند. آنها اعتقاد داشتند که پنتاگرام علامتی رازگونه است که در دست نوشته های مسیح مشاهده شده و پیامی از سوی خداست. آنان می گفتند این سمبلی است که آشکار می کند مسیح نیز پیرو امیال حیوانی ( شهوت ) خود بوده است. کاری که بسیار رواج یافته بود نوشتن نامه هایی به زبان عبری با مهر پنتاگرام بر ساق پا بود- این نامه ها که در مورد آتش بود- سمبل اعیاد پنجاهه است.
در کتاب مقدس یهودیان چهارنامه وجود دارد که با نام خداوند مهر شده اند
YHVH تلفظ غیر دستوری کلمه JEHOVAH – ( یهوه خدای بنی اسرائیل )- Yahveh
YHSHVH – Yehoshua یا جسوس- ( عیسی )- ( Jesus )
این رازی متصل به کتب آسمانی است. نتیجه این بیان آنست که نام اعیاد پنجاهه مسیحیان با خدا و مسیح مرتبط می شود. چندین رابطه بین پنتاگرام و مسیحیت وجود دارد. پیش از به صلیب کشیده شدن مسیح- پنتاگرام یک نشان رجحان یافته برای آرایش کردن و زینت دادن جواهرها و طلسم های مسیحیان اولیه بود. این علامت که به راحتی و در یک حرکت پیوسته قلم کشیده می شد- با پنج زخم مسیح آمیخته شده بود.
پنتاگرام همچنین برای یک فرقه نهانی عرفانی مسیحی نمادی از
Isis ( الهه حاصل خیزی ) و Venus ( اصلی ترین رب النوع مونث- الهه عشق و زیبایی ) بود. فرقه ای که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاریخ مسیحیت وجود داشت.

 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است – با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد ....

http://www.seiedhfallah.blogfa.com

حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقیBeautiful -Spiritual Medicine-Concepts The most beautiful truths-Masons Dirty-The most important-Savior rise-Beautiful prayers-Islam the only true religion-All prophets were Muslims-Baha'i and Wahhabi and other eclectically different is Zionist Satanism agent-Humanity-Colonial medicine-Debate with demons-Distortion-Unity-Shiites, Sunnis only real-Explanation-Hope-Release-Grounds...-Awakening time-Word of the beauty of the innocent against other religions
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: