حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقی-
طب اسلامی طب معصومین طب انبیا, طب توحیدی طب جامع عافیت اللهی تغذیهابعادی تاثیر تغذیه حلال وطیب در انجام عمل صالح وتفوا صراط علی(ع)حق نمسکه-اولین شیعه حقیقی پیامبر(ص)حضرت علی(ع)-یالثارات الحسین-سلامتMonotheistic Medicine-The true followers of Moses and JesusThe best concepts in the most beautiful prayer-Unity medicine
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: درجستجوی حقیقت - ۱۳٩٠/٤/۱۸

چرا علم معصومین: درحوزه مسائل علمی علم طب از اهمیت وجایگاه والایی برخوردار است به صورتی که باور همگان بر سلامت محور توسعه معطوف شده است وحال انکه امروزه با ادعای   ناکارامد بودن ومبتنی بر شواهد نبودن اطلاعات قبلی پزشکی اخیرا طبابت مبتنی برشواهد وان هم بهترین شواهد واستفاده از گایدلاین ها (دلایل در ادامه مطلب)و ...مطرح شده (کلمة الحق یراد به الباطل) که هنوز خوب جا نیفتاده صدای خرد شدن ستون فقراتش بعلت معایب عدیده ای که بر ان مترتب است به گوش میرسدو بگذریم از ان همه افرادی که با اعتماد بر ظنیات پزشکی سابق به نام علم اکنون یا در برزخ اخرت ویا در برزخ دنیا گرفتارند و کسی حق ندارد برعلیه سیستم قبل وحال حرفی بر زبان بیاورد واگر خود سیستم قبلی از ناکارامدی خود سخن میگوید نه اینکه اعتراف بر باطل بودن خود است بلکه برای این است که گوی سبقت را از دست نداده وچند صباحی با حربه جدیدتری به بازار امده و در جهت براورده شدن اهداف شیاطین ومستحکم تر نمودن سیستم دجال هرانچه که در چنته دارد رو نماید واکنون علت برگشت از بن بست قبلی خود را این ادعا میداند که  زمان دوبرابر شدن تولیداطلاعات علمی به  حدود2سال کاهش یافته وحجم بسیارریاد اطلاعات که گاه در خصوص یک مطلب نتایج کاملا متفاوتی ارائه شده ومحقق را در استفاده از اطلاعات صحیح دچار سرگشتگی ساخته واز طرفی محیط ازمایش مطالعات قبلی محیط ازمایشگاه یا بدن موش بوده که در بسیاری از موارد با نتایج مطالعه در بدن انسان متفاوت بوده و....(حدیث اهلیلج امام جعفر صادق علیه السلام در ادامه مطلب خواهد امد تا نقطه نظر اهل بیت را در بطلان مکاتب طبی که بر اساس تجربه وقیاس واستدلال تنها بنیان شده ونیز نقطه نظرشان در مورد مکاتبی که انبیا’واهل بیت را بعنوان طبیبان جسم وروح بشر ندانسته وبه فرمایش پروردگار عالم در خصوص پیامبران واینکه حرف انها از سمت خالق انسان بیان شده(وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی)بی توجه اند را به عیان ببینید وخود قضاوت کنید که مافیاهای دارویی و شیاطینی که هر حوزه وجنبه زندگی انسان را به چشم کالا وتجارت دیده وحال که در عرصه قبل شکست خورده سعی در تجربه روشی گرفته که خود اذعان دارد که در بهترین شرایط (به جنبه های پیچیده ان که اشاره شود متوجه خواهید شد که تا زمانی که علم ملعبه دست شیاطین است وتا زمانی که التقاطی است اعتماد بر ان هم .....)20 درصد نتایج ان مخدوش است و در حال حاضر تنها پاسخگوی درصد ناچیزی از سئوالات درمان وتشخیص و انهم شایعترینها بوده واز طرفی به انسان(اشرف مخلوقات) بعنوان ترکیبی اتحادی از جسم وروح نگاه نکرده و ابعادی چون اخلاق و.... در ان سرابی بیش نبوده و...


علل استفاده از گایدلاینها

در دنیای واقعی :

خیلی از شواهد موجود نیست .

الزاما پزشکان به همه شواهد موجود آگاه نیستند .

به همه آن چیزی که آگاهند هم عمل نمی کنند .

بنابراین بین شرایط ایده آل و واقعی خیلی تفاوت و فاصله است .چرا ؟

سبک سنتی طبابت به این شکل است که از یک سو پژوهشگرها حجم وسیعی از اطلاعات را تولید می کنند و حجم این اطلاعات روز به روز بیشتر می شود که نه تنها حجم زیادی دارند بلکه خام هستند یعنی معتبر از نامعتبر مشخص نیست و قطعه قطعه و پراکنده اند یعنی کسی اینها را روی هم نریخته تا ما بخواهیم استفاده کنیم . به همین دلیل است که در طبابت معمول اطبا به نحوی طبابت می کنند و دانش روز پزشکی به نحو دیگری حکم می کند و این دو از هم جدا شده اند که علت آن حجم زیاد , قطعه قطعه و در هم بودن شواهد است. هر سال سه میلیون مقاله بیومدیکال در سه هزار ژورنال چاپ می شود و امکان آگاهی و اطلاع از همه آنها تقریبا غیرممکن است . زمان دو برابر شدن دانش طب حدود 20 ماه است تصور کنید روزانه 5/1 میلیون به صفحات اینترنت اضافه می شود . این حجم زیاد اطلاعات تولید می شود و ما از آنها فاصله گرفته ایم . یک پزشک عمومی نمی تواند اسب سرکش انفجار اطلاعات را رام کند . این امر محال است و به همین دلیل روز به روز میزان اشتباهاتمان بیشتر می شود و نمی توانیم به دانش روز عمل نمائیم . دانش می گوید A و ما به B عمل می کنیم . دانش بعد از مدتی B را نقض می کند و ما کماکان به B عمل می کنیم . آن چیزی که دانش روز حکم می کند ما از آن فاصله گرفته ایم . در کشوری مثل آمریکا میزان مرگ ومیر به دلیل ایدز 16 هزار مرگ در سال و به دلیل کانسر پستان 42 هزار مورد در سال است در حالیکه میزان مرگ به دلیل خطاهای پزشکی 98 هزار مورد در سال است اطبا خیلی بیشتر از بیماریهایی که ما از آنها می ترسیم باعث مرگ و میر می شوند . در آمریکا میزان مراجعات مجدد به دلیل عوارض نسخ 116 میلیون بار است و 76 میلیون نسخه مجدد می نویسند تا عوارض نسخ قبلی خود را برطرف کنند . 17 میلیون مراجعه اورژانسی با حال بد به دلیل عوارض پزشکی وجود دارد و در طول یک سال 199 هزار نفر به دلیل عوارض دارویی می میرند که ممکن است خطا باشد یا نباشد اما به هر صورت ایاتروژنیک (درمان زاد ) است و همین مورد در کشور آمریکا 76 میلیارد دلار به سیستم سلامت هزینه تحمیل می کند .

به صورت فزاینده ای طبابت از دانش روز دور می شود حتی در مورد بیماری های شایع مثل افسردگی , فشارخون بالا و هیپرکلسترولمی نیز چنین است  . در کشورهای پیشرفته در اغلب موارد پزشکان ملاکهای معمول تشخیص افسردگی را نمی دانند ( 52% اطلاع دارند ) و 59%  می دانند درمان افسردگی چقدر باید طول بکشد . 15- 10 درصد افرادیکه افسردگی دارند به درستی درمان می شوند . 60% افرادیکه نارسایی قلبی دارند دز مناسب ACE inhibitor را دریافت می کنند . در مورد بیماریهای شایع و معمول طبابت ما علمی نیست چه برسد به بیماریهای ناشایع که درمانهای پیچیده دارند .

بسیاری از تصمیماتی که ما در طبابت روزمره می گیریم تصمیماتی است که شواهد پشتیبان ندارد مثلا در مسمومیت شستشوی معده  می دهیم در صورتیکه هیچ شواهد پشتیبانی برای این کار نداریم .نشان داده شده است که شستشوی معده نه تنها مفید نیست بلکه می تواند ضرر هم داشته باشد . در مورد سرماخوردگی نیز هیچگونه شواهدی نداریم که اجزای سه گانه قرصهای سرماخوردگی ( استامینوفن , آنتی هیستامین و ضد احتقان ) مفید باشند و علائم را بهبود بخشند .

آقای ریچارد اسمیت نشان داده است که فقط 15% از دستورات کتبی و شفاهی پزشک مستند است یعنی شواهدی وجود دارد که نشان دهد نفع آن  بیشتر از ضررش است . همین مطالعه را آقای Kerrwhite انجام داد و به عدد 20 – 15 درصد رسیده است و آقای Archine Cochrane به عدد 10 % رسیده است .

در کانادا مطالعه ای انجام شده و مشخص شده به ازای هر سالی که از فارغ التحصیلی می گذرد سواد پزشکان کمتر می شود و با شیب تندی دانش کم می شود در حالیکه حجم دانش زیادتر می شود . ما فراموش می کنیم و بخشی از دانسته های ما بعدا ثابت می شود غلط است . به این سه دلیل فوق پزشکان بعد از فارغ التحصیلی روز به روز کم سوادتر می شوند . به همین دلیل انجمن طب امریکا بیانیه ای منتشر کرد تحت عنوان انسان جائزالخطاست که عملا توجیهی است برای غیرعلمی کار کردن و خطاهای زیادی که در طب صورت می گیرد .

حال که دانش چنین شتابان زیاد می شود و ما نمی توانیم آن را رام کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ عملا این دانش جای دیگری باید رام شود . باید به شکل قابل استفاده تبدیل شود و اطبا یاد بگیرند از این شکل فرآوری شده استفاده کنند . این چیزی است که آموزش مدرن به دنبالش است تا حجم عظیم اطلاعات خام و قطعه قطعه را فرآوری , سنتز و در قالب توصیه در آوریم . دانشگاههای علوم پزشکی هم باید همین کار را بکنند . افرادی را فارغ التحصیل کنند که بتوانند از این اطلاعات سنتز و فرآوری شده استفاده کنند . از طرف دیگر خود دانشگاه علوم پزشکی وظیفه سنتز و فرآوری دانش را به عهده دارد .

این اتفاق می تواند موثر واقع شود . در کشورهایی که اینکار را کرده اند میزان استفاده از شواهد به مقدار قابل توجهی افزایش یافته است .. در انگلستان روی این موضوع خوب کار شده است . در آنجا 53% از دستورات پزشک در بیمارستان جنرال مبتنی بر شواهد تیپ یک است یعنی شواهدی که پشت انها RCT یا systematic Review است یا در بخش روانپزشکی 65% دستورات مبتنی بر شواهد تیپ یک است در حالیکه در آمریکا در یک مرکز سطح سوم جراحی فقط 14% از دستورات مبتنی بر شواهد تیپ یک است .

پس مداخله و پایبندی به این امر می تواند باعث بهبود امر شود . از طرف دیگر باعث می شود پزشکان مبتنی بر شواهد تصمیم بگیرند و کیفیت خدمتشان افزایش یابد .

حجم پژوهشها زیاد است اما تمام این پژوهشها شواهدی را تولید نمی کنند که کاربرد بالینی داشته باشند . برخی از این پژوهشها به دنبال اتیولوژی و برخی به دنبال پاتوفیزیولوژی هستند که اکثر اینها مستقیما منجر به کاربرد بالینی برای پزشک نمی شوند . به نوعی بخش زیادی از پژوهشها در رابطه با بیمار نیستند بلکه در رابطه با بیماری اند و می خواهند زوایای تاریک یک بیماری را روشن کنند و الزاما منجر به یک توصیه جدید یا کاربرد برای بیمار نخواهند شد . بنابراین شواهد دو دسته اند :

شواهد بیماری محور

شواهد بیمار محور

ما معمولا شواهد بیمار محور برایمان مهم است . شواهد بیماری محور عمدتا در رابطه با پاتوفیزیولوژی است و خیلی کاربرد بالینی ندارد .

مثال : ممکن است در یک مطالعه نشان دهند داروی A سطح کلسترول خون را کاهش می دهد مثل کلستیرامین , با توجه به اینکه ما فکر می کنیم کاهش کلسترول خون موجب افزایش کیفیت و طول عمر بیمار می شود به افرادی که کلسترول بالایی دارند کلسترامین می دهیم . اتفاقا بعد از مدتی ثابت می شود کلستیرامین علیرغم کاهش کلسترول خون باعث افزایش مرگ ومیر می شود یعنی عملا ما به خطا رفته ایم و آن پیامدهایی که پیگیری کرده ایم پیامدهای واقعی و مهم نبوده است . ما به دنبال این نرفتیم که ببینیم این دارو باعث افزایش طول عمر می شود یا نه بلکه صرفا سطح کلسترول خون را معیار و ملاک قرار دادیم . یا ممکن است بررسی کنیم و ببینیم غربالگری PSA باعث می شود موارد بیشتری از کانسر پروستات در مراحل اولیه تشخیص داده شود اما اگر بدانیم تعداد زیادی از مردان را باید غربالگری کرد که در تعداد زیادی PSA بالاست که آنها را بیوپسی و پروستاتکتومی می کنیم که موجب بی اختیاری ادرار و impotency می شود . آیا با اینکار کیفیت زندگی این افراد را افزایش داده ایم ؟ خیر , مطالعات نشان داده اند غربالگری PSA کیفیت زندگی افراد را افزایش نمی دهد بلکه تاحدی کاهش هم می دهد . پس ما باید برویم دنبال پژوهشهایی که پیامدهای بیمارمحور را پیگیری می کنند .

خوشبختانه حجم زیادی از مقالاتی که منتشر می شوند شواهد بیماری محور هستند ( 97% ) . حود 6/2 درصد از مقالات برای پزشکان بالینی مهمند . این اولین غربالگری است که انجام می دهیم . بحث دیگر این است که آیا در همه این مقالات روش پژوهش درست ومناسب رعایت شده است ؟ اینجا علم ارزیابی نقادانه شواهد به کار می آید که روایی یا validity است . بخش دیگری از شواهد در غربال دوم به دلیل اینکه روایی آنها ثابت نمی شود کنار گذاشته می شوند . ارزیابی نقادانه خیلی مهم است . هم اطبا وهم اساتید دانشگاه باید توجه کنند برای اینکه یک خواننده معمولی مقاله قسمت متدولوژی مقاله را نگاه نمی کند و معمولا قسمت نتیجه گیری مقاله را می خواند یا حداکثر قسمت بحث را می خواند پس یک خواننده معمولی نمی تواند در مورد روایی یا عدم روایی مقاله قضاوت نماید . این چیزی است که باید در دانشگاهها صورت بگیرد و فقط مقالاتی که هم مرتبطند وهم از روایی برخوردارند روی میز باقی بمانند و بقیه کنار بروند .

وقتی دو تست relevancy (پیامدها ) و validity (روایی ) را کنار هم می گذاریم فقط بخش کوچکی از مقالات هستند که از کیفیت خوبی برخودارند و و مرتبط با کار بالینی اند . باز هم تعداد مقالاتی که هم مرتبطند و هم روایی دارند زیاد است . بالاخره کسی باید اینها را روی هم بریزد و یک نتیجه کلی بگیرد ما نمی توانیم به اطبا بگوئیم این 50 مقاله خوبند آنها را بخوانید و نتیجه بگیرید . هر کدام از آنها ممکن است درباره بیماری چیزی بگویند . یکی می گوید این دارو را بدهید , دیگری می گوید کم بدهید و سومی می گوید ندهید . بنابراین باید اینها را روی هم بریزید . در 20سال گذشته دانشی به این منظور ایجاد شده است که به آن مرور نظام مند مقالات (SYSTEMATIC REVIEW )  می گویند . متاآنالیز روشی است که شما صد تا مقاله را روی هم می ریزید و از آن یک نتیجه می گیرید و این مهم است چون ما می توانیم حجم زیادی از پژوهشها را روی هم بریزیم و از آن یک نتیجه بگیریم ( یک نتیجه عملی و سنتتیک ) . به این وسیله ما می توانیم آن سه میلیون مقاله بیومدیکال را مدیریت کنیم . بخشی از آنها را در دو غربال قبلی حذف می کنیم و باقیمانده را روی هم می ریزیم و نهایتا یک حرف می زنیم نه حرفهای متکثر ! بعد از دو مرحله relevancy و validity به بحث سنتز می رسیم که بسیار دشوار بوده و در دانشگاهها صورت می گیرد .

بحث دیگر , بحث بومی سازی است اینجاست که به گایدلاین ها و راهکارهای طبابت بالینی می رسیم .فرض کنید ما همه مقالات موجود در دنیا در رابطه با یک بیماری مثل نحوه مدیریت فرد دچار ضربه مغزی را داشته باشیم و از آنها یک مقاله مروری به دست آوریم . سئوال این است آیا می توانیم نتیجه این مطالعه مروری را در طبابت بالینی خود بکار ببریم ؟ الزاما خیر ,ممکن است 30 مقاله را روی هم بریزیم و نشان دهند که استفاده از PET scan برای مرحله بندی بیماری که متاستازهای سرطانی دارد مفید است . ایا به عنوان پزشک می توانید برای بیماری که متاستازهای سرطانی دارد pet scan را پیشنهاد کنید ؟ الزاما خیر , چرا ؟ فرض کنید برای خرید تلویزیون به بازار وسایل الکتونیکی می روید . در کنار یک تلویزیون 42 اینچ دیزیتال , یک تلویزیون 19 اینچ انالوگ را می بینید . شما مزایای این تلویزیون دیژیتال را نسبت به تلویزیون آنالوگ درک می کنید اما ممکن است تصمیم بگیرید تلویزیون کوچکترو آنالوگ را بخرید به چند دلیل , ممکن است پول به اندازه کافی نداشته باشید یا اولویتهای مهمتری داشته باشید و علیرغم علم به مزیت تلویزیون 42 اینچ دیژیتال , تلویزیون دیگر را می خرید و این کار شما نه تنها تحجر و مبارزه با فناوری نیست بلکه کاملا عقلانی است . علم پزشکی هم همین وضعیت را دارد , درست مثل جیب من و شما ضرورتهای سلامت , محدودیت های منابع و کسری بودجه دارد و همیشه نمی تواند هر فناوری سلامت را خریداری نماید و کاربردهای دیگری نیز برای این بودجه وجود دارد که رقابتی است . ممکن است درخواست pet scan  کنید و فرد هم انجام دهد و در عوض در یک شهرستان دورافتاده کودکی به ORS دسترسی نداشته باشد . چون صندوق سلامت محدودیت منابع دارد الزامات بومی و کشوری مطرح می شود . محدودیتهای منحصر به فرد و بومی ما , اولویتهای منحصر به فرد و پولی ما و ارزشهای منحصر به فرد ما پا به میدان می گذارند وممکن است باعث شوند حتی آنجائیکه شواهد چیزی را توصیه می کنند به آن توجه نکرده , اقدام دیگری را انجام دهیم . ممکن است دارویی آمده باشد که بهبود زخم معده را از 97% به 995 افزایش دهد اما به واسطه هزینه زیاد می گوئیم این 2% برای ما نمی ارزد و همان داروی قبلی را ترجیح می دهیم علیرغم اینکه یک مرور نظام مند و پژوهش سنتتیک در مورد داروی جدید داشته باشیم . هر آن چیزی که در عالم طب جدید است الزاما مفید نیست و هر آنچه که مفید است الزاما قابل توصیه نیست .

راهکار طبابت بالینی  (CPG ) آنجایی است که ما دانش سنتتیک را از یک سو و الزامات و مقتضیات منحصر به فرد و پول خود را از سوی دیگر روی هم می ریزیم و به اطبای ملکت خود توصیه می کنیم . اینجاست که ما گایدلاین بومی داریم و با گایدلاین سایر کشورها متفاوت است هر چند که دانش همه جای دنیا یک حرف می زند اما توصیه متفاوت است چون اولویت و منابع متفاوت است  ممکن است برخی از توصیه هایی که غربی ها می کنند برای ما قابل خرید نباشد . این گایدلاین ها بخش قابل توجه ای از برنامه مدیریت بیماری ها را تشکیل می دهند چون از یک سو اثربخشی را تضمین می کنند و از سوی دیگر نگاهی به محدودیت منابع دارند و مدیریت مصرف منابع را به صورت بهینه عملیاتی می کنند پس گایدلاین ها در برنامه مدیریت بیماریها یک نقش محوری ایفا می کنند .

قرار نیست این گایدلاین ها قضاوت را از پزشک بگیرند . گایدلاین ها به نحوی الزامات و قواعد سیستمیک را دیکته می کنند اما ترجیحات بیمار و تجربیات پزشک هم مطرح هستند و تصمیم نهایی با توجه به همه اینها گرفته می شود.

Clinical Practice Guideline یا راهکار طبابت بالینی : یک بیانیه است که به صورت نظام مند تدوین شده است که به پزشک و بیمار در تصمیم گیری کمک میکند که از یک سو بیشترین میزان استناد به شواهد را دارد و از سوی دیگر شرایط بومی و خاص و الزامات بومی را می بیند .

 

 

 

 

از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى می نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند.

بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.

سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته.


حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقیBeautiful -Spiritual Medicine-Concepts The most beautiful truths-Masons Dirty-The most important-Savior rise-Beautiful prayers-Islam the only true religion-All prophets were Muslims-Baha'i and Wahhabi and other eclectically different is Zionist Satanism agent-Humanity-Colonial medicine-Debate with demons-Distortion-Unity-Shiites, Sunnis only real-Explanation-Hope-Release-Grounds...-Awakening time-Word of the beauty of the innocent against other religions
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: