حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقی-
طب اسلامی طب معصومین طب انبیا, طب توحیدی طب جامع عافیت اللهی تغذیهابعادی تاثیر تغذیه حلال وطیب در انجام عمل صالح وتفوا صراط علی(ع)حق نمسکه-اولین شیعه حقیقی پیامبر(ص)حضرت علی(ع)-یالثارات الحسین-سلامتMonotheistic Medicine-The true followers of Moses and JesusThe best concepts in the most beautiful prayer-Unity medicine
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: درجستجوی حقیقت - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

786

 «مفاتیح الحیات» نوشته آیت الله عبد الله جوادی آملی،

شاهکار آیت الله جوادی آملی رکورد زد
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۵۴
۵هزار نسخه از جدیدترین اثر آیت الله جوادی آملی که به جلد دوم مفاتیح الجنان شهره شده، در ۵ روز اول نمایشگاه کتاب به فروش رفت تا علاقمندان این کتاب، در روزهای گذشته تنها به سفارش پستی قانع شوند.

به گزارش خبرآنلاین، «مفاتیح الحیات» نوشته آیت الله عبد الله جوادی آملی، از مراجع عظام تقلید، استاد برجسته حوزه های علمیه و تفسیر و اخلاق، امسال در حالی از سوی نشر اسراء به نمایشگاه بیست و پنجم رسید که استقبال از آن، مسئولان این موسسه را نیز غافلگیر کرد به طوری که هم اکنون مراجعه کنندگان به این غرفه تنها می توانند سفارش خرید پستی بدهند چرا که چاپ اول این اثر ارزشمند در ۵ روز اول نمایشگاه به اتمام رسید.



این کتاب در ۴ بخش تقسیم‌بندی شده که عبارتند از: «ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با دیگران، ارتباط انسان با طبیعت و ارتباط انسان با حیوانات». بیش از یک‌صد عنوان کتاب حدیثی و ۶‌هزار حدیث برای این کار مورد استفاده قرار گرفته و حدود ۱۴ هزار عنوان تهیه شده است تا بتوان از تمام این احادیث، احادیث مرتبط را استخراج کرد. کتاب از فصل های متعددی تشکیل شده و در هر فصل احادیث معتبری در خصوص موضوعات آن فصل ارائه شده که متن عربی و منبع این احادیث نیز در پاورقی صفحات درج شده است.



به گزارش خبرآنلاین، آیت الله جوادی آملی در خطبه‌ دوم نماز جمعه ۲۱ تیرماه ۱۳۸۷ بر نگارش جلد دوم مفاتیح با تمرکز بر تبیین مسائل روزمره زندگی مردم، تاکید کرده بود: «جلد دوّم مفاتیح الجنان جایش خالی است که إن شآءَ الله یک عدّه‌ای باید بنویسند تا معلوم بشود دین تنها این نیست که ما زیارت بکنیم و ذکری بگوییم... مفاتیح‌الجنان یک جلد است خدا غریق رحمت کند محدّث قمی و سائرین را. این یک بخش‌های عبادات و اذکار و زیارات و اینهاست. امّا دین تنها اینها نیست!... این یک گوشه دین است. گوشه دیگر هم همین ائمه فرمودند دیگر. آب دادن چه قدر سخت است؟ در باب اطعمه و اشربه ملاحظه بکنید، یک سگ تشنه‌ای را چرا فقهاء فتوا می‌دهند که اگر یک سگ تشنه‌ای را شما سیراب کردی‌، ثواب دارد؟ روی همان اطلاق روایت اِبرادُ الکَبِدَ الحَرّاء، لِکُلِّ اِبرادٍ اَجرٌ . مگر فقهای ما در اطعمه و اشربه فتوا ندادند که اگر سگ تشنه‌ای را شما سیراب کردی، ثواب دارد؟! روی اطلاق این است دیگر. فرمود: یک کبد تشنه‌ای را شما آب به‌اش برسانید، ثواب دارد. از این روایات که مفاتیحِ حیات ماست، فراوان است...»



در بخشی از کتاب ذیل عنوان «زینت و آراستگی» می خوانیم:

امام صادق(ع) می فرماید: عطر مردان پربو و کمرنگ ولی عطر زنان کم بو و پررنگ باشد.
امام رضا(ع) می فرماید: خوب است که مرد هر روز از عطر و بوی خوش بهره گیرد و اگر نتوانست، یک روز در میان و اگر نتوانست هر جمعه.
امام باقر(ع): سزاوار نیست زنان آراستن خود را برای همسرانشان تعطیل کنند، هرچند به آویختن گردنبندی باشد.
رسول خدا(ص) از به دست کردن انگشتر روی و آهن و از نقش حیوان بر نگین انگشتر نهی فرمود و می فرمود: انگشتر عقیق به دست کنید زیرا تا بر دست شماست، غم نمی بینید.


«مسافرت، امکانات زندگی، نظافت و بهداشت، لباس و پوشش، خواب و بیداری، صله رحم، درآمد و مسائل اقتصادی، نگهداری حیوان، درختکاری و...» از جمله بخش های این کتاب مفید و کاربردی و خواندنی است.
 
 
 
 
 
 
 

امام علی علیه السلام:
لا تزال هذه الأمة بخیر مالم یلبسوا لباس العجم ، و یطعموا أطعمة العجم ، فاذا فعلوا ذلک ضربهم الله بالذل
این امت تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشد و غذای آنها را نخورد، پیوسته به خیر و نیکی خواهد بود و آن زمان که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نماید، خداوند، آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد.
[بحار 79/303، از کتاب المحاسن]

دانلود فرمایشات برادر دکترجعفرنژاد درخصوص ضرورت احیا’اداب وشیوه صحیح زندگی بر اساس فرامین انبیا’ واهل بیت عصمت وطهارت(ع)

 

قسمت 1

قسمت 2

قسمت 3

 

زمان،مکان،وضعیت...جماع

 آنچه سزاوار است که بفعل آورد آنکه اراده فرزند دارد

منی وماءالنسل

مضرات حبس منی وطولانی نمودن مجامعت

نهی ازمجامعت در اول شب وبا شکم پر

تاثیر نگاه کردن به زن زیبا و زناشوئی درپیشگیری ازبیماریها

ارتباط عمر با مجامعت

ارتباط شوخى و بازى و ملاعبه درارضاءوآمادگی همسروعدم ارضاء همسربا زنای او

نیازبه غسل درهربارآمیزش

مقایسه شهوت زن ومرد ونقش حیا درتقیدآن

ثواب همبستری وغسل پس ازآن

حداقل سن دختربرای آمادگی جهت آمیزش

نهی ازبشتاب انداختن همسر قبل ازمجامعت

ارتباط مجامعت درآخرشب با صلاحیت بیشتربرای بدن وتیزهوشی فرزندوتولیدنسل...

توصیه به آمیزش در زمان پاکی

اعمال بعدازآمیزش برای پیشگیری از سنگ کلیه وتجدید قوا

ارتباط زمان آمیزش با منازل قمر

توصیه به عمل جماع وارتباط زمان آمیزش با ایام ماه وهفته(ارتباط توفیق شهادت،خوشبویی دهان،دل رحمی،سخاوت،پاک زبانی،عالم شدن،حاکم شدن،دوری از شیطان،واجدفهم وسلامت،سخنوری،شهرت،دانشمندی،بی بدیلی، بارعایت اوقات مناسب هفته)

نهی از عمل جماع وارتباط زمان آمیزش با ایام ماه وهفته(ارتباط ساحرشدن،اختیاردنیابرآخرت،شرکت نطفه شیطان درنطفه،دیوانگی،خوره،گیجی وکم عقلی،صرع،چپ شدن چشم،تنگدستی،کم یازیاد شدن انگشتان دست،خونخواری،شوم بودن،خال یا نشان در چهره،زشتی چهره وموی،سقط جنین ،مددکاری ظالم ،باعدم رعایت اوقات مناسب روز وهفته وماه

مکروه بودن جماع از طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از غروب خورشید تا مغرب، و در روز خورشید گرفتگى، و در شب و روزى که باد سرخ و سیاه و یا زرد مى‏وزد، یا زلزله

ارتباط زمان قبل وحین سفر با خرج مال را در راه نادرست ومددکاری ظالم

ارتباط ابتلا به جذام وبرص باآمیزش در ایام عادت ماهانه همسر

ارتباط نزدیکی پس از جنابت قبل ازغسل ویا وضوی مجدد باجنون فرزند

ارتباط عریان آمیزش نمودن با دوری فرشتگان

نهی از جماع در کشتى و رو بقبله و پشت بقبله

ارتباط کوری ولالی فرزند با سخن گفتن ونگاه به فرج همسر در حین مجامعت

ارتباط آمیزش باخیال زن دیگرباجنون وکم هوشی وزن منشی فرزند پسر

ارتباط دشمنی وطلاق وجدایی باپاک کردن با یک دستمال مشترک، توسط زن وشوهر

ارتباط جماع در حالت ایستاده با ادرار نمودن فرزند در بستر

ارتباط جلاد وآدمکش شدن فرزند با جماع زیر درخت میوه

ارتباط تنگدستی فرزند، با جماع درپرتوآفتاب

ارتباط منافق،ریاکاروبدعتگذاری فرزند باجماع بالای پشت بام

ارتباط بخل وکوردلی فرزند با جماع بدون گرفتن وضوپس از آبستنی همسر

نهی از خواندن قرآن در بسترباهمسردرحین جنابت

 

قالَ عَلِیُّ بْنُ مُوسیَ الرِّضا عَلَیْهِ السَّلامُ :

فَلا تَقْرَبِ النِّساءَ مِنْ اَوَّلِ اللَّیْلِ صَیْفاً وَ لا شَتاءً وَ ذالِِکَ لِاَنَّ الْمَعْدَهَ وَ الْعُروُقَ مُمْتَلِیهٌ وَ هُو غَیْرُ مَحْمُودٍ وَ یَتَوَلَّدُ مِنْهُ الْقُولَنْجُ وَ الْفالِجُ وَ اللَّقْوَهُ وَالنِقْرسُ وَالْحِصاهُ وَالْتَقْطیرُ وَ الْفَتْقُ وَ ضَعْفُ الْبَصَرِ وَ رِقَّتُه .

حضرت رضا (ع) فرمود : در اوّل شب چه زمستان و چه تابستان با زنان نزدیکی مکن ، زیرا در اوّل شب معده و عروق پر است و در  اینحال مجامعت ناپسند است و بدانید که جماع با شکم پر در اوّل شب باعث بر بیماری های قولنج و فالج و لقوه و نقرس و سنگ مثانه و تقطیر ادرار و فتق و ضعف چشم و کم نوری است

مضرات حبس منی وطولانی نمودن مجامعت

کسی که بخواهد گرفتار سنگ مثانه نشود و نیز ناراحتی حبس بول ( ادرار ) پیدا نکند هنگام نزول شهوت منی خود را حبس نکند و از آمدن آن جلوگیری ننماید و نیز زناشوئی را آنقدر طولانی نکند .

تاثیر نگاه کردن به زن زیبا و زناشوئی درپیشگیری ازبیماریها

از امام صادق (ع) روایت شده « نشره » یعنی تعویذ و پناه از امراض و پیشگیری از بیماریها در ده چیز است ،

پیاده روی ، اسب سواری ، فرو رفتن در آب ، نگاه کردن به سبزه و چمن ، خوردن ، آشامیدن ، نگاه کردن به زن زیبا ، زناشوئی مسواک کردن ، و گفتار با مردان ، و بنا بروایتی شستن سر با گل خطمی .

ارتباط عمرطولانی با مجامعت

و فرمود: هر که مى‏خواهد باقى بماند گر چه بقائى وجود ندارد؛ ناشتاى کامل بخورد، و کفش راحت بپا کند، و لباس سبک بپوشد، و آمیزش کم کند، پرسیدند سبکى جامه چیست؟ فرمود: کمى قرض.

ارتباط شوخى و بازى و ملاعبه درارضاءوآمادگی همسروعدم ارضاء همسربا زنای او

از امام صادق (ع): اگر یکى از شما بهمسرش نزدیک شود و سپس برخیزد و او را ارضاء نکند همسر که از زیر او برخیزد اگر بیک زنگى دست یابد باو متوسل و متشبث شود پس بهنگام نزدیکى شوخى و بازى و ملاعبه کنید که لذت بخش‏تر و بهتر است و زن ارضاء شود.

بکار جماع مپرداز مگر اینکه قبلا بوسیله بازى و شوخى و فشردن پستانها زن را آماده کنى این کارها موجب مى‏شود که خواهش غریزى زن تحریک شود ماء النسل او از قسمتهاى مختلف بدنش جمع آورى شود (زیرا ماء النسل زن از پستانهاى او خارج میگردد) آثار غلبه شهوت در صورتش پدید مى‏آید و همان را که تو از او میخواهى او نیز از تو میطلبد.< وش لا تُجامِعْ اِمْرأَهً حَتّی تُلاعِبَها وَ تَغْمِزَ ثَدْیَیْها وَ تَکْثِرَ مُلا عِبَتها ، فَاِنَّکَ اِذا فَعَلْتَ ذالِکَ غَلَبَتْ شَهْوَتُها وَ اجْتَمَعَ ماؤُها لِاَنَّ ماؤُها یَخْرُجُ مِنْ ثَدْیَیْها وَ الشَّهْوَهُ تَظْهَرُ مِنْ وَجْهِها وَ عَیْنَیْها وَاشْتَهَتْ مِنْکَ مِثلُ الَّذی تَشْتَهیهَ مِنْها ، وَ لا تُجامِعْ مَعَ النِّساءِ اِلاّ وَ هِیَ طاهِرَه .

و به همخوابی و مجامعت اقدام نکن مگر اینکه قبلاً بوسیلة بازی و شوخی و فشردن پستان های زن ، زن را آماده کنی ، اینکار موجب می شود که خواهش غریزی و شهوت زن تحریک شود ، و ماء النّسل زن از قسمتهای مختلف بدنش جمع شود ( زیرا آب نسل  او از پستان های او خارج می گردد ) و آثار غلبة شهوت در چهره و صورت او نمایان می شود و همان را که تو از او می خواهی او نیز از تو می خواهد و با زنان مجامعت نکن مگر آنکه پاک باشند .> و امام صادق علیه السلام فرمود: «مبادا کسى از شما بدون هیچ مقدمه‏اى با همسر خود همبستر شود، که خوف آن مى‏رود که زن به کمترین چیزى به شوهر خود خیانت کند، بلکه هر گاه کسى از شما نزد همسر خود مى‏رود ابتدا با یک دیگر شوخى و بازى داشته باشند که این گواراتر است».

نیازبه غسل درهربارآمیزش

از آن حضرت (ع): اگر مردى با جاریه‏اى آمیخت و خواست بار دیگرى در آمیزد قبلا غسل کند.

مقایسه شهوت زن ومرد ونقش حیا درتقیدآن

از آن حضرت (ع): زن 99 بار بیش از مرد لذت و شهوت احساس میکند ولى خداوند عز و جل او را برشته حیا مقید کرده است.

سماعة از ابى بصیر روایت کرده که گفت: شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود: در کامیابى لذّت زن نود و نه برابر مرد است، و لیکن خداوند عزّ و جلّ پرده حیا را بر او افکنده، و اظهار نمى‏کند.

ثواب همبستری وغسل پس ازآن

مؤمن چون با همسر خود همبستر مى‏شود هفتاد هزار فرشته بال رحمت بر او مى‏گشایند و چون غسل کند، به هر قطره آب خانه‏یى در بهشت برایش ساخته مى‏شود.

حداقل سن دختربرای آمادگی جهت آمیزش

- امام باقر (ع) فرمود تا نه سال و یا ده سال دوشیزه تمام نشده باشد نباید با او عمل جنسى انجام دهى{ راوى این حدیث زرارة است }و ظاهرا موسى بن بکر که این حدیث را از زرارة نقل میکند میگوید که من خودم از امام باقر شنیدم که میفرمود: نه یا ده (بدون کلمه سال) {و شاید تردید میان نه و ده از نظر رشد مزاجى دخترها باشد.}

نهی ازبشتاب انداختن همسر قبل ازمجامعت

چون یکى از شما خواست با همسر خود آمیزش جنسى نماید او را بشتاب نیندازد که زنها را نیازمندیهائى است

ارتباط مجامعت درآخرشب با صلاحیت بیشتربرای بدن وتیزهوشی فرزندوتولیدنسل...

پس وقتى که اراده این کار داشتى خوبست آخر شب را بدان اختصاص دهى این وقت براى بدن صلاحیتش بیشتر است و در تولید نسل بیشتر مایه امیدوارى است و عقل مولود را تیزتر میگرداند یعنى فرزندى را که خدا بخواهد بآنها بدهد.

توصیه به آمیزش در زمان پاکی

با زنان مى‏آمیز مگر پاک باشند

اعمال بعدازآمیزش برای پیشگیری از سنگ کلیه وتجدید قوا

 چون از کار ،فارغ شدى فورى برپا مایست و منشین بلکه قدرى بسمت راست خود بخواب یا تکیه کن آنگاه براى دفع بول از جاى برخیز این کار باذن خداى متعال تو را از سنگ مثانه تأمین خواهد داد.

پس از خاتمه این کارها غسل کن و همان ساعت قدرى مومیا با شراب عسل یا کف گرفته بنوش که این کار کسرى ترا از ناحیه جماع جبران خواهد کرد.< فَاِذا فَعَلْتَ ذلِکَ فَلاتَقُمْ قائِماً وَ لا تُجالِسٌ جالِساً وَلکِنْ تَمیلُ عَلی یَمینِکَ ثُمَّ انْهَضْ لِلْبَوْلِ ، اِذا فَرَغْتَ مِنْ ساعَتِکَ شَیئاً فَاِنَّکَ تَأمَنُ الْحصاهَ بِاِذْنِ اللهِ تَعالی ثُمَّ اغْتَسِلْ .

 و چون از کار جماع و زناشوئی جدا شدی فوری برنخیز و نایست و منشین بلکه قدری بسمت راست خود بخواب یا تکیه کن پس از انجام این دستور انگاه برای دفع بول از جای برخیز و بدانکه این کار تو را باذن خدای متعال از سنگ مثانه حفظ خواهد کرد ، آنگاه غسل کن .

وَ اشْرِبْ مِنْ ساعَتِکَ شَیْئاً مِنَ الْمُومِیائی بِشَرابِ الْعَسَل اَوْ بِعَسَلٍ مَنْزُوعِ الرَّغْوَهِ فَاِنَّهُ یُرُدّ الْماءَ مِثْلُ الَّذی خَرَجَ مِنْکَ .

و همان ساعت بعد از فراغ از جماع قدری مومیائی را با شراب عسل یا عسل کف گرفته بنوش که اینکار وارد می سازد از آب به همان نحوه ایکه از تو خارج گردیده ، یعنی این عمل کسری تو را از ناحیة جماع جبران خواهد کرد .>

ارتباط زمان آمیزش با منازل قمر

باید دانست که آمیزش با زنان از نظر وقت هنگامى که ماه در برج حمل و دلو است نیکو است و از آن بهتر وقتى است که ماه در برج ثور باشد زیرا ثور شرف ماه است.

توصیه به عمل جماع وارتباط زمان آمیزش با ایام ماه وهفته

 اى على شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندى آید حافظ قرآن و راضى بقسمت خدا باشد.

اى على اگر شب سه شنبه جماع کنى و فرزندى آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوى دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است< یا على اگر در شب سه شنبه با عیالت مواقعه کنى و داراى فرزند شوى آن فرزند شهادت در راه خدا پس از گواهى او بتوحید و کلمه لا اله إلّا اللَّه و أنّ محمّدا رسول اللَّه نصیبش خواهد شد، و خداوند او را در زمره مشرکین عذاب نکند، و نیز بوى دهانش خوش باشد، و رحیم دل و با سخاوت و از غیبت و تهمت و دروغ و بهتان پاک زبان باشد> ، اگر شب پنجشنبه جماع کنى و فرزندى آید حاکمى از حکام گردد یا عالمى از علماء در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمانست فرزند که آید تا پیر شود شیطان باو نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد<  اگر در روز پنجشنبه باشد نزدیک زوال ظهر که خورشید در وسط آسمان است و داراى فرزند شوید شیطان تا زمان پیرى او باو نزدیک نگردد و مدیریّت دیگران را کند و خداوند او را سلامتى در دین و دنیا عطا فرماید >، در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندى میرود که از ابدال باشد

نهی از عمل جماع وارتباط زمان آمیزش با ایام ماه وهفته

‏ یا على جماع مکن در ساعت اوّل از شب اگر فرزندى شود ساحر میباشد که اختیار دنیا کند بر آخرت < یا على در اوّل ساعت از شب با اهل خود مجامعت مکن زیرا اگر فرزندى به دنیا بیاید ساحر گشته و دنیا را بر آخرت بر مى‏گزیند.>

 یا على جماع مکن در آخر رجب یعنى یک روز یا دو روز از براى آنکه اگر فرزندى شود ناقص عقل میباشد

چون یکى از شما بخواهد با همسر خود هم بستر شود از آمیزش در اول ماه‏ها و نیمه‏هاى آن خوددارى کند که شیطان در این دو هنگام فرزند میجوید و شیاطین در این دو وقت میخواهند که با فرزند شریک شوند پس مى- آیند و در بسته شدن نطفه شرکت میجویند

 (پیامبرص) فرمود اى على با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگى و خوره و گیجى بدو شتابند و بفرزندش<  محمّد بن احمد سنانى رحمة اللَّه علیه از محمّد بن ابى عبد اللَّه کوفى، از سهیل بن زیاد آدمى، از عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى، از حضرت على بن محمّد العسکرى، از پدر بزرگوارش حضرت محمّد بن على، از پدر گرامش حضرت رضا (على بن موسى) از پدرش موسى، از پدرش جعفر از پدرش علیهم السّلام، حضرت فرمودند: مکروه است که مرد در شب اوّل و وسط و آخر ماه با همسرش نزدیکى کند و اگر چنین نمود فرزند دیوانه متولّد مى‏شود، مگر نمى‏بینى اکثر اوقاتى که صرع بر مجانین عارض مى‏شود اوّل و وسط و آخر ماه مى‏باشد>.< فرمود یا على جماع مکن زن خود را در اول ماه و میان ماه و آخر ماه از براى آنکه جنون و خوره و کم عقلى سرعت میکند بآن زن و بفرزند او>< یا على در اوّل و وسط و آخر ماه با همسرت نزدیکى مکن زیرا در این اوقات جنون و جذام و فلج اعضا یا ناقص العقلى بر همسر و فرزندش هجوم کند>، بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندى آورید قیچ باشد و شیطان به قیچى انسان شاد است<  یا على بعد از ظهر نیز با همسرت مقاربت نکن زیرا اگر فرزند نصیبتان شود چپ چشم باشد و شیطان را خوش آید که فرزندان آدم چپ چشم باشند.>< على جماع مکن زن خود را بعد از ظهر که اگر فرزندى بشود میان شما دیوانه میباشد> ، در شب فطر جماع مکن که اگر فرزندى شود بسیار بد باشد<  یا على جماع مکن زن خود را شب عید ماه رمضان از براى آنکه اگر فرزندى شود تنگ روزى است و نمیرسد او به پیرى >،<   یا على، در شب عید فطر مجامعت مکن زیرا اگر خداوند فرزندى نصیب شما کرده باشد این فرزند بزرگى که شد خداوند به او فرزندى نمى‏دهد مگر در کبر سن >در شب عید قربان جماع مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت، میان اذان و اقامه جماع مکن که فرزند خونخوار آید در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید<  یا على جماع مکن زن خود را در نصف ماه شعبان از براى آنکه اگر فرزندى شود صاحب اهوى و شوم روى باشد ><  یا على در نیمه شعبان با زوجه‏ات نزدیکى نکن زیرا اگر فرزندى برایتان پیدا شود شوم و بد فال و نامبارک و نحس باشد و نحسیش در چهره‏اش هویدا باشد ><  على در نیمه شعبان با همسرت وقاع مکن زیرا اگر فرزند متولّد شود زشت و بد مو و بد صورت خواهد بود.> در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مکن که فرزند گمرکچى‏ و معاون ظالم آید و جمعى از مردم بدستش هلاک شوند، یا على در اواخر ماه شعبان یا یکى دو روز بآخر مانده با همسرت نزدیکى مکن زیرا اگر فرزندى نصیبتان شود گمرکچى یا از اعوان ظلمه شود و در خدمت حکومت ظالم باشد و کشتار جماعت بسیارى از مردم بدست او انجام گیرد،< یا على در آخر درجه و آخرین اوقات ماه شعبان (یعنى هنگامى که دو روز از آن باقى مانده) با همسرت مجامعت مکن زیرا اگر فرزندى متولد شود احمق و کم فهم مى‏گردد.> همچنین فرمودند: کسى که در آخر ماه و وقت محاق ازدواج کند باید تسلیم سقط شدن فرزند باشد. هر گاه یکى از شماها خواهد با زن خود درآید باید از شب‏هاى ماه نو خوددارى کند و از نیمه‏هاى هر ماه نیز زیرا شیطان در این دو وقت دنبال فرزند برود

مکروه بودن جماع از طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از غروب خورشید تا مغرب، و در روز خورشید گرفتگى، و در شب و روزى که باد سرخ و سیاه و یا زرد مى‏وزد، یا زلزله

 مردى به امام پنجم (ع): گفت آیا جماع با آنکه حلال است در بعض اوقات مکروه مى‏باشد؟ فرمود: آرى از طلوع صبح تا طلوع آفتاب و از غروب خورشید تا مغرب، و در روز خورشید گرفتگى، و در شب و روزى که باد سرخ و سیاه و یا زرد مى‏وزد، یا زلزله شود. (5) پیغمبر (ص) شبى که ماه گرفته بود در خانه یکى از همسرانش بسر برد، و چیزى بین آنها واقع نشد، صبحگاه همسرش پرسید یا رسول اللَّه مگر دیشب نسبت بمن‏ ناراحتى داشته‏اید؟ فرمود: نه ولى این آیه خداوندى (خسوف) در این شب واقع شد و من نخواستم بلذت بپردازم، که خداوند اقوامى را در قرآن باین کار سرزنش فرمود : «و اگر قطعه‏اى از آسمان بر سرشان فرو افتد؛ مى‏گویند که این ابرى متراکم است پس واگذارشان تا (در غفلت و بازیگرى فرو روند و) روز مرگ و بیهوشى ایشان فرا رسد» و از آن حضرت (ع): جماع بهنگام طلوع و غروب که خورشید زرد رنگ شده مکروه است.

ارتباط زمان قبل وحین سفر با خرج مال را در راه نادرست ومددکاری ظالم

 چون قصد سفر دارى در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید رسول خدا این آیه را خواند (سوره اسراء- 30) براستى مبذرین برادران شیاطین باشند،<   یا على هر گاه بسفرى از منزل خارج شدى در آن شب با عیالت نزدیکى مکن زیرا اگر فرزند بهمرسانید مال را در راه نادرست خرج خواهد کرد و این آیه را رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله قراءت فرمود إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ (بیهوده مصرف‏کنان مال، برادران دیوان باشند).>چون در سفرى رفتى تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید،< یا على اگر در سفرى از شهر خارج شدى تا سه شبانه روز با عیالت همبستر مشو چرا که اگر فرزندى برایتان آید دستیار ظالمان خواهد شد بر علیه تو>

ارتباط ابتلا به جذام وبرص باآمیزش در ایام عادت ماهانه همسر

محمّد بن على (شبامى) ابو الحسین فقیه در مروروذ از ابو حامد احمد بن محمّد بن احمد بن الحسین، از ابو الحسن احمد بن خالد خالدى از محمّد بن احمد بن صالح تمیمى از ابو احمد صالح تمیمى از محمّد بن حاتم عطّار، از حمّاد بن عمرو، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از جدّش، از حضرت على بن ابى طالب علیهم السّلام: حضرت در حدیث طولانى وصیّت نبى اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را ذکر نموده و مى‏فرماید رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اظهار کراهت کردند از این که مرد با زن در حال حیض هم بستر شود و اگر چنین کرد و فرزندى مبتلا به جذام یا برص متولّد شد کسى غیر از خود را ملامت نکند

قالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : خَمْسَ خِصالٍ یُورِثُ الْبَرَصَ : النُّورَهُ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْاَرْبَعاءِ وَ التَّوَضّی وَ الْاِغْتِسالُ بِالْماءِ الَّذی تُسْخِنُهُ الشَّمْسُ وَ الْاَکْلُ عَلَی الجَنابَهِ وَ  غِشْیانُ الْمَرءأهِ فی حَیْضِها وَالاَکْلُ عَلَی الشَّبَعِ .

فرمود حضرت رسول اکرم (ص) 5 چیز است که باعث بر بیماری برص است : 1- نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه 2- وضو گرفتن و غسل کردن با آبی که آفتاب او را تغییر داده باشد 3- خوردن پس از جنابت 4- آمیزش با زن در حال حیض 5- خوردن در حال سیری

ارتباط نزدیکی پس از جنابت قبل ازغسل ویا وضوی مجدد باجنون فرزند

ناپسند دانستند که مرد در حالى که محتلم شده و غسل نکرده با همسرش نزدیکى کند و اگر مرتکب این عمل شده و فرزندى متولّد گشت که دیوانه بود غیر از خود کسى دیگرى را سرزنش نکند.< ) پیغمبر (ص) فرمود: پس از جنابت مکروه است جماع دوباره مگر از جنابت اول غسل کند که اگر فرزندى شود، و مجنون باشد جز خودش را ملامت نکند.>

ارتباط عریان آمیزش نمودن با دوری فرشتگان

پدرم رحمة اللَّه علیه از احمد بن ادریس از محمّد بن احمد، از ابراهیم بن هاشم، از حسین بن الحسن القزوینى، از سلیمان بن جعفر بصرى، از عبد اللَّه بن الحسین بن زید بن على بن ابى طالب از پدرش، از حضرت جعفر بن محمّد، از پدرش، از آباء گرامش علیهم السّلام، حضرت فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: هر گاه مرد و زن مجامعت مى‏نمایند همچون دو درازگوش عریان نشوند زیرا در این صورت فرشتگان از بین ایشان مى‏روند.

نهی از جماع در کشتى و رو بقبله و پشت بقبله

از آن حضرت (ع): در کشتى و رو بقبله و پشت بقبله جماع مکن.

ارتباط کوری ولالی فرزند با سخن گفتن ونگاه به فرج همسر در حین مجامعت

نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندى شود از گنگى در امان نیست مبادا کسى بفرج زنش بنگرد و باید وقت جماع دیده بر هم نهد زیرا نظر بفرج مایه کورى فرزند است

ارتباط آمیزش باخیال زن دیگرباجنون وکم هوشی وزن منشی فرزند پسر

 اى على با زنت بعشق زن دیگرى مجامعت مکن که میترسم اگر فرزندى شود مخنث و زن منش و گیج باشد<  یا على بعشق و هواى زن غیر خودت با همسرت میاویز چرا که من میترسم اگر فرزندى پسر نصیبتان شود مخنّث و خود فروش و زن مآب باشد و یا دیوانه و ناقص العقل ><  یا على با همسرت به عشق خواهرش مجامعت مکن زیرا اگر فرزندى متولّد شود عشّار (گمرکچى) یا مددکار ظالم شده و گروهى از مردم به دستش هلاک مى‏گردند.>

ارتباط دشمنی وطلاق وجدایی باپاک کردن با یک دستمال مشترک، توسط زن وشوهر

اى على جماع مکن جز آنکه خودت دستمالى داشته باشى و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنى است میان شما و شما را بجدائى و طلاق کشد.

ارتباط جماع در حالت ایستاده با ادرار نمودن فرزند در بستر

 ایستاده جماع مکن که کار خرانست و اگر فرزندى شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد،

ارتباط جلاد وآدمکش وجاسوس شدن فرزند با جماع زیر درخت میوه

زیر درخت بار دار جماع مکن که فرزند جلاد و آدمکش و کدخدا آید<  ، یا علیّ با همسرت در زیر درخت میوه مجامعت مکن زیرا اگر داراى فرزند شوى او مردى جلّاد آدمکش و جاسوس خواهد شد، >

ارتباط تنگدستی فرزند، با جماع درپرتوآفتاب

در برابر پرتو آفتاب جماع مکن، مگر با روپوش بر هر دوان که اگر فرزند شود در سختى و فقر باشد تا بمیرد،

ارتباط منافق،ریاکاروبدعتگذاری فرزند باجماع بالای پشت بام

  بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت‏گذار آید

ارتباط بخل وکوردلی فرزند با جماع بدون گرفتن وضوپس از آبستنی همسر

اى على چون زنت آبستن باشد بیوضوء با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید

نهی از خواندن قرآن در بسترباهمسردرحین جنابت

هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که میترسم آتشى از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزان

منی وماءالنسل

بکار جماع مپرداز مگر اینکه قبلا بوسیله بازى و شوخى و فشردن پستانها زن را آماده کنى این کارها موجب مى‏شود که خواهش غریزى زن تحریک شود ماء النسل او از قسمتهاى مختلف بدنش جمع آورى شود (زیرا ماء النسل زن از پستانهاى او خارج میگردد) آثار غلبه شهوت در صورتش پدید مى‏آید و همان را که تو از او میخواهى او نیز از تو میطلبد.

بسندش تا امیر المؤمنین علیه السّلام که ما در بر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله بودیم ناگاه وفد عبد القیس وارد شدند و سلام دادند و یک جلد خرما نزد آن حضرت نهادند و رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: صدقه است یا هدیه؟ گفتند:

یا رسول اللَّه بلکه هدیه است، فرمود: این از کدام نوع خرماهاى شما است؟ گفتند:

برنى است، فرمود: در این خرماى شما نه خصلت است که جبرئیل آنها را بمن گزارش داده: بوى دهان را خوش کند، معده را پاک کند، خوراک را هضم کند، نیروى شنیدن و دیدن را بیفزاید، پشت را محکم کند. شیطان را گیج سازد، بخدا عزّ و جلّ نزدیک کند و از شیطان دور کند.

از امام صادق (ع): خربزه بخورید که ده خاصیت در آن جمع است. گوشت زمین است، بیمارى و ناراحتى ندارد، طعام و شراب، و میوه، و ریحان، و اشنان و خورشت میباشد، بقوه باه مى‏افزاید، مثانه را شست و شو میدهد، ادرار آور است در حدیثى دیگر است: سنگ مثانه را آب میکند.

از حضرت رضا (ع): سداب عقل را زیاد مى‏کند جز آنکه آب کمر را خشک میکند،  و هر کس پس از خوردن آن بخوابد، از طاعون و دمل و سینه پهلو در امان خواهد بود. 

از امام صادق (ع): پیاز درد را از بین میبرد، و اعصاب را محکم، و آب (نطفه) را زیاد مى‏کند، و به پیاده روى کمک میکند، و تب را میبرد.  و از آن حضرت (ع): پیاز دهان را خوشبو میکند، پشت را محکم مى‏سازد، و پوست را نرم میگرداند.  و نیز فرمود (ع): در پیاز سه خاصیت است: دهان را خوشبو مى‏کند، و لثه را محکم میسازد، و به نیروى جماع مى‏افزاید.

  از امام ششم (ع): در فصلى که نخل را مى‏برید بادنجان زیاد بخورید که شفاء هر بیمارى است، و آب و رنگ را زیاد مى‏کند و عروق را نرم میکند و به آب کمر مى‏افزاید.

  از داود فرقد: بخدمت حضرت صادق (ع): رسیدم در حالى که در برابرش هویج نهاده بودند، فرمود: از آن هویج بمن بده و خود نیز بخور، گفتم آقا من دندان ندارم حضرت پرسید کنیز دارى؟ گفتم: آرى، فرمود دستور ده که برایت بپزند و بخور، که کلیه‏ها را گرم مى‏کند و نعوظ کامل مى‏آورد.  و نیز فرمود: هویج موجب ایمنى از قولنج و بواسیر است و به آمیزش کمک میکند.

از نبى اکرم (ص): هر که کدو با عدس بخورد چون یاد خدا کند قلبش برقت آید، و بر نیروى جماعش افزوده شود.

از کعب: پیغمبر (ص) فرمود: انجیر تازه و خشک بخورید که به نیروى جماع مى‏افزاید و بواسیر را بر طرف مى‏کند، و براى رطوبت و نقرس سودمند است.

از امام صادق (ع): نگاهش به کودکى زیبا افتاد و فرمود: باید پدر این کودک بهنگام جماع به خورده باشد.

                         از حضرت رضا (ع): هر کس آب کمرش دگرگونى یابد، شیر مخلوط به عسل او را نافع باشد.

  از حضرت صادق (ع): سرمه موى را مى‏رویاند، و آبریزى چشم را بر طرف مى‏کند، و آب دهان را گوارا مى‏گرداند، و چشمان را جلا مى‏بخشد. و نیز از آن حضرت است که: سرمه به قوه باه و آمیزش مى‏افزاید. امام صادق علیه السّلام، در حدیثى فرمود:

هویج امانى از قولنج است و به بواسیر فایده دارد و بر قوه باه کمک مى‏کند و فرمود: خوردن هویج از کلیه‏ها مواظبت مى‏کند و میل جنسى را افزایش مى‏دهد.

امام صادق علیه السّلام فرمود: پیاز بخورید که در آن سه خاصیت وجود دارد دهان را خوشبو مى‏کند و لثه‏ها را محکم مى‏سازد و بر نیروى جنسى مى‏افزاید و نیز فرمود: پیاز دهان را خوشبو و پشت را محکم و بشره را زیبا مى‏کند «2» و نیز فرمود: پیاز خستگى را از بین مى‏برد و اعصاب را قوى مى‏سازد و میل جنسى را زیاد مى‏کند و تب را مى‏برد.

عَنْ أَبی عَبْدِاللهِ (ع) قالَ : عَلَیْکَ بِالْهِنْدِباءِ فَاِنَّهُ یَزیدُ فیِ الْماءِ وَ یُحْسِنُ الْوَجْهَ .

از امام صادق (ع) روایت شده : که بر تو باد به خوردن کاسنی برای آنکه کاسنی آب و قدرت جماع را زیاد می کند و صورت را نیکو می گرداند.

پیری زودرس

1- بیش از اندازه مجامعت کردن 2- سر را با گلاب شستن 3- در شب آب خوردن 4- صورت را با لباس تن پاک کردن 5- سرپا آب خوردن 6- در مستراح زیاد نشستن 7- در حال قضاء حاجت سخن گفتن 8- نگاه کردن به عورت 9- بازی با آلت 10- به رو خوابیدن 11- همّ و غمّ

قالَ اَبُوعَبْدِالله (ع) : الزَّیْتُونُ یَزیدُ فِی الْماءٍ اَی ماءَ الْظَّهْرِ .

امام صادق (ع) فرمود : زیتون آب پشت را زیاد می کند ( بر قدرت جماع می افزاید ) .

قالَ اَبُو عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ : الْجَزَرُ اَمانٌ مِنَ الْقُولَنْجِ وَ الْبَواسیرِ وَ یُعینُ عَلَی الْجِماع .

امام صادق (ع) فرمود : گزر ( هویج ) پیشگیری از قولنج و بواسیر می کند و به قدرت و توانائی زناشوئی کمک می نماید .

عَنْ اَبی عَبْدِاللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ : یَقُولُ : کُلُوا الْبَصَلَ فَاِنَّ فیهِ ثَلاثَ خِصالٍ ، یُطیبُ الْنَّکْهَهَ وَ یَشُدُّ اَلَّلثَهَ وَ یَزیدُ فی الْماءِ وَ الْجِماعِ .

حضرت صادق (ع) می فرمود : پیاز بخورید زیرا که در آن سه خصلت است : 1- بوی بد دهان را می برد و لثه را تقویت می نماید و باعث بر زیادی آب و قدرت جماع است .

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الاَوَّلِ عَلَیْهِ السَّلامُ : قالَ مَنْ تَغَیَّرَ لَهُ ماءُ الظَّهْرِ فَاِنَّهُ یَنْفَعُ لَهُ اللَّبَنُ الْحَلیبِ وَ الْعَسَلُ .

از حضرت أبی الحسن (ع) روایت شده فرمود هر کس آب پشتش تغییر کند شیر تازه با عسل برای او مفید است .

وَ رُوِیَ اَنَّ اَکْلَ اللَّحْمِ یَزیدُ فِی السَّمْعِ وَالْبَصَر وَ اَکْلَهُ بِالبَیْضِ یَزیدُ فِی الْباهِ .

و روایت شده که خوردن گوشت قدرت شنوائی و بینائی را زیاد می کند و خوردن گوشت با تخم مرغ قدرت باه ( جماع ) را زیاد می کند .

عَنِ النَّبِی (ص) : کُلُوا الْزَّیْتَ وَ ادَّهِنُوا بِهِ فَاِنَّهُ مِنْ شَجَرهٍ مُبارَکَهٍ وَ عَنِ  الصّادِقِ عَلَیْهِ السَّلامُ الزَّیْتُونُ یَطْرُدُ الرِّیاحَ وَ یَزیدُ فیِ الْماءِ .

از حضرت رسول (ص) روایت شده زیتون را بخورید و روغن آن را به خود بمالید براستی که زیتون از درخت مبارکه است و از حضرت صادق (ع) روایت شده که زیتون بادها را طرد می کند و آب را زیاد می گرداند .

عَنْ عَنْبَسَهِ بْنِ سَعیدٍ رَفَعَ الْحَدیثَ اِلَی النَّبِیّ قالَ کَثْرَهُ تَسْریحِ الرَّأسِ یُذْهِبُ بِالْوَباءِ وَ یَجْلُبُ  الرِّزْقَ وَ یَزیدُ فِی الْجِماعِ .

عنبسه بن سعید روایتی را به حضرت رسول (ص) نسبت می دهد که فرمود که زیاد شانه به سر کشیدن تب را از بین می برد و جلب رزق و روزی می کند و بر قدرت جماع می افزاید .

قالَ اَبُو عَبْدِ اللهِ عَلَیْهِ السَّلامُ فی قَوْلِهِ تَعالی : خُذُوا زینَتکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ قالَ : اَلْمَشطُ فَاِنَّ الْمَشْطُ فَاِنَّ الْمَشْطَ یَجْلِبُ الرِّزْقَ وش یُحسِّنُ الشَّعْرَ وَ یُنَجِّزُ  اَلْحاجَهَ وَ یزیدُ فیِ الْصُّلْبِ وَ یَقْطَعُ الْبَلْغَمَ .

حضرت صادق (ع) در مورد بیان خدا هنگام رفتن مسجد زینت خود را بردارید فرمود : مراد شانه است ، براستی که شانه جلب روزی می کند و موی را نیکو می گرداند و حاجت را بر می آورد و آب پشت را زیاد می گرداند و بلغم را قطع می نماید .

عَنْ اَبِی الْحَسَنِ الاَوَّلِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ وَ شَعْرُ الْجَسَدِ اِذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصُّلْب و اَرْخَی الْمَفاصِلَ وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَ السِّلِ وَ اِنَّ النُوّرَهَ تُزیدُ فیِ ماءِ الصُّلْبِ وَ تُقَوّی الْبَدَنَ وَ تُزیدُ فِی شَحْمِ الکُلْیَتَیْنِ وَ تُسَمِّنُ الْبَدَنَ .

از حضرت ابی الحسن ( موسی بن جعفر (ع) روایت شده که فرمود : موی بدن وقتی که دراز می شود آب پشت را قطع می کند و مفاصل را سست می نماید و باعث بر بروز و ضعف و سل می شود و براستی که نوره آب پشت را زیاد می کند و بدن را تقویت می نماید و نیز زیاد می کند ، پیه کلیتین را و بدن را چاق می نماید .

عَنْ  اَبیِ الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ فیِ الخَضابِ ثَلاثَهُ خِصالٍ مُهیبَهٌ فی الْحَرْبِ وَ مَحَبَّهٌ اِلَی النِّساءِ وَ یَزیدُ فِی الْباهِ .

از حضرت ابی الحسن (ع) روایت شده که در خضاب سه خصلت است ابهت و بزرگی در جنگ و جلب محبت از جانب زنان و علاوه قدرت جماع را زیاد می کند .

عَنْ اَبیعَبْدِالله (ع) قال : الْکُحْلُ یَزیدُ فیِ الْمُباصَغَهِ .

از امام صادق (ع) روایت شده که سرمه به چشم کشیدن قدرت جماع را افزایش می دهد .

و نیز حضرت صادق (ع) فرمود : بادمجان را هنگام رسیدن خرما بخورید زیرا که او شفاست از هر دردی و آب صورت را زیاد می کند و عروق را باز می نماید و آب پشت را زیاد می نماید

عَنِ الصّادِقِ عَلَیْهِ السَّلامُ : قالَ : قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَنْ اَکَلَ الدَّبا بِالعَدَسِ رَقَّ قَلْبُهُ عِنْدَ ذِکْرِ الله وَ زادَ فی جِماعِه .

حضرت صادق (ع) از رسول خدا (ص) روایت می کند که فرمود هرکس کدو را با عدس ( بپزد ) و بخورد ( دو نتیجه دارد ) یکی آنکه هنگام ذکر خدا رقّت قلب پیدا می کند و قدرت جماع او نیز زیاد می شود

عَنْ اَبیِ الْحَسَن عَلَیْهِ السَّلام اَلسُّدابُ یَزیدُ فیِ الْعَقْلِ

حضرت رضا (ع) فرمود : « سُداب و یا سذاب » گیاه معروفی است که برگش زرد و بویش بد است عقل را زیاد می کند .

و نیز رسول خدا (ص) : در مورد این گیاه فرمود : اَلسُّذابُ جَیِّدٌ لِوَجَعِ الاُذُنِ ، سداب برای درد گوش خوب است .

ولی طبق حدیث بحار الانوار آب پشت را بدبو می نماید .

فرمود : بلی خوردن پنیر در صبح زیان دارد ولی در شب نافع است و آب پشت را زیاد می کند .

از امام صادق (ع) روایت شده که برای حضرت رسول (ص) خرمای برنی به هدیه آوردند ، حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود : این چه خرمائی است ؟ عرض کردند خرمای برنی . فرمود : این جبرئیل است که به من خبر می دهد در این خرما هشت خصلت است . 1- شیطان را دور می گرداند 2- پشت را محکم می کند 3- قدرت مجامعت را زیاد می گرداند 4- قدرت دید و شنید را زیاد می نماید 5- انسان را به خدا نزدیک می نماید 6- غذا را هضم نموده 7- درد را می برد 8- بوی دهان را خوشبو می نماید .

دوا ک ده رطل که هر رطلی تقریباً هفتاد مثقال است مویز دانه را گرفته و آنرا شسته میان ظرفی پر از آب صاف ریخته به قسمی که چهار انگشت آب روی آن را بگیرد ، در زمستان سه روز و در تابستان یک شبانه روز میان ظرف بماند بعد آن را میان دیگ نظیفی می ریزیم و اگر بتوانیم آب آن را از باران تهیّه کنیم خیلی بهتر است وگرنه از آب شیرین که سرچشمة آن طرف مشرق باشد آبی برّاق و سبک اینچنین آبی قابل است که بسرعت تحت تأثیر حرارت و برودت واقع شود و این تأثیر سریع دلالت بر سبکی و بی آلایشی آب می کند .

باری ، مویز را در آن آب می پزند تا باد کند ، سپس آن را فشرده آبش را صاف می کنند و می ماند تا سرد شود باز در دیگ ریخته بوسیلة چوبی اندازة آن را معلوم می کنند و با آتش می جوشانند با آتش کم حرارت تا ثلثان شود .

آنگاه مقدار یک رطل از عسل مصفّی با آن می آمیزند باز اندازة ان عسل و آب باقیمانده گرفته می شود و می جوشانند تا اندازة عسل تبخیر شود و بحدّ اوّلش برگردد ، آنگاه یک درهم زنجبیل و یک درهم زعفران و نصف درهم از هر یک از داروهای ذیل :

دارچین ، قرنفل ، سنبل طیب ، کاسنی ، مصطکی ، هر کدام را جداگانه بکوبند ، بعد همه را میان پارچه ای ریخته محکم می بندند و میان دیگ می اندازند و کمی با آتش خفیف می جوشانند آنگاه مقدار سه ماه در سردخانه می مانند تا با این کیفیّت خواصّ در هم ترکیب شود سپس مصرف شود .

دستور نوشیدن آن را ذیلاً می خوانید :

مقدار مصرف ، هر مرتبه از آن یک وقیه که هفت مثقال است با دو برابر آب خالص می باشد ، وقتی که غذا خوردی به مقداری که از پیش برایت شرح دادم این شربت را مصرف کن که در این صورت به اذن خداوند از بیماریهای بسیاری مانند نقرس و انواع بادها و غیر ان از اوجاع عصب دماغ و معده و کبد و سپرز و روده و شکم در آن روز و شب محفوظ و در امان خواهی بود ، و در صورتیکه بعد از این شربت مایل به آب باشی بیش از نصف آنچه از شربت خورده ای منوش .

این برنامة غذا و آب از هر دستورالعملی برای تأمین سلامتی بدن و تقویت باه و حفظ تن از تسلّط امراض اصلح و کافی تر است ، همانا صلاح و قوام بدن به طعام و آب است چنانکه فسادش نیز بهمین دو تا است ، اگر خوردنی و نوشیدنی را اصلاح کنی بدن سالم است و اگر آشفته و بی نظم باشد بدن نیز فاسد و پریشان خواهد شد .

یکی از اصحاب حضرت صادق (ع) حضور حضرت شرفیاب شد ، پس از اداء سلام و عرض ارادت عرضه داشت فدایت شوم ، من چند کنیز خریدم و از آنها نگهداری می کنم و خیلی مایلم با آنها بیامیزم ولی توانائی آمیزش ندارم ، آمدم که چیزی بمن بیاموزی تا در امر آمیزش و زناشوئی تقویت شوم .

حضرت فرمود : اگر بخواهی در کار زناشوئی و آمیزش تقویت شوی و هر وقت بخواهی از عهدة این عمل برآئی ، به این دستور عمل کن ، و آن دستور چنین است :

پیاز را کوچک کوچک قطعه کن و در ظرفی قرار ده و قدری روغن زیتون بر آن بریز و با آتش آن را قدری بریان ( سرخ ) کن آنگاه یک تخم مرغ را در همان ظرف شکسته و به روی پیاز و روغن بریز ، سپس مقدار کمی نمک بر پیاز و روغن زیتون بریز و مقدار کمی باز آن را بریان ( سرخ کن ) ، سپس آن را بخور .

او می گوید من این دستور حضرت صادق (ع) را آنچنان که فرموده بود عمل کردم و خوردم پس از اجراء برنامه قدرت زناشوئی در من آنچنان زیاد شد که هر وقت اراده می کردم و می خواستم با یکی از جواری و کنیزان زناشوئی کنم قدرت داشتم ، و هیچگاه در خودم احساس ضعف و سستی نمی کردم و هر وقت احساس می کردم که قدرت زناشوئی از من سلب می شود آن دستور را تجدید می کردم .

درمان با شیر تازه و عسل‏

حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمودند: هر که در آب منى او دگرگونى پدید آید شیر تازه و عسل او را سود رساند.

 رسول خدا (ص)فرمود: بر شما باد بخوردن کندر که پشت را محکم کند

‏ ابن مسعود از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله روایت کرده براى حفظ قرآن و قطع بلغم و بول و نیروى پشت: از قرنفل، و اسفند و کندر سفید و شکر سفید هر کدام 10 درهم (شش مثقال تقریبا) همه سائیده شوند جز اسفند که با دست پرز شود، و در بامداد و هنگام خواب وزن یکدرهم بخورند.

                            امام صادق (علیه السلام) فرمود :«هویج  بدن را از قولنج و بواسیر ایمن میکند وبرای تقویت

                      جماع موثّر است.»

عمر بن حسنه شتربان از کمى فرزند به امام صادق شکایت کرد، پس فرمود: از خدا طلب آمرزش کن و تخم مرغ و عسل بخور و نیز نقل شده کسى که فرزند نمى‏آورد بسیار تخم مرغ بخورد.

 از حضرت ابوالحسن (ع) روایت شده که گوشت « حباری » برای بواسیر و درد پشت خوب است و از جمله چیزهائی است که به مجامعت و زناشوئی کمک می کند ، {حباری نوعی از مرغ است که آن در فارسی « هوبره » و « شوات » نیز گویند .}

از کعب روایت شده که رسول خدا (ص) فرمود : انجیر را تر و خشک بخورید زیرا قدرت جماع ( زناشوئی ) را زیاد می کند و بواسیر را قطع می نماید و از جهت رفع نقرس مفید است و رطوبت های بدن را از درون انسان می زداید .

از امام صادق (ع) است : فرمود « پیاز » بیماری را از بین می برد و اعصاب را تقویت می کند و آب بدن را زیاد می کند و قدرت راه رفتن را زیاد می نماید و تب را برطرف می گرداند .

باز حضرت فرمود پیاز دهان را خوشبو می کند و پشت را تقویت می نماید و خون صورت را رقیق می گرداند و نیز فرمود : پیاز دارای سه خصلت است ، بوی دهان را تغییر می دهد و لثه را محکم نموده و جماع را زیاد می نماید .

از امام صادق (ع) روایت شده فرمود زیاد بادمجان بخورید ، زیرا که در او شفا است از هر دردی و عروق را نرم می کند و آب پشت را زیاد می کند .

از داود بن فرقد نقل است که وارد شدم بر حضرت صادق (ع) در حالتیکه مقابل آن حضرت هویج بود ، وقتی که نشستم حضرت بمن از آن هویج داد و فرمود بخور ، عرض کردم من دندانهای آسیا ندارم فرمود آیا کنیزی داری ، عرض کردم بلی ، فرمود به او امر کن که با آب آنرا طبخ کند و بپزد آنگاه او را بخور ، زیرا که هویج کلیتین را گرم می کند و آلت مردی را قوّت می دهد ، و نیز حضرت فرمود : هویج امان است از قولنج و بواسیر و بر جماع کمک می کند .

امام صادق (ع) روایت شده ، « خربزه » بخورید براستی که در آن ده خصلت جمع است .

1- غذاست 2- آب است 3- میوه است 4- بوئیدنی است 5- پیه است 6- خورشت است 7- قدرت جماع را زیاد می کند 8- مثانه را می شوید 9- ادرار آور است 10- کلیه را می شوید

از امام صادق (ع) روایت شده که چهار چیز است چشم را جلا می دهند و نور می بخشند و منفعت دارد و ضرر ندارد ، عرض کردند آن چهار چیز کدامند ؟ حضرت فرمود : پودینة کوهی ( گیاهی است ) و نمک و خردل و گردو ، اینها وقتی با هم جمع شوند ، عرض کردند بدرد چی می خورند ؟ فرمود : خردل و گردو بواسیر را می سوزانند و باد را برطرف می کنند و رنگ را نیکو می گردانند و معده را از خشونت باز می دارند و کلیتین را گرم می کنند و امّا پودینه و نمک بادها را از قلب طرد می کنند و بلغم را می

سوزانند و عرق را خوشبو می کنند و معده را نرم می نمایند و بوی بد دهان را از بین می برند و آلت مردانگی را قوّت می دهند .

عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روایت کرد که یکی از پیمبران به درگاه خداوند عزّوجلّ شکایت کرد از ضعف و سستی در امور زناشوئی ، خدا امر کرد که « هریسه » بخورد ، یعنی آنچه که با گوشت و نخود می پزند ، و در حدیث دیگر رسیده که امام صادق (ع) فرمود ، حضرت رسول صلوات الله علیه از درد پشت به خدا شکایت کرد ، خدا بحضرتش امر کرد که از نخود و گوشت « هریسه » استفاده کند .

از ابی وَلاّد روایت شده که دیدم موسی بن جعفر (ع) را و شنیدم که می فرمود دندانم درد می کرد ، مقداری « سعد » که بیخ ریشة گیاه معطّری است گرفتم و به دندانم مالیدم آن درد ساکت شد ، حضرت صادق (ع) در همین مورد فرمود : برای دندانتان سعد انتخاب کنید زیرا که سعد دهان را پاک می کند و زناشوئی را زیاد می کند .

وَ اشْرِبْ مِنْ ساعَتِکَ شَیْئاً مِنَ الْمُومِیائی بِشَرابِ الْعَسَل اَوْ بِعَسَلٍ مَنْزُوعِ الرَّغْوَهِ فَاِنَّهُ یُرُدّ الْماءَ مِثْلُ الَّذی خَرَجَ مِنْکَ .

و همان ساعت بعد از فراغ از جماع قدری مومیائی را با شراب عسل یا عسل کف گرفته بنوش که اینکار وارد می سازد از آب به همان نحوه ایکه از تو خارج گردیده ، یعنی این عمل کسری تو را از ناحیة جماع جبران خواهد کرد .

از امام صادق (ع): مانعى ندارد که مرد به پیکر عریان همسرش نظاره کند.

 (4) پیغمبر (ص) فرمود: چون زن از جاى برخیزد مادام که جایش گرم است کسى آنجا ننشیند.))

رُوِیَ اِذا جِعْتَ فَکُلْ ، وَ اِذا عَطَشْتَ فَاْشرِبْ وَ اِذا هاجَ بِکَ الْبَوْل فَبُلْ ، وَ لا تُجامِعْ اِلاّ مِنْ حاجَهٍ اِذا نَعَسْتَ فَنُمْ ، فَاِنَّ ذلِکَ مُصِحَّه لِلْبَدَن .

روایت شده : وقتی که گرسنه شدی بخور و زمانیکه تشنه شدی آب بیاشام و هنگامیکه ادرار به شما فشار آورد ادرار بکن و زناشوئی نکن مگر موقعیکه به آن نیاز پیدا کنی ، و وقتی که به چرت آمدی بخواب براستی که این دستور برای صحّت بدن مفید است .

از امام صادق (ع): هر کس کنیزى گیرد چهل روز یک بار (لا اقل) با او آمیزش کند

چون یکى از شما با همسر خود درآمیخت کمتر حرف بزند که حرف زدن در چنین هنگام باعث لال شدن فرزند مى‏شود هیچ کس از شما باندرون عضو جنسى همسر خود نگاه نکند که شاید چیزى بیند که خوشش نیاید و باعث کورى فرزند نیز گردد.

و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرموده: انجام ندهد اولاد آدم عملى زشت‏تر و بدتر نزد خداى عزّ و جلّ از کشتن مردى پیغمبرى را، یا خراب کردن کعبه را که خداوند قبله‏گاه بندگانش قرار داده، یا ریختن نطفه‏اش در رحم زنى که بر او حرام بوده.

)))) قالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : خَمْسَ خِصالٍ یُورِثُ الْبَرَصَ : النُّورَهُ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْاَرْبَعاءِ وَ التَّوَضّی وَ الْاِغْتِسالُ بِالْماءِ الَّذی تُسْخِنُهُ الشَّمْسُ وَ الْاَکْلُ عَلَی الجَنابَهِ وَ  غِشْیانُ الْمَرءأهِ فی حَیْضِها وَالاَکْلُ عَلَی الشَّبَعِ .

فرمود حضرت رسول اکرم (ص) 5 چیز است که باعث بر بیماری برص است : 1- نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه 2- وضو گرفتن و غسل کردن با آبی که آفتاب او را تغییر داده باشد 3- خوردن پس از جنابت 4- آمیزش با زن در حال حیض 5- خوردن در حال سیری

جابر جعفی از حضرت باقر (ع) روایت کرده که حضرت امیر المؤمنین علی (ع) فرمود ک

اِذا کانَ بِاَحَدِکُمْ اَو جاعٌ فیِ جَسَدِهِ وَ قَدْ غَلَبَتْ الْحَرارَهُ فَعَلَیْهِ بِالْفِراش قیلَ لِلْباقِر یَابْنَ رَسُول الله ما مَعْنَی الْفِراشُ ؟ قالَ غِشْیانٌ النِّساءِ فَاِنَّهُ یَسْکِنُهُ وَ یُطْفیهِ .

اگر به یکی از شما دردهائی در بدن رو آور شده و حرارت بر او غلبه کرده بر او باد به فراش : به حضرت باقر عرض کردند معنای فراش چیست ؟ فرمود زناشوئی و جماع با زنان ، زیرا این کار درد را ساکت می کند و حرارت را فرو می نشاند

قالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : خَمْسَ خِصالٍ یُورِثُ الْبَرَصَ : النُّورَهُ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْاَرْبَعاءِ وَ التَّوَضّی وَ الْاِغْتِسالُ بِالْماءِ الَّذی تُسْخِنُهُ الشَّمْسُ وَ الْاَکْلُ عَلَی الجَنابَهِ وَ  غِشْیانُ الْمَرءأهِ فی حَیْضِها وَالاَکْلُ عَلَی الشَّبَعِ .

فرمود حضرت رسول اکرم (ص) 5 چیز است که باعث بر بیماری برص است : 1- نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه 2- وضو گرفتن و غسل کردن با آبی که آفتاب او را تغییر داده باشد 3- خوردن پس از جنابت 4- آمیزش با زن در حال حیض 5- خوردن در حال سیری

هر کس بخواهد از غلبه بلغم در مزاج خود بکاهد در اول هر آفتاب قدرى جوارش حریف بخورد و حمام و عمل جماع را زیاد کند و زیاد در آفتاب بنشیند از غذاهاى سرد و مرطوبى پرهیز کند این دستور بلغم را مى‏سوزاند و نابود میکند.

از حسین بن مختار: سلمان فارسى (ره) زنى ثروتمند گرفت، و بمنزل او داخل شد، در خانه فرش عالى گسترده بود، سلمان گفت: خانه شما حرم است، یا کعبه در آن واقع شده، در این بین کنیزى دوشیزه پیش آمد، سلمان پرسید: این کنیز از کیست؟

گفتند از همسر تست، سلمان گفت: هر کس کنیزى داشته باشد و با او نیامیزد، گناهش بگردن اوست.

با زنان مى‏آمیز مگر پاک باشند چون از کار فارغ شدى فورى برپا مایست و منشین بلکه قدرى بسمت راست خود بخواب یا تکیه کن آنگاه براى دفع بول از جاى برخیز این کار باذن خداى متعال تو را از سنگ مثانه تأمین خواهد داد.

عنْ  اَبیِ الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ فیِ الخَضابِ ثَلاثَهُ خِصالٍ مُهیبَهٌ فی الْحَرْبِ وَ مَحَبَّهٌ اِلَی النِّساءِ وَ یَزیدُ فِی الْباهِ .

از حضرت ابی الحسن (ع) روایت شده که در خضاب سه خصلت است ابهت و بزرگی در جنگ و جلب محبت از جانب زنان و علاوه قدرت جماع را زیاد می کند .

 (1) 68- در تهذیب: بسندش از محمّد بن فضیل که بامام هفتم علیه السّلام گفتم: زنم یا کنیزم از پشت بمن جنبد و من تکیه دادم بپهلو، در پشتم بجنبید و منى ریزد آیا غسل بر او لازم است؟ فرمود: آرى، چون شهوت آید و آب فرو ریزد غسل بر او واجب است. (2) 69- و از همان: بسندى موثق از معاویه بن حکیم که شنیدم از امام ششم چون زن و کنیز منى ریخت از شهوت بجماع مرد باشد با او یا نباشد، در خواب باشد یا بیدارى غسل بر او واجب است. (3) 70- و بسندش از یحیى بن ابى طلحه که پرسید از امام هفتم که مردى براى بازى بفرج زنش یا کنیزش دست میکشد تا منى ریزند، بر آنها غسل واجب است یا نه؟ فرمود: نه اینکه بشهوت فرو ریخته؟ گفتم: آرى، فرمود: بر او واجب است غسل. (4) 71- و از همان: بسندى صحیح از ابن بزیع که پرسیدم از امام رضا علیه السّلام مردى با زنش کمتر از جماع عمل میکند و آن زن منى میریزد غسل بر او واجب است؟ فرمود: آرى. (5) تبیان: گویم اخبار در این معنا بسیار است و با اخبار شباهت بعمو و دائى دلالت دارند که زن هم چون مرد منى دارد چنانچه جالینوس و بیشتر اطباء معتقدند، و ارسطو و جمعى از حکماء گفته‏اند که زن منى ندارد و از تخمش رطوبتى شبیه منى برآید که بطور مجازش منى خوانند، زیرا نزد آنها منى 5 وصف دارد، رنگ سفید لذتبخش در خروج، بستگى و جهیدن و بوى گل خرما، و چون منى مرد آمیخته بدان رطوبت زن شود، مایه جنین گردد، منى مرد است که بند کند

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 325

و کار کند و منى زن بپذیرد، جالینوس و پیروانش گفتند: هر کدام را نیروى بستن و پذیرش هست، و حق اینست که نزاع در اطلاق منى برطوبت زن لفظى است و سودى ندارد، و

اخبار بسیارى گذشت که فرزند از هر دو منى زاید، و سخنى در آخر باب در باره آن بیاید.

از ابى سعید خدرى که شنیدم پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در پاسخ پرسش از عزل فرمود: باکى بر شما نیست اگر بکنید، اگر خداى پیمانش را گرته بر سر سنگ هم جان در او بدمد.

زنان

وجود رحم عقیم درمخنثها

ارزش نماز فرادای زن در خانه

ارتباط شومی زن با مهر و عاق شدن همسر

نهی اززنا وعدم لذت درکام گرفتن از همسروزناکاری متقابل وعفت پیشگی مرد با عفیفی همسر:

نهی از خواب زن قبل از عرضه خود به همسرونحوه عرضه داشتن

جهادزن

مشورت با زن(احتمالا...}

ارتباط غیرت زن باحسدوغضب وکفر

نهی از غیرت وتمایل به غیر ازشوهر

مقایسه میزان لذت در زن ومردونقش حیا درعفیف ماندن زنان

نهی ازنشستن در محل جلوس زنان مادام که جایش گرم است:

رحم پروردگاربرزنان مستضعف وعاقبت به خیرشدن آنان

اسوه زنان وزندگی

عورت زنان

حداقل سن دختران قبل از آمیزش

قسم زن نسبت به شوهرش

توصیه به آراستگی زن برای شوهر

در عقوبت مردی که راضى باشد که زن او آرایش کرده ازخانه بیرون رود :

عقوبت زنی که بیرون ازخانه بوی خوش بکاربرد

اثبات زنای زن وجزای آن

تادیب زنان

عقوبت نسبت دادن زنا به زنان پرهیزکاربدون آوردن چهارگواه ولعن خداوند ووعده عذاب الیم وحد تازیانه وازبین رفتن همه ثوابها وگناه فراوان و پشیمانى و عقوبت سخت وارتباط آن با کفرونفاق

حکم مرد بر زن وحکمت آن

ارتباط بیماری برص با آمیزش با زن در حال حیض و خوردن پس از جنابت

ارتباط خضاب نمودن باجلب محبت زنان

قطع نشدن خونریزی عادت ماهانه وتوصیه به زنان حائض

ازسنتهای پیامبران

تحفه زن:

کوتاهترین وطولانی ترین مدت خونریزی در دوره عادت ماهانه:

حداقل زمان برای تجدید دوره عادت ماهانه:

حکم دیدن خون درترشحات رحم قبل وبعداز از سپرى شدن ده روز:

خونریزی زنان قبل از موعد همیشگی:

تکلیف دیدن لکه های صورتی به جای خون:

شروع خونریزى‏ دخترک نوجوان براى اولین باروتعیین دوره عادت ماهانه:

زمان غسل برای زن حائضی که آماده غسل است:

منع ازآزمایش زن در شب برای تشخیص نوع ترشح:

غسل(حیض و...) باوجود آرایش درزن:

مقدارآب مورد نیاززن حائض برای غسل:

غسل حیض و جنابت درزن:‏

حیض و استحاضه‏ وزمان نزدیکی وخواندن نمازوغسل ووضو درخونریزی شدیدوخفیف:

تکلیف زن درصورتی که پس ازده روزپاک،وغسل کرده اماپس ازسه روز مجددادچار خونریزی شود:

تشخیص خون حیض واستحاضه درزمانی که خونریزى رحم ادامه یابد:

تشخیص خون درزنی که تازه عروسی نموده است: ‏

حیض و آبستنى:‏

تکلیف خون زایمان،حیض واستحاضه وخواندن نماز‏:

استحاضه بعد از زایمان‏:

چگونگی ذکرودعاوخواندن نمازونشستن برسرسفره غذاوآویختن دعا در ایام عادت ماهانه:

تکلیف زن حائض برای ورود به مساجد،وگذاردن وبرداشتن متاع:

پاک شدن ویاعادت زن قبل از غروب خورشیدوتکلیف نماز ظهر و عصرو.. :

  تکلیف عادت شدن درحین خواندن نماز:

تکلیف نمازوروزه ای که بواسطه حیض گرفته نشده:‏

تکلیف شروع مجددعادت ماهانه پس ازچندسال قطع شدن آن

تکلیف تجویز دارودرصورت تاخیرعادت ماهانه وندانستن علت تاخیر

تاخیرعادت ماهانه در سن بلوغ:

تکلیف شستشوی لباس وخواندن نماز ،درزن حائض:

نهی از اسب سواری زنان

چگونگی سلام نمودن زن وشوهرهنگام ورود به مجلس

چگونگی آرایش موی سر درایام عادت ماهانه

نهی از نشستن مرد درمحلی که هنوز پس از بلند شدن زن گرم است:

محرم ونامحرم

 تکلیف تجویز دارودرصورت تاخیرعادت ماهانه وندانستن علت تاخیر

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: کنیزى خریدم و چون، حیض او به تأخیر افتاد و فکر کردم فساد خون یا باد رحم موجب تأخیر شده باشد، داروئى به او دادیم که در همان روز اول باز شد. در صورتى که نمى‏دانیم عقب افتادن حیض به علت آبستنى است، آیا تجویز این داروها جایز است؟ ابو عبد الله گفت: در صورتى که علت تأخیر، معلوم نباشد، تجویز دارو روا نیست. من گفتم: این ماه اول است که حیض او به تأخیر افتاده است در این صورت، اگر تاخیر حیض به علت آبستنى باشد، با تجویز دارو، نطفه جنین را از رحم او خارج کرده‏ایم، مثل آن که انسان به موقع مباشرت نطفه خود را عزل مى‏کند و در خارج رحم مى‏ریزد. ابو عبد الله گفت: بعد از آن که نطفه در رحم زن جا بگیرد، مانند کرم به جدار رحم مى‏چسبد، بعد مانند گوشت جویده مى‏شود، بعدا رشد مى‏کند و به صورتى که خدا بخواهد خلق مى‏شود. اما اگر نطفه در خارج رحم بریزد، چیزى خلق نمى‏شود. پس اگر خونریزى کنیزت به تأخیر افتد، گرچه یک ماه بیشتر نباشد، به او دارو مده.

 فرمود: مخنث‏ها چون زنان رحم دارند ولى رحم آنها سرنگون است.

فرمود (ص): نماز فراداى زن در خانه‏اش مساوى است با 25 نماز

شومی زن:

 روایت است که از شومى‏ها در نزد آن حضرت (ع) یاد کردند، فرمود در سه چیز شومى وجود دارد: زن، چارپا، خانه، اما شومى زن زیادى مهر و عاق شدن همسر است، و اما شومى چهارپا چموشى است و اینکه از سوارى دادن خوددارى کند، و اما شومى خانه، تنگى حیاط و بدى همسایه‏ها و زیادى عیب‏هاى آن است.

نهی اززنا وعدم لذت درکام گرفتن از همسروزناکاری متقابل وعفت پیشگی مرد با عفیفی همسر:

از امیر مؤمنان (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: زنا نکنید که لذت همسر از کام شما برود، و شما عفت پیشه کنید، تا زنانتان عفیف گردند، فلان قبیله زنا مى‏کردند، زنانشان زناکار گشتند.

نهی از خواب زن قبل از عرضه خود به همسرونحوه عرضه داشتن

 فرمود: هیچ زنى نباید بخوابد تا خود را به شوهر عرضه کند، و مراد از عرضه داشتن اینست که لباس را در آورد و بزیر لحاف شوهر برود، و به او بچسبد.

جهادزن

زید بن على (ع) ... نبى اکرم (ص) ذکر جهاد کرد، زنى پرسید یا رسول اللَّه براى زن جهاد نیست؟ فرمود چرا، زن از وقت حامله شدن تا زاییدن و تا بچه را از شیر گرفتن ثواب مجاهد در راه خدا را دارد، و اگر در این بین بمیرد مقام شهید را دارد.

از آن حضرت (ع): چرخ ریسندگى در دست زن چون نیزه است در دست جنگجوى در راه خدا.

مشورت با زن(احتمالا...}

از انس، پیغمبر (ص) فرمود: هیچ یک از شما بى‏مشورت کارى نکند و اگر مشاورى نیافت با زنش مشورت کند، و بعد مخالف آن عمل کند، که در مخالفت او برکت است. پیغمبر (ص): چون آهنگ جنگ مى‏کرد با زنان مشورت میفرمود و مخالف عقیده آنها عمل میکرد. امام باقر علیه السلام فرمود: «در مسائلى که باید پنهان بمانند با زنان مشورت نکنید، در مسائل مربوط به خویشاوندان از آنان پیروى نکنید

ارتباط غیرت زن باحسدوغضب وکفر

از امام باقر (ع): غیرت زنان حسد است، و حسد ریشه کفر است، زنان چون غیرت بخرج دهند غضب کنند، و چون غضبناک شوند کافر گشته‏اند، مگر زنان مسلمان.

نهی از غیرت وتمایل به غیر ازشوهر

 جابر از آن حضرت (ع): روایت کند که خداوند براى زنان غیرت ننهاده، که براى مردان چهار زن آزاد و کنیز حلال کرده و براى زن جز یک همسر حلال ننموده، و اگر زن بمرد دیگرى غیر از شوهر خود تمایل پیدا کند، زناکار خواهد بود، و باید مرد غیرت داشته باشد ولى زن مؤمنه نه

مقایسه میزان لذت در زن ومردونقش حیا درعفیف ماندن زنان

 از آن حضرت (ع): زن 99 بار بیش از مرد لذت و شهوت احساس میکند ولى خداوند عز و جل او را برشته حیا مقید کرده است.

از عمرو بن ابى سلمه، پیغمبر اکرم (ص) فرمود: خداوند حیاء را ده قسمت کرد و نه قسمت را بزنان داد و یکى بمردان، و اگر چنین نبود: زنان خود را همچون حیوانان بزیر فرزندان شما مى‏افکندند.

نهی ازنشستن در محل جلوس زنان مادام که جایش گرم است:

پیغمبر (ص) فرمود: چون زن از جاى برخیزد مادام که جایش گرم است کسى آنجا ننشیند.

رحم پروردگاربرزنان مستضعف وعاقبت به خیرشدن آنان

از امام صادق (ع): اکثر بهشتیان از زنان مستضعف هستند، که چون خدا ضعف ایشان را میداند بر آنان رحم آرد.

اسوه زنان وزندگی

از امام ششم (ع)، پیغمبر (ص) بر فاطمه (ع) وارد شد که جامه‏اى از پشم شتر بتن داشت، و دست آس مى‏کرد، و بچه را نیز شیر میداد، چشمان پیغمبر (ص) پر اشک شد، و فرمود: دخترم به تلخى دنیا پیشى گیر، تا به شیرینى آخرت دست یابى. خداوند بر من این آیه فرستاد: «پروردگارت چندان بتو عطا کند که خشنود گردى».

عورت زنان

  از صحیفة الرضا از على (ع): زن ده عورت (پوشیدنى و حفظ کردنى) دارد که با ازدواج یکى از آنها پوشیده شود، و (بقیه تا وقت مرگ باقى است) و چون بمیرد همه آنها مستور گردد.

حداقل سن دختران قبل از آمیزش

امام باقر (ع) فرمود تا نه سال و یا ده سال دوشیزه تمام نشده باشد نباید با او عمل جنسى انجام دهى{ راوى این حدیث زرارة است }و ظاهرا موسى بن بکر که این حدیث را از زرارة نقل میکند میگوید که من خودم از امام باقر شنیدم که میفرمود: نه یا ده (بدون کلمه سال) {و شاید تردید میان نه و ده از نظر رشد مزاجى دخترها باشد.}

قسم زن نسبت به شوهرش

قسم براى فرزند نسبت به پدر نیست و نه براى زن نسبت به شوهرش.

توصیه به آراستگی زن برای شوهر

 باید زن مسلمان خویشتن را براى شوهر بیاراید.

در عقوبت مردی که راضى باشد که زن او آرایش کرده ازخانه بیرون رود :

  هر مردیکه زینت کند زن او و بیرون آید از در خانه او پس آن مرد دیوث است و گناه ندارد هر که بخواند او را دیوث و زن چون بیرون آید از در خانه خود زینت کرده و بوى خوش بخود زده و شوهر باین راضى باشد بنا شود از براى شوهر وى بهر قدمى خانه در دوزخ پس کوتاه کنید دست زنان خود را و دراز مگذارید که بدرستى که دراز گردانیدن دست او پشیمانى است و جزاء آن دوزخست و در کوتاه گردانیدن آن رضا و شادیست و داخل‏شدن بهشت است بى‏حساب حفظ کنید وصیت مرا در امر زنان خود که خلاص‏ شوید از سختى عذاب و هر که حفظ نکند وصیت مرا پس چه باشد حال او پیش خداى تعالى.

عقوبت زنی که بیرون ازخانه بوی خوش بکاربرد

از پیامبر (ص): هر زنى که بوى خوش بکار برد و از خانه‏اش بیرون رود مورد لعن خداوند است تا آنکه بخانه باز گردد.

اثبات زنای زن وجزای آن

 فرمود خداى تبارک و تعالى در سوره نساء وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا آنان که میکنند فاحشه از زنان شما پس گواه طلب کنید بر ایشان چهار مرد از شما که مسلمانید پس گواه دهند پس نگاهدارید آن زنان را در خانه‏ها تا آنکه بمیراند ایشان را مرگ یا آنکه بگرداند خدا از براى ایشان راهى

تادیب زنان

فرمود پیغمبر (ص) که تعجب دارم از زدن شما زنان را بچوب که در آن قصاص است لیکن بزنید ایشان را بگرسنگى و برهنگى تا آنکه بیابید فایده دنیا و آخرت

عقوبت نسبت دادن زنا به زنان پرهیزکاربدون آوردن چهارگواه ولعن خداوند ووعده عذاب الیم وحد تازیانه وازبین رفتن همه ثوابها وگناه فراوان و پشیمانى و عقوبت سخت وارتباط آن با کفرونفاق

فرمود خداى تعالى در سوره نور إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ یعنى بدرستى که آنان که دشنام میدهند زنان پرهیزکار بیخبر از فجور مؤمنان را ملعون میباشند در دنیا و آخرت و ایشانراست عذابى بزرگ و نیز فرموده در سوره نور وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ و آنان که دشنام میدهند زنان پرهیزکار را و نمیاورند چهار گواه پس بزنید ایشان را هشتاد تازیانه و قبول مکنید ایشان را بگواهى هرگز و اینان ایشانند که بیرون روندگانند از اطاعت خدا و فرمود رسول خدا (ص) که هر که دشنام دهد زن خود را بزنا بیرون رود از جمیع ثوابهاى خود چنانچه بیرون مى‏آید مار از پوست خود و نوشته شود از براى او بهر موئى که بر بدن او است هزار گناه و فرمود آن حضرت علیه السلام که دشنام مدهید زنان خود را بزنا که آن مثل طلاقست و پرهیز کنید از غیبت که آن مانند کفر است و بدانید که بدرستى که دشنام و غیبت ضایع میکند عمل صد ساله را و فرمود آن سرور که هر که دشنام دهد زن خود را بزنا فرود آید بر وى لعنت و قبول نشود از وى فرضى و سنتى و فرمود صلّى الله علیه و آله که دشنام نمیدهد زن خود را مگر آنکه ملعونست یا آنکه منافق است از براى آنکه دشنام از کفر است و کفر در دوزخ است و دشنام مدهید زنان خود را که در دشنام دادن ایشان پشیمانى است و عقوبت سخت‏

حکم مرد بر زن وحکمت آن

حضرت فرمودند: آنچه مرد حکم کند بر زن نافذ بوده کم باشد یا زیاد.

عرض کردم: چرا حکم زن را بر مرد نافذ قرار ندادید ولى حکم مرد را بر زن ممضى دانستید؟

حضرت فرمودند: زیرا زن حق ندارد از آنچه رسول خدا سنّت قرار داده و زنان و همسرانش را با آن عقد فرموده تجاوز کند لذا در صورت تجاوز از آن به مهر السنّه برگردانده مى‏شود ولى حکم مرد از این جهت نافذ است که خود زن امر مهر را به او واگذار کرده و به حکمش راضى گشته لا جرم به آنچه وى حکم کند زن باید قبول کند کم بوده یا زیاد باشد

ارتباط بیماری برص با آمیزش با زن در حال حیض و خوردن پس از جنابت

قالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : خَمْسَ خِصالٍ یُورِثُ الْبَرَصَ : النُّورَهُ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْاَرْبَعاءِ وَ التَّوَضّی وَ الْاِغْتِسالُ بِالْماءِ الَّذی تُسْخِنُهُ الشَّمْسُ وَ الْاَکْلُ عَلَی الجَنابَهِ وَ  غِشْیانُ الْمَرءأهِ فی حَیْضِها وَالاَکْلُ عَلَی الشَّبَعِ .

فرمود حضرت رسول اکرم (ص) 5 چیز است که باعث بر بیماری برص است : 1- نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه 2- وضو گرفتن و غسل کردن با آبی که آفتاب او را تغییر داده باشد 3- خوردن پس از جنابت 4- آمیزش با زن در حال حیض 5- خوردن در حال سیری

ارتباط خضاب نمودن باجلب محبت زنان

عنْ  اَبیِ الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلامُ قالَ فیِ الخَضابِ ثَلاثَهُ خِصالٍ مُهیبَهٌ فی الْحَرْبِ وَ مَحَبَّهٌ اِلَی النِّساءِ وَ یَزیدُ فِی الْباهِ .

از حضرت ابی الحسن (ع) روایت شده که در خضاب سه خصلت است ابهت و بزرگی در جنگ و جلب محبت از جانب زنان و علاوه قدرت جماع را زیاد می کند .

قطع نشدن خونریزی عادت ماهانه وتوصیه به زنان حائض

از امام صادق (ع) روایت شده که سویق عدس ( کوبیده و یا آب عدس ) تشنگی را برطرف می کند و معده را تقویت می نماید و در اوست شفاء هفتاد مرض و فرو می نشاند حرارت را و درون را خنک می کند و حضرت وقتی سفر می کرد آن را ترک نمی کرد و وقتی که یکی از عیالاتش گرفتار خونریزی شد فرمود به او سویق عدس بدهید ، براستی که سویق عدس هیجان خون را تسکین می دهد و حرارت را فرو می نشاند و نیز از « علی بن مهزیار » روایت شد که جاریه و کنیزکی داشتم و او گرفتار حیض شد و خون او بند نمی آمد ، تا اینکه مشرف به مرگ شد حضرت باقر (ع) به وی امر کرد که به حائض سویق عدس بخورانید ، او می گوید من چنین کردم و خون او قطع شد .

 ازسنتهای پیامبران

نیز فرمود: چهار چیز از سنت پیامبران است: عطر، مسواک، زن، ختنه.

امام صادق (ع): چهار چیز از سنت پیامبران است: عطر زدن، مسواک نمودن، زن دوستى، ختنه

تحفه زن:

امام (ع) فرمود: تحفه زن نیز همین است که موى را شانه کند و لباس خود را بخور دهد. 

کوتاهترین وطولانی ترین مدت خونریزی در دوره عادت ماهانه:

از ابو الحسن الرضا پرسیدم: دوره حیض بانوان چند روز است؟ ابو الحسن گفت: کوتاهترین دوره آن سه روز و طولانیترین دوره آن ده روز است.

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: خونریزى حیض کمتر از سه روز نخواهد بود و بیشتر از ده روز بدرازا نخواهد کشید.

حداقل زمان برای تجدید دوره عادت ماهانه:

ابو جعفر باقر (ع) گفت: خونریزى حیض، در فاصله کمتر از ده روز، تجدید نخواهد شد. خونریزى فقط با فاصله ده روز و بیشتر تجدید مى‏شود.

{کوتاهترین دوره پاکى و ترشّح سفید، ده روز است. یعنى از اولین روزى که پاک مى‏شوند تا روزى که خونریزى بعدى شروع مى‏گردد، کمتر از ده روز نخواهد بود.}

حکم دیدن خون درترشحات رحم قبل وبعداز از سپرى شدن ده روز:

ابو جعفر باقر (ع) گفت: خانمى که قبل از سپرى شدن ده روز، در ترشحات رحم، لکه خون مشاهده کند، این لکه‏ها را باید به حساب حیض اول بگذارد، و اگر بعد از سپرى شدن ده روز، لکه خون مشاهده کند، لکه‏ها را به حساب حیض بعدى بگذارد.

خونریزی زنان قبل از موعد همیشگی:

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: خانمى که پیش از وقت، دچار خونریزى شود، چه تکلیفى دارد؟ ابو عبد اللَّه گفت: اگر پیش از وقت همیشگى، دچار خونریزى شود، باید نمازها را ترک کند، زیرا چه بسا که حیض ماهیانه را جلو انداخته باشد. اگر این خونریزى خارج از نوبت، بیشتر از هفت روز به طول انجامد، تا سه روز دیگر هم خونریزى خود را به حساب حیض بگذارد و نمازها را ترک گوید و اگر باز هم ادامه یافت و مجموعا از ده روز تجاوز کرد خونریزى، خونریزى استحاضه است و باید به تکلیف استحاضه عمل کند

تکلیف دیدن لکه های صورتی به جای خون:

 به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: اگر خانمى در نوبت ماهیانه، عوض خونریزى، لکه‏هاى صورتى ببیند، چه تکلیفى دارد؟ ابو عبد اللَّه گفت:

باید نمازها را ترک کند تا دوره ماهیانه او سپرى شود. اگر این لکه‏هاى صورتى را در خارج از دوره ماهیانه ببیند، وضو مى‏سازد و نماز مى‏خواند.

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: اگر خانمى لکه صورتى ببیند، چه تکلیفى دارد؟ ابو عبد اللَّه گفت: اگر لکه صورتى را در موقعى ببیند که فقط دو روز یا یک روز به نوبت ماهیانه او باقى است، همین لکه‏ها را به حساب حیض بگذارد. و اگر دوره خونریزى سپرى شده باشد و بعد از دو روز، لکه صورتى ببیند، این لکه‏ها مربوط به حیض طبیعى نیست.

 شروع خونریزى‏ دخترک نوجوان براى اولین باروتعیین دوره عادت ماهانه:

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: دخترک نوجوان براى اولین بار، دچار خونریزى مى‏شود، در ماه اول دو روز خون مى‏بیند و در ماه بعدى سه روز، و با این گونه اختلاف، چند نوبت دیگر نیز خون مى‏بیند بدون این که دوره مشخصى حاصل شود. تکلیف او چیست؟ ابو عبد اللَّه گفت: در صورتى که خونریزى از ده روز تجاوز نکند، روزهاى خونریزى به مسجد نمى‏رود و نمازها را ترک مى‏گوید. بعد از آن که دو ماه پى در پى روزهاى خونریزى متفق و برابر شد، همان روزهاى برابر، دوره مشخص او خواهد بود.

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: اگر زن نوجوان، در اولین نوبت حیض، سه روز و یا چهار روز، دچار خونریزى شود، تکلیف او چیست؟

ابو عبد اللَّه گفت: با شروع خونریزى باید نماز را ترک کند. من گفتم: اگر دوره پاکى بیش از سه روز و یا چهار روز ادامه پیدا نکند، چه تکلیفى دارد؟ ابو عبد اللَّه گفت: با شروع پاکى مشغول نماز مى‏شود. من گفتم: اگر بعد از پاکى مجددا سه روز و یا چهار روز، دچار خونریزى شود، تکلیف او چیست؟ ابو عبد اللَّه گفت: باز هم با شروع خونریزى نمازها را ترک مى‏کند. من گفتم: اگر باز هم دوره پاکى بیش از سه روز و یا چهار روز به طول نینجامد، تکلیف او چه خواهد بود؟

ابو عبد اللَّه گفت: با شروع پاکى، نمازهاى خود را مى‏خواند. من گفتم: اگر بعد از سه چهار روز پاکى، باز هم سه چهار روز خون ببیند. چه تکلیفى خواهد داشت؟ ابو عبد اللَّه گفت: باز هم با شروع خونریزى نمازها را ترک مى‏کند و به همین گونه تا یک ماه عمل مى‏کند، اگر از خونریزى پاک شود، مانعى نخواهد بود، و اگر پاک نشود و به همین گونه خونریزى متناوب ادامه دهد، خونریزى او در حساب خون استحاضه خواهد بود.

زمان غسل برای زن حائضی که آماده غسل است:

ابو جعفر باقر (ع) گفت: زن حائض، اگر آماده غسل باشد، ابتدا باید مقدارى نوار پنبه‏اى داخل کند و بعد از لختى بیرون آورد. اگر با نوار پنبه، ذره‏اى خون خارج شود، نباید غسل کند و اگر خون و لکه‏اى مشاهده نشد، غسل کند. و اگر بعد از غسل لکه صورتى ببیند، باید وضو بسازد و نماز بخواند.

منع ازآزمایش زن در شب برای تشخیص نوع ترشح:

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: پدرم ابو جعفر باقر منع مى‏فرمود که خانمها در شب به آزمایش خود نپردازند. پدرم مى‏گفت: گاهى ترشح صورتى و یا ترشح تیره، باعث اشتباه مى‏شود.

 غسل(حیض و...) باوجود آرایش درزن:

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: خانمها آرایش تازه‏اى متداول کرده‏اند: ابتدا، کلاف نازکى از پشم را با موى چیده شده مى‏بافند و آن را با گل‏ و گیاه معطر زینت مى‏دهند.  سپس تور نازکى روى آن مى‏دوزند و مانند زلف و طرّه تابیده روى سر مى‏نهند و سنجاق مى‏کنند. اگر جنب بشوند، با چنین آرایشى چه گونه غسل کنند؟ ابو عبد اللَّه گفت: در گذشته، خانمها فقط جلو سر را مى‏پیچیدند و موقعى که جنب مى‏شدند، آرایش خود را از هم مى‏گشودند. به این خانم بگو: چندان روى سر خود آب بریزد و با دست خود بفشارد که پوست سر، سیراب شود. بعد از آن که پوست سر سیراب شود، غسل او بى‏اشکال خواهد بود.

من گفتم: زن حائض با یک چنین آرایشى چه گونه غسل کند؟ ابو عبد اللَّه گفت:

باید آرایش خود را باز کند.

از ابو الحسن الرضا (ع) پرسیدم: جایز است که زن حائض حنا ببندد؟ ابو الحسن گفت: مانعى ندارد.

مقدارآب مورد نیاززن حائض برای غسل:

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: زن حائض مى‏تواند با نه رطل آب (4 کیلوگرم) غسل کند.

غسل حیض و جنابت درزن:‏

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: اگر خانمى وارد حمام شود که غسل جنابت کند و در این اثنا خونریزى حیض شروع شود، آیا باید غسل کند؟

ابو عبد اللَّه گفت: غسل جنابت لازم نیست. با شروع خونریزى، نماز خواندن بر او حرام مى‏شود.

حیض و استحاضه‏ وزمان نزدیکی وخواندن نمازوغسل ووضو درخونریزی شدیدوخفیف:

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: زن مستحاضه که خونریزى او قطع نمى‏شود باید مراقب باشد که در روزهاى نوبت ماهیانه نماز نخواند و شوهر با او نزدیکى نکند. بعد از سپرى شدن روزهاى نوبت ماهیانه، اگر خونریزى رحم تا آن حد باشد که نوار داخل فرج را خیس کند و به خارج سرایت کند، بهتر آن است که نماز ظهر و عصر خود را با یک غسل بخواند: یعنى نماز اول را به تأخیر اندازد تا وقت نماز دوم برسد، آن گاه، هر دو نماز را با هم بخواند. و نیز نماز مغرب و عشاء را با یک غسل بخواند به این صورت که نماز اول را به تأخیر اندازد تا وقت نماز دوم برسد، آن گاه، هر دو نماز را با هم بخواند؛ ضمنا براى نماز صبح هم یک نوبت غسل کند. بعد از غسل باید یک لوله نوار پنبه‏اى داخل کند و روى آن لجام ببندد تا در اثناى نماز، از خارج شدن خون مانع گردد. براى رکوع بیش از حد لزوم، خم نشود و رانهاى خود را به هم بچسباند. خارج مسجد بایستد، و داخل مسجد سجده کند و با وجود این خونریزى شدید، شوهر به او نزدیک نشود. اما اگر خونریزى رحم تا این حد شدید نباشد که نوار داخل فرج را خیس کند و به خارج سرایت کند، وضو مى‏گیرد، و براى نماز خواندن، وارد مسجد مى‏شود و هر نمازى را به موقع خود با وضو مى‏خواند. با این خونریزى ناچیز، شوهرش مى‏تواند به او نزدیک شود، جز در روزهاى عادت ماهیانه که باید دورى گزیند.

از رسول خدا (ص) پرسیدند که زن مستحاضه چه تکلیفى دارد؟ رسول خدا فرمود دوره خونریزى ماهیانه در خانه بنشیند و نماز نخواند و بعد از سپرى شدن دوره ماهیانه غسل کند و نوار پنبه‏اى داخل کند و لجام بزند و با همان غسل، نمازهاى خود را بخواند تا هنگامى که خون استحاضه از نوار پنبه‏اى‏ بگذرد و در لجام روى آن نفوذ کند. ابو عبد اللَّه صادق گفت: اگر زن مستحاضه مبتلى به خونریزى شدید باشد که هماره از نوار پنبه‏اى بگذرد، براى هر دو نماز باید یک نوبت غسل کند.

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: هر گاه زن مستحاضه وارسى کند و ببیند خون استحاضه از نوار پنبه‏اى گذشته و خارج شده است، براى هر دو نماز ظهر و عصر، و هر دو نماز مغرب و عشاء یک نوبت غسل مى‏کند و براى نماز صبح یک نوبت. و اگر ببیند که خون از نوار پنبه‏اى نگذشته و خارج نشده است، روزى یک نوبت غسل مى‏کند و براى هر نمازى وضو مى‏سازد و اگر شوهر او مایل باشد، بعد از غسل کردن خانم، با او نزدیکى مى‏کند. این دستور، براى موقعى است که خون استحاضه سرخ و روان باشد. اما اگر لکه‏هاى خون، صورتى رنگ باشد، فقط وضو مى‏سازد و نماز مى‏خواند. { اگر زن مستحاضه لجام خود را باز کند و ببیند که خون استحاضه از نوار داخلى خارج نشده، نیازى به غسل کردن ندارد، بلکه نمازهاى خود را با وضو مى‏خواند. اما چون احتمال مى‏رود که سلامت رحم بازگشته باشد و خون استحاضه کاملا قطع شده باشد، به منظور همین آزمایش باید روزى یک نوبت‏

نوار داخلى را خارج کند تا از وضعیت خود با خبر شود. پس اگر نوار داخلى را خارج کرد و هیچ گونه خونى مشاهده نشد، تکلیفى ندارد، زیرا استحاضه پایان گرفته است. و اگر لکه خونى مشاهده شد، به خاطر همین لکه خونى که خارج شده، غسل کردن لازم مى‏شود. و همین طور در روزهاى بعدى}.

ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: زن مستحاضه، موقع نماز ظهر غسل مى‏کند و نماز ظهر و عصر، هر دو را با هم مى‏خواند. باز، موقع نماز مغرب غسل مى‏کند و نماز مغرب و عشاء، هر دو را با هم مى‏خواند. و هنگام سپیده غسل مى‏کند و نماز صبح را مى‏خواند. اگر شوهر او مایل باشد، مانعى ندارد که با او نزدیکى کند، جز در روزهاى نوبت ماهیانه که باید دورى کند. ابو عبد اللَّه گفت: هر خانمى که استحاضه شود و به این تکلیف دینى خود عمل نماید، به لطف خدا عافیت پیدا مى‏کند.

تکلیف زن درصورتی که پس ازده روزپاک،وغسل کرده اماپس ازسه روز مجددادچار خونریزی شود:

 به ابو الحسن الرضا (ع) گفتم: قربانت شوم. اگر خانمى بعد از ده روز پاک شود و غسل کند و بعد از سه روز مجددا خونریزى رحم باز گردد. آیا باید نمازها را ترک گوید؟ ابو الحسن گفت: نه. این خانم، مستحاضه است. باید غسل کند و یک نوار پنبه داخل کند و اگر لازم باشد یک یا دو نوار دیگر نیز داخل کند که از خروج خون مانع شود. این خانم، نماز ظهر و عصر خود را با یک غسل و نماز مغرب و عشاء را با یک غسل مى‏خواند و اگر شوهر او مایل باشد، جایز است که با او همبستر شود.

تشخیص خون حیض واستحاضه درزمانی که خونریزى رحم ادامه یابد:

خانمى خدمت ابى عبد الله صادق (ع) وارد شد و پرسید: اگر خونریزى رحم ادامه یابد و نداند که خون حیض و طبیعى است و یا خون استحاضه و بیمارى است، چه گونه تشخیص دهد؟ ابو عبد الله گفت: خون حیض، داغ و روان و سیاه است که با فشار و سوزش بیرون مى‏جهد. و خون استحاضه صورتى رنگ و سرد است. هر گاه خونریزى رحم با سوزش و سیاهى توأم باشد، باید نمازها را ترک گوید. موقعى که آن خانم از خدمت ابى عبد الله صادق مرخص شد، با خود مى‏گفت: بخدا سوگند. اگر این آقا، زن بود، یک کلمه بیش‏ از این نمى‏گفت.

ابو عبد الله صادق گفت: خون استحاضه و خون حیض، انگیزه واحدى ندارند. خون استحاضه سرد است و خون حیض داغ است.

تشخیص خون درزنی که تازه عروسی نموده است: ‏

از ابو جعفر باقر (ع) پرسید: دوشیزه خانمى عروسى کرده و یک روز بیشتر مى‏گذرد که خونریزى او بند نیامده است. تکلیف نماز او چیست؟ ابو جعفر گفت: عروس خانم باید یک قطعه نوار پنبه‏اى داخل کند و بعد از لختى بیرون بیاورد. در صورتى که گرداگرد نوار پنبه مانند طوق، خونالوده باشد، این خون، خون عروسى است: باید غسل کند و یک نوار پنبه‏اى داخل کند تا از جریان خون مانع شود، آن گاه، نماز بخواند، و در صورتى که نوار پنبه غرق‏ خون باشد، این خون خون حیض است: باید نمازها را ترک گوید تا دوره خونریزى سپرى گردد.

حیض و آبستنى:‏

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: خانم من آبستن شده و با این حال، خونریزى ماهیانه او برقرار مانده است. تکلیف نمازهاى او چه خواهد بود؟

ابو عبد الله گفت: اگر خانمى حامله باشد و بیست روز از نوبت ماهیانه او بگذرد و سپس خون ببیند، این خون، به نوبت ماهیانه او ربطى ندارد. این خانم باید وضو بگیرد و یک نوار پنبه‏اى داخل کند و نماز بخواند. اما اگر خانمى حامله باشد و دو روز قبل از نوبت ماهیانه و یا درست، در همان نوبت ماهیانه، خونریزى کند، این خون، مربوط به نوبت ماهیانه او خواهد بود. این خانم، باید به شماره روزهاى نوبت ماهیانه، نمازهاى خود را ترک کند و موقعى که خونریزى رحم قطع شد، باید غسل کند و نماز بخواند و اگر تا دو روز بعد از نوبت ماهیانه هم خونریزى رحم قطع نشد، باید غسل کند و نوار پنبه‏اى داخل کند و لجام ببندد و نماز ظهر و عصر خود را با هم بخواند و هنگام نماز مغرب لجام را باز کند و بنگرد که آیا ترشح خون از نوار پنبه‏اى به خارج نفوذ کرده است یا نه؟ اگر ترشح خون از نوار پنبه‏اى نگذشته باشد، مادامى که این نوار پنبه‏اى را بیرون نیاورده، هر نمازى را در وقت مقرر آن با وضو مى‏خواند. و اگر نوار پنبه‏اى را بیرون آورد و دید که سیلان خون برقرار است، باید براى نماز بعدى غسل کند و اگر دید که سیلان خون قطع شده، وضو مى‏گیرد و نماز مى‏خواند و غسلى بر عهده او نیست. ابو عبد الله صادق گفت: و اگر خونریزى رحم شدید باشد و از نوار پنبه‏اى بگذرد و جارى شود، باید در هر شب و روزى، سه نوبت غسل کند و در هر نوبت نوار پنبه‏اى تمیزى داخل کند و فورا نماز بخواند: براى نماز صبح یک نوبت غسل مى‏کند و براى نماز ظهر و عصر هم یک غسل، و براى نماز مغرب و عشاء هم یک غسل. ابو عبد الله صادق گفت: تکلیف زن مستحاضه نیز همین است و اگر اطاعت کند، خداوند خونریزى او را شفا خواهد بخشید.

به ابو جعفر باقر (ع) و یا ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: خانمى حامله شده، اما نوبت ماهیانه او مانند سابق برقرار است. تکلیف نماز او چه خواهد بود؟ آن حضرت گفت: مانند سابق به هنگام خونریزى، نماز خود را ترک مى‏کند و بعد از پاکى نمازهاى خود را مى‏خواند. به ابو الحسن کاظم (ع) گفتم: بانوئى حامله شده، اما خونریزى ماهیانه او برقرار مانده است. آیا باید نمازهاى خود را ترک کند؟ ابو الحسن گفت: اگر جریان خون بر دوام باشد، باید نمازها را ترک بکند.

از ابو عبد الله صادق (ع) پرسیدم: آیا بانوى حامله که خونریزى ماهیانه دارد، نمازهاى خود را ترک کند؟ ابو عبد الله گفت: آرى. چه بسا زن حامله که خونریزى ماهیانه دارد.

به ابو جعفر باقر (ع) گفتم زائو، بعد از چند روز باید نماز بخواند؟

ابو جعفر گفت: به شمار خونریزى ماهیانه نمازها را ترک مى‏کند، اگر خونریزى قطع شد؛ غسل مى‏کند و نماز مى‏خواند. و اگر خونریزى قطع نشد، تا دو روز دیگر- احتیاطا خونریزى را به حساب خونریزى ماهیانه مى‏گذارد. اگر بعد از دو روز خونریزى قطع شد، غسل مى‏کند و نماز مى‏خواند و تکلیف دیگرى ندارد، اما اگر خونریزى قطع نشد، باید غسل کند و نوار پنبه‏اى داخل کند و لجام بزند و نماز بخواند. بعد از آن، هر روزه وارسى کند: اگر خونریزى شدید باشد و از نوار پنبه‏اى بگذرد براى نماز صبح، پنبه قبلى را بیرون مى‏آورد و پنبه بیشترى داخل مى‏کند و بعد از غسل، لجام مى‏زند و نماز مى‏خواند. و به همین ترتیب براى نماز ظهر و عصر یک نوبت غسل مى‏کند و براى نماز مغرب و عشاء یک نوبت دیگر. و اگر خونریزى شدید نباشد و از نوار پنبه‏اى نگذرد، هر روزه بعد از وارسى و مشاهده لکه خون غسل مى‏کند و نمازها را با وضو مى‏خواند. من پرسیدم: تکلیف زن حائض در مورد خونریزى ماهیانه به چه صورت است؟ ابو جعفر گفت: خونریزى زایمان و خونریزى ماهیانه از یک قرار است و تکلیف آن فرقى نمى‏کند: اگر خونریزى ماهیانه، در روز معین قطع شد، غسل مى‏کند و نماز مى‏خواند و تکلیف دیگرى ندارد، اما اگر در روز معین قطع نشد، خونریزى زائد را به حساب استحاضه مى‏گذارد و به تکلیف استحاضه با همین ترتیبى که در باره زائو گفتم عمل مى‏کند و نماز مى‏خواند. خانمها نباید به خاطر خونریزى مداوم، نماز خدا را ترک کنند، زیرا رسول خدا گفت: «نماز، ستون دین شما است».شنیدم ابو عبد الله صادق (ع) مى‏گفت: زائو، فقط به شماره روزهاى خونریزى ماهیانه، مسجد و نماز را ترک مى‏گوید، و اگر پاک نشد، تا دو روز دیگر نیز مى‏تواند خونریزى رحم را به حساب خونریزى ماهیانه بگذارد و معبد و عبادت را ترک کند. بعد از آن باید طبق تکالیف شرعى، غسل کند و نماز بخواند.

تکلیف خون زایمان،حیض واستحاضه وخواندن نماز‏:

ابو جعفر باقر (ع) و یا ابو عبد الله صادق (ع) گفت: زائو، بعد از زایمان، به شماره روزهاى خونریزى ماهیانه، نمازها را ترک مى‏کند و بعد از آن غسل مى‏کند و تا خونریزى برقرار است، به تکلیف زن مستحاضه عمل مى‏کند. به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: زن برادرم زائید. برادرم به شماره روزهاى خونریزى ماهیانه، روز شمارى کرد و بعد از آن باو فرمود تا غسل‏ نموده و نوار پنبه‏اى داخل کند و دو جامه تمیز بر تن کند و نماز بخواند. زن برادرم گفت: دلم راضى نمى‏شود که به مسجد درآیم و نماز بخوانم اجازه بده تا در خارج مسجد بایستم و داخل مسجد سر بر خاک نهاده سجده کنم. ابو عبد اللَّه گفت: رسول خدا نیز به یک خانم مستحاضه همین را فرمود: و چون اطاعت کرد، خونریزى استحاضه بزودى قطع شد. على امیر المؤمنین نیز در کوفه به یکى از بانوان مستحاضه چنین فرمود و آن زن اطاعت کرد و از خونریزى استحاضه شفا یافت. زن برادر تو چطور؟ من گفتم: نمى‏دانم.

استحاضه بعد از زایمان‏:

به ابو ابراهیم کاظم (ع) گفتم: خونریزى زائو بعد از سى و چند روز، قطع شده و به نماز خواندن پرداخته ولى بعد از یک یا دو روز، مجددا خون سیاه و یا صورتى تراوش کرده است. اینک تکلیف او چیست؟ ابو ابراهیم گفت: گر چه خون صورتى باشد، باید غسل کند و نماز بخواند و با این عذر و بهانه‏ها نماز خدا را ترک نکند.

{از خونریزى جدید این زائو- گرچه صورتى رنگ باشد- متوجه مى‏شویم که استحاضه او قطع نشده و پاکى چند روزه او، چون با دوره دوم حیض او مقارن بوده، پاکى واقعى نبوده است. در نتیجه باید گفت: غسل و نماز او باطل و بى‏مورد انجام گرفته و اینک که پا به دومین دوره استحاضه مى‏گذارد، باید غسل حیض خود را تجدید کند و به تکالیف مستحاضه عمل نماید.}

چگونگی ذکرودعاوخواندن نمازونشستن برسرسفره غذاوآویختن دعا در ایام عادت ماهانه:

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: زن حائض مى‏تواند روز جمعه غسل کند و با دعا و ذکر خدا بسر برد؟ ابو عبد الله گفت: غسل کردن، جایز نیست، اما موقع هر نماز، وضو بگیرد و رو به قبله بنشیند و به ذکر خدا بپردازد. ابو عبد الله صادق (ع) گفت: جایز است که زن حائض به تلاوت قرآن و حمد و ستایش خدا بپردازد. ابو عبد الله صادق (ع) گفت: زن حائض و همچنین زن زائو و آدم جنب مى‏توانند به تلاوت قرآن بپردازند. به ابو جعفر باقر (ع) گفتم: اگر زن حائض آیه سجده را بشنود، آیا باید سجده کند؟ ابو جعفر گفت: اگر از سجده‏هاى واجب قرآن باشد، باید سجده کند.

 ابو عبد الله صادق (ع) گفت: زن حائض، دست و صورت خود را بشوید و بعدا بر سفره غذا بنشیند. و در هنگام نماز وضو بسازد و رو به قبله بنشیند و لا اله الا الله بگوید، الله اکبر بگوید، قرآن بخواند، و خدا را یاد کند.

شنیدم ابو عبد الله صادق (ع) مى‏گوید: شایسته آن است که زن حائض، در وقت هر نماز، وضو بگیرد و رو به قبله بنشیند و به هر اندازه‏اى که نماز او طول مى‏کشیده، با یاد خدا بسر برد.

ابو جعفر باقر (ع) گفت: جایز نیست که زن حائض نماز بخواند، اما بر عهده او است که در وقت نمازها، وضو بگیرد و روى فرش پاکى بنشیند و به هر اندازه‏اى که نماز او طول مى‏کشیده، سبحان الله بگوید، الحمد لله بگوید، لا إله الا الله بگوید و بعد از آن برخیزد و به کارهاى خود بپردازد.

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفت: جایز است که زن حائض به‏ گردن خود دعا بیاویزد؟ ابو عبد الله گفت: آرى. اما در صورتى که دعا در غلافى از پوست یا نقره یا لوله فلزى باشد. از ابو عبد الله صادق (ع) پرسیدم: آویز کردن دعا به گردن زن حائض اشکالى ندارد؟ ابو عبد الله گفت: اشکالى ندارد. ابو عبد الله گفت: جایز است که زن حائض دعا و قرآن بخواند و بنویسد اما به نوشته آن دست نساید.

تکلیف زن حائض برای ورود به مساجد،وگذاردن وبرداشتن متاع:

 به ابو جعفر باقر (ع) گفتم: از چه رو، زن حائض مى‏تواند به مسجد برود و متاع خود را بردارد، اما نمى‏تواند متاع خود را در مسجد جا بگذارد؟

ابو جعفر گفت: از این رو که زن حائض مى‏تواند متاع خود را در جاى دیگرى به امانت بگذارد، اما آن چه را در مسجد بجا نهاده نمى‏تواند از جاى دیگرى بردارد، بلکه مجبور است یک بار دیگر به مسجد بیاید و متاع خود را بردارد. { ورود و توقف آدم جنب و زن حائض و زائو در مسجد حرام است. اما مى‏توانند از مسجد به عنوان راه عبور استفاده کنند. کسى که متاع خود را در مسجد جا نهاده براى ورود به مسجد مجوّز قانونى دارد، اما اگر بخواهد متاع خود را در مسجد جا بگذارد، به منزله آن است که شخصا بخواهد بهانه و مجوّزى براى ورود بعدى بدست آورد. }

پاک شدن ویاعادت زن قبل از غروب خورشیدوتکلیف نماز ظهر و عصرو.. :

 به ابو الحسن امام کاظم (ع) گفتم: اگر زن حائض قبل از غروب خورشید پاک شود، تکلیف او نسبت به نماز ظهر و عصر چیست؟ ابو الحسن‏ گفت: اگر موقعى پاک شود که سایه دیوار مسجد، چهار قدم برگشته باشد، فقط نماز عصر آن روز را مى‏خواند زیرا در سراسر وقت ویژه ظهر، حائض بوده و تکلیف نماز ظهر به او متوجه نشده که اینک نماز بخواند. ترک نماز ظهر، نگرانى ندارد، چون نمازهائى که این خانم در حال حیض ترک نموده و مى‏کند فراوان است. ابو الحسن گفت: و اگر موقعى حائض شود که سایه دیوار چهار قدم برگشته باشد، از آن لحظه نمازها را ترک مى‏کند و موقعى که پاک شد، نماز ظهر آن روز را قضا مى‏کند، زیرا در سراسر وقت ویژه ظهر پاک بوده و تکلیف نماز ظهر به او متوجه شده و اینک باید قضاى آن را بخواند.

از ابو جعفر باقر (ع) پرسیدم: اگر زن حائض موقع نماز عصر، پاک شود، باید نماز ظهر آن روز را هم بخواند؟ ابو جعفر گفت: نه. فقط آن نمازى‏ را مى‏خواند که در وقت ویژه آن، پاک بوده باشد.                    

ابو عبد الله صادق (ع) گفت: اگر زن حائض بعد از رسیدن وقت نماز پاک شود و تا آن حد غسل خود را به تأخیر اندازد که وقت نماز بعدى فرا رسد، باید قضاى نماز اول را که در اداى آن کوتاهى کرده، بخواند. و نیز- اگر زنى موقع فرا رسیدن وقت نماز، پاک باشد و نماز خود را به تأخیر اندازد تا وقت ویژه آن نماز بگذرد و وقت نماز بعدى فرا رسد و در این هنگام خونریزى ماهیانه او شروع شود، بعد از پاک شدن، باید قضاى نماز اول را که در اداى آن کوتاهى کرده است بخواند.ابو عبد الله صادق (ع) گفت: اگر زن حائض پاک شود، و با آن که وسائل غسل و نماز او فراهم است تا آن حد در انجام وظیفه کوتاهى کند که وقت نماز بعدى فرا رسد، باید قضاى نماز قبلى را هم بخواند. ولى اگر در صدد غسل برآید و در این اثنا وقت نماز اول بگذرد و وقت نماز بعدى فرا رسد، قضاى نماز قبلى بر او واجب نیست: فقط نماز دومى را در وقت ویژه آن ادا مى‏کند.

  تکلیف عادت شدن درحین خواندن نماز:                

به ابو جعفر باقر (ع) گفتم: اگر خانمى در رکعت سوم نماز ظهر حائض شود، تکلیف او چیست؟ ابو جعفر گفت: سجاده خود را ترک مى‏کند و رکعت سوم و چهارم را قضا نمى‏کند. اما اگر در رکعت سوم نماز مغرب حائض شود، سجاده خود را ترک مى‏کند ولى بعد از پاک شدن، رکعت سوم نماز مغرب را قضا مى‏کند.{نماز مغرب در سلسله نمازهاى فریضه مانند نماز وتر است در سلسله نمازهاى نافله. نماز مغرب، نمازهاى فریضه را طاق مى‏کند و نماز وتر، نمازهاى نافله را. خانمى که شروع مى‏کند تا سلسله نمازهاى فریضه را طاق کند، ولى در اثر خونریزى ماهیانه از تمام کردن نماز مغرب محروم مى‏شود، باید بعد از پاکى رکعت طاقش را قضا کند، زیرا سومین رکعت نماز مغرب به همین منظور مهم تأسیس شده است}.

تکلیف نمازوروزه ای که بواسطه حیض گرفته نشده:‏

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: زن حائض نمازهاى نخوانده را قضا مى‏کند؟ ابو عبد الله گفت: نه. من گفتم: روزه‏هاى نگرفته را قضا مى‏کند؟ ابو عبد الله گفت: آرى. من گفتم: این تفاوت از کجا است؟ ابو عبد اللَّه گفت: بنیان‏گذار قیاس، شیطان است.

از ابو جعفر باقر (ع) پرسیدم: آیا زن حائض باید ابتدا نمازهاى نخوانده را قضا کند و سپس روزه‏ها را قضا کند؟ ابو جعفر گفت: بر زن حائض لازم نیست که نمازهاى نخوانده را قضا کند، بلکه فقط مکلف است روزه‏هاى نگرفته را قضا کند. ابو جعفر گفت: رسول خدا به دخترش فاطمه مى‏فرمود فقط روزه‏هاى خود را قضا کند و فاطمه به سایر بانوان مسلمان مى‏فرمود فقط روزه‏هاى خود را قضا کنند.

تکلیف شروع مجددعادت ماهانه پس ازچندسال قطع شدن آن

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: اگر بانوئى از عادت ماهیانه بیفتد و بعد از چند سال مجددا خونریزى کند، تکلیف او چیست؟ ابو عبد الله گفت: باید نماز را ترک کند تا پاک شود.

زمان قطع خونریزی وشانس آبستنی:

 ابو عبد الله صادق (ع) گفت: بانوان، در سن پنجاه سالگى، از خونریزى ماهیانه و شانس آبستنى مأیوس و محروم مى‏شوند.

قطع عادت ماهانه درزنی که پیروباردار نباشدوعلت آن و... :

 به ابو الحسن موسى بن جعفر (ع) گفتم: کنیزى خریده‏ام و تا کنون که چند ماه مى‏گذرد حیض نشده و مى‏دانم که از پیرى و سالمندى نیست. او را نزد قابله‏ها برده‏ام، مى‏گویند حامله نیست. آیا مى‏توانم با او عروسى کنم. ابو الحسن گفت: حیض و خونریزى بدون آبستنى هم قطع مى‏شود که علت آن باد رحم است. در این صورت عروسى با او مانعى ندارد. من گفتم: اگر حامله باشد، تا چه حدى مى‏توانم به او نزدیک شوم؟ ابو الحسن گفت: همان قدر که با او جماع نکنى اشکالى ندارد.

 تکلیف تجویز دارودرصورت تاخیرعادت ماهانه وندانستن علت تاخیر

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: کنیزى خریدم و چون، حیض او به تأخیر افتاد و فکر کردم فساد خون یا باد رحم موجب تأخیر شده باشد، داروئى به او دادیم که در همان روز اول باز شد. در صورتى که نمى‏دانیم عقب افتادن حیض به علت آبستنى است، آیا تجویز این داروها جایز است؟ ابو عبد الله گفت: در صورتى که علت تأخیر، معلوم نباشد، تجویز دارو روا نیست. من گفتم: این ماه اول است که حیض او به تأخیر افتاده است در این صورت، اگر تاخیر حیض به علت آبستنى باشد، با تجویز دارو، نطفه جنین را از رحم او خارج کرده‏ایم، مثل آن که انسان به موقع مباشرت نطفه خود را عزل مى‏کند و در خارج رحم مى‏ریزد. ابو عبد الله گفت: بعد از آن که نطفه در رحم زن جا بگیرد، مانند کرم به جدار رحم مى‏چسبد، بعد مانند گوشت جویده مى‏شود، بعدا رشد مى‏کند و به صورتى که خدا بخواهد خلق مى‏شود. اما اگر نطفه در خارج رحم بریزد، چیزى خلق نمى‏شود. پس اگر خونریزى کنیزت به تأخیر افتد، گرچه یک ماه بیشتر نباشد، به او دارو مده.

تاخیرعادت ماهانه در سن بلوغ:

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: اگر انسان، کنیزى بخرد که در سن بلوغ باشد، ولى تا شش ماه خونریزى ماهیانه به سراغ او نیاید. در صورتى که تأخیر حیض به علت آبستنى نباشد، آیا این معامله قطعى است؟ ابو عبد الله گفت: اگر همسالان این کنیز حیض مى‏شوند و عارضه پیرى هم در میان نیست، تأخیر حیض، از جمله عیوب است. مى‏تواند کنیز را به فروشنده باز گرداند و پول خود را پس بگیرد.

تکلیف شستشوی لباس وخواندن نماز ،درزن حائض:

به ابو عبد الله صادق (ع) گفتم: زن حائض باید لباسهائى که دوره خونریزى بر تن داشته است، بشوید؟ ابو عبد الله گفت: قسمت خون آلوده را مى‏شوید و ما بقى را لازم نیست بشوید. من گفتم: با آن که در لباسهایش عرق کرده است؟ ابو عبد الله گفت: حساب عرق از حساب حیض جدا است.

ابو عبد الله صادق (ع) گفت: زن حائض بعد از غسل کردن، با همان جامه‏اى که بر تن داشته مى‏تواند نماز بخواند، در صورتى که خون آلوده نباشد.

از ابو عبد الله صادق پرسیدم: زن حائض مى‏تواند برایم آب بیاورد؟ ابو عبد الله (ع) گفت: یکى از خانمهاى رسول خدا، با آن که در نوبت ماهیانه بسر مى‏برد، روى سر آن حضرت آب مى‏ریخت تا خود را بشوید. و گاهى خمره، یعنى حصیر نماز را مقابل آن حضرت مى‏نهاد تا بر آن سجده کند. شرح: «خمره» نام قطعه حصیرى بود که مخصوصا براى در پوش کاسه بافته مى‏شد. رسول خدا از آن حصیر براى سجده نماز استفاده مى‏کرد.

نهی از اسب سواری زنان

پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله از سوار شدن زنان بر اسب نکوهش کرده است. و امیر المؤمنین علیه السلام نیز فرمود: «زنان را بر اسب- که سبب تحریک بر گناه است- سوار ننمایید». پیغمبر (ص) نهى کرد که زن بر زین نشینند.از على (ع): زنان را بر زین سوار مکنید که بهیجان آیند (غریزه آنها تحریک شود).

چگونگی سلام نمودن زن وشوهرهنگام ورود به مجلس

از امام صادق علیه السلام سؤال شد که زنان وقتى وارد مى‏شوند چگونه سلام کنند؟ فرمود: «هر گاه زن وارد مى‏شود بگوید: علیکم السلام. و هر گاه مرد وارد مى‏شود بگوید: السّلام علیکم.

چگونگی آرایش موی سر درایام عادت ماهانه

پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «براى زن در ایام عادت سزاوار نیست که موهاى وسط و جلوى سر خود را جمع کند».

مقایسه زن ومرد درپیری

امام باقر علیه السلام فرمود: زن وقتى پیر شود خوبى اندامش از بین رفته و شرّ آن مى‏ماند، زیبایى او از بین رفته و نازا مى‏گردد و زبانش تند شود، بخلاف مرد که هر گاه بزرگ شود شرّ اندامش از بین رفته و خیر آن باقى مى‏ماند، عقل او استوار و نظرش محکم و نادانى او اندک گردد».

نهی ازرفتن به تشییع جنازه دختروزنان شوهردار

از امام پنجم (ع): زن براى تشییع جنازه نرود، زنان مطلقه (طلاق گرفته) مانعى ندارد، ولى دختر نرود.

نهی ازسکونت زن دراطاقهای مشرف بر همسایه و آموزش خواندن سوره یوسف وتوصیه به آموزش نوشتن وبافتنی وخواندن سوره نور

و پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: «زنان را در اطاقهایى که مشرف بر منزل همسایه است جاى ندهید، نوشتن به آنان آموزش دهید، ولى سوره یوسف را آموزششان ندهید، بلکه سوره نور و بافتنى به آنها آموزش دهید».< از امام صادق (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: زنان را در بالاخانه منزل ندهید، و نوشتن نیاموزید، آنها را ببافندگى وادارید، و سوره نور تعلیم دهید.>

خوابیدن دومرد ودوزن با یکدیگروحدمساحقه وتشبیه آن به لواط در مردان ولعین بودن ابنه ای وتوصیه به راندن آنها از منزل

از آن حضرت (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: دو مرد بهم نچسبند مگر آنکه بین آن دو جامه‏اى فاصله باشد، و هم چنین دو زن، خداوند مخنث‏ها (ابنه‏اى‏ها) را لعنت کرده آنها را از خانه برانید. از آن حضرت (ع): دو زن در یک لحاف نخوابند مگر بضرورت. و از آن حضرت (ع): مساحقه (یعنى دو زن عورت خود را بهم بمالند تا لذت برند) در زنان چون لواط در مردان است، و هر زن که چنین کند، بکشیدش. و از نبى اکرم (ص): دو مرد در یک لحاف نخوابند مگر بضرورت، هر یک زیر روپوش و لباس خود بخوابند، و لحاف را روى هر دو بکشند، و هم چنین زنان، و دختر باید در یک لحاف نخوابد، و هم چنین با مادر.

مراد از آنچه ظاهراست در قران (زینتهایی که آشکار بودن آنها جایزبوده وانچه جایز نیست:

امام ششم (ع): در باره گفته خداوند «مگر آنچه ظاهر است پرسیدند که مراد چه مقدار از بدن میباشد فرمود: صورت و ساق‏ها.  و نیز از آن حضرت (ع): در باره «مگر آنچه ظاهر است»، مراد زینت آشکار یعنى سرمه و انگشتر است، و در روایت دیگر: انگشتر، دستبند ذکر شده که از زینت‏هاى ظاهر است. و زینت‏هایى که نباید آشکار گردد: گلوبند، گوشواره و دستبند و النگو، و خلخال که بپا افکنند

مراد از کار خیردرقرآن

از امام صادق (ع): در گفته خداوند «در کار خیر با تو مخالفت نکند»- (سوره ممتحنه/ 12) مراد از کار خیر اینست که (زن) گریبان چاک نکند، و سیلى بصورت نزند، و داد و فریاد راه نیاندازد، و در کنار قبر عزیزش نوحه و ناله سر ندهد، و مو پریشان ننماید.

نهی از نشستن مرد درمحلی که هنوز پس از بلند شدن زن گرم است:

و از امام صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله‏ فرمود: «هر گاه زن از جایى که نشسته بود برخاست، مردى به جاى او ننشیند تا خنک گردد».

محرم ونامحرم

و فرمود: زن برابر مرد خواجه سر برهنه ننشیند. از حضرت رضا (ع): آیا مرد خواجه میتواند به پیش زنان رود و آب وضو بدستشان دهد و مویشان را ببیند.؟ فرمود: نه.

از حضرت باقر (ع): مرد میتواند به موى مادر و خواهر و دختر نظر کند.  از صحیفة الرضا از على (ع): زن ده عورت (پوشیدنى و حفظ کردنى) دارد که با ازدواج یکى از آنها پوشیده شود، و (بقیه تا وقت مرگ باقى است) و چون بمیرد همه آنها مستور گردد.

امیر مؤمنان (ع) بزنان سلام میکرد، و خوشش نمى‏آمد که به زنان جوان سلام کند، و مى‏فرمود: میترسم، از صداى او خوشم آید، و گناهم بر ثوابم فزونى گیرد. ابى بصیر از امام ششم (ع) پرسید: آیا مرد میتواند با زن نامحرم مصافحه کند و باو دست دهد فرمود نه مگر از پشت لباس.ساباطى از آن حضرت پرسید: زنان وقتى وارد بر جمعى از مردم شوند چگونه سلام کنند؟ فرمود: زن بگوید: علیکم السلام، و مرد مى‏گوید: السلام علیکم.

از محمد بن اسماعیل بن بزیع: از حضرت رضا (ع) در باره اینکه زنان باید جلوى خواجه‏ها (آنهایى که مردى ندارند) روسرى سر کنند سؤال شد؟ فرمود: خواجه‏ها بر دختران پدرم موسى بن جعفر (ع) وارد مى‏شدند و آنها روسرى سر نمیکردند گفتم آن خواجه‏ها آزاد بودند؟ فرمود: نه، بلکه در برابر خواجه‏هاى آزاد روسرى سر مى‏کردند (و براى برده‏ها سر نمیکردند).

از اسحق بن عمار: به امام صادق (ع) گفتم: آیا غلام میتواند به موى خانمش نگاه کند؟ فرمود: آرى و به ساق او.

در نظر کردن بآن که محرم نیست‏

فرمود خداى تعالى در سوره نور که قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ  وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ بگو یا محمد مردان مؤمن را که فرو خوابانند از چشمهاى خود و بپوشند عورتهاى خود را که این پاکیزه‏تر است براى ایشان بدرستى که خدا خبر دارد بآنچه ایشان میکنند و بگو زنان مؤمنه را که فرو خوابانند چشمهاى خود را و بپوشند عورتهاى خود را و فرمود رسول خدا (ص) که هر که سیر گرداند چشمهاى خود را از دیدن حرام برانگیزاند او را خداى تعالى در روز قیامت و در چشم او میخهاى آتشین باشد پس چشم او پر از آتش باشد تا آنکه حکم کند خدا میان مردمان بعد از آن امر کنند او را بدوزخ و فرمود رسول خدا (ص) که هر که نظر کند در خانه همسایه خود پس ببینند عورت مردى یا موى زنى یا بدن او را واجبست بر خدا که داخل گرداند او را در دوزخ با منافقان آنان که طلب میکرده‏اند عورتهاى مسلمانان را در دنیا تا آنکه رسوا کند او را خدا و ظاهر گرداند عورت او را از براى نظرکنندگان در آخرت و فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام که هر که بگشاید چشم خود را در تعب اندازد خواطر خود را و هر که پى در پى نظر کند دایم باشد حسرتهاى او و فرمود پیغمبر (ص) که نظر کردن تیریست از تیرهاى بزهر آب داده شیطان‏ چون یکى از شما زنى را دید که از آن زن خوشش آمد با همسر خود هم بستر شود که مانند همان که دیده در نزد همسر خودش نیز هست و حتما نگذارد شیطان بدلش راه یابد و چشم خود را از آن زن بیگانه بگرداند و اگر همسر ندارد دو رکعت نماز بگذارد و خدا را ستایش فراوان کند و بر پیغمبر و خاندانش درود بفرستد و سپس از فضل خداوندى درخواست کند که خداوند با مهربانى خود چیزى در دسترس او قرار میدهد که او را بى‏نیاز سازد. و از آن حضرت پرسیدند: آیا غلام میتواند به مویهاى خانمش نگاه کند؟ فرمود آرى و بساق پایش.

مراد ازکارخیر زن درقران

از امام صادق (ع): در گفته خداوند «در کار خیر با تو مخالفت نکند»- (سوره ممتحنه/ 12) مراد از کار خیر اینست که (زن) گریبان چاک نکند، و سیلى بصورت نزند، و داد و فریاد راه نیاندازد، و در کنار قبر عزیزش نوحه و ناله سر ندهد، و مو پریشان ننماید.

پیمان پیامبراززنان

و از آن حضرت (ع): نبى اکرم (ص) از زنان پیمان گرفت که ناله نکنند و با مردان خلوت ننمایند.

بهترین بانوان

از آن حضرت (ع): چون فاطمه (ع) در جواب پیغمبر (ص) عرضه داشت که:

بهترین زنان کسى است که مردى او را نبیند و او مردى را نبیند، پیغمبر (ص) در مقام تعریف و تمجید او فرمود: فاطمه از منست.

حجاب

از ام سلمه: من با میمونه نزد پیغمبر (ص) بودیم، ابن ام مکتوم آمد- پس از نزول آیه حجاب- پیغمبر دستور داد که پس پرده برویم، گفتیم یا رسول اللَّه این شخص کور نیست؟ حضرت فرمود: مگر شما هم کورید، و او را نمى‏بینید.

                                    

 

 

ارزش ازدواج

ارتباط تزویج دختربه شرابخواروقطع رحم ونهی از ازدواج با فرد شرابخواروفاسق

علت ازدواج نکردن حضرت عیسی(ع)

نهی از ازدواج درروزآخرماه وارتباط ازدواج درزمان قمر در عقرب ومشکلات بعدی ناشی ازآن

ارجحیت نظر پسربرپدر،در انتخواب همسر

بهترین زنان امت پیامبر(ص)وبشارت پیامبردرموردآنها وچگونگی ورودآنها به بهشت

اقسام زنان

توصیه اهل بیت در خصوص ازدواج واخلاق زنان ورازسعادتمندی مرد

توصیه به ازدواج با زنان چشم نیلی

توصیه به ازدواج با زنان گندمگون باقدمتوسط و...

ارتباط بوی گردن زنان بااخلاق وتربیت او وغوزک پاواندام تناسلی وزیبایی مردوزن...

توصیه به سئوال در مورد موی همسرقبل ازازدواج وارتباط آن با زیبایی

توصیه به ازدواج با دوشیزگان وارتباط آن باخوشبویی دهان،وباردارشدن واخلاق بهتر...

نهی ازازدواج بازنانی که اصالت خانوادگی ندارند

توصیه به ازدواج با زنان دیندارباوالدین نیکووصالح وارتباط آن با نطفه

نهی از ازدواج با زنانى که اعتقاداتشان خوب نیست به جهت زیبایى یا ثروت آنان وتوصیه به ازدواج با زن دینداربااصالت خانوادگی،حتی باوجودتنگدستی ووعده خداوند مبنی بر بینیازنمودن آنهاازفضل خود

نهی از ازدواج بازنان نازا،هرچندزیباوتوصیه به ازدواج با زنان بارور،هرچند ظاهرازشت رو

کراهت ازدواج با زنان سیاه پوست مگر..

نهی از ازدواج باپیرزن بجهت آسیب وچه بسا ایجاد مرگ

نهی از غیرت زن وتمایل به غیر ازشوهر

نهی از ازدواج با زن کم خرد

عادات غیر قابل ترک

توصیه به ازدواج وامیدبه فرزندی که باقیات صالحات گردد

ارتباط ازدواج وحفظ نصف دین ومحبوب بودن آن نزد خداوند منان وعمل به سنت پیامبر(ص)

ازامت پیامبرنبودن آنکه استطاعت داشته وازدواج نکند

ارتباط جلب روزی وازدواج و ترس از خرج و نفقه وبدگمانی

توصیه به ازدواج برای جلوگیری اززنا وارتباط ازبین رفتن ایمان از قلب وزنا

بهترین واسطه‏گرى در ازدواج

بالیدن پیامبربه زیا دی امت در قیا مت وجواز ورود پدرومادربه بهشت وجنین سقط شده وتوصیه به ازدواج با زنان بارور

ارجحیت عبادت فردمتاهل نسبت به مجرد

بدترین مردگان

تاثیرازدواج برحفظ حیا وپاکدامنی و ارتباط روزگرفتن وکاهش نیروی جنسی

تقسیم حیا بر ده جزء ونحوه زایل شدن آن در زنان

ارتباط دوست داشتن هرچه بیشتر زن باایمان قویتروتوصیه به نیکی هرچه بیشتربه زنان                   

نهی ازطلاق به دلیل به لرزه درآمدن عرش

نهی ازطلاق به دلیل به لرزه درآمدن عرش وجایگاه زن ومرد عیاش درنزد خداوند منان

ازدواج برای رضای خداوند وصله رحم ودین وتقوی ونهی ازازدواج تنها به خاطر زیبایی وثروت

 از مبارکی وشومی زن

ارتباط محل سکونت باشجاعت،قدرت جنسی وسخاوت وحسدوانتقال ابن خصوصیات از طریق نطفه

توصیف پاره ای از زنان آخرالزمان

نهی از ازدواج با مرد بداخلاق

توصیه به جواب مثبت خانواده هابه مردباایمان وپاکدامن

نهی از ازدواج با فردی که بزناکاری مشهوراست ونحوه ازدواج آنها با هم..

زناکار بودن فردی که قصددادن مهرش را پس از ازدواج نداشته باشد.

وفا در پرداخت مهریه ومقدارآن در سنت ومهروتزویج با حوریه واجرپرداخت مهریه قبل ازآمیزش ورابطه بخشش آن بعد ازعروسی وایجاد الفت و مهربالاوعداوت وسراینکه چرا مهریه به عهده مرد است ونه زنان

دعا هنگام عقد ازدواج

زمان عروسی وولیمه واینکه ولیمه درچه زمانی جایز است:

توصیه  درزمان عروسی

زمان ماندن پیش عروس

ارتباط زن وشوهر

مشورت با زنان

@@@

ارزش ازدواج

نیز فرمود: در اسلام کاخى که در نزد خدا محبوبتر از ازدواج باشد بر افراشته نشده.

ارتباط تزویج دختربه شرابخواروقطع رحم ونهی از ازدواج با فرد شرابخواروفاسق

از آن حضرت (ع): هر که دخترش را به شرابخوار دهد، قطع رحم کرده، (و خویشى خود را از او بریده). پیغمبر (ص): هر کس دخترش را به فاسقى دهد قطع رحم کرده است. و فرمود: هر که شراب بنوشد اگر خواستگارى کرد شایسته ازدواج نیست.

علت ازدواج نکردن حضرت عیسی(ع)

و از آن حضرت: به عیسى (ع) گفتند چرا ازدواج نمى‏کنى؟ فرمود: ازدواج بچه کارم آید؟ گفتند: فرزند پیدا مى‏کنى، گفت فرزند بچه کار آید؟ اگر زنده ماند موجب گرفتارى است و اگر بمیرد وسیله اندوه و نگرانى.

نهی از ازدواج درروزآخرماه وارتباط ازدواج درزمان قمر در عقرب ومشکلات بعدی ناشی ازآن

و نیز فرمودند: کسى که ازدواج کرده و قمر در عقرب باشد خوبى نخواهد دید .

از ازدواج در روز آخر ماه و هر گاه قمر در برج عقرب است پرهیز کن، و از امام صادق علیه السلام نقل شده که «هر کس هنگام قمر در عقرب ازدواج کند خوبى نخواهد دید».

دعا برای انتخاب مناسب همسر

براى انتخاب همسر و عقد ازدواج ابتدا از خداوند طلب خیر نما، سپس دو رکعت نماز خوانده و ثناى خداوند توانا و بلند مرتبه را گفته و پس از آن این دعا را بخوان: «اللّهمّ إنّی أرید أن أتزوّج، اللّهمّ فقدّر لی من النّساء أعفّهنّ فرجا و أحفظهنّ لی فی نفسها و مالی، و أوسعهنّ رزقا، و أعظمهنّ برکة، و اقض لی منها ولدا صالحا تجعله لی خلفا صالحا فی حیاتی و بعد موتی».«خداوندا، من مى‏خواهم همسر انتخاب‏ کنم. خداوندا، با عفت‏ترین زنان را بر من مقدّر فرما، و آنکه بهتر خود را و مال مرا بر من حفظ مى‏کند، و آنکه روزیش بیشتر، و برکتش فراوان‏تر است. خداوندا توسط او فرزند شایسته بر من قرار ده که در زمان زندگى و پس از مرگ من جانشین شایسته‏اى برایم باشد».

<روایت است که حضرت از ابى بصیر پرسید: یکى از شما میخواهد ازدواج نماید چه میکند؟ گفت نمیدانم. امام فرمود چون به این کار تصمیم گرفت دو رکعت نماز گزارد و خدا را حمد کند و بگوید: «خداوندا من قصد ازدواج دارم، زیباترین و خوشخوترین و عفیف ترین زنان را نصیب من کن که مال من و ناموس خود را بهتر حفظ کند و رزق و برکت او از همه وسیعتر باشد، و از او فرزندى پاک که در حیات‏ و مرگ من یادگارى صالح باشند بمن عنایت کن».>

ارجحیت نظر پسربرپدر،در انتخواب همسر

از امام صادق (ع): من تصمیم گرفته‏ام زنى معین را ازدواج کنم، و پدرم به دیگرى نظر دارد، حضرت فرمود: آنکه خود دوست دارى ازدواج کن، و آنکه را که پدر مى‏خواهد واگذار.

بهترین زنان امت پیامبر(ص)وبشارت پیامبردرموردآنها وچگونگی ورودآنها به بهشت

از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل شده است که: «زنانى که از همه صورتشان زیباتر و مهریه‏شان کمتر است بهترین زنان امت من هستند». و فرمود: بهترین زنان آنست که: خوشبو، و طباخ (خوش غذا) خوبى باشد، اگر خرج کند در راه صحیح و خوب خرج کند، و اگر امساک نماید بروش صحیح باشد. و این گونه زنان از عمال الهى هستند و عمال خدا پشیمانى، و نکبت نخواهند داشت. از امام صادق (ع): بهترین زنان آنست که اگر خشمگین شود بشوهر گوید دست من در دست تست (یعنى اختیار من با تست) به بستر خواب نخواهم رفت تا از من راضى شوى.پیغمبر (ص) فرمود: مى‏خواهید بهترین زنان را معرفى کنم؟ گفتند آرى یا رسول اللَّه. فرمود: بهترین زنان آنست که بچه زیاد مى‏آورد و با عاطفه و محبت و عفیف و پوشیده باشد، در خانواده‏اش عزیز و محترم، و براى شوهر متواضع و فروتن باشد. با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به دیگران (از مردان) مستور و خوددار باشد. به سخن شوهر گوش فرا دهد، و فرمانبردارى نماید، در خلوت خود را براى او بیاراید و چون مردان ترک زینت ننماید. و فرمود: هیچ مردى بعد از اسلام نفعى بالاتر از همسر مسلمان عایدش نشد که چون به او بنگرد مسرور گردد، و چون به او فرمانى دهد اطاعت نماید، و در نبود شوهر مال او و ناموس خود را حفظ نماید.

 مردى بمحضر پیغمبر (ص) آمد و گفت: یا رسول اللَّه! همسرى دارم که چون بخانه میروم به پیشبازم مى‏آید و وقتى بیرون میروم بدرقه‏ام مى‏نماید، و اگر مرا غصه‏دار بیند؛ مى‏گوید: غم مخور، که اگر غم روزى مى‏خورى؛ خداوند آن را بعهده گرفته. و اگر براى آخرت غم دارى و فکر میکنى خداوند بر فکر و غم تو بیفزاید، پیغمبر (ص)، فرمود: او را بشارت بهشت ده، و به وى بگو که تو یکى از عاملان خداوندى و در هر روز پاداش 70 شهید براى تو خواهد بود.

و در حدیثى است که فرمود: خداوند عمالى دارد که این زن یکى از آنهاست، و نصف اجر شهیدى را دارد. از امام صادق (ع): خیرات الحسان (در سوره الرحمن) از زنان دنیا هستند، که از حور العین زیباترند. از جابر، پیغمبر (ص) فرمود: اگر زن پنج نماز خود بگزارد و روزه رمضان را بگیرد، و دامن از زنا نگهدارد، و شوهرش را اطاعت نماید، از هر درى که بخواهد به بهشت در آید. و نیز فرمود: هر زنى که شوهرش را بر حج و جهاد و طلب علم یارى کند، خداوند به او پاداش زن ایوب دهد. از امام صادق (ع): پیغمبر (ص) فرمود: بهترین زنان امتم زیباترین و کم‏مهرترین آنهاست.

اقسام زنان

  از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «زنان بر چهار قسم‏اند: برخى آنان باران بهارى هستند، و برخى دارا و رشیدند، و برخى چماقى اندوهبار، و برخى خائن و شپشو هستند».{برخى از علماء در توضیح این حدیث گفته‏اند: باران بهارى، به زنانى گفته مى‏شود که در حالى که فرزند شیر مى‏دهند حامله به فرزندى دیگر باشند. دارا و رشید، زنى است که خوبیهاى او فراوان باشد. چماق اندوهبار، زنى است که با همسر خود بداخلاقى مى‏کند. خائن و شپشو، زنى است که براى شوهرش چون عسل شپش دار است و چنان این حشره گریبان لقمه او را گرفته که نمى‏تواند آن را از خود جدا کند. و این تشبیه کردن زن خائن به عسل شپش دار ضرب المثلى است در میان عربها.}

از امام ششم (ع): زنها چهار نوعند: ربیع مربع‏: (بهار چهار شانه) و اما ربیع: آنهایند که یک فرزند در بغل و یکى در شکم دارد (یعنى ولود، و بچه‏زاست).

کرب مقمع‏ (بد اخلاق): آن زن که با شوهر بد خواست، و

غل قمل‏ (پوست خشکیده): ‏: زنى است که غل قمل را ماند، و آن ریسمانى است از پوست که بر گردن اسیر افکنند و چون خشک مى‏شود گردن را مى‏خورد و مى‏ساید، و این مثلى است براى‏ کسى که جز نکبت و زیان ندارد.

جامع مجمع‏: آنکه پر خیر و پاکدامن است.

توصیه اهل بیت در خصوص ازدواج واخلاق زنان ورازسعادتمندی مرد

و طبق روایتى دیگر امام صادق علیه السلام- به کسى که با او در باره ازدواج مشورت نمود- فرمود: «دقّت کن خودت را کجا قرار مى‏دهى، و چه کسى را شریک مال خود قرار داده و او را بر دین و اسرار و امانت‏هاى خودت مطلع مى‏نمایى، اگر باید ازدواج کنى پس با دوشیزه که به خوبى و خوش اخلاقى شناخته شده باشد ازدواج کن.

آگاه باش اخلاق زنان متفاوت است.

برخى از آنان بهره نیکو و برخى عذاب دلند.

بعضى از زنان چون هلال ماه بوده که براى شوهر خود بدرخشد، و برخى از آنان چون ظلمتند.

هر مردى که زن نیکو بیابد سعادتمند مى‏گردد.

و مردى که کلاه سر او برود به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود.< داود کرخى به امام ششم (ع) گفتم: همسرم که همسر موافقى بود وفات یافت و مى‏خواهم زن دیگر بگیرم، فرمود: بنگر و دقت کن که خود را بکجا مى‏افکنى، و چه آدمى را شریک مال خود میسازى. و بر دین و اسرار و امانات خود مسلط مى‏سازى و اگر ناچارى زن بگیرى زنى خوب و خوش اخلاق بگیر: «بدان که زنان بصفات مختلفند، بعضى سودمند و نافعند و بعضى چون ماهند بوقت نور افشاندن، و بعضى تاریکى و ظلمتند پس هر که به زن نیک دست یابد خوشبخت است، و هر که مغبون گرد رشته زندگیش گسیخته است». و زنان سه دسته‏اند: زن بسیار بچه آور، با محبت، که شوهر را بر دین و دنیایش کمک است. و زنى که عقیم است، نه زیبایى دارد و نه خوشخویى، و نه شوهر را به کارى نیک کمک مى‏باشد، و سوم زن زیاد غرولند کن، پرسه زن و بیرون رو، عیب جو، زیاد را کم شمرد و کم را نپذیرد.

و زنان سه قسم‏اند:

1- زنى که فرزند آورده و مهربان است، کمک شوهر خود بر دنیا و آخرت اوست.

2- زنى که نازا بوده، نه زیبایى داشته و نه اخلاق، و در هیچ کار خوبى یاور شوهر خود نیست.

3- زنى که سر و صدایش زیاد و پر رفت و آمد و سخن چین بوده، نیکى زیاد را کم مى‏شمرد، و اندک را نمى‏پذیرد».

توصیه به ازدواج با زنان چشم نیلی

 پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: «با زنانى که چشمشان نیلگون است ازدواج کنید که در آنان برکت است». از نبى اکرم (ص): کبود چشمان را ازدواج کنید که پر برکتند.                         

توصیه به ازدواج با زنان گندمگون باقدمتوسط و...

و امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «با زنانى که رنگشان گندمگون بوده و قسمت پایین بدنشان بزرگ و قدشان متوسط است ازدواج کنید، که اگر آنها را نخواستید مهریه آنان بر من است».< امیر مؤمنان (ع) فرمود: زن بزرگ چشم، گندم گون، بزرگ کپل، چهارشانه بگیر و اگر چنین زنى را نخواستى صداقش و مهرش با من.>< از امیر المؤمنین (ع): هر که جماع (خوب) خواهد؛ زن کوتاه قد و چهار شانه، گندمگون بگیرد، و اگر لذت نبرد مهرش بعهده من است.>

ارتباط بوی گردن زنان بااخلاق وتربیت او وغوزک پاواندام تناسلی وزیبایی مردوزن...

و هر گاه رسول خدا مى‏خواست با کسى ازدواج کند یک زن مى‏فرستاد تا او را ببیند و به او مى‏فرمود: «گردن او را بو کن اگر بوى آن خوب بود معلوم مى‏شود اخلاق و آداب و رسوم او نیز خوب است و اگر اندام زنانگى او چاق بود دوشیزگى او نیز خوب است».< امالى صدوق از امام (ع): عقل زنان در زیبائى آنهاست، و زیبائى مردان در بسیارى عقل آنها، پیغمبر وقتى مى‏خواست زن بگیرد، یکى را میفرستاد او را ببیند و مى‏فرمود: گردنش را بو کن که اگر آن خوشبو باشد بویش خوب و طیب است، و اگر غوزک پایش پر گوشت باشد، فرجش پر گوشت خواهد بود.>

توصیه به سئوال در مورد موی همسرقبل ازازدواج وارتباط آن با زیبایی

و نیز فرمود: هر که خواهد زن بگیرد، از موى او نیز بپرسد همان طور که از زیبائیش مى‏پرسد، که موى یکى از دو قسمت زیبائى است.

توصیه به ازدواج با دوشیزگان وارتباط آن باخوشبویی دهان،وباردارشدن واخلاق بهتر...

 ازدواج با دوشیزگان مستحب است، آنان دهانشان خوشبوتر و بوى بد را از خود دورکننده و اخلاقشان بهترین اخلاق است و زودتر بچه‏دار مى‏شوند.

نهی ازازدواج بازنانی که اصالت خانوادگی ندارند

از ازدواج با کسى که اصالت خانوادگى ندارد پرهیز کن، اینان سبزى بر مزبله‏اند که پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله از ازدواج با آنان نهى کرده است. پیغمبر (ص) سخنرانى فرمود که: مردم از گلها و سبزه‏هاى مزبله‏ها بپرهیزید، پرسیدند مراد چیست؟ فرمود: زن خوشگل در خانواده بد.

توصیه به ازدواج با زنان دینداروصالح باوالدین نیکووصالح وارتباط آن با نطفه و..

 زنان دیندار و با پدر و مادر خوب را براى ازدواج انتخاب کن. و از آن حضرت (ع): از خاندان صالح همسر بگیرید که نطفه اثر (پنهانى) دارد (یعنى صفات و حالات والدین از راه نطفه بفرزند میرسد). و از آن حضرت (ع): مؤمن بر سه چیز حساب کشیده نشود: غذایى که مى‏خورد، و لباسى که باید بپوشد و همسرى صالح که مددکار زندگانى او و وسیله حفظ عفت او باشد. از نبى اکرم (ص): هر که خواهد که خدا را با حالت پاک و پاکیزه ملاقات کند، با داشتن همسر صالح ملاقات نماید. از زین العابدین (ع): پنج چیز است که هر کس یکى از آنها را فاقد باشد زندگیش همواره ناقص و عقلش زائل، و دلش گرفتار خواهد بود: اول سلامتى تن، دوم و سوم وسعت روزى و خانه، چهارم انیس موافق یعنى فرزند و همسر صالح پنجم: یعنى آنکه شامل همه این خصلت‏هاست، آسایش.

نهی از ازدواج با زنانى که اعتقاداتشان خوب نیست به جهت زیبایى یا ثروت آنان وتوصیه به ازدواج با زن دینداربااصالت خانوادگی،حتی باوجودتنگدستی ووعده خداوند مبنی بر بینیازنمودن آنهاآزفضل خود

با زنانى که اعتقاداتشان خوب نیست به جهت زیبایى یا ثروت آنان، ازدواج نکن. و اگر کسى دیندار و با اصالت خانوادگى بود تنگدستى مانع از ازدواج با او نگردد، زیرا خداى متعال فرموده است: «اگر تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏کند».

نهی از ازدواج بازنان نازا،هرچندزیباوتوصیه به ازدواج با زنان بارور،هرچند ظاهرازشت رو

از ازدواج با زنان نازا- هر چند زیبا و خوش منظر باشند- پرهیز کن، و زنى که فرزند مى‏آورد انتخاب کن هر چند ظاهر او زشت باشد.

کراهت ازدواج با زنان سیاه پوست مگر..

ازدواج با زنان سیاه پوست مکروه است مگر زنان نوبیه (نزدیک منطقه اسوان مصر).

نهی از ازدواج باپیرزن بجهت آسیب وچه بسا ایجاد مرگ

 امام صادق علیه السلام فرمود: «سه چیز است که به بدن آسیب رسانده و چه بسا موجب مرگ مى‏شوند: در حال سیرى حمام رفتن، خوابیدن در حال سیرى، و ازدواج با پیر زن».

نهی از غیرت زن وتمایل به غیر ازشوهر

 جابر از آن حضرت (ع): روایت کند که خداوند براى زنان غیرت ننهاده، که براى مردان چهار زن آزاد و کنیز حلال کرده و براى زن جز یک همسر حلال ننموده، و اگر زن بمرد دیگرى غیر از شوهر خود تمایل پیدا کند، زناکار خواهد بود، و باید مرد غیرت داشته باشد ولى زن مؤمنه نه

نهی از ازدواج با زن کم خرد

و از آن امام علیه السلام نقل شده است: «براى مردى که کم خرد است همسر بگیرید ولى براى زن کم خرد همسر نگیرید، زیرا مرد کم خرد امید عاقل شدن او هست به خلاف زن کم خرد».

عادات غیر قابل ترک

و نیز حضرت صادق علیه السلام فرمود: «سه چیز است که هر کس به آنها عادت کند دیگر آنها را ترک ننماید: کندن مو، بالا زدن پیراهن، ازدواج با کنیزان».

توصیه به ازدواج وامیدبه فرزندی که باقیات صالحات گردد

از امام پنجم (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: چرا مؤمن زن نگیرد که شاید خداوند باو فرزندى دهد که زمین را به لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ سنگین سازد.

ارتباط ازدواج وحفظ نصف دین ومحبوب بودن آن نزد خداوند منان وعمل به سنت پیامبر(ص)

و پیغمبر (ص) فرمود: هر که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ کرده، در باره نصف دیگر تقوى پیشه کند.و نیز فرمود: در اسلام کاخى که در نزد خدا محبوبتر از ازدواج باشد بر افراشته نشده.و نیز فرمود: هر که (دین و) فطرت مرا دوست دارد باید به سنت من عمل کند، و یکى از سنن من نکاح است. نیز فرمود: هر که (دین و) فطرت مرا دوست دارد باید به سنت من عمل کند، و یکى از سنن من نکاح است.

ازامت پیامبرنبودن آنکه استطاعت داشته وازدواج نکند

 و نیز فرمود: هر که قدرت بر ازدواج داشته باشد، و ازدواج نکند از من نیست.

ارتباط جلب روزی وازدواج و ترس از خرج و نفقه وبدگمانی

 و نیز فرمود: روزى را از راه ازدواج بجویید. از امام ششم (ع): هر که از ترس خرج و نفقه تزویج نکند بخدا بدگمان گشته که خداوند فرماید: «اگر فقیر باشند خداوند از عنایت خود بى‏نیازشان گرداند». و فرمود: ازدواج کنید با زنان زیرا آنها براى شما سبب روزى هستند.

 توصیه به ازدواج برای جلوگیری اززنا وارتباط ازبین رفتن ایمان از قلب وزنا

 پیغمبر (ص) فرمود: اى جوان ازدواج کن و زنا نکن، زیرا زنا ایمان را از قلب تو مى‏برد.  

بهترین واسطه‏گرى در ازدواج

از امام صادق (ع) فرمود: بهترین واسطه‏گرى در ازدواج است تا خدا بین دو نفر حلال را جمع کند.

بالیدن پیامبربه زیا دی امت در قیا مت وجواز ورود پدرومادربه بهشت وجنین سقط شده وتوصیه به ازدواج با زنان بارور

 و پیغمبر (ص) فرمود: ازدواج کنید که من در قیامت بزیادى شما امت مى‏بالم، حتى اینکه کودک سقط شده؛ خشمگین بر در بهشت مى‏ایستد، باو مى‏گویند داخل‏ بهشت شو، میگوید: تا پدر و مادرم پیش از من وارد بهشت نشوند من وارد نخواهم شد.از کتاب ریاض: پیغمبر (ص) فرمود: زن زشتى که بچه آرد بهتر است از زن زیباى نازا. و نیز فرمود: زیبارویان نازا را رها کنید و زنى که بچه آرد بگیرید (گر چه) سیاه باشد. که من به زیادى شما امت حتى به سقطشده‏ها مى‏بالم. و فرمود: بدانید که زن سیاه زائو بهتر است از زیباروى نازا.                       

ارجحیت عبادت فردمتاهل نسبت به مجردوارجحیت خواب یک شب با همسراز تملک همه دنیا

 و نیز فرمود: دو رکعت نماز زن دار بهتر است از یک شبانه روز عبادت عزب که روزش را روزه بگیرد، و شب را نماز بخواند. از امام ششم (ع): دو رکعت نماز همسردار بهتر است از 70 رکعت نماز عزب. از امام هفتم (ع): مردى خدمت امام باقر (ع) آمد و حضرت باو فرمود: همسر گرفته‏اى؟ گفت: نه، امام (ع) فرمود: دوست ندارم که همه دنیا از من باشد و یک شب بى‏زن بخوابم، و بعد فرمود: دو رکعت نماز همسر دار بهتر است از اینکه عزبى شب را نماز گزارد و روز را روزه دار باشد.

بدترین مردگان

 و نیز فرمود: بدترین مردگان عزب‏ها هستند.

تاثیرازدواج برحفظ حیا وپاکدامنی و ارتباط روزگرفتن وکاهش نیروی جنسی

و نیز فرمود: اى جوانان، هر که قدرت بر ازدواج دارد ازدواج کند، که چشم را با حیا و دامن را پاک نگه میدارد، و هر که قدرت ندارد، بسیار روزه بگیرد که از نیروى جنسى میکاهد. و از آن حضرت (ع): مؤمن بر سه چیز حساب کشیده نشود: غذایى که مى‏خورد، و لباسى که باید بپوشد و همسرى صالح که مددکار زندگانى او و وسیله حفظ عفت او باشد.

 ارتباط دوست داشتن هرچه بیشتر زن باایمان قویتروتوصیه به نیکی هرچه بیشتربه زنان ویکی از صفات انبیا                  

  از امام ششم (ع): مرد هر چه بیشتر زن دوست باشد ایمانش بیشتر است. واز آن حضرت: به زنان بسیار نیکى کنید. و از آن حضرت (ع): یکى از صفات انبیاء زن دوستى بود.

نهی ازطلاق به دلیل به لرزه درآمدن عرش وجایگاه زن ومرد عیاش درنزد خداوند منان

 و از آن حضرت: ازدواج کنید و طلاق مدهید که از طلاق عرش بلرزه آید. و از آن حضرت (ع): ازدواج کنید و طلاق مدهید که خداوند زن و مرد عیاش و لذتجو را دوست ندارد.

ازدواج برای رضای خداوند وصله رحم ودین وتقوی ونهی ازازدواج تنها به خاطر زیبایی وثروت

 از حضرت زین العابدین (ع): هر که براى رضاى خدا و صله رحم همسر گیرد خداوند تاج شاهى بر سرش نهد. ) از امام ششم (ع): اگر مرد زن را براى زیبائى و یا ثروتش بگیرد، از این هر دو محروم ماند و اگر براى دین و تقوایش بگیرد، خداوند مال و جمال نیز نصیبش گرداند.

از مبارکی وشومی زن

حضرت صادق (ع): از مبارکى‏هاى زن، کمى نفقه و آسان زاییدن اوست، و از شومى زن پر خرجى و سخت زائى اوست. و از آن حضرت (ع): در سه چیز شومى است: زن، چهارپا، خانه. اما شومى زن زیادى مهر و سختى زایمان اوست. و اما شومى چهارپا: چموشى و کم‏زایى اوست، و اما شومى خانه: کوچکى و بدى همسایه‏هاى آن است. از نبى اکرم (ص): کبود چشمان را ازدواج کنید که پر برکتند. و روایت است که از برکت زن کمى مهر و از شومى او زیادى مهر است. و امام (ع) فرمود: شومى در میان (بعضى) زن‏ها و اسب‏ها و خانه‏ها وجود دارد.

ارتباط محل سکونت باشجاعت،قدرت جنسی وسخاوت وحسدوانتقال ابن خصوصیات از طریق نطفه

و از آن حضرت: شجاعت در خراسانیها، و قدرت جنسى در مردم بربر و سخاوت و حسد در عرب است، پس براى نطفه‏هاى خود (همسر مورد نظر) انتخاب کنید.

تقسیم حیا بر ده جزء ونحوه زایل شدن آن در زنان

و از آن حضرت: حیاء ده جزء است: نه جزء آن در زنان است و یک جزء در مردان. زن چون حیض بیند یک جزء آن را از دست میدهد، و چون شوهر کند جزء دیگرش برود و چون بکارتش ازاله شود جزء دیگرى از حیائش برود، و پنج جزء آن بماند، و اگر به گناه (زنا) آلوده گردد و بفساد گراید همه حیاء او زائل شود، ولى اگر عفت خود را نگهدارد، پنج جزء آن باقى بماند. از صحیفة الرضا از على (ع): زن ده عورت (پوشیدنى و حفظ کردنى) دارد که با ازدواج یکى از آنها پوشیده شود، و (بقیه تا وقت مرگ باقى است) و چون بمیرد همه آنها مستور گردد.

پاره ای ازعیوب زنان(سستی ایمان،کم عقل،گمراه،منت بر همسر،خواستن بیش ازاستطاعت همسر،عدم تمکین ،نازا، کینه‏توز، ناپرهیزکار از بدى خودنما و خود آرا، در غیبت شوهر و عریان خوددار از او، نافرمانبرداری وحرف ناشنوی،عذرنپذیرفتن و نگذشتن از لغزش

از امام صادق (ع): بیشتر دشمنان مردم مؤمن همسر بد است. و پیغمبر (ص) بزنان فرمود: من سست ایمان و کم عقلى ندیدم که بیش از شما عقل مردان را ببرد. و نیز فرمود: زنان عورت (ناموس) و گمراهند، عورت (ناموس) را با خانه و گمراهى را با سکوت بپوشید. و فرمود: اگر زن نبود خدا بحقیقت پرستش میشد. و فرمود: هر زنى که شوهر را در نفقه به آنچه قدرت ندارد وادارد، خداوند هیچ عمل او را نپذیرد، مگر آنکه توبه کند، و از این روش بازگردد، و از شوهر بقدر قدرت او بخواهد. و فرمود: اگر زنى همه زر و سیم زمین را بخانه شوهر برد، و روزى بر او منت نهد که: تو کى هستى؟! مال‏ها و اثاث خانه از من است، اعمال خیرش نابود شود، مگر آنکه توبه کند و از شوهر عذر بخواهد. از سلمان فارسى (رضی الله عنه): پیغمبر (ص) فرمود: زنى که از روى منت گذاشتن به شوهرش بگوید: تو از مال من مى‏خورى، اگر همه مالش را در راه خدا صدقه دهد از او پذیرفته نگردد تا وقتى که شوهرش از او راضى گردد. و از امیر مؤمنان: از نبى اکرم (ص) شنیدم که: هر زنى که از شوهر بستم فاصله گیرد در قیامت با فرعون و هامان و قارون در پست‏ترین طبقات دوزخ جاى گیرد، مگر آنکه توبه نماید. پیغمبر (ص): به زنانى گذشت، ایستاد و فرمود: من ناقص دین و ناقص عقلى ندیدم که بیش از شما عقل مردان را بدزدد، و من دیدم که اکثر دوزخیان در قیامت شمایید، پس تا مى‏توانید بخدا تقرب جویید. زنى گفت یا رسول اللَّه نقصان دین و عقل ما چیست؟ گفت: اما نقصان دینتان از حیض است که مدتى از نماز و روزه محرومید و اما نقصان عقل شما در آنست که شهادت شما نصف شهادت یک مرد است. و نیز فرمود: مى‏خواهید بدترین زنان را معرفى کنم؟ گفتند: آرى. فرمود: آن کس که در خانواده‏اش ذلیل و نسبت بشوهر عزیز (در دانه)؛ نازا، کینه‏توز، ناپرهیزکار از بدى، در غیبت شوهر خودنما و خود آرا و عریان خوددار از او، نه سخن او را بشنود و نه فرمانش را ببرد، وقتى شوهر با او خلوت کند، چون شتر چموشى سرکشى نماید، نه عذرى از وى پذیرد و نه از لغزش او درگذرد. از حضرت صادق (ع): مردى به امیر مؤمنان (ع) از همسرش شکایت کرد، حضرت به سخنرانى ایستاد و فرمود: اى مردم بهیچ حال از زنان اطاعت نکنید، و آنها را بر مالى امین مگردانید، و تدبیر امر خود را بآنها وامگذارید، که اگر بحال خود واگذار شوند، به مهلکه‏ها در آیند، که من آنها را در مقام خواستم چیزى بى‏ورع، و بهنگام شهوت ناشکیبا یافتم. اگر چه پیر شوند دست از کبر برندارند، و هر چند عاجز شوند خود خواهى را از دست ندهند، اگر مختصرى از خواسته‏هاشان را ندهى احسان بسیار را سپاس نگویند، خوبى را فراموش کنند، و بدى را نگهبانى نمایند، با بهتان ساقط گردانند، و بگردنکشى ادامه دهند و پذیراى شیطان باشند، بهر حال با آنها مدارا کنید، و بزبان خوش با آنها سخن گویید، شاید بنیک کردارى گرایند.

توصیف پاره ای از زنان آخرالزمان

از امیر مؤمنان (ع): در آخر الزمان و نزدیک قیامت که بدترین زمانهاست زنانى پیدا شوند، خیابان گرد، عریان، از دین بیگانه، دنبال فتنه‏ها و هوسباز و پیرو شهوت‏ها و شتابان به لذتها، حلال داننده گناهان و به دوزخ ابدى گرفتار.

نهی از ازدواج با مرد بداخلاق

از حسین بن بشار: به حضرت موسى بن جعفر نوشتم که من قوم و خویشى دارم از من (دخترم را) خواستگارى کرده ولى در او بدخویى است، فرمود: اگر بد اخلاق است با او ازدواج نکنید.

توصیه به جواب مثبت خانواده هابه مردباایمان وپاکدامن وآنکه از اخلاقش راضی باشند.

از حسین بن بشار: به حضرت باقر نوشتم که مردى از من خواستگارى کرده (یعنى دخترى را از خانواده‏ام) حضرت جواب نوشت: اگر خواستگارى‏کننده از دین و امانتش راضى هستید هر که باشد با او ازدواج کنید، (یعنى اگر دیندار نباشد باو زن ندهید و گر نه فتنه و فسادى بزرگ در زمین خواهد بود (یعنى غیر دین و درستى را در نظر داشتن). مردى براى مشورت ازدواج دخترش خدمت حضرت امام حسن (ع) آمد، امام فرمود او را بمردى پاکدامن ده که اگر دوستش داشته باشد گرامیش میدارد و اگر دوستش نداشته باشد باو ستم نکند. پیغمبر (ص) فرمود: اگر خواستگارى آمد که اخلاقش مورد رضایت است با او ازدواج کنید «و اگر نکنید فتنه و فسادى در زمین شده است»- (سوره انفال/ 74). پیغمبر اکرم (ص) فرمود: به زید بن حارثه زینب دختر جحش را ازدواج کردم، و ضباعة دختر زبیر بن عبد المطلب را بنکاح مقداد در آوردم، تا بدانید که شریفترین شرفها اسلام است.

هم کفو بودن زن ومرد

پیغمبر (ص) به فرزندان على (ع) و جعفر نگاه کرد (3) و فرمود: دختران ما از آن پسران ما و پسران ما مال دختران ما هستند (یعنى بین آنها ازدواج واقع مى‏شود). از امام ششم (ع): مؤمنون کفو و همسر یک دیگرند، و همسر کفو و همشأن آن است که با عفت باشد. على بن اسباط در باره دخترانش به امام باقر (ع) نامه نوشت که هیچ کس مثل (هم شأن) من پیدا نمیشود که به او دختر دهم: حضرت جواب نوشت: مقصود تو را راجع بدخترانت دانستم، خدایت رحمت کند این چنین میاندیش و انتظار مبر، که پیغمبر (ص) فرمود: اگر خواستگارى آمد که اخلاقش مورد رضایت است با او ازدواج کنید «و اگر نکنید فتنه و فسادى در زمین شده است»- (سوره انفال/ 74). پیغمبر اکرم (ص) فرمود: به زید بن حارثه زینب دختر جحش را ازدواج کردم، و ضباعة دختر زبیر بن عبد المطلب را بنکاح مقداد در آوردم، تا بدانید که شریفترین شرفها اسلام است.

نهی از ازدواج با فردی که بزناکاری مشهوراست ونحوه ازدواج آنها با هم..

از حلبى از آن حضرت (ع): با مرد و زنى که آشکارا زنا میدهد ازدواج نکنید مگر آنکه بدانید توبه کرده‏اند. از زراره: از امام صادق (ع)، در باره گفته خداوند: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نکند و زن زناکار را نیز جز مرد مشرک و زناکار نگیرد» سؤال کردم؟

امام (ع) فرمود: مردان و زنان مشهور به زنا هستند، و مردم امروز بهمان منزلت مى‏باشند. هر که بر او حد زنا جارى شود یا بزنا مشهور گردد، نباید کسى با او ازدواج کند تا توبه‏اش مسلم شود.

زناکار بودن فردی که قصددادن مهرش را پس از ازدواج نداشته باشدوکثیفترین گناهان

از امام ششم (ع): هر که دخترى را بگیرد و قصد دادن مهرش را نداشته باشد، در نزد خداوند زناکار است. کثیف‏ترین گناهان

از امام صادق (ع): کثیف‏ترین گناهان سه چیز است: کشتار چهارپایان، و ندادن مهر زنان، و ندادن اجرت کارگر.

وفا در پرداخت مهریه ومقدارآن در سنت ومهروتزویج با حوریه واجرپرداخت مهریه قبل ازآمیزش ورابطه بخشش آن بعد ازعروسی وایجاد الفت و مهربالاوعداوت وسراینکه چرا مهریه به عهده مرد است ونه زنان

از امیر مؤمنان (ع): مهمترین شرطى که باید وفا شود مهرى است که زنان را بآن بخود حلال کرده‏اید و سنت محمد (ص) در مهر 500 درهم است، و هر که بر سنت بیفزاید آن را رد کرده است و اگر از پانصد درهم یک درهم یا بیشتر را بزن بپردازد و بعد باوى آمیزش کند دیگر چیزى بگردن مرد نیست و زن فقط مالک همانست که‏ قبلا دریافت  کرده، هر مقدار از مهر که زن بذمه مرد پذیرفته از مال مرد در زمان حیات و هم بعد از مرگ باید داده شود، و بهتر است که ورثه آنچه را که زن در حیات خود از شوهر مطالبه نکرده مطالبه نکنند، و هر چه زن قبل از دخول از مرد نقد گرفته همان صداق او باشد. و علت اینکه مهر السنه 500 درهم شده آنست که خداوند بر خود واجب کرده که اگر مؤمن صد بار تکبیر و صد بار تسبیح، و صد بار تهلیل (لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ) و صد بار حمد گوید و صدر بار بر پیغمبر (ص) و آلش درود فرستد و بعد بگوید: «خداوندا از حور العین بمن تزویج کن «خداوند حتما از حوران بهشتى بازدواج او در آورد و همان اذکار را مهر او قرار دهد، و چون مردى دخترش را بازدواج کسى در آورد نباید مهر او را بخورد. محمد بن اسحق گوید: حضرت باقر (ع) از من پرسید میدانى چرا مهر زنان چهار هزار درم است؟ گفتم: نه، فرمود ام حبیبه دختر ابو سفیان در حبشه بود، پیغمبر (ص) از او خواستگارى کرد، و نجاشى از طرف پیغمبر (ص) چهار هزار درم مهر معین کرد و پرداخت، ولى در اصل 12 هزار پیمانه و اندى بود.

جابر بن عبد اللَّه: چون پیغمبر (ص) فاطمه را به على داد، جمعى از قریش خدمت حضرت رسیدند و گفتند: دخترت را با مهرى ناچیز بنکاح على (ع) در آوردى؟ حضرت فرمود: من تزویج نکردم بلکه خدا فاطمه را در شب معراج من بنکاح على (ع) در آورده در نزد سدرة المنتهى بمن وحى کرد که من نثار کنم، و من گهرهایى بر حور العین نثار نمودم و حوران آن نثارها را بهم دیگر هدیه دهند و بدان افتخار نمایند، و گویند این نثارهاى عروسى فاطمه (ع) است. و در شب زفاف بر مرکب شهباء نشست و به فاطمه گفت: سوار شو، و به سلمان دستور داد، که عنان مرکب را بگیرد و پیغمبر (ص) خود از دنبال آن را میراند، در بین راه صدایى سخت شنید، وقتى نظر کرد، دید جبرئیل با 70 هزار فرشته و میکائیل با 70 هزار دیگر آمده‏اند، پیغمبر (ص) پرسید براى چه بزمین آمده‏اید؟ گفتند براى بدرقه فاطمه (ع) تا حجله و خانه شوهر، و جبرئیل و میکائیل و ملائکه تکبیر گفتند و پیغمبر (ص) نیز تکبیر گفت و از آن شب تکبیر گفتن  براى عروسى‏ها سنت گردید.

پیغمبر (ص) لبخندى برویش زد، و فرمود: یا على میدانى که خداوند بمن امر کرده که فاطمه را به 400 مثقال نقره اگر راضى باشد بعقد تو در آورم و من چنین کردم. على (ع) فرمود: راضى هستم از طرف خدا و رسول او. على (ع): مهر زنان را خیلى بالا نگیرید که موجب عداوت گردد. از آن حضرت (ع)، پیغمبر (ص)، فرمود: هیچ مردى مهر زن را قبل از آمیزش و عروسى ندهد مگر آنکه خداوند بر هر دینارى ثواب آزاد کردن بنده‏اى عنایت نماید، پرسیدند: بخشش بعد از عروسى (دخول) چطور است؟ فرمود: آن از مودت و الفت بشمار آید. در خبر دیگر نقل شده که امام صادق علیه السّلام فرمودند: سرّ این که مهر بر عهده مرد است نه زن با این که فعل هر دو یکى مى‏باشد آن است که: مرد وقتى نیازش از زن بر طرف شد (مقصود اشباع شدن مرد از زن است در وقتى عمل نزدیکى) از او جدا شده و منتظر بر طرف حاجت زن نمى‏گردد از این رو مهر بر عهده او است نه بر ذمّه زن.@

محمّد بن الحسن رحمة اللَّه علیه، از محمّد بن الحسن الصفّار، از ابراهیم بن هاشم، از صالح بن سعید و غیرش از اصحاب یونس، از یونس، از اصحابش از حضرت ابى جعفر و ابى عبد اللَّه علیهما السّلام، راوى مى‏گوید: محضر مبارک امام علیه السّلام عرض کردم مردى همسرش به کفّار ملحق شده و حق تعالى در کتابش مى‏فرماید: وَ إِنْ فاتَکُمْ شَیْ‏ءٌ مِنْ أَزْواجِکُمْ إِلَى الْکُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ مِثْلَ ما أَنْفَقُوا (و اگر از زنان شما کسانى به سوى کافران رفتند پس ایشان را عقوبت کرده و به شوهرهاى ایشان به قدر همان مهر و نفقه‏اى که خرج کرده‏اند بدهید).

معناى عقوبت در اینجا چیست؟

حضرت فرمودند: مردى که همسرش رفته و به کفّار ملحق شده او را عقوبت کند یعنى همسرى دیگر اختیار کند و وقتى ازدواج نمود بر امام واجب است که مهریه زنى را که رفته است به مرد بپردازد.

پرسیدم: پس چگونه است که مؤمنین مهر را به همسر آن زن ردّ نموده با این که ایشان هیچ عملى که موجب رفتن آن زن به بلاد اهل کفر باشد مرتکب نشده‏اند و نیز چگونه است که مؤمنین از غنائمى که به دستشان رسیده نفقه‏اى را که شوهر بر آن زن خرج کرده به وى مى‏دهند؟

حضرت فرمودند: امام مسلمین بر شوهر زن مزبور مهریّه و نفقات خرج شده را ردّ مى‏کند اعم از آنکه مسلمانان غنیمتى از کفّار به دست آورده یا به دست نیاورده باشند زیرا بر امام واجب است که از آنچه در دست دارد حاجت این مرد را ترمیم و جبران کند و هنگامى که غنائم را تقسیم مى‏کنند امام علیه السّلام به کسانى که پیش از قسمت از طرفش نائب بودند از غنیمت داده و رفع نیازشان را مى‏نمایند و اگر بعد از آن چیزى از غنائم باقى ماند بین مؤمنین تقسیم نموده و در صورتى که باقى نماند دیگر آنها نصیبى ندارند .

 پدرم رحمة اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از احمد و عبد اللَّه فرزندان محمّد بن عیسى، از حسن بن محبوب، از جمیل، از ابى عبیده، وى مى‏گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام پرسیدم: مردى با دخترى باکره یا زنى ثیّب ازدواج مى‏کند سپس بر آن مرد و زن و بینشان ستر و حاجبى فاصله شده یا درب به روى آنها بسته مى‏شود (مقصود آن است که بینشان بغض و کینه واقع شده و از هم منزجر مى‏گردند) در نتیجه مرد زن را طلاق مى‏دهد، زن مى‏گوید مرد با من تماس پیدا نکرده و مرد نیز مدّعى است که با زن نزدیکى نکرده حکم چیست؟ حضرت فرمودند: آن دو را نباید تصدیق کرد زیرا زن مدّعى است که مدخول بها نیست تا تکلیف نگه داشتن عدّه در عهده‏اش نیاید و مرد نیز مدّعى است با او نزدیکى نکرده تا تمام مهر در ذمّه‏اش نیاید.

< عرض کردم: چرا حکم زن را بر مرد نافذ قرار ندادید ولى حکم مرد را بر زن ممضى دانستید؟ حضرت فرمودند: زیرا زن حق ندارد از آنچه رسول خدا سنّت قرار داده و زنان و همسرانش را با آن عقد فرموده تجاوز کند لذا در صورت تجاوز از آن به مهر السنّه برگردانده مى‏شود ولى حکم مرد از این جهت نافذ است که خود زن امر مهر را به او واگذار کرده و به حکمش راضى گشته لا جرم به آنچه وى حکم کند زن باید قبول کند کم بوده یا زیاد باشد. حدیث (2) (1) در خبر دیگر نقل شده که امام صادق علیه السّلام فرمودند: سرّ این که مهر بر عهده مرد است نه زن با این که فعل هر دو یکى مى‏باشد آن است که: مرد وقتى نیازش از زن بر طرف شد (مقصود اشباع شدن مرد از زن است در وقتى عمل نزدیکى) از او جدا شده و منتظر بر طرف حاجت زن نمى‏گردد از این رو مهر بر عهده او است نه بر ذمّه زن.>

دعا هنگام عقد ازدواج

از حضرت زین العابدین (ع): پیغمبر (ص) بهنگام تزویج فاطمه (ع) به على (ع) چنین خطبه خواند: «سپاس خدایى را که بواسطه نعمتهایش ستایش مى‏شود و بواسطه قدرتش پرستش مى‏گردد، به واسطه سلطنتش اطاعت مى‏شود، و بواسطه هیبت و عذابش ترسیده، و به عنایاتش رغبت و دلبستگى پیدا مى‏شود، فرمانش در آسمان و زمین نافذ است. سپس خداوند عز و جل مرا فرموده که فاطمه (ع) را به ازدواج على در آورم و اینک او را به 400 مثقال نقره اگر على باین مقدار راضى باشد بازدواج وى در مى- آورم»، سپس طبقى، نقل طلبید و فرمود بردارید، در این بین على (ع) وارد شد، پیغمبر (ص) لبخندى برویش زد، و فرمود: یا على میدانى که خداوند بمن امر کرده که فاطمه را به 400 مثقال نقره اگر راضى باشد بعقد تو در آورم و من چنین کردم. على (ع) فرمود: راضى هستم از طرف خدا و رسول او. پیغمبر (ص) فرمود: خداوند پریشانى شما را بر طرف کند و سعادتمندتان سازد، و بشما برکت دهد، و از شما نسل فراوان و پاکى برآرد. و از رسول اکرم (ص): خداوند پریشانى شما را بر طرف کند، و خوشبخت سازد، و برکت به شما عنایت کند، و ذریه پاک و فراوان بشما مرحمت فرماید.

ابو طالب هنگام ازدواج پیغمبر اکرم (ص) با خدیجه چنین خطبه خواند: - در حالى که دستها را بدو طرف در گرفته بود و بزرگان قریش حضور داشتند:- «سپاس خدایى را که ما را از نسل ابراهیم و ذریه اسماعیل قرار داد، و بر ایمان خانه‏اى محجوب و حرمى امن (یعنى مکه و کعبه) قرار داد، و مرا در شهر و دیار خود حاکم بر مردم ساخت. بعد، پسر برادرم محمد بن عبد اللَّه با هیچ مردى سنجیده نشود جز آنکه بر او رجحان یابد و هیچ کس را باوى قیاس نتوان کرد، گر چه ثروت او ناچیز است که ثروت روزى انسان است که مى‏آید و مانند سایه دیر یا زود رونده است، وى بخدا مایل است و خدیجه به وى علاقه‏مند و مهر آنچه بگوید نقد یا بذمه از مال من خواهد بود و محمد مقامى بس بزرگ و شأنى بسیار والا و زبانى شفاعتجو و گویا دارد، پس خدیجه را به ازدواج وى در آورد و فردا بخانه‏اش فرستاد. و چون حضرت جواد با دختر مأمون ازدواج کرد براى خود چنین خطبه خواند: «سپاس خداوندى که نعمتهایش را از رحمت و لطف بر ما کامل کند و با منت واحسان ما را به تشکر آنها رهبرى مى‏نماید و درود بر محمد (ص) برترین آفریده‏ها که همه فضایل پیامبران پیشین در او جمع بود و میراث خود را براى آن کسى که او را بخلافت برگزید و مخصوص گردانید (على، ع) قرار داد. و این امیر المؤمنین دخترش را به آنچه که براى زنان مسلمان بگردن مردان ثابت کرده من تزویج فرمود یعنى (بخوبى نگهداشتن یا به نیکى رها ساختن» و مهر او را به اندازه آن مهرى که رسول خدا (ص) بزنانش داد یعنى پانصد درم بدل نمودم، و یک صد هزار درهم از مال خود به وى بخشیدم، یا امیر المؤمنین تزویج کردید؟ مأمون گفت: آرى، قبول کردم و راضیم. و مستحب است در موقع عقد نکاح خطبه حضرت رضا (ع) که داراى معناى جامعى است براى تبرک خوانده شود و خطبه اینست: «سپاس خدایى را که خویشتن را در کتابش حمد نموده، و قرآنش را بحمد خود آغاز کرده، و حمد و سپاس خویش را اولین جایگاه نعمت و آخرین پاداش اهل طاعت قرار داد، و درود خداوندى بر محمد بهترین انسانها و بر آل او پیشوایان رحمت و معدنهاى حکمت، و سپاس خداوندى را که در خبر راستین و کتاب گویایش آورده که شایسته‏ترین اسباب براى صله کردن و زیبنده‏ترین امور در جلو افتادن سببى است که نسب را پدید آرد و فرمود: «براى جوانان و دختران و پسران صالح خود ازدواج کنید که اگر فقیر باشند خداوند بفضل خود بى‏نیازشان گرداند که خداوند وسعت بخش و دانا  است». اگر در ازدواج آیه محکم قرآنى و سنت جارى نبوى هم نبود بواسطه آنکه خداوند در آن خوبى به نزدیکان و الفت و خویشى با دوران را قرار داده حتما خردمند بدان تمایل نشان میداد و آدم سعادتمند بسویش شتاب مى‏کرد. و نزدیکترین مردم بخدا کسى است که فرمان او برد و امرش را اجرا سازد و به پاداش او دل بندد، و از خدا خواهانیم که براى ما و شما بهترین کارها را پیش آرد، سپس آقاى فلان که مروت و خردمندى و فضیلت و پاکى نیتش را مى‏دانید؛ دوست دارد که با شما شریک زندگى شود و دخترتان خانم فلان را بازدواج در آورد و باین مقدار ... مهر بپردازد، پا در میانى واسطه را بپذیرد و به روشى آسان نه مشکل به خواستگار پاسخ مثبت دهید، این سخن منست، و براى خود و شما استغفار مى‏نمایم.

خطبه حضرت جواد هنگام تزویج دختر مأمون‏:«سپاس خدا را براى اقرار به نعمتهایش، و لا اله الا اللَّه براى اخلاص در یگانگیش‏ و درود بر محمد بهترین انسانها و بر برگزیدگان خاندانش (ائمه ع). اما بعد: یکى از احسان‏هاى خداوند بر مردم آنست که به حلال از حرام بى‏نیازشان کرد و فرمود (براى جوانان و دختران صالح خود ازدواج کنید که اگر فقیرند خداوند به فضل خود بى‏نیازشان سازد که خداوند وسعت دهنده داناست».

سپس «محمد بن على بن موسى»، ام الفضل دختر عبد اللَّه مأمون را نکاح میکند، و مهر او را باندازه مهر جده‏اش فاطمه (ع) قرار میدهد که عبارتست از پانصد درهم، یا امیر المؤمنین باین مهر دختر را بمن تزویج مى‏کنى؟ مأمون گفت: آرى او را به ازدواج شما در آوردم و نکاح را قبول کردم و بدان راضى و خشنودم.

زمان عروسی وولیمه واینکه ولیمه درچه زمانی جایز است:

از امام صادق (ع): عروسى را در شب قرار دهید و روز اطعام نمایید.

و نیز حضرت على (ع) وصیت فرمود که جز در پنج چیز ولیمه نیست عروسى، میلاد فرزند، ختنه سورى، خرید خانه، بعد از سفر مکه. پیغمبر (ص) چون حفصه یا یکى از دیگر از زنان را گرفت بمردم خرما و سویق ولیمه داد.  و نیز پیغمبر (ص) به ولیمه‏اى مهمان شد که نان و گوشت نداشت بلکه چون سفره گسترده شد خرما و روغن آوردند، و خرما براى پیغمبر (ص) بسیار نیست. هنگام زفاف مستحب است مؤمنان را دعوت کرده و یک یا دو روز ولیمه بدهند. و بهتر است که عقد و زفاف شب هنگام باشد ولى غذا دادن در روز باشد.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «تنها در پنج چیز ولیمه است:

ازدواج، تولد فرزند، ختنه، خانه خریدن، برگشت از سفر مکه».

توصیه  درزمان عروسی

شب عروسى وقتى عروس به خانه رسید باید با وضو بوده و به او بگو دو رکعت نماز بخواند. و وقتى عروس بر شما وارد شد در حالى که با وضو هستى دو رکعت نماز بخوان و پس از آن دو رکعت، این دعا را بخوان:

 «اللّهمّ ارزقنی إلفها و ودّها و رضاها».

 «خداوندا، الفت و دوستى و خشنودى او را روزى من گردان».

و وقتى همسر بر شما وارد شد روبروى قبله جلوى سر او را گرفته و این دعا را بخوان:

 «اللّهمّ على کتابک تزوّجتها و فی أمانتک أخذتها و بکلماتک استحللت فرجها فإن قضیت لی منها ولدا فاجعله مبارکا سویّا، و لا تجعل‏              

للشّیطان فیه شرکا و لا نصیبا».

 «خداوندا، مطابق کتاب تو او را تزویج نمودم و به عنوان امانت تو او را گرفتم، و با کلمات تو اندام او را بر خود حلال نمودم، پس اگر از این زن فرزندى بر من قرار دادى او را فرزندى سالم و مبارک قرار ده و براى شیطان در او سهم و نصیبى نباشد». و در روایت دیگرى است که: «پروردگارا به پیروى کتاب تو تزویج نموده‏ام، و به امانت تو دست گذارده‏ام»، تا آخر

از کتاب نجات: روایت از ائمه (ع): چون زفاف نزدیک گشت، مستحب است که به همسرت دستور دهى دو رکعت نماز بخواند، و چون بر تو وارد شد با وضوء باشد، و تو نیز باید همین طور نماز بخوانى، و خدا را سپاس بگو و بر پیغمبر (ص) و آل او درود

 بفرست، و بگو «خداوندا مهر و الفت و دوستى و محبت و خشنودى او را نصیبم کن، و او را وسیله خوشدلى و دلشادى من قرار ده، و بین ما را به بهترین صورت و راحت‏ترین همکارى با هم جمع کن، که تو حلال را دوست دارى و از حرام بیزارى».((اى على چون عروس را بخانه تو آرند وقتى نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را بدر خانه‏ات بریز که چون چنین کنى خدا از خانه‏ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن بهر گوشه خانه‏ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسى امان دهد که باو رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن، على گفت یا رسول اللَّه چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟ فرمود چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است على گفت چطور سرکه از او منع کند، فرمود چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود بطور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او در هفته اول عروس را از خوردن ماست و خیارو سرکه و سیب ترش بازدار، زیرا اینها باعث نازایى مى‏شوند.{ توضیح آنکه: هر گاه زن در ایام عادت خود سرکه خورد پاک نخواهد شد، و خیار ایام عادت را تشدید نموده و بچه دار شدن را بر او سخت مى‏کند. و سیب ترش از عادت او جلوگیرى مى‏کند و سبب مریضى او مى‏گردد}..

  پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: اى على در هفته اوّل ازدواج عروس را از تناول شیرها و سرکه و خربزه و سیب ترش بازدار.< عروس را در هفته اول از لبنیات و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن.>

على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه براى چه او را از تناول این چهار تا بازدارم؟

حضرت فرمودند: در اثر تناول این چهار تا رحم عقیم شده و از پرورش و نشو و نما نمودن فرزند در آن سرد مى‏شود و یک حصیر و بوریا که در گوشه‏اى از خانه افتاده باشد بهتر است از زنى که عقیم بوده و نازا است.

على علیه السّلام عرضه داشت: یا رسول اللَّه، چطور سرکه را از او منع نمایم؟

حضرت فرمودند: از براى آنکه رحم سرد میگردد از شیر و منع از سرکه براى آنست که چون حائض شود در حالى که سرکه خورده پاک نمیشود هرگز و گشنیز بر میانگیزاند حیض را در شکم او و سخت مى‏شود بر وى زائیدن و سیب ترش بند میکند حیض او را پس او بیمار مى‏شود  < با خوردن سرکه اگر حائض شود هیچ وقت درست از خون پاک نمى‏شود، خیار یا گشنیز در شکم او مبدّل به خون حیض مى‏شود و درد زایمان را بر او سخت مى‏گرداند، و سیب ترش نیز خون حیض را قطع کرده و خود موجب مرض مى‏شود> .

زمان ماندن پیش عروس

از انس  از ابى قلابه: پیغمبر (ص) اگر دوشیزه مى‏گرفت هفت روز و اگر بیوه مى‏گرفت سه روز نزد او مى‏ماند

ارتباط زن وشوهر

مشورت با زنان واطاعت از آنها

از انس، پیغمبر (ص) فرمود: هیچ یک از شما بى‏مشورت کارى نکند و اگر مشاورى نیافت با زنش مشورت کند، و بعد مخالف آن عمل کند، که در مخالفت او برکت است. و هر گاه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اراده جنگ داشت زنان را خوانده و با آنان مشورت مى‏کرد سپس براى آنکه دشمن راه را گم کند با آنان مخالفت مى‏نمود.

از على (ع): هر مردى که تدبیر امورش بدست زنش باشد ملعون است،و فرمود: برکت در مخالفت با آنهاست. از امام ششم: نبى اکرم (ص) فرمود: هر که از زن خود اطاعت کند خدا او را به صورت بدوزخ افکند، پرسیدند مراد چه اطاعتى است؟ فرمود: رفتن بحمامها و عروسیها، و مجالس جشن و عزا، و پوشیدن لباس نازک.

امام باقر علیه السلام فرمود: «در مسائلى که باید پنهان بمانند با زنان مشورت نکنید، در مسائل مربوط به خویشاوندان از آنان پیروى نکنید، زن وقتى پیر شود خوبى اندامش از بین رفته و شرّ آن مى‏ماند، زیبایى او از بین رفته و نازا مى‏گردد و زبانش تند شود، بخلاف مرد که هر گاه بزرگ شود شرّ اندامش از بین رفته و خیر آن باقى مى‏ماند، عقل او استوار و نظرش محکم و نادانى او اندک گردد».

امام ششم (ع): پیغمبر از زنان حرف میزد، فرمود: آنها را پیش از آنکه شما را ببدى بخوانند به خوبى دعوت کنید، و از بدهایشان بخدا پناه برید، و از خوبهایشان بپرهیزید. (یعنى مواظب خوبانشان باشید).

مردى از یاران امیر مؤمنان علیه السّلام از زنهایش شکایت داشت، امیر علیه السّلام بپا خواست و خطاب بمردم فرمود: اى گروه مردم بهیچ وجه از همسرانتان پیروى نکنید (و لو در کارهاى خیر تا در کار شرّ توقّع نکنند) و مالى بآنها نسپارید، و اختیار امور زندگى را بایشان ندهید تا آنان مدیریّت خانواده را در دست گیرند، زیرا اگر آنها را با مرادشان آزاد گذارید خود و خانواده خود را بهلاکت اندازند، و از دستور خداوند تجاوز نمایند، آرى ما آنها را در هنگامى که بچیزى نیاز دارند بى‏پروا یافتیم، در مقام طغیان شهوت کم صبر و ناپایدار، تکبّر و خود را بزرگ دانستن خوى آنها است تا پیر و سالخورده باشند، و خود پسندى و خود خواهى هماهنگ ایشانست هر چند عاجز باشند، اگر از چیز اندکى منع شوند از آن بسیار که منع نشده‏اند قدر دانى نکنند، نیکى‏ها را فراموش کنند، و شرّها را بیاد بسپارند، به بهتان زدن خود را ساقط کنند، و در فساد و ستم سرکشى و ترک تازى نمایند، و خود را در اختیار شیطان نهند به سبب کارهائى که در سر هوس آن دارند، پس شما اى شوهران با آنان همیشه بمدارا

رفتار کنید، و با زبان نرم با ایشان سخن گوئید، شاید اصلاح شده کارهایشان را نیکو و با دقّت انجام دهند.

حنفیه کرد فرمود: اى فرزند عزیزم اگر قدرتى در تو هست آن را در طاعت و فرمان خدا بکار بر، و اگر ناتوانى در معصیت خداوند ناتوان باش، و چنانچه بتوانى همسرت را جز در امور مربوط به خودش اختیار ندهى همین کار را بکن، زیرا این براى جمال و بزرگوارى او بهتر است و هم براى آسودگى خاطرش و هم براى راحتى حالش، چون زن شاخه ریحان را ماند بسیار لطیف و زود رنج است، قهرمان و دلاور نیست همیشه با او بمدارا و نرمى رفتار کن، و با زبان خوش و روى باز با وى بیامیز تا زندگیتان با آرامش و صفا بگذرد. خالد بن نجیح گوید: در حضور امام صادق علیه السّلام گفتگو از شومى و نحوست بمیان آمد، حضرت علیه السّلام فرمود: نحوست و شومى در سه چیز ممکن است در زوجه و حیوان سوارى و خانه، امّا شوم بودن زن در افزونى مهریّه و نافرمانى شوهر است، و امّا شومى حیوان سوارى در بد خوئى و چموشى و عدم انقیاد اوست در سوارى، و امّا شومى خانه در کم وسعتى و تنگى و بد بودن همسایگان و نواقص وسائل آن است.

و امیر المؤمنین علیه السلام در وصیتش به محمد بن حنفیه فرمود: «فرزندم، هر گاه قوى شدى نیروى خود را صرف در اطاعت خداوند نما، و سستى خود را در برابر نافرمانى خدا قرار ده، و تا مى‏توانى تلاش کن که به زن بیش از اختیار خودش میدان مده، زیرا این بهتر زیبایى او را حفظ و آسوده خاطرش نموده، و زندگى او را بهتر خواهد نمود، زن قهرمان نیست بلکه شاخه ریحان است. بهر حال با او مدارا کن و به خوبى با او همراهى کن تا زندگیت گوارا گردد».

از امام صادق (ع): پیغمبر (ص) از جنگ شبانه‏اى که بسیارى از مسلمین زخمدار شده بودند بازگشت، زنان پیش پیغمبر (ص) آمدند و در باره کشتگان خود پرس‏وجو مى‏کردند، زنى پیش آمد و عرضه داشت یا رسول اللَّه فلان کس چه شد؟ حضرت فرمود

چه نسبتى با تو داشت؟ زن گفت برادرم بود، حضرت فرمود خدا را سپاس گوى و استرجاع کن (آیه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ بخوان) که شهید شد، زن چنان کرد. سپس از دیگرى پرسید، پیغمبر فرمود: با تو چه نسبتى داشت؟ گفت شوهرم بود، حضرت فرمود حمد و استرجاع کن که شهید شد، زن گفت: امان از ذلت، پیغمبر (ص) فرمود: من تا قبل از دیدن این زن نمیدانستم که زن شوهر خود را مى‏جوید.

اجر زن ومردی که بربدخوئی همسرش صبر نماید:

پیغمبر (ص) فرمود: مردى که بر بدخویى همسرش صبر کند؛ خداوند اجر مصائب ایوب را بوى دهد، و زنى که بر بدخویى شوهرش شکیبایى کند؛ خداوند ثواب آسیه بدو دهد.

فرمود: هیچ زنى نباید بخوابد تا خود را به شوهر عرضه کند، و مراد از عرضه داشتن اینست که لباس را در آورد و بزیر لحاف شوهر برود، و به او بچسبد.

اما حق مرد بر زن‏ ونسبت آن  درمقایسه با حق زن بر مردوآنکه بیشترین حق رابرمردوزن دارند:

از امام پنجم (ع): زنى بمحضر پیغمبر (ص) آمد و عرضه داشت: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: آنکه فرمان او برد و مخالفت و عصیان او نکند، و چیزى از خانه او بدون اجازه او صدقه ندهد و روزه مستحب جز با اجازه او نگیرد، و اگر بر پشت مرکب (آماده سفر) است و شوهر از او آمیزش خواست امتناع نکند. و جز با اجازه او از خانه بیرون نرود، که اگر بى‏اجازه او بیرون رود فرشتگان آسمان و زمین و رحمت و غضب بر او نفرین فرستند، تا گاهى که بخانه برگردد. زن پرسید: یا رسول اللَّه چه کسى حقش بگردن مرد بیش از همه مى‏باشد؟ فرمود: پدر و مادر، پرسید چه کسى حقش بر زن بیش از همگان است؟ فرمود: شوهر، پرسید: منهم باندازه شوهر بگردن او حق دارم؟ فرمود: نه؛ و صد یک آن را نیز ندارد، پرسید: قسم بخداوندى که ترا برگزید، اختیارم بدست هیچ شوهرى نخواهم داد.@

 از امام صادق (ع): زن نمیتواند کارى مثل بنده آزاد کردن، و بخشش، و نذر در مال خود انجام دهد مگر با اجازه شوهر، مگر در حج واجب و زکاة، و نیکى به والدین و صله رحم. از نبى اکرم (ص): حق مرد بر زن اینست که چراغ برایش برافروزد، و طعام خوب تهیه بیند، و تا در حیاط باستقبالش شتابد و باو خوش آمد گوید، و طشت و حوله آرد و دست او را بشوید و جز بواسطه علتى خود را از او منع ننماید. از امام صادق (ع): جمعى خدمت نبى اکرم (ص) آمدند و گفتند: ما مردمى را مى‏بینیم که به یک دیگر سجده مى‏کنند، حضرت فرمود: اگر کسى را دستور میدادم که بکسى سجده کند، بزن مى‏گفتم که شوهر را سجده نماید. و فرمود: اگر زنى براى شوهر سینه و پستانها را بریان کند حق شوهر را ادا نکرده است و اگر با این همه یک لحظه نسبت به شوهر نافرمانى کند در درک اسفل جهنم جاى گیرد مگر آن که توبه نماید و باز گردد. و فرمود: زن حق خداوند عز و جل را ادا نکرده تا حق شوهر را ادا کند.  از امام باقر (ع): خداوند بر مردان و بر زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا کشته شود و جهاد زن آنست که بر غیرت و ناراحتى‏هاى شوهر صبر کند. و فرمود: نجات یابندگان از مردها کم است و از زنها کمتر. و در حدیث دیگر جهاد زن خوب شوهردارى است. و از امام صادق (ع): هر زنى که شب کند و شوهر بر او بحق خشمگین باشد خداوند نماز او را قبول نکند تا از او خشنود گردد. و از آن حضرت: هر زنى که بى‏اجازه شوهر از خانه بیرون رود تا برگردد حق خرجى ندارد. و فرمود: هر زنى که براى غیر شوهر عطر بزند خداوند نمازش را قبول نکند تا از آن غسل کند چنان که از جنابت غسل مى‏کند.

و فرمود: هر زنى که در غیر خانه شوهر بى‏اجازه او جامه از تن در آرد تا وقتى که بخانه باز گردد در لعنت خدا باشد. و از آن حضرت (ع): هر زنى که به شوهر بگوید: من از تو تا کنون خیر ندیده‏ام همه اعمالش باطل گردد. از انس: مردى بجهاد رفت و به زنش سفارش کرد که تا وقتى باز گردد از بالا خانه فرود نیاید، و پدر زن در طبقه پایین بود، پدر بیمار شد، زن بمحضر پیغمبر (ص) فرستاد که از او اجازه گیرد نزد پدر رود، پیغمبر (ص) جواب فرستاد: از خدا بترس و از شوهر اطاعت کن (تا آخر خبر ...) و از آن حضرت: در زمان نبى اکرم (ص) مردى براى کارى بیرون رفت و از همسرش پیمان گرفت که تا او باز گردد، از خانه بیرون نرود، پدر زن مریض شد و قاصدى خدمت پیغمبر (ص) فرستاد که قصه را بحضرت باز گوید و از او اجازه خواهد که بعیادت پدر رود، پیغمبر (ص) اجازه نداد. و پیغام داد که در خانه‏ات بنشین، و فرمان شوهر ببر، پدر مرد، زن از پیغمبر اجازه خواست بجنازه پدر حاضر شود، حضرت فرمود: در خانه بنشین و شوهر را اطاعت کن. مرد را دفن کردند، پیغمبر براى زن قاصدى فرستاد که خداوند متعال تو و پدرت را آمرزید بواسطه این اطاعت که از شوهر نمودى. پیغمبر (ص) فرمود: بهترین شما آنست که براى خانواده خود بهتر باشد و من بهترین شما هستم براى اهل بیت و خانواده خود بهتر هستم.

زنی که شوهرش را به زبان آزاردهدونیزجزای ستم مرد بر زن                 

و پیغمبر (ص): هر زنى که شوهرش را بزبان اذیت کند، خداوند هیچ رفت و آمد (در باره خیرات) و حسنه‏اى را از او نمى‏پذیرد تا او را خشنود و راضى گرداند، و اگر چه روزها روزه بدارد و شبها نماز گزارد، و بردگان آزاد کند و آنها بر پشت اسبان در راه خدا (بجهاد) بفرستد و اول کسى خواهد بود که بآتش در آید، و همچنین است مرد اگر بر زن ستمگرى کند.

مدارا نکردن زن با شوهر

پیغمبر (ص) فرمود: هر زنى که با شوهرش مدارا نکند و او را بر آنچه قدرت ندارد وادارد؛ خداوند از او هیچ حسنه‏اى نپذیرد، و خدا را خشمگین ملاقات کند.

جزای زن تسویف دهنده

و از آن حضرت (ع): زنى براى کارى خدمت پیغمبر (ص) آمد. حضرت فرمود: گویا تو از تسویف دهندگانى، پرسید تسویف دهنده کیست؟ فرمود: زنى که شوهر او را براى حاجتى صدا کند، و او همچنان شوهر را سر بگرداند تا وقت بگذرد و شوهر بخواب رود، که چنین زنى را ملائکه لعنت کنند تا شوهر از خواب بر آید.

حق زن بگردن شوهر

از امام باقر (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: پیغمبر مرا در باره زن چندان سفارش کرد تا جایى که گمان کردم که او را جز بواسطه فاحشه آشکار (زنا و بى‏عفتى علنى) طلاق نتوان داد. و فرمود: هر کس حتى بر یک سخن ناگوار زن شکیبایى کند؛ خداوند او را از دوزخ رهایى بخشد و بهشت را برایش حتمى سازد، و 200 هزار حسنه برایش بنویسد، و دویست هزار گناه از او محو نماید، و دویست هزار درجه بالایش برد، و بهر موى تنش عبادت سالى برایش بنویسد.

 اسحق بن عمار از امام ششم (ع) پرسید حق زن بشوهر چیست؟ فرمود: شکمش را سیر کند، بدنش را بپوشد، و اگر جهالت کرد از او درگذرد. ابراهیم خلیل بخداوند از تند خویى ساره شکوه کرد، خداوند باو وحى فرمود: زن همانند استخوان دنده است اگر بخواهى راستش کنى مى‏شکند و اگر با او همچنان مدارا نمایى از او بهره‏ور گردى، گفتم: این سخنان از کیست؟ حضرت خشمگین شد، و فرمود بخدا این سخن پیغمبر (ص) است. و از آن حضرت (ع): امام صادق (ع) زنى داشت که او را اذیت مى‏کرد، و امام از او در مى‏گذشت. از پیغمبر (ص): هیچ بنده‏اى از کسب حلال براى عیالش خرج نمى‏کند مگر آنکه خداوند هر درمى را هفتصد برابر به او عطا نماید. و نیز فرمود: بهترین مردان امت من کسانى هستند که به اهل خانه خود تعدى روا ندارد، و بر آنها رحمت آرد و ستم نکند، بعد این آیه را خواند: «مردان بواسطه برتریهایى که خداوند به آنان داده بر زنان تفوق دارند» (سوره نساء-

جدایی،در صورتی که مرد،خرجی ونفقه لازم رانپردازد:

 از امام باقر (ع): هر که همسر دارد و لباس و غذاى ضرورى او را ندهد بر امام لازم است که بینشان جدایى افکند. از امام ششم (ع)، در باره آیه شریفه: «و هر کس قدرت دارد باید از آنچه خدا به او داده است انفاق نماید» فرموده: مرد باید بزن چندان نفقه و خرجى دهد که بتواند خود را اداره کند و گر نه بینشان جدایى افکنده شود.

مغبوض بودن طلاق نزد خداوند ،به دلیل ناملایمات

 پیغمبر خدا زنى را بنکاح مردى در آورد، زن از شوهر ناملایماتى دید و به پیغمبر (ص) شکایت برد. پیغمبر فرمود گویا مى‏خواهى طلاق بگیرى که در نزد خداوند از مردار الاغ بدتر و پست‏تر باشى.

حد امربه معروف ونهی از منکردر خانواده

از آن حضرت (ع): چون این آیه آمد: «اى مردم مؤمن خود و اهل بیت خود را از آتش بترسانید، و حفظ نمایید» (سوره تحریم- 6)، مردى مسلمان بگریه نشست، و گفت: من از خودم عاجزم، و تکلیف خانواده‏ام نیز بگردنم افتاد. پیغمبر (ص) فرمود: همین کافیست که آنها را به آنچه خودت را میخوانى امر نمایى و از آنچه خودت را باز مى‏دارى نهى کنى.

ثواب رابطه حسنه مرد با همسروتشبیه زن به  اسیروگل وتوصیه به مدارا با اووفراهم آوردن شرایطی که شغلی غیر ازانجام کارهای خود نداشته باشد:

از آن حضرت (ع): خداى رحمت کند بنده‏اى را که رابطه میان خود و زنش را نیکو سازد، که خداوند عز و جل سرنوشت زن را بدست او داده و وى را قیم و اختیاردار او نموده. از نبى اکرم (ص): عیال یک مرد اسیران اویند، و محبوبترین بندگان پیش خدا کسى است که به اسیرانش نیکوکارتر باشد. (3) از امام هفتم (ع): عیال یک مرد اسیران اویند، و هر که خداوند به او نعمتى دهد بر اسیرانش وسعت دهد، و گر نه ممکنست نعمت از دستش برود. ص) فرمود: زن وسیله خوشى است، هر که زن مى‏گیرد او را نگه دارد و ضایع مگذارد. و امیر مؤمنان (ع): به محمد بن حنفیه فرمود: پسرم اگر نیرومندى، بر طاعت حق نیرومند باش. و اگر ضعیفى بر گناه ضعیف باش، و اگر مى‏توانى کارى کنى که زن جز به اندازه کار خود، شغلى نداشته باشد چنین کن، که براى حفظ جمالش بهتر، و براى جانش راحت‏تر، و آسانتر است، که زن گل است، و قهرمان نیست، و بهر حال باوى مدارا کن، و خوب مصاحبت کن تا عیش تو صافى و خوب و غیر مکدر باشد. از امام صادق (ع): از خدا بترسید در باره دو ضعیف: مملوک و زن

توصیه به اطاعت زن از شوهروحق هرکدام بر دیگری

خوله به نبى اکرم (ص) عرضه داشت: من خود را براى شوهرم چون عروسى که بزفاف میرود معطر و آراسته میکنم، و به بسترش میروم و او بمن پشت میکند، دوباره بطرف صورت او میروم، باز بمن پشت میکند، بنظرم میرسد که از من ناراحت است، چه دستور میفرمائید؟ فرمود: از خدا بترس و از همسرت اطاعت کن. پرسید حق من بر گردن او چیست؟ فرمود: خوراک ترا از هر چه خود مى‏خورد تأمین نماید و از آنچه مى‏پوشد براى تو پوشاک بخرد، و سیلى بصورت تو نزند، و داد بسرت نکشد، پرسید: حق شوهر بر من چیست؟ فرمود: جز با اجازه او بیرون نروى، و روزه مستحبى بى‏اجازه او نگیرى، و بى‏اجازه او از خانه‏اش صدقه ندهى، و اگر سوار مرکب باشى و ترا بخواند؛ اجابت کنى.

آنچه سزاوار است که بفعل آورد آنکه اراده فرزند دارد

 روایتست از حضرت امام صادق علیه السلام که آن حضرت فرمود هر که اراده کند که او را فرزند شود و پسر باشد پس باید که بگذارد دست راست خود را بر جانب چپ راست ناف وقت جماع و بخواند انّا انزلناه هفت مرتبه بعد از آن جماع کند بدرستى که مى‏بیند آنچه میخواهد و بگوید هر روز وقت صبح و شام هفت بار

سبحان اللَّه‏

و ده بار

استغفر اللَّه‏

و نه مرتبه‏

سبحان اللَّه العظیم‏

و بگوید در دهم که اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً  یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً  وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهارا

و بهنگام آمیزش بگو «خداوندا فرزندى بمن عطا کن که پاک و متقى باشد، و در او نقص و اضافه‏اى نباشد، و پایان کارش بخیر انجامد» و بهنگام جماع (بسم اللَّه ...) بگو.

چون یکى از شما بخواهد با همسرش آمیزش جنسى نماید بگوید

اللهم انى استحللت فرجها بامرک و قبلتها بامانتک فان قضیت لى منها ولدا فاجعله ذکرا سویا و لا تجعل للشیطان فیه نصیبا و لا شریکا

 (بار الها من بدستور تو عضو جنسى از این زن را بر خود حلال نمودم و بامانت از تو آن را پذیرفتم پس اگر فرزندى از او براى من مقدر فرموده‏اى آن فرزند را پسرى کامل گردان و شیطان را در او بهره‏اى نباشد و شریک او نگردد((

هنگام همبستر شدن ابتدا نام خدا را ذکر کرده سپس این دعا را بخوان:

 «اللّهمّ ارزقنی ولدا و اجعله تقیّا زکیّا لیس فی خلقه زیادة و لا نقصان، و اجعل عاقبته إلى خیر، اللّهمّ لا تجعل للشّیطان فیه شرکا و لا نصیبا».

 «خداوندا، فرزندى نصیب من کن، و او را با تقوى و مهذّب قرار ده، آفرینش او کم و کاستى و اضافه‏اى نداشته باشد، عاقبت به خیر باشد.

خداوندا، شیطان در او سهم و نقشى نداشته باشد».

براى طلب فرزند این دعا را بخوان:

 «ربّ لا تذرنی فردا و أنت خیر الوارثین‏

                        و اجعل لی من لدنک ولیّا یرثنی فی حیاتی و یستغفر لی بعد وفاتی، و اجعله لی خلفا سویّا و لا تجعل للشّیطان فیه شرکا و لا نصیبا، اللّهمّ إنّی استغفرک و أتوب إلیک إنّک أنت الغفور الرحیم».

 «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برنده هستى، از نزد خودت یاورى براى من قرار ده که در زندگیم از من سود برد و پس از مرگم بر من استغفار کند، و او را فرزندى سالم بر من قرار ده، و شیطان را در او سهم و نقشى نباشد. خداوندا، من بسوى تو توبه نموده و بخشش تو را مى‏طلبم، تو بخشنده و مهربانى».

این دعا را هفتاد مرتبه بخواند، و هر کس این دعا را زیاد بخواند خداوند هر چه او آرزو دارد از مال و فرزند و خیر دنیا و آخرت به او خواهد داد.

حق مرد بر زن‏

 (1) پیغمبر (ص) فرمود: مردى که بر بدخویى همسرش صبر کند؛ خداوند اجر مصائب ایوب را بوى دهد، و زنى که بر بدخویى شوهرش شکیبایى کند؛ خداوند ثواب آسیه بدو دهد. (2) از امام پنجم (ع): زنى بمحضر پیغمبر (ص) آمد و عرضه داشت: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: آنکه فرمان او برد و مخالفت و عصیان او نکند، و چیزى از خانه او بدون اجازه او صدقه ندهد و روزه مستحب جز با اجازه او نگیرد، و اگر بر پشت مرکب (آماده سفر) است و شوهر از او آمیزش خواست امتناع نکند. و جز با اجازه او از خانه بیرون نرود، که اگر بى‏اجازه او بیرون رود فرشتگان آسمان و

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 409

زمین و رحمت و غضب بر او نفرین فرستند، تا گاهى که بخانه برگردد. زن پرسید:

یا رسول اللَّه چه کسى حقش بگردن مرد بیش از همه مى‏باشد؟ فرمود: پدر و مادر، پرسید چه کسى حقش بر زن بیش از همگان است؟ فرمود: شوهر، پرسید: منهم باندازه شوهر بگردن او حق دارم؟ فرمود: نه؛ و صد یک آن را نیز ندارد، پرسید: قسم بخداوندى که ترا برگزید، اختیارم بدست هیچ شوهرى نخواهم داد. (1) و پیغمبر (ص): هر زنى که شوهرش را بزبان اذیت کند، خداوند هیچ رفت و آمد (در باره خیرات) و حسنه‏اى را از او نمى‏پذیرد تا او را خشنود و راضى گرداند، و اگر چه روزها روزه بدارد و شبها نماز گزارد، و بردگان آزاد کند و آنها بر پشت اسبان در راه خدا (بجهاد) بفرستد و اول کسى خواهد بود که بآتش در آید، و همچنین است مرد اگر بر زن ستمگرى کند. (2) پیغمبر (ص) فرمود: هر زنى که با شوهرش مدارا نکند و او را بر آنچه قدرت ندارد وادارد؛ خداوند از او هیچ حسنه‏اى نپذیرد، و خدا را خشمگین ملاقات کند. (3) پیغمبر خدا زنى را بنکاح مردى در آورد، زن از شوهر ناملایماتى دید و به پیغمبر (ص) شکایت برد. پیغمبر فرمود گویا مى‏خواهى طلاق بگیرى که در نزد

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 410

خداوند از مردار الاغ بدتر و پست‏تر باشى. (1) از امام صادق (ع): زن نمیتواند کارى مثل بنده آزاد کردن، و بخشش، و نذر در مال خود انجام دهد مگر با اجازه شوهر، مگر در حج واجب و زکاة، و نیکى به والدین و صله رحم. (2) از نبى اکرم (ص): حق مرد بر زن اینست که چراغ برایش برافروزد، و طعام خوب تهیه بیند، و تا در حیاط باستقبالش شتابد و باو خوش آمد گوید، و طشت و حوله آرد و دست او را بشوید و جز بواسطه علتى خود را از او منع ننماید. (3) از امام صادق (ع): جمعى خدمت نبى اکرم (ص) آمدند و گفتند: ما مردمى را مى‏بینیم که به یک دیگر سجده مى‏کنند، حضرت فرمود: اگر کسى را دستور میدادم که بکسى سجده کند، بزن مى‏گفتم که شوهر را سجده نماید. (4) و فرمود: اگر زنى براى شوهر سینه و پستانها را بریان کند حق شوهر را ادا نکرده است و اگر با این همه یک لحظه نسبت به شوهر نافرمانى کند در درک اسفل جهنم جاى گیرد مگر آن که توبه نماید و باز گردد.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 411

 (1) و فرمود: زن حق خداوند عز و جل را ادا نکرده تا حق شوهر را ادا کند. (2) از امام باقر (ع): خداوند بر مردان و بر زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا کشته شود و جهاد زن آنست که بر غیرت و ناراحتى‏هاى شوهر صبر کند. (3) و فرمود: نجات یابندگان از مردها کم است و از زنها کمتر. (4) و در حدیث دیگر جهاد زن خوب شوهردارى است. (5) و از امام صادق (ع): هر زنى که شب کند و شوهر بر او بحق خشمگین باشد خداوند نماز او را قبول نکند تا از او خشنود گردد. (6) و از آن حضرت: هر زنى که بى‏اجازه شوهر از خانه بیرون رود تا برگردد حق خرجى ندارد. (7) و فرمود: هر زنى که براى غیر شوهر عطر بزند خداوند نمازش را قبول نکند تا از آن غسل کند چنان که از جنابت غسل مى‏کند.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 412

 (1) و فرمود: هر زنى که در غیر خانه شوهر بى‏اجازه او جامه از تن در آرد تا وقتى که بخانه باز گردد در لعنت خدا باشد. (2) و از آن حضرت (ع): هر زنى که به شوهر بگوید: من از تو تا کنون خیر ندیده‏ام همه اعمالش باطل گردد. (3) از انس: مردى بجهاد رفت و به زنش سفارش کرد که تا وقتى باز گردد از بالا خانه فرود نیاید، و پدر زن در طبقه پایین بود، پدر بیمار شد، زن بمحضر پیغمبر (ص) فرستاد که از او اجازه گیرد نزد پدر رود، پیغمبر (ص) جواب فرستاد: از خدا بترس و از شوهر اطاعت کن (تا آخر خبر ...) (4) و از آن حضرت: در زمان نبى اکرم (ص) مردى براى کارى بیرون رفت و از همسرش پیمان گرفت که تا او باز گردد، از خانه بیرون نرود، پدر زن مریض شد و قاصدى خدمت پیغمبر (ص) فرستاد که قصه را بحضرت باز گوید و از او اجازه خواهد که بعیادت پدر رود، پیغمبر (ص) اجازه نداد. و پیغام داد که در خانه‏ات بنشین،

مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى    ج‏1    420    در فضیلت فرزند .....  ص : 418

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 413

و فرمان شوهر ببر، پدر مرد، زن از پیغمبر اجازه خواست بجنازه پدر حاضر شود، حضرت فرمود: در خانه بنشین و شوهر را اطاعت کن. مرد را دفن کردند، پیغمبر براى زن قاصدى فرستاد که خداوند متعال تو و پدرت را آمرزید بواسطه این اطاعت که از شوهر نمودى. (1) پیغمبر (ص) فرمود: بهترین شما آنست که براى خانواده خود بهتر باشد و من بهترین شما هستم براى اهل بیت و خانواده خود بهتر هستم.

حق زن بگردن شوهر

 (2) از امام باقر (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: پیغمبر مرا در باره زن چندان سفارش کرد تا جایى که گمان کردم که او را جز بواسطه فاحشه آشکار (زنا و بى‏عفتى علنى) طلاق نتوان داد. (3) و فرمود: هر کس حتى بر یک سخن ناگوار زن شکیبایى کند؛ خداوند او را از دوزخ رهایى بخشد و بهشت را برایش حتمى سازد، و 200 هزار حسنه برایش بنویسد، و دویست هزار گناه از او محو نماید، و دویست هزار درجه بالایش برد، و بهر موى تنش عبادت سالى برایش بنویسد.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 414

 (1) اسحق بن عمار از امام ششم (ع) پرسید حق زن بشوهر چیست؟ فرمود: شکمش را سیر کند، بدنش را بپوشد، و اگر جهالت کرد از او درگذرد. ابراهیم خلیل بخداوند از تند خویى ساره شکوه کرد، خداوند باو وحى فرمود: زن همانند استخوان دنده است اگر بخواهى راستش کنى مى‏شکند و اگر با او همچنان مدارا نمایى از او بهره‏ور گردى، گفتم: این سخنان از کیست؟ حضرت خشمگین شد، و فرمود بخدا این سخن پیغمبر (ص) است. (2) و از آن حضرت (ع): امام صادق (ع) زنى داشت که او را اذیت مى‏کرد، و امام از او در مى‏گذشت. (3) از پیغمبر (ص): هیچ بنده‏اى از کسب حلال براى عیالش خرج نمى‏کند مگر آنکه خداوند هر درمى را هفتصد برابر به او عطا نماید. (4) و نیز فرمود: بهترین مردان امت من کسانى هستند که به اهل خانه خود تعدى روا ندارد، و بر آنها رحمت آرد و ستم نکند، بعد این آیه را خواند: «مردان بواسطه برتریهایى که خداوند به آنان داده بر زنان تفوق دارند» (سوره نساء- 38).

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 415

 (1) از امام باقر (ع): هر که همسر دارد و لباس و غذاى ضرورى او را ندهد بر امام لازم است که بینشان جدایى افکند. (2) از امام ششم (ع)، در باره آیه شریفه: «و هر کس قدرت دارد باید از آنچه خدا به او داده است انفاق نماید» فرموده: مرد باید بزن چندان نفقه و خرجى دهد که بتواند خود را اداره کند و گر نه بینشان جدایى افکنده شود. (3) و از آن حضرت (ع): چون این آیه آمد: «اى مردم مؤمن خود و اهل بیت خود را از آتش بترسانید، و حفظ نمایید» (سوره تحریم- 6)، مردى مسلمان بگریه نشست، و گفت: من از خودم عاجزم، و تکلیف خانواده‏ام نیز بگردنم افتاد. پیغمبر (ص) فرمود:

همین کافیست که آنها را به آنچه خودت را میخوانى امر نمایى و از آنچه خودت را باز مى‏دارى نهى کنى. (4) و از آن حضرت (ع): زنى براى کارى خدمت پیغمبر (ص) آمد. حضرت فرمود:

گویا تو از تسویف دهندگانى، پرسید تسویف دهنده کیست؟ فرمود: زنى که شوهر او را براى حاجتى صدا کند، و او همچنان شوهر را سر بگرداند تا وقت بگذرد و

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 416

شوهر بخواب رود، که چنین زنى را ملائکه لعنت کنند تا شوهر از خواب بر آید. (1) و از آن حضرت (ع): خداى رحمت کند بنده‏اى را که رابطه میان خود و زنش را نیکو سازد، که خداوند عز و جل سرنوشت زن را بدست او داده و وى را قیم و اختیاردار او نموده. (2) از نبى اکرم (ص): عیال یک مرد اسیران اویند، و محبوبترین بندگان پیش خدا کسى است که به اسیرانش نیکوکارتر باشد. (3) از امام هفتم (ع): عیال یک مرد اسیران اویند، و هر که خداوند به او نعمتى دهد بر اسیرانش وسعت دهد، و گر نه ممکنست نعمت از دستش برود. (4) خوله به نبى اکرم (ص) عرضه داشت: من خود را براى شوهرم چون عروسى که بزفاف میرود معطر و آراسته میکنم، و به بسترش میروم و او بمن پشت میکند، دوباره بطرف صورت او میروم، باز بمن پشت میکند، بنظرم میرسد که از من ناراحت است، چه دستور میفرمائید؟ فرمود: از خدا بترس و از همسرت اطاعت کن. پرسید حق من بر گردن او چیست؟ فرمود: خوراک ترا از هر چه خود مى‏خورد تأمین نماید و از

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 417

آنچه مى‏پوشد براى تو پوشاک بخرد، و سیلى بصورت تو نزند، و داد بسرت نکشد، پرسید: حق شوهر بر من چیست؟ فرمود: جز با اجازه او بیرون نروى، و روزه مستحبى بى‏اجازه او نگیرى، و بى‏اجازه او از خانه‏اش صدقه ندهى، و اگر سوار مرکب باشى و ترا بخواند؛ اجابت کنى. (1) پیغمبر (ص) فرمود: زن وسیله خوشى است، هر که زن مى‏گیرد او را نگه دارد و ضایع مگذارد. (2) و امیر مؤمنان (ع): به محمد بن حنفیه فرمود: پسرم اگر نیرومندى، بر طاعت حق نیرومند باش. و اگر ضعیفى بر گناه ضعیف باش، و اگر مى‏توانى کارى کنى که زن جز به اندازه کار خود، شغلى نداشته باشد چنین کن، که براى حفظ جمالش بهتر، و براى جانش راحت‏تر، و آسانتر است، که زن گل است، و قهرمان نیست، و بهر حال باوى مدارا کن، و خوب مصاحبت کن تا عیش تو صافى و خوب و غیر مکدر باشد. (3) از امام صادق (ع): از خدا بترسید در باره دو ضعیف: مملوک و زن.

از امام صادق (ع): پیغمبر (ص) از جنگ شبانه‏اى که بسیارى از مسلمین زخمدار شده بودند بازگشت، زنان پیش پیغمبر (ص) آمدند و در باره کشتگان خود پرس‏وجو مى‏کردند، زنى پیش آمد و عرضه داشت یا رسول اللَّه فلان کس چه شد؟ حضرت فرمود

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 447

چه نسبتى با تو داشت؟ زن گفت برادرم بود، حضرت فرمود خدا را سپاس گوى و استرجاع کن (آیه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ بخوان) که شهید شد، زن چنان کرد. سپس از دیگرى پرسید، پیغمبر فرمود: با تو چه نسبتى داشت؟ گفت شوهرم بود، حضرت فرمود حمد و استرجاع کن که شهید شد، زن گفت: امان از ذلت، پیغمبر (ص) فرمود:

من تا قبل از دیدن این زن نمیدانستم که زن شوهر خود را مى‏جوید. (1) و فرمود (ص): نماز فراداى زن در خانه‏اش مساوى است با 25 نماز در (2) و از آن حضرت (ع): خداوند پیامبرش (ص) را به اخلاق شایسته اختصاص داد، خود را بیازمایید، اگر چیزى از آنها در شما هست خداى متعال را سپاس گویید، و بیشترش را بخواهید، و ده تا از آن اخلاق کریمه را یاد کرد که: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، خوشخویى، سخاوت، غیرت، شجاعت، جوانمردى، باشد. (3) و روایت است که از شومى‏ها در نزد آن حضرت (ع) یاد کردند، فرمود در سه چیز شومى وجود دارد: زن، چارپا، خانه، اما شومى زن زیادى مهر و عاق شدن همسر است، و اما شومى چهارپا چموشى است و اینکه از سوارى دادن خوددارى کند، و اما شومى خانه، تنگى حیاط و بدى همسایه‏ها و زیادى عیب‏هاى آن است.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 448

 (1) و از آن حضرت: به عیسى (ع) گفتند چرا ازدواج نمى‏کنى؟ فرمود: ازدواج بچه کارم آید؟ گفتند: فرزند پیدا مى‏کنى، گفت فرزند بچه کار آید؟ اگر زنده ماند موجب گرفتارى است و اگر بمیرد وسیله اندوه و نگرانى. (2) زید بن على (ع) ... نبى اکرم (ص) ذکر جهاد کرد، زنى پرسید یا رسول اللَّه براى زن جهاد نیست؟ فرمود چرا، زن از وقت حامله شدن تا زاییدن و تا بچه را از شیر گرفتن ثواب مجاهد در راه خدا را دارد، و اگر در این بین بمیرد مقام شهید را دارد. (3) (4

 (1) از امام صادق (ع): اکثر بهشتیان از زنان مستضعف هستند، که چون خدا ضعف ایشان را میداند بر آنان رحم آرد. (2) از اسحق بن عمار: به امام صادق (ع) گفتم: آیا غلام میتواند به موى خانمش نگاه کند؟ فرمود: آرى و به ساق او. (3) از امام ششم (ع)، پیغمبر (ص) بر فاطمه (ع) وارد شد که جامه‏اى از پشم شتر بتن داشت، و دست آس مى‏کرد، و بچه را نیز شیر میداد، چشمان پیغمبر (ص) پر اشک شد، و فرمود: دخترم به تلخى دنیا پیشى گیر، تا به شیرینى آخرت دست یابى. خداوند بر من این آیه فرستاد: «پروردگارت چندان بتو عطا کند که خشنود گردى». (4) از حضرت رضا (ع): آیا مرد خواجه میتواند به پیش زنان رود و آب وضو بدستشان دهد و مویشان را ببیند.؟ فرمود: نه.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 451

 (1) امیر مؤمنان (ع) بزنان سلام میکرد، و خوشش نمى‏آمد که به زنان جوان سلام کند، و مى‏فرمود: میترسم، از صداى او خوشم آید، و گناهم بر ثوابم فزونى گیرد. (2) ابى بصیر از امام ششم (ع) پرسید: آیا مرد میتواند با زن نامحرم مصافحه کند و باو دست دهد فرمود نه مگر از پشت لباس. (3) ساباطى از آن حضرت پرسید: زنان وقتى وارد بر جمعى از مردم شوند چگونه سلام کنند؟ فرمود: زن بگوید: علیکم السلام، و مرد مى‏گوید: السلام علیکم. (4) و از على (ع): هیچ مردى تا کنون مویش زیاد نبوده جز آنکه شهوتش کم بوده. (5) محمد بن اسحق گوید: حضرت باقر (ع) از من پرسید میدانى چرا مهر زنان چهار هزار درم است؟ گفتم: نه، فرمود ام حبیبه دختر ابو سفیان در حبشه بود، پیغمبر (ص) از او خواستگارى کرد، و نجاشى از طرف پیغمبر (ص) چهار هزار درم مهر معین کرد و پرداخت، ولى در اصل 12 هزار پیمانه و اندى بود. (6) از سکونى: على (ع) به چهار پاى ماده‏اى گذشت که وسط راه عمومى نر بر پشت او رفته بود، حضرت رو گردانید، گفتند چرا رو گردانیدى؟ فرمود: سزاوار نیست و

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 452

منکر است که این کار در ملاء عام انجام شود و باید در جایى پنهانى باشند که زن و مردى آنها را نبیند. (1) از امام صادق (ع): اگر کسى چشمش بزنى افتد و چشم از او بردارد و بآسمان اندازد، یا ببندد، هنوز چشم بهم نزده که خداوند حور العینى باو تزویج نماید. (2) و فرمود: نگاه اول براى تست، و نگاه دوم بضرر تو، و سومین موجب هلاک تو. (3) از حضرت باقر (ع): مرد میتواند به موى مادر و خواهر و دختر نظر کند. (4) از صحیفة الرضا از على (ع): زن ده عورت (پوشیدنى و حفظ کردنى) دارد که با ازدواج یکى از آنها پوشیده شود، و (بقیه تا وقت مرگ باقى است) و چون بمیرد همه آنها مستور گردد. (5) از امام ششم (ع): موسى (ع) پرسید: چه عملى نزد تو بهتر است؟ خداوند فرمود:

مهر بفرزندان، که من آنان را بر فطرت توحید آفریدم، و اگر بمیرانمشان به رحمت خود به بهشتشان برم. (6) از امام صادق (ع): کثیف‏ترین گناهان سه چیز است: کشتار چهارپایان، و

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 453

ندادن مهر زنان، و ندادن اجرت کارگر.))

(() از امام صادق (ع): من تصمیم گرفته‏ام زنى معین را ازدواج کنم، و پدرم به دیگرى نظر دارد، حضرت فرمود: آنکه خود دوست دارى ازدواج کن، و آنکه را که پدر مى‏خواهد واگذار. (3) و از آن حضرت (ع)، پیغمبر (ص)، فرمود: هیچ مردى مهر زن را قبل از آمیزش و عروسى ندهد مگر آنکه خداوند بر هر دینارى ثواب آزاد کردن بنده‏اى عنایت نماید، پرسیدند: بخشش بعد از عروسى (دخول) چطور است؟ فرمود: آن از مودت و الفت بشمار آید. (4) از حسین بن مختار: سلمان فارسى (ره) زنى ثروتمند گرفت، و بمنزل او داخل شد، در خانه فرش عالى گسترده بود، سلمان گفت: خانه شما حرم است، یا کعبه در آن واقع شده، در این بین کنیزى دوشیزه پیش آمد، سلمان پرسید: این کنیز از کیست؟

گفتند از همسر تست، سلمان گفت: هر کس کنیزى داشته باشد و با او نیامیزد، گناهش بگردن اوست.

                        مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، ج‏1، ص: 454

از امام صادق (ع): هر کس کنیزى گیرد چهل روز یک بار (لا اقل) با او آمیزش کند. (2) و از آن حضرت (ع): اگر مردى با جاریه‏اى آمیخت و خواست بار دیگرى در آمیزد قبلا غسل کند.

نهی اززنا وعدم لذت درکام گرفتن از همسروزناکاری متقابل وعفت پیشگی مرد با عفیفی همسر:

از امیر مؤمنان (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: زنا نکنید که لذت همسر از کام شما برود، و شما عفت پیشه کنید، تا زنانتان عفیف گردند، فلان قبیله زنا مى‏کردند، زنانشان زناکار گشتند.

نهی از غیرت وتمایل به غیر ازشوهر

 جابر از آن حضرت (ع): روایت کند که خداوند براى زنان غیرت ننهاده، که براى مردان چهار زن آزاد و کنیز حلال کرده و براى زن جز یک همسر حلال ننموده، و اگر زن بمرد دیگرى غیر از شوهر خود تمایل پیدا کند، زناکار خواهد بود، و باید مرد غیرت داشته باشد ولى زن مؤمنه نه

اثبات زنای زن وجزای آن

 فرمود خداى تبارک و تعالى در سوره نساء وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّى یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا آنان که میکنند فاحشه از زنان شما پس گواه طلب کنید بر ایشان چهار مرد از شما که مسلمانید پس گواه دهند پس نگاهدارید آن زنان را در خانه‏ها تا آنکه بمیراند ایشان را مرگ یا آنکه بگرداند خدا از براى ایشان راهى

: جابر از از امام باقر (ع)): روایت کند که خداوند براى زنان غیرت ننهاده، که براى مردان چهار زن آزاد و کنیز حلال کرده و براى زن جز یک همسر حلال ننموده، و اگر زن بمرد دیگرى غیر از شوهر خود تمایل پیدا کند، زناکار خواهد بود، و باید مرد غیرت داشته باشد ولى زن مؤمنه نه

. امام صادق علیه السّلام فرمود: براستى که برخى از شما با همسرتان چنان نزدیکى مى‏کنید که چون از بستر شما برخیزد و به شخصى زنگى رسد بر وى‏

درآویزد،

، مى را حرام کرد براى اثر بد و فساد آن و سپس فرمود دائم الخمر چون بت پرست است و دچار ارتعاش گردد و بى‏مروت شود و بر مجرمان خود دلیر گردد و خون آنها بریزد و با آنها بزرگى کند تا آنجا که چون مست شود ایمن نباشد که بر محرم خود بجهد و آن را درک نکند، مى براى نوشنده خود جز بدى نیفزاید

بسندى که یحیى بن اکثم مسائلى از موسى بن على پرسید و در ضمنشان گفت: بمن بگو از قول خدا «یا جفت کند خداشان پسران و دختران» آیا خدا بنده‏هاى نرش را تزویج کند با اینکه قوم لوط را بخاطر آن کیفر داد؟ و موسى از برادرش امام دهم پرسید و در جوابش فرمود: که قولش «یا تزویج کند آنها را پسران و دختران» راستش خدا تزویج کند بمردهاى فرمانبر ماده‏هائى از حور العین و زنان فرمانبر را تزویج کند بمردان فرمانبر، و معاذ اللَّه که خدا قصد کند آنچه را تو در خاطر گرفتى از روى اشتباه براى رخصت جستن در این کار زشت. (3) بیان: نهان نیست که آنچه فرموده از سیاق آیه بدور است، و شاید بر سبیل تنزل باشد یعنى اگر مقصود از تزویج زناشوئى باشد این محمل خوبیست، یا اینکه این معنى از بطون آیه است، و ممکن است با سیاق آیه هم جورش کرد که منظور بیان حال همه افراد بشر یا خصوص مؤمنان باشد در باره ازدواج و اولاد، زیرا یا در دنیا زناشوئى کردند یا نه و اگر کردند یا بدانها دختران دهد یا پسران یا بى‏آنها یا بآنها پسران بخشد با دختران یا بى‏آنها بر سبیل منع خلو با آنها را نازاد ساخته که فرزند ندارند، و اگر زناشوئى نکردند خدا مردان و زنان مؤمن را در آخرت تزویج نماید بهم.

از على (ع): هیچ مردى تا کنون مویش زیاد نبوده جز آنکه شهوتش کم بوده.

از آن حضرت (ع): زن 99 بار بیش از مرد لذت و شهوت احساس میکند ولى خداوند عز و جل او را برشته حیا مقید کرده است.

از عمرو بن ابى سلمه، پیغمبر اکرم (ص) فرمود: خداوند حیاء را ده قسمت کرد و نه قسمت را بزنان داد و یکى بمردان، و اگر چنین نبود: زنان خود را همچون حیوانان بزیر فرزندان شما مى‏افکندند.

از امیر مؤمنان (ع)، پیغمبر (ص) فرمود: زنا نکنید که لذت همسر از کام شما برود، و شما عفت پیشه کنید، تا زنانتان عفیف گردند، فلان قبیله زنا مى‏کردند، زنانشان زناکار گشتند.

از على (ع): هر که خود را در اختیار کسى نهد که با او بازى کند، خداوند شهوت زنان بر او افکند

از امام صادق (ع): خداوند متعال شهوت مؤمن را در کمر و شهوت کافر را در مقعدش نهاده.

کسی که بخواهد گرفتار سنگ مثانه نشود و نیز ناراحتی حبس بول ( ادرار ) پیدا نکند هنگام نزول شهوت منی خود را حبس نکند و از آمدن آن جلوگیری ننماید و نیز زناشوئی را آنقدر طولانی نکند .

.  از حضرت رضا (ع): شکم را از غذا خالى مگذار و آب کم بیاشام، و جز با میل و تحریک شدید جماع مکن، و چغندر چه خوب گیاهى است.

قالَ رَسُولُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : خَمْسَ خِصالٍ یُورِثُ الْبَرَصَ : النُّورَهُ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْجُمْعَهِ وَ یَوْمَ الْاَرْبَعاءِ وَ التَّوَضّی وَ الْاِغْتِسالُ بِالْماءِ الَّذی تُسْخِنُهُ الشَّمْسُ وَ الْاَکْلُ عَلَی الجَنابَهِ وَ  غِشْیانُ الْمَرءأهِ فی حَیْضِها وَالاَکْلُ عَلَی الشَّبَعِ .

فرمود حضرت رسول اکرم (ص) 5 چیز است که باعث بر بیماری برص است : 1- نوره کشیدن در روز جمعه و چهارشنبه 2- وضو گرفتن و غسل کردن با آبی که آفتاب او را تغییر داده باشد 3- خوردن پس از جنابت 4- آمیزش با زن در حال حیض 5- خوردن در حال سیری

یا على در حال جنابت پس نخوانید قرآن که میترسم فرود آید بر شما آتشى از آسمان و بسوزاند شما را

هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که میترسم آتشى از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند

ارتباط ازدواج درزمان قمر در عقرب ومشکلات بعدی ناشی ازآن

و نیز فرمودند: کسى که ازدواج کرده و قمر در عقرب باشد خوبى نخواهد دید .

اى على جماع مکن جز آنکه خودت دستمالى داشته باشى و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنى است میان شما و شما را بجدائى و طلاق کشد،

ثواب خدمت به عیال‏

 (1) روایتست از امیر المؤمنین علیه السلام که فرمود داخل شد بر ما رسول خدا (ص) در حالى که فاطمه نشسته بود نزدیک و من عدس در دیک میریختم فرمود آن سرور یا ابو الحسن عرضکردم لبیک یا رسول اللَّه فرمود بشنو از من آنچه میگویم و نمیگویم مگر از امر پروردگار خود نیست مردى که یارى کند زن خود را در خانه الّا آنکه باشد او را بهر موئى که در بدن اوست عبادت یک ساله که روز آن بروزه باشد و شب آن بقیام و بدهد او را خداى تعالى از ثواب مثل آنچه داده است صابران را و داود پیغمبر و یعقوب و عیسى علیهم السلام را یا على هر که در خدمت عیال باشد در خانه و ننگ ندارد از آن بنویسد نام او را خداى تعالى در دیوان شهیدان و بنویسد خدا از براى وى بهر روزى و شبى ثواب هزار شهید و بنویسد از براى او بهر قدمى ثواب حجى و عمره و بدهد او را بهر رگى که در بدن اوست شهرى در بهشت یا على یک ساعت در خدمت خانه بهتر است از عبادت هزار ساله و هزار حج و هزار عمره و بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و هزار جهاد و عیادت هزار بیمار و هزار جمعه و هزار جنازه و هزار گرسنه را سیر کردن و هزار برهنه را پوشیدن و هزار اسیر آوردن در راه خدا و بهتر است او را از هزار دینار صدقه دادن بر درویشان و بهتر است او را از خواندن توریة و انجیل و زبور و قرآن و از هزار اسیر که بخرد و آزاد گرداند آن را

                        ((روایتست از امیر المؤمنین علیه السلام که فرمود داخل شد بر ما رسول خدا (ص) در حالى که فاطمه نشسته بود نزدیک و من عدس در دیک میریختم فرمود آن سرور یا ابو الحسن عرضکردم لبیک یا رسول اللَّه فرمود بشنو از من آنچه میگویم و نمیگویم مگر از امر پروردگار خود نیست مردى که یارى کند زن خود را در خانه الّا آنکه باشد او را بهر موئى که در بدن اوست عبادت یک ساله که روز آن بروزه باشد و شب آن بقیام و بدهد او را خداى تعالى از ثواب مثل آنچه داده است صابران را و داود پیغمبر و یعقوب و عیسى علیهم السلام را یا على هر که در خدمت عیال باشد در خانه و ننگ ندارد از آن بنویسد نام او را خداى تعالى در دیوان شهیدان و بنویسد خدا از براى وى بهر روزى و شبى ثواب هزار شهید و بنویسد از براى او بهر قدمى ثواب حجى و عمره و بدهد او را بهر رگى که در بدن اوست شهرى در بهشت یا على یک ساعت در خدمت خانه بهتر است از عبادت هزار ساله و هزار حج و هزار عمره و بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و هزار جهاد و عیادت هزار بیمار و هزار جمعه و هزار جنازه و هزار گرسنه را سیر کردن و هزار برهنه را پوشیدن و هزار اسیر آوردن در راه خدا و بهتر است او را از هزار دینار صدقه دادن بر درویشان و بهتر است او را از خواندن توریة و انجیل و زبور و قرآن و از هزار اسیر که بخرد و آزاد گرداند آن را

و بهتر است او را از هزار شتر که بدهد بدرویشان و بیرون نرود از دنیا تا آنکه ببیند جاى خود را در بهشت یا على هر که ننگ ندارد از خدمت عیال داخل گرداند او را خدا در بهشت بیحساب یا على خدمت عیال کفاره گناهان کبیره است و باز مینشاند غضب پروردگار را و مهر حور العین است و زیاد میگرداند حسنات و درجات را یا على خدمت نمیکند عیال را مگر صدیق یا شهید یا مردیکه خواهد بوى خدا خیر دنیا و آخرت را

و بهتر است او را از هزار شتر که بدهد بدرویشان و بیرون نرود از دنیا تا آنکه ببیند جاى خود را در بهشت یا على هر که ننگ ندارد از خدمت عیال داخل گرداند او را خدا در بهشت بیحساب یا على خدمت عیال کفاره گناهان کبیره است و باز مینشاند غضب پروردگار را و مهر حور العین است و زیاد میگرداند حسنات و درجات را یا على خدمت نمیکند عیال را مگر صدیق یا شهید یا مردیکه خواهد بوى خدا خیر دنیا و آخرت را

و نیز فرمود: هر زنى که شوهرش را بر حج و جهاد و طلب علم یارى کند، خداوند به او پاداش زن ایوب دهد. از امام صادق (ع): پیغمبر (ص) فرمود: بهترین زنان امتم زیباترین و کم‏مهرترین آنهاست.

ارجحیت نظر پسربرپدر،در انتخواب همسر

بارداری

امام (ع) فرمود: زن در دوران حاملگى و شیر دادن اجر مجاهد در راه خدا را دارد، و اگر درین بین بمیرد، اجر شهید دارد.

هر گاه همسرت حامله شد براى او، غذاى به تهیه کن که آن تاریکى‏هاى دل را از بین برده و دوستى شما را محکمتر مى‏کند. و اگر فرزند پسر باشد شجاع خواهد بود و اگر دختر باشد زیبایى او بیشتر شده و نزد شوهرش بهره‏مند مى‏شود.

وقتى همسرت بچه‏دار شد او را با صنوبر یا صمغ درخت معطر کن و مریم فرزند عمران علیها السلام از این ماده خوشبو استفاده مى‏کرد

على چون زنت آبستن باشد بیوضوء با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید

در روایت دیگر وارد شده که حضرت ابا عبدالله (ع) فرمود اگر غذائی بهتر از رطب وجود داشت خدا آن را برای حضرت مریم می فرستاد تا بخورد .

در خصال بسندش تا امیر المؤمنین علیه السّلام که زن آبستن چیزى نخورد و با آن درمان نکند که بهتر از رطب باشد، خدا عزّ و جلّ بمریم علیها السّلام فرموده: «و بلرزان براى خود تنه درخت خرما را تا خرماى تازه برات افتد پس بخور و بنوش و چشمت روشن» ساک فرزندان خود را با خرما بردارید که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله با حسن و حسین چنین کرد. 

براى هر دردى در سیاه‏دانه درمانى است گوشت گاو درد است و شیرش درمان و روغنش شفا است

براى زن باردار بهترین غذا و دوا خرما است. خداى عز و جل بمریم فرمود تنه درخت خرما را بجنبان تا خرماى تازه براى تو بیفتد پس بخور و بیاشام و دیده خود را روشن ساز

از امام (ع): بر شما باد به کاسنى که به نطفه مى‏افزاید، و فرزند را زیبا مى‏کند، و گرم و نرم میباشد، و پسر را زیاد مى‏کند.

  از نبى اکرم (ص): به بخورید و بهم هدیه دهید، که دیده را جلا دهد، و در دل درخت دوستى رویاند، به زنان آبستن به دهید، که فرزند را زیبایى بخشد. و در روایت دیگر: اخلاق فرزند را نیکو گرداند.

زن باردار چیزى بهتر از خرماى تازه [رطب‏] نخورد و به چیزى بهتر از آن غذا شروع ننماید؛

از امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده که فرمود جویدن « کندر » دندان ها را محکم می کند و بلغم را از بین می برد و بوی بد دهان را قطع می نماید ، و نیز حضرت صادق (ع) فرمود : زیاد از « کندر » استفاده کنید و آن را بجوید زیرا که جویدن کندر بلغم معده را پاک می کند و عقل را زیاد می نماید و طعام را گوارا می سازد . از حضرت رضا (ع) روایت شده که فرمود : زنان حاملة شما را کندر بخورانید که اگر در شکم آنها پسری باشد پاک دل و عالم و شجاع می شود و اگر دختری باشد خلقت و خلقش نیکو می شود .

امام باقر علیه السّلام فرمود: زنان درمانى چون خرماى تازه ندارند زیرا خدایش در زائیدن بمریم خورانید

امام باقر علیه السّلام فرمود: زنان درمانى چون خرماى تازه ندارند زیرا خدایش در زائیدن بمریم خورانید

ثواب از جهت فرزند

 (2) فرمود خداى تعالى در سوره تغابن یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ  إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ اى گروه گرویدگان بدرستى که بعضى از زنان شما و فرزندان شما دشمنند شما را پس حذر کنید از ایشان و اگر ترک کنید عقوبت ایشان را و درگذرید و بپوشید پس بدرستى که خدا پوشنده گناهست رحم‏کننده است نیست مالهاى شما و فرزند شما مگر آزمایش شما و خدا نزد اوست ثواب بزرگ و فرمود

پیغمبر (ص) که فرزندان ما جگر گوشه‏هاى مااند طفلان ایشان امرکنندگانند ما را و بزرگان ایشان دشمنانند ما را اگر میزنید بفتنه میاندازند ما را و اگر میمیرند غمگین میکنند ما را و فرمود آن حضرت که پنج کسند که در قبرهااند و ثواب ایشان جارى مى‏شود بر دیوان ایشان آنکه بنشاند درخت خرمائى و آنکه بکند چاهى و آنکه بنا کند از براى خدا مسجدى و آنکه بنویسد مصحفى و آنکه بگذارد فرزند صالحى و فرمود آن حضرت (ص) که چون بمیرد فرزند آدم منقطع شود او مگر از سه چیز فرزندى صالح که دعا کند از براى او و علمى که نفع یابند از آن و صدقه جاریه و فرمود آن سرور (ص) که فرزند براى پدر سبب خوف و سبب بخل و حزن است و فرمود پیغمبر (ص) که رحمت کند خدا پدرى را که یارى کند فرزند را بر نیکى او و فرمود پیغمبر (ص) که دختران محنتند و پسران نعمتند و خدا میدهد بهشت را بمحنت نه بنعمت شاعر گفته است شعرى که مضمون آن اینست از نعمت خدا که شکى نیست در آن بقاء پسران و مرگ دخترانست از براى قول نبى (ص) که دفن دختران از بزرگواریست روایتست از ابى هریره که گفت فرمود رسول خدا (ص) که نیست هیچ خانه که در آن دختران باشند الا آنکه فرود آید هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان و باز نمى‏ایستند فرشتگان از آن خانه و مینویسند از براى پدر ایشان هر روز و شب عبادت سالى و از انس گفت که فرمود رسول خدا (ص) که هر مرد که عیال دارى کند دو دختر تا آن که بالغ شوند من و او در بهشت باشیم مثل آن دو و اشاره کرد بانگشت سبابه و میانین روایتست که رسول خدا (ص) نظر فرمودند ببعضى از طفلان پس فرمود واى مر فرزندان آخر الزمان را از پدران ایشان عرضکردند یا رسول اللَّه از پدران ایشان که مشرکان باشند فرمود نه بلکه از پدران ایشان که مؤمنان باشند که‏

                        کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص: 108

تعلیم نکنند ایشان را چیزى از واجبات و چون فرزندان خواهند که یاد گیرند منع کنند پدران ایشان آن را و راضى باشند از ایشان باندک چیزى از دنیا پس من از ایشان بیزارم و ایشان از من بیزارند و فرمود آن حضرت چهار چیز از سعادت مرد است زن صالحه و فرزندان نیکو و مصاحبان صالح و معیشت در شهر خود

((فرمود خداى تعالى در سوره تغابن یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ  إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ اى گروه گرویدگان بدرستى که بعضى از زنان شما و فرزندان شما دشمنند شما را پس حذر کنید از ایشان و اگر ترک کنید عقوبت ایشان را و درگذرید و بپوشید پس بدرستى که خدا پوشنده گناهست رحم‏کننده است نیست مالهاى شما و فرزند شما مگر آزمایش شما و خدا نزد اوست ثواب بزرگ و فرمود

                        کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص: 107

پیغمبر (ص) که فرزندان ما جگر گوشه‏هاى مااند طفلان ایشان امرکنندگانند ما را و بزرگان ایشان دشمنانند ما را اگر میزنید بفتنه میاندازند ما را و اگر میمیرند غمگین میکنند ما را و فرمود آن حضرت که پنج کسند که در قبرهااند و ثواب ایشان جارى مى‏شود بر دیوان ایشان آنکه بنشاند درخت خرمائى و آنکه بکند چاهى و آنکه بنا کند از براى خدا مسجدى و آنکه بنویسد مصحفى و آنکه بگذارد فرزند صالحى و فرمود آن حضرت (ص) که چون بمیرد فرزند آدم منقطع شود او مگر از سه چیز فرزندى صالح که دعا کند از براى او و علمى که نفع یابند از آن و صدقه جاریه و فرمود آن سرور (ص) که فرزند براى پدر سبب خوف و سبب بخل و حزن است و فرمود پیغمبر (ص) که رحمت کند خدا پدرى را که یارى کند فرزند را بر نیکى او و فرمود پیغمبر (ص) که دختران محنتند و پسران نعمتند و خدا میدهد بهشت را بمحنت نه بنعمت شاعر گفته است شعرى که مضمون آن اینست از نعمت خدا که شکى نیست در آن بقاء پسران و مرگ دخترانست از براى قول نبى (ص) که دفن دختران از بزرگواریست روایتست از ابى هریره که گفت فرمود رسول خدا (ص) که نیست هیچ خانه که در آن دختران باشند الا آنکه فرود آید هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان و باز نمى‏ایستند فرشتگان از آن خانه و مینویسند از براى پدر ایشان هر روز و شب عبادت سالى و از انس گفت که فرمود رسول خدا (ص) که هر مرد که عیال دارى کند دو دختر تا آن که بالغ شوند من و او در بهشت باشیم مثل آن دو و اشاره کرد بانگشت سبابه و میانین روایتست که رسول خدا (ص) نظر فرمودند ببعضى از طفلان پس فرمود واى مر فرزندان آخر الزمان را از پدران ایشان عرضکردند یا رسول اللَّه از پدران ایشان که مشرکان باشند فرمود نه بلکه از پدران ایشان که مؤمنان باشند که‏

کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار         110    فصل هشتم در نظر کردن بآن که محرم نیست .....  ص : 110

تعلیم نکنند ایشان را چیزى از واجبات و چون فرزندان خواهند که یاد گیرند منع کنند پدران ایشان آن را و راضى باشند از ایشان باندک چیزى از دنیا پس من از ایشان بیزارم و ایشان از من بیزارند و فرمود آن حضرت چهار چیز از سعادت مرد است زن صالحه و فرزندان نیکو و مصاحبان صالح و معیشت در شهر خود

 اولین خوراک مادران پس اززایمان

فرمود: زن پس از زایمان اولین خوراکش رطب باشد (خرماى عالى تازه) و اگر نبود تمر (خرماى متوسط) بخورد، که اگر چیزى بهتر از آن باشد به مریم (ع) بهنگام زائیدن عیسى (ع) میداد.

از آن حضرت (ع): على (ع) مى‏فرمود: براى کودک دایه احمق نگیرید که شیر بر طبع فرزند غالب آید. (4) و پیغمبر (ص) فرمود: دایه احمق نگیرید، که فرزند با همان شیر جوان گردد

 (3) از امام ششم (ع)، پیغمبر (ص) بر فاطمه (ع) وارد شد که جامه‏اى از پشم شتر بتن داشت، و دست آس مى‏کرد، و بچه را نیز شیر میداد، چشمان پیغمبر (ص) پر اشک شد، و فرمود: دخترم به تلخى دنیا پیشى گیر، تا به شیرینى آخرت دست یابى. خداوند بر من این آیه فرستاد: «پروردگارت چندان بتو عطا کند که خشنود گردى».

: امام باقر علیه السّلام فرمود: زنان درمانى چون خرماى تازه ندارند زیرا خدایش در زائیدن بمریم خورانید

امام (ع) فرمود: زن در دوران حاملگى و شیر دادن اجر مجاهد در راه خدا را دارد، و اگر درین بین بمیرد، اجر شهید دارد.

امام (ع) فرمود: زن در دوران حاملگى و شیر دادن اجر مجاهد در راه خدا را دارد، و اگر درین بین بمیرد، اجر شهید دارد.

حضرت (ع): على (ع) مى‏فرمود: براى کودک دایه احمق نگیرید که شیر بر طبع فرزند غالب آید. (4) و پیغمبر (ص) فرمود: دایه احمق نگیرید، که فرزند با همان شیر جوان گردد

فرمود: زن پس از زایمان اولین خوراکش رطب باشد (خرماى عالى تازه) و اگر نبود تمر (خرماى متوسط) بخورد، که اگر چیزى بهتر از آن باشد به مریم (ع) بهنگام زائیدن عیسى (ع) میداد.

از آن حضرت (ع): على (ع) مى‏فرمود: براى کودک دایه احمق نگیرید که شیر بر طبع فرزند غالب آید. (4) و پیغمبر (ص) فرمود: دایه احمق نگیرید، که فرزند با همان شیر جوان گردد

ازدواج با دوشیزگان مستحب است، آنان دهانشان خوشبوتر و بوى بد را از خود دورکننده و اخلاقشان بهترین اخلاق است و زودتر بچه‏دار مى‏شوند.

و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن، على گفت یا رسول اللَّه چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟ فرمود چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است على گفت چطور سرکه از او منع کند، فرمود چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود بطور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.

درمان : از امام صادق (ع) روایت شده فرمود کسیکه نیاز به فرزند دارد ( گرفتار نازائی است ) تخم مرغ بخورد و زیاد هم بخورد ، و در همین باره از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده که یکی از پیامبران از کمی نسل در امت خود بخدا شکایت کرد ، خداوند متعال به آن پیغمبر امر کرد که به مردم بگوید از نان و تخم مرغ استفاده کنند .

و نیز از امام صادق (ع) روایت شده کسیکه دوست دارد : مال و فرزندش زیاد شود . پس زیاد کند خوردن کاسنی را ، هیچ صبحی نیست مگر آنکه قطره ای از بهشت بر آن ریخته می شود و هنگام خوردن آن را نتکانید زیرا پدرم ما را نهی از تکانیدن آن فرموده است .

و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن، على گفت یا رسول اللَّه چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟ فرمود چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است على گفت چطور سرکه از او منع کند، فرمود چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود بطور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.

عمر بن حسنه شتربان از کمى فرزند به امام صادق شکایت کرد، پس فرمود: از خدا طلب آمرزش کن و تخم مرغ و عسل بخور و نیز نقل شده کسى که فرزند نمى‏آورد بسیار تخم مرغ بخورد.

پس وقتى که اراده این کار داشتى خوبست آخر شب را بدان اختصاص دهى این وقت براى بدن صلاحیتش بیشتر است و در تولید نسل بیشتر مایه امیدوارى است و عقل مولود را تیزتر میگرداند یعنى فرزندى را که خدا بخواهد بآنها بدهد.

در کتاب «طب الائمة» از امام صادق علیه السّلام روایت شده که: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله را چون کسالت یا سردردى عارض مى‏شد دست‏ها را به طرف‏ آسمان مى‏گشود و سوره «حمد و معوّذتین»- الفلق و الناس- را مى‏خواند، پس ناراحتیش بر طرف میشد.

سپس فرمود مردار را کسى نخورد جز آنکه تنش سست شود و نیرویش بکاهد و نسلش قطع شود و خورنده مردار بمرگ ناگهان بمیرد،

عَنْ عَلِی (ع) قالَ : اِنَّ نَبِیّاً مِنْ الأنْبِیاء شَکی اِلَی اللهِ قِلَّهَ النَّسْلِ فی اُمَّتِهِ فَاَمْرَهُ اَنْ یَأمُرَهُمْ بِاَکْلِ الْبَیْضِ فَفَعَلُوا فَکُثَر النَّسْلُ فیهِمْ .

حضرت علی (ع) فرمود : که یکی از پیمبران بدرگاه الهی از کمی نسل در امّتش شکایت کرد ، خدا به او امر کرد که به امّت خود بگوید تخم مرغ بخورند آنها به این برنامه عمل کردند و نسل در آنها زیاد گردید .

عَنْ مُوسَی بْنِ بُکَیْرٍ قالَ سَمِعْتُ أَبا الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلامُ یَقُولُ اَکْثِرُوا مِنَ الْبَیْضِ فَاِنَّهُ یَزیدُ فی الْوَلَدِ .

موسی بن بکیر گفت از حضرت أبی الحسن (ع) شنیدم می فرمود : تخم مرغ زیاد بخورید زیرا باعث ازدیاد فرزند است .

عَنْ أبی عَبْدِاللهِ (ع) قالَ اِنَّ نَبِیّاً مِنَ الأَنْبِیاءِ شَکا اِلَی اللهِ قِلَّهَ النَّسْلِ فَقالَ لَهُ کُلِ اللَّحْمَ بِالْبَیْضِ .

از امام صادق (ع) روایت شده که یکی از پیغمبران از کمی نسل شکایت کرد خدا فرمود : گوشت را با تخم مرغ بخور .

عَنْ عَمْرِبْنِ أَبِی حَسَنَهِ الْجَمّالِ قالَ شَکْوتُ اِلی أَبِی الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلام قِلَّهَ الْوَلَدِ فَقالَ اِسْتَغْفِرِ اللهَ وَ کُلِ الْبَیْضَ بِالْبَصَلِ .

عمربن أبی حسنه جمّال گفت از کمی فرزند به حضرت أبی الحسن (ع) شکایت کردم ، فرمود استغفار کن و پیاز را با تخم مرغ بخور

 

شخصی به حضرت ابی الحسن (ع) از کمی نسل شکایت کرد .

وَ شَکی رَجُلٌ اِلَی أَبِی الْحَسَنِ (ع) قِلَّهَ الْوَلَدَ ، فَقالَ (ع) اسْتَغْفرالله وَ کُل الْبَیْضَ بِالبَصَلِ :

مردی به حضرت ابی الحسن (ع) از کمی نسل شکایت کرد . حضرت فرمود استغفار کن و تخم مرغ را با پیاز بخور و نیز روایت شده که گوشت با تخم مرغ برای ازدیاد نسل نافع است .

 

جایگزینی نطفه در رحم

نهی ازآمیزش در اول ونیمه ماه

ارتباط مصرف کاسنی با زیبای فرزندوازدیاد نطفه وامان از قولنج

ارتباط مصرف به با زیبایی صورت وتقویت قلب وزیبایی فرزند وسلامت نطفه وذکاوت باطن

ارتباط تیز هوشی فرزند بامجامعت در آخر شب

ارتباط مصرف کندردرزنان باردار بانیکی خلقت وخوی فرزند دختروشجاعت وعالم شدن وپاک دلی فرزند پسر

ارتباط بزرگی وکوچکی بیضه وآلت تناسلی باامید به شر وخیر کودک

ارتباط اراده خداوندبازمان انعقاد نطفه ومراحل طی شده ومسئولیت دوفرشته آفرینش درایجاد اندام وجوارح وثبت قضاوقدرالهی ونحوه زایمان وحتی نحوه قرار جنین..وزمان تعیین جنسیت ونقش دعا درآن

تقسیم رحم به چهارخانه وارتباط جایگزینی در هرکدام وشبیه شدن نوزاد به پدریامادر..وامتزاج نطفه زن ومرد و

مراحل تعیین دیه تا کامل شدن جنین ودمیده شدن روح وجنسیت جنین

رازعدد40درآفرینش انسان واینمطلب که مواد غذایی تا40روز در بدن باقی میماند.

تاثیرمیوه بهشتی.. درسرنوشت فرزند ونزول نطفه ازآسمان           

ارتباط پریشانی وآرامش در زمان انعقاد نطفه وتاثیرآن برژنتیک وDNA

مراحل طی شدن دوران کودکی وزمان واداشتن اوبه نماز

زمان بلوغ فرزند پسر

ارتباط بدخلقی فرزند در کودکی بابردباری اودربزرگسالی

نقش تخیل در زمان جماع برژنتیک

ارتباط محل نطفه بابیضه چپ ودیه ان

ارتباط گریه کودک درسال اول باگواهی انان بر یگانگی خدا...

مفهوم یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ

چگونگی تشکیل نطفه دختر پیامبر(ص)

بقیه در ادامه مطلب


786


جایگزینی نطفه در رحم

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: کنیزى خریدم و چون، حیض او به تأخیر افتاد و فکر کردم فساد خون یا باد رحم موجب تأخیر شده باشد، داروئى به او دادیم که در همان روز اول باز شد. در صورتى که نمى‏دانیم عقب افتادن حیض به علت آبستنى است، آیا تجویز این داروها جایز است؟ ابو عبد الله گفت: در صورتى که علت تأخیر، معلوم نباشد، تجویز دارو روا نیست. من گفتم: این ماه اول است که حیض او به تأخیر افتاده است در این صورت، اگر تاخیر حیض به علت آبستنى باشد، با تجویز دارو، نطفه جنین را از رحم او خارج کرده‏ایم، مثل آن که انسان به موقع مباشرت نطفه خود را عزل مى‏کند و در خارج رحم مى‏ریزد. ابو عبد الله گفت: بعد از آن که نطفه در رحم زن جا بگیرد، مانند کرم به جدار رحم مى‏چسبد، بعد مانند گوشت جویده مى‏شود، بعدا رشد مى‏کند و به صورتى که خدا بخواهد خلق مى‏شود. اما اگر نطفه در خارج رحم بریزد، چیزى خلق نمى‏شود. پس اگر خونریزى کنیزت به تأخیر افتد، گرچه یک ماه بیشتر نباشد، به او دارو مده.

نهی ازآمیزش در اول ونیمه ماه

چون یکى از شما بخواهد با همسر خود هم بستر شود از آمیزش در اول ماه‏ها و نیمه‏هاى آن خوددارى کند که شیطان در این دو هنگام فرزند میجوید و شیاطین در این دو وقت میخواهند که با فرزند شریک شوند پس مى- آیند و در بسته شدن نطفه شرکت میجویند

ارتباط مصرف کاسنی با زیبای فرزندوازدیاد نطفه وامان از قولنج

امام صادق علیه السّلام فرمود: چه سبزى خوبى است کاسنى.و فرمود: بر تو باد کاسنى که نطفه را زیاد و فرزند را زیبا مى‏کند. و فرمود: هر کس شب کند در حالى که در شکم او هفت برگ کاسنى است، آن شب را از قولنج در امان خواهد بود.

ارتباط مصرف به با زیبایی صورت وتقویت قلب وزیبایی فرزند وسلامت نطفه وذکاوت باطن

امام صادق علیه السّلام فرمود: به صورت را زیبا و قلب را تقویت مى‏کند. و نیز فرمود: هر کس به را ناشتا بخورد، نطفه او سالم و فرزند او زیبا مى‏شود. و نیز فرمود: خوردن به باعث قوت قلب و ذکاوت باطن‏ مى‏شود.

ارتباط تیز هوشی فرزند بامجامعت در آخر شب

 فَاِذا اَزَدْتَ ذلِکَ فَلْیَکُنْ فی آخِرِ اللَّیْلِ فَاِنَّهُ اَصْلَحُ لِلْبَدَنِ وَ ارْجی لِلْوَلَدِ وَ اَزْکی لِلْعَقْلِ فیِ الْوَلَدِ وَ اَزْکی لِلْعَقْلِ فی الْوَلَدِ الَّذی یَقْضَی اللهُ تَعالی بَیْنَهُما .

پس وقتی که ارادة اینکار را داشتی و خواستی با زنان خود مجامعت کنی خوب است آخر شب را برای اینکار اختصاص دهی ، زیرا این وقت برای بدن صلاحیّت بیشتری دارد و در تولید نسل بیشتر مایة امیدواری است و عقل مولود را تیزتر می کند و هوشیارتر می گردد ، آن فرزندی که خداوند متعال مقتضی بداند به ایشان عطا فرماید .

 ارتباط مصرف کندردرزنان باردار بانیکی خلقت وخوی فرزند دختروشجاعت وعالم شدن وپاک دلی فرزند پسر

از امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده که فرمود جویدن « کندر » دندان ها را محکم می کند و بلغم را از بین می برد و بوی بد دهان را قطع می نماید ، و نیز حضرت صادق (ع) فرمود : زیاد از « کندر » استفاده کنید و آن را بجوید زیرا که جویدن کندر بلغم معده را پاک می کند و عقل را زیاد می نماید و طعام را گوارا می سازد . از حضرت رضا (ع) روایت شده که فرمود : زنان حاملة شما را کندر بخورانید که اگر در شکم آنها پسری باشد پاک دل و عالم و شجاع می شود و اگر دختری باشد خلقت و خلقش نیکو می شود .

ارتباط بزرگی وکوچکی بیضه وآلت تناسلی باامید به شر وخیر کودک

 در کافى (ج 3 ص 51): بسندى که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: چون بچه پسر بیضه افتاده و آلت تناسلی کوچک و نظر آرام دارد امید بخوبى و آسودگى از بدى او باشد، و اگر بیضه بزرگ و آلت تناسلی بزرگ و تیز دید است نه امید بخوبى او است و نه آسودگى از بدیش

@ارتباط اراده خداوندبازمان انعقاد نطفه و آغاز آفرینش آدمى در رحم تا پایان احوالش‏ ومسئولیت دوفرشته آفرینش درایجاد اندام وجوارح وثبت قضاوقدرالهی..

از ابى سعید خدرى که شنیدم پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در پاسخ پرسش از عزل فرمود: باکى بر شما نیست اگر بکنید، اگر خداى پیمانش را گرته بر سر سنگ هم جان در او بدمد.

آیات قرآن مجید

آل عمران (6) او است که صورت شما را در رحمها ساخت چنانچه میخواست نیست معبودى جز او عزیز و حکیم است. 2- النساء (1) ای مردم بترسید از پروردگارتان آنکه آفریدتان از یک نفس و آفریده از او جفتش را و پراکنده از آنها مردانى بسیار و زنانى. 3- الانعام (2) او است که شما را از گل آفریده. 4- هود (61) او است که شما را از زمین بر آورده و بآبادانى آن گماشته. 5- الرعد (8) خدا میداند آنچه را آبستن است هر مادر و آنچه در فرود ارحام است و آنچه فزاید و هر چیزى نزد او اندازه دارد. 6- النحل (4) آفرید آدمی را از نطفه و بناگاه ستیزه‏گر آشکارى شد. 7- مریم (67) آیا یاد نکند آدمى که البته، او را از این پیش آفریدیم و نبود چیزى. 8- الحج (5) آیا مردم اگر شک دارید در بعث پس راستش اینست که ما آفریدیم شما را از خاک سپس از نطفه سپس از علقه سپس از مضغه درست و نادرست تا براى شما روشن سازیم و در ارحام نگهداریم آنچه خواهیم تا سر رسیدى دانسته سپس بر آریم شما را کودکى و آنگاه تا برسید بجوانى و برخی از شما جان بدهید و برخى به پست‏ترین دوره عمر برسید تا پس از آن چیزى نداند. (10) المؤمنون (12- 16) و البته آفریدیم آدمى را از کشیده‏اى از خاک سپس نهادیمش نطفه در جایگاه پا بر جا سپس آفریدیم نطفه را علقه پس آفریدیم علقه را مضغه پس آفریدیم از مضغه استخوانها پس پوشاندیم استخوان را گوشت سپس براآسمان و..

آوردیمش آفریده‏اى دیگر، تبارک اللَّه، که بهترین آفرینندگان است* سپس از آن البته شما مرده‏هائید* سپس روز قیامت انگیخته شوید. (1) 10- الروم (20) و از آیات او است که شما را از خاک آفرید سپس ناگاه آدمى شدید پراکنده شوید. 11- لقمان (14) آبستن شدش مادرش بر سستى و شیر بریدنش در دو سال است.

التنزیل (7- 19 السجده) آنکه زیبا کرد همه چیز را به آفرینش و آغاز کرد آفرینش آدمى را از گل سپس ساخت نژادش را از کشیده‏اى از آب پست سپس درستش کرد و دمید دراو از روح خود و ساخت براى شما گوش، دیده و دلها، کم است که شکرگزارید. 12- فاطر (11) و خدا آفرید شما را از خاک سپس از نطفه سپس ساخت شما را جفتها و آبستن نشود ماده‏اى و نزاید جز با دانش او عمر نگذارد هیچ عمر گذران و نکاهد از عمرش جز در کتابیست، راستى که آن بخدا آسانست. 13- یس (77) آیا نبیند آدمى که از پیشش آفریدیم و بناگاه ستیزه‏گرى شد آشکار. 14- الزمر (6) آفریند شما را در شکم مادرهاتان آفرینشى دنبال آفرینشى در تاریکیهاى سه‏گانه. 15- المؤمن (67) او است که شما را آفرید از خاک سپس از نطفه سپس از علقه سپس بر آوردتان کودک سپس تا برسید بجوانى سپس تا بشوید پیران، و برخى از پیش جان دهند و تا برسید باجلى نامبرده و شاید بفهمید. 16- الشورى (49- 50) از خدا است پادشاهى آسمان و زمین آفریند هر چه خواهد بخشد بهر که خواهد پسر و بخشد بهر که خواهد دختر یا جفت کند آنها را پسران و دختران و سازد هر که را که خواهد نازاد که او پر دانا و توانا است. 17- النجم (32- 36) او داناتر است بشما چون که بر آوردتان از زمین و آنگه که نهان در شکم مادرانتان بودید- تا فرماید- و راستى او آفرید دو جفت از نر و ماده‏

از نطفه چون منى شود. 18- الواقعه (58- 59) آیا دیدید آنچه منى ریزند آیا شما آفریدیدش یا ما آفریدگاریم. 19- التغابن (3) و صورت بست شما را و خوب ساخت صورت شما را در زمین و سپس بسوى او محشور شوید. 20- الملک (23- 24) بگو او است که برآورد شما را و ساخت براتان گوش و دیده‏ها و دلها کم است که شکر گزارید، بگو او است که بر آورد شما را در زمین و سپس بسوى او محشور شوید. 21- نوح (13- 18) چیست شما را که امید ندارید براى خدا وقار با اینکه البته شما را آفرید درجه درجه- تا فرماید- و خدا رویاند شما را از زمین رویاندنى بر گرداند شما را بدان و برآوردتان بر آوردنى. 22- القیامه (37- 40) آیا نبود نطفه‏اى از منى ریخته سپس بود علقه و پس آفرید و درست کرد* و ساخت جفت از نر و ماده* آیا نیست او توانا بر اینکه زنده کند مرده‏ها را. 23- الدهر (1- 2) آیا آمد بر آدمى مدتى از روزگار که نبود چیزى یادگار* البته ما آفریدیم آدمى را از نطفه‏اى آمیخته، آزمودیمش و نمودیمش شنوا و بینا. 24- المرسلات (20- 24) آیا نیافریدیمتان از آبى پست، پس نهادیمش در جایگاهى پا بر جا تا اندازه‏اى معلوم، اندازه زدیم و چه اندازه زنانیم واى آن روز بر مکذبان. 25- النبأ (8) و آفریدیمتان جفتها. 26- عبس (17- 23) کشته باد آدمى چه ناسپاس است از چه‏اش آفریده از نطفه آفریده و اندازه گرفته و آنگاه راهش را هموار ساخته سپس او را میرانده و بگورش کرده سپس چون خواهد زنده‏اش کند. نه، هرگز انجام نداد آنچه فرمانش داد.

27- الانفطار (6- 8) چه تو را فریفته کرد پروردگار کریمت آنکه تو را آفریده و درست کرد و راست نمود در هر صورتى خواست تو را ترکیب کرد. 28- الطارق (5- 7) باید بنگرد انسان از چه آفریده شد از آبى جهنده که بر آید از میان صلب و سینه.{ تفسیر:  هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ طبرسى- ره- در (ج 2 ص 408) مجمع: گفته: یعنى صورت شما را در رحم آفرید بهر صورتى خواست و بهر وضعى از پسر و دختر زیبا و زشت، بلند و کوتاه «نیست شایان پرستش جز او که عزیز است» در پادشاهى و «حکیم است» در کارهاش و این آیه دلالت دارد بر یگانگى خداى سبحان و تمامیت نیرو و کمال حکمت، چون که فرزند را در رحم مادر بدین وصف صورتگرى کرده و در آن انواع ریزه‏کارى آورده بى‏ابزار و رنج کار، با اینکه هر خردمند داند اگر همه جهان گرد آیند تا از آب، پشه‏اى سازند و آن را صورتگرى نمایند در برابر چشم خود با شناخت او نتوانند و بدان راهى ندارند پس چگونه توانند آن را در ارحام آفرینند فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ و این استدلال از جعفر بن محمّد علیه الّسلام روایت است «از یک نفس» یعنى آدم ..

 «رِجالًا کَثِیراً» بیضاوى در (ج 1 ص 255) گفته: وصف کثیر را براى مردان تنها آورد نه زنان چون بیشتر بودن زنان مقتضاى حکمت است و نیازى بذکر ندارد.

 «آفریدتان از گل» یعنى در آغاز مایه از گل دارید یا آدم که اصل بشر است از آنست یا آفرید پدر شما را از گل بحذف مضاف است- پایان و بسا مقصود آن گلى است که در اخبار آید که در هر نطفه اندازند.

وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها گفته‏اند یعنى بشما در آن عمرى داد و شما را باقى نهاد یا شما را نیروى آبادانى آن داد و بدان فرمانتان داد و گفته‏اند از عمرى است یعنى تا زنده‏اید از آن شما است و چون مردید ارث دیگرانست. (4) «خدا داند آنچه را هر زنى آبستن است طبرسى در (ج 6 ص 280) مجمع گفته‏: یعنى میداند در شکم هر آبستن چیست، نر است یا ماده درست است یا نادرست، چه رنگ و وصف دارد «تَغِیضُ الْأَرْحامُ» یعنى وقتى را که از نه ماه کم گزارد و یا افزاید و فرزند را در بالاترین مدت حمل زاید، گفته‏اند آنچه ارحام بکاهند و خون قطع شود و آنچه فزاید در نفاس از خون پس از زائیدن، بیضاوى گفته یعنى کم و بیش آن را در بهشت و در مدت و در شمار، و گفته‏اند مقصود کاستن و فزودن خون حیض است.

و هر چیزى نزد او اندازه دارد که بیش و کم نشود و در اخبار است که بتقدیر خود آدمى را از نطفه آفریند، بیضاوى گفته (در ج 1 ص 577) تفسیرش: از جمادى بیحس و حرکت و روان که خود را نگهدارد.

 «در شکید از بعث» بیضاوى گفته یعنى در امکان آن (پس آفریدیم شما را) یعنى نظر کنید در آغاز آفرینش خود تا شک شما بر طرف شود «از خاک» که آدم از آن آفریده شد و از غذاها که منى از آنها زاید.

... مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى یعنى میمیرد نزد جوانى یا پیشتر و برخى شما، بپست‏ترین دور عمر رسید یعنى پیرى و خرفى «تا نداند پس از دانستن چیزى را» یعنى مانند کودک شود از کم خردى و کم‏فهمى و فراموش کند، و آن را که میشناخته ناشناس داند و این دلیل دوم است بر امکان بعث از نظر اختلافى که در وضع انسان در هر دوره عمر پدیدار مى‏شود که خود نمونه ایست از بعث و کسى که بدانها قادر است بنظائر آنها هم قادر است (در تفسیر بیضاوى (ج 2 ص 25).

 «مِنْ سُلالَةٍ» یعنى خلاصه اى که از تیرگى کشیده شده و گل است و آدم از بر گزیده گل آفریده شد یا مقصود جنس است چون همه بشر از کشیده اى باشند که نطفه شده پس از ادوارى، و گفته‏اند گل خود آدم است و سلاله نطفه او است ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً یعنى نطفه سپید را یک خون بسته سرخ کردیم فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً یعنى آن را قطعه اى گوشت ساختیم و آن گوشت را سخت کردیم تا استخوان شد و بر آن‏ گوشتى از همان مضغه یا از جز آن جامه ساختیم أَحْسَنُ الْخالِقِینَ یعنى بهترین مهندسان. وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ یعنى در آغاز آدم را از گل آفرید «و نژادش را از آب مهین» یعنى پست، طبرسى- ره- گفته یعنى ناتوان و گفته‏اند یعنی خوار و بیمقدار، اشاره باینکه مایه کوچک است و بى‏ارزش و همانا بدانش و عمل ارزش بخود گیرد «دمید در او از روح خودش» آن را بخود وابست براى شریف بودن و براى اینکه آفریده شگفت انگیزیست و اینکه مقامى دارد مناسب با حضرت پروردگارى و براى اینست که هر که خود را شناسد خدا را شناسد ... «و نکاهد از عمرش» براى دیگرى که بخاطر دیگرى عمرش کوتاه شود، یا عمر مقدرش نکاهد.

و گفته‏اند کم و بیش در یک عمر است باسباب مختلف که در لوح ثبت است مثل اینکه در آن نوشته اگر حج و عمره کند عمرش 60 سال است و گر نه چهل سال و گفته‏اند کاهش عمر بگذشت آنست که روز بروز ثبت مى‏شود و «جز در کتاب» نباشد که علم خدا یا لوح یا صحیفه خاص او است «راستى که آن» نگهدارى یا کم و بیش «بر خدا آسانست» (تفسیر بیضاوى ج 2 ص 299).

آفریدتان در شکم مادرهاتان» بیان چگونگى آفرینش آنچه است که ذکر شده از مردم و چهار پایان براى اظهار عجائب قدرت در آن «خلقى پس از خلقى» تا جاندار درستى شود پس از اینکه استخوان با گوشتى شده پس از آنکه استخوان برهنه‏اى بوده پس از مضغه و پس از علقه و پس از نطفه «در ظلمتهاى سه‏گانه» از شکم و رحم و غلاف مشیمه، یا پشت پدر و رحم مادر و شکم.

«بخشد بهر که خواهد دختران و بخشد بهر که خواهد پسران» بیضاوى در (ج 2 ص 401) تفسیرش گفته: یعنى وضع مردم در فرزند مختلف است بخواست خدا ببرخى تنها پسر بخشد و ببرخى تنها دختر و ببرخى هر دو و برخى را هم

نازاد سازد و دختر را پیش گفت زیرا براى بیشی نژاد بیشتر است، یا براى اینکه مناط خواست خدا است نه خواست مردم یا اینکه سخن در بلا است و دختر نزد عرب بلا است یا براى دلخوشى پدران آنان یا براى تناسب فواصل آیات «او داناتر است بشما چون آفریده شما را» یعنی باحوال شما از دوران آفرینش آدم از خاک و از صورتگرى شما در رحم مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى‏ یعنى بجهد در رحم یا خلق شود یا مقدر شود از آن فرزند. (1) وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ یعنى شما را در آفریده‏هاى آسمان و زمین زیباتر آفرید که خلاصه اوصاف کائنات و خصائص مبدعات را بشما داد و شما را نمونه همه آفریده‏ها ساخت لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً یعنى احترامى براى بنده‏هایش و فرمانبرانش منظور ندارید، با اینکه شما را چند طور آفریده نخست بصورت عناصر 2- مرکبات که غذاى آدمى باشند 3- سپس اخلاط 4- وانگه نطفه 5- علقه 6- مضغه 7- استخوان 8- گوشت تا آفریده دیگر شدید، که اینها دلالت دارند که بار دیگر هم میتواند آنها را بیافریند و ثواب عظیم بدانها دهد و بر اینکه نیروى خدا بزرگ است.

على بن ابراهیم گفته در روایت ابى الجارود از ابى جعفر علیه السّلام در تفسیر قول خدا لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً فرمود: از عظمت خدا نترسند و هم او گفته: در تفسیر وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً یعنى با حواسهاى مختلف و خواستهاى همه رنگ وَ اللَّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً یعنى آفرید شما را از زمین.

على بن ابراهیم گفته یعنى بر زمین هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ بیضاوى در (ج 2 ص 569) تفسیرش گفته: استفهام براى تقریر و تقریب است و از این رو تفسیر شده به قد.

حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ اندازه محدودى از زمان نامحدود «نبود چیزى در یاد» بلکه بکلى فراموش بود و آدمیت نداشت، عنصر بود، نطفه بود «امشاج» یعنى آمیخته چون مقصود مجموع آب مرد و زنست که هر کدام را اجزاء جدائیست در روانى و بسته‏گى و خاصیت و هر جزء مایه عضوى است و گفته‏اند یعنى چند رنگ چون که آب مرد سفید است و از زن زرد و چون بهم آمیزند سبز باشد، یا چند طور که نطفه و علقه و مضغه‏ و تا آخر خلقت او ... طبرسى در (ج 10 ص 406) مجمع گفته چیزى بوده و در یاد نبوده چون خاک بوده گل بوده تا وقتى جان در او دمیده شده که گفته‏اند 40 سال بر آدم گذشت و نامى نداشت نه در آسمان و نه در زمین بلکه پیش از دمیدن جان پیکرى گلى افتاده بود و از ابن عباس است که پس از 120 سال او را آفرید، و عیاشى: بسندش از زراره روایت کرده که از امام پنجم علیه السّلام از قول خدا لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً پرسیدم فرمود: چیزى بود و دریا نبود، و بسند دیگر که فرمود: در علم خدا بود و در خلق نامى نداشت و از امام ششم هم مانند آن روایت است.

و از حمران بن اعین که از او پرسیدم از آن، فرمود: مقدر بود و پدید نبود و این دلالت دارد که معدوم معلوم است گر چه نامی ندارد، و معدوم شى‏ء است و اگر مقصود جنس انسان است مقصود اینست که پیش از زایش شناخته و نامبرده نیست، و دانسته نیست که چیست و از او چه خواهند بلکه نیست و در پشت پدر یافت شود و سپس در رحم مادر تا وقت زادن امشاج یعنى آمیخته از آب مرد و زن در رحم و هر کدام برترى دارند باو ماند، از ابن عباس و دیگران.

و گفته‏اند بمعنى اطوار است، گفته‏اند یعنى رنگارنگ است چه که آب مرد سپید و سرخ و از زن زرد و سرخ است و چند رنگ است و گفته‏اند با خون حیض آمیزد و در آبستنى حیض نباشد گفته‏اند امشاج رگها است که در نطفه است، گفته‏اند طبائع عناصر است از حرارت و برودت و رطوبت و یبوست که خدا آنها را در نطفه نهاده و سازمان حیوانى را آماده کرده وانگه باو زندگى داد و گوش و چشم گشاده فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ- پایان- گویم: بروجه احتمال دور نیست امشاج اشاره باشد بشئون مختلفه که در انسان خدا نهاده بدنبال عناصر مختلف و اوصاف متضاده و مایه‏هاى جدا از هم. قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ گفته‏اند نفرین است و اظهار تعجب از ناسپاسى او ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ یعنى راه بر آمدن او را از شکم مادرش آسان کرد و دهانه رحم‏ را گشود و باو الهام کرد که سرازیر شود، یا مقصود اینست که راه خوبى و بدى را برایش هموار کرد، و در این اشاره است که دنیا راه گذر است بمنزل دیگر و از این رو فرمود: سپس او را کشت و بگور کرد و چون خواهد او را زنده کند، میراندن و بگور کردن را جزء نعمتها آورد چون وسیله رسیدن بزندگانى ابدى و لذتهاى پاک است، و بگو کردن براى احترام و حفظ از درنده‏ها است.

ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ یعنى چه‏ات فریب داد و دلیر کرد بر نافرمانى او و ذکر کریم مبالغه در منع از فریب خوردن و اشعار براه فریب دادن شیطانست که گوید معصیت کن و خدا کریم است و کسى را عذاب نکند، و گفته‏اند کرم را آورد نه وصف دیگر تا جواب بدهن بنده گذارد و بگوید کرمت مرا فریب داد، و در مجمع البیان (ج 10 ص 449) از پیغمبر روایت است که چون این آیه را خواند فرمود: فریبش داد نادانیش.

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ تا بداند که پس از مردن معادى دارد و بر دو فرشته نگهبانش جز آنچه در آخرت سودش باشد بگوید.

خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ رازى گفته: دفق ریختن آبست و اختلاف است که چرا آن را وصف آب آورده است.

1- بمعنى جهش بردار چون دارع و تارس و لابن و تامر یعنى زره‏دار، سپردار، شیردار، خرمادار، 2- بمعنى ریخته شده است فرّاء گفته اهل حجاز بیش از دیگران نام فاعل بر مفعول نهند در مقام وصف کردن گویند: سرّ کاتم، هم ناصب. لیل قائم، و خدا هم فرموده:

فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ، یعنى زندگى پسندیده شده.

3- خلیل گفته: دفق بمعنى جهنده است.

4- نام صاحب ماء را بدو دادند بر وجه مجاز «بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» جوهرى گفته ترائب استخوانهاى سینه‏اند از گلوگاه تا آخر دنده‏ها-

رازى گفته: ترائب زن استخوانهاى سینه او است تا آنجا که گردن بند آویزد و این قول همه لغت‏دانانست و سپس گفته در این آیه دو قول است 1- فرزند آفریده شود از آبى که از پشت مرد آید و از سینه زن 2- آفریده است از آبى که برآید از پشت مرد و سینه‏گاه او، و دلیل دوم گوینده دوم دو وجه است.

1- اینکه آب مرد تنها از پشتش آید و آب زن از سینه‏اش و بنا بر این آب میان هر دو وجود ندارد و این مخالف آیه است.

2- خدا بیان کرده که آدمى از آب جهنده خلق شود و این وصف آب مرد است و آنگه آن را وصف کرده میان صلب و ترائب است و این دلیل شود که فرزند تنها از آب مرد است و آنها که قول اول را گفتند جواب دادند از دلیل اول باینکه رواست گفته شود خیر بسیارى از میان این دو برآید گرچه با هم جدا باشند و بعلاوه مرد و زن که بهم پیوستند یک تن واحد شوند و این تعبیر خوش باشد و از دلیل دوم باینکه در اینجا نام جزء بر کل اطلاق شده و چون جزئى از دو بخش منى جهنده است این نام را بمجموع دادند و گفته‏اند دلیل بر اینکه فرزند از هر دو آفریده شود اینست که منى مرد بتنهائى کوچک است و کافى نیست و روایت شده که چون آب مرد غالب باشد پسر گردد و باو ماند و خویشانش و چون آب زن غالب باشد باو و خویشانش ماننده‏تر گردد و این دلیل صحت قول اول است.

سپس گفته: بیدینان بر این آیه خرده گرفتند که اگر مقصود از خروج میان صلب و ترائب اینست که منى از آنجا درآید درست نیست زیرا منى از فضله هضم چهارم است و از همه اجزاء تن برآید تا از هر عضوى طبع و خاصیت آن را گیرد و آماده شود که مانندى از آن با همه اعضاء پدید گردد، از این رو گفته‏اند هر که در جماع افراط کند ناتوانى بر همه اعضایش چیره گردد، و اگر منظور اینست که بیشتر منى از آنجا است سست است زیرا بیشتر منى از مغز تراود و دلیلش اینست که بمغز ماند و آنکه پرجماع کند نخست دو چشمش ناتوان شوند. و اگر مقصود اینست که آنجا جایگاه منى است باز هم سست است زیرا جایگاهش‏ رگهاى منى‏گیر است و آنها چند رگه بهم پیچیده نزد خایه، و اگر مقصود اینست که مخرج منى آنجا است باز هم سست است زیرا محسوس است که چنین نیست.

و جواب اینست که بى‏تردید کمک مغز در تولید منى بیشتر است از اعضاء دیگر و او را جانشینى است که مغز حرام پشت است و تیره‏هاى بسیارى دارد که به جلو بدن کشیده شده‏اند که همان ترائب است، و از این رو خدا این دو عضو را نام برده بعلاوه سخن شما در کیفیت تولد منى و تولد اعضاء از آن صرف توهم است و گمانى سست و سخن خدا پذیراتر است-

بیضاوى در (ج 2 ص 597) تفسیرش گفته: مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ: پشت مرد است و ترائب زن که استخوانهاى سینه اویند، و اگر درست باشد که نطفه از فضله هضم رابع است و از همه اعضاء جدا شود تا آماده تولید مثل باشد و جایگاهش رگهاى پیچیده خایه است مغز کمک‏کارترین اعضاء است در تولید آن و از این رو مانند آن است و افراط در جماع زود آن را سست کند، و نخاع پشت جانشین آنست و تیره‏هاى بسیارى بترائب دارد که به اوعیه منى نزدیکترند و از این رو نامشان برده شده-

و میگویم: اگر پذیرفته شود قول اطباء ممکن است مقصود آیه این باشد که منى مرد و زن از اعضاء محصور میان پشت است و استخوانهاى سینه، در هر دو منظور اینست که صلب و ترائب بیشتر در آن دخالت دارند، و دافق نبودن آب زن ممنوع است بلکه ظاهر اینست که آن هم جهنده است ولى چون در درون رحم است خوب ظاهر نشود، اخبارى که صلب را از مرد دانستند و ترائب را از زن براى اینست که صلب در منى مرد کارکن‏تر است و ترائب در زن و از این رو اطباء گویند از آداب جماع مالش پستان زنست براى تهییج شهوت او براى اینکه پستان با رحم پر شرکت دارد.

 [روایات‏]

1- مناقب بسندى آورده که ابو حنیفه نزد امام صادق علیه السّلام آمد و آن حضرت بوى گفت: بول نجس‏تر است یا منى؟ پاسخ داد، بول، فرمود: بنا بر قیاس تو باید غسل از بول واجب باشد نه منى، با اینکه خدا غسل را در منى واجب کرده نه در بول، سپس فرمود: چون منى در اختیار است و از همه تن بیرون آید و در روز یک بار باشد و بول‏ در روز چند بار.

ابو حنیفه گفت: چگونه از همه تن برآید و خدا فرموده: «از میان صلب و ترائب برآید» امام علیه السّلام فرمود: آیا خدا فرموده از جز آنجاها برنیاید، سپس فرمود: چرا حیض نبیند زن چون آبستن شود؟ گفت: نمیدانم، فرمود: خدا خون را بند آورده و غذاى فرزند کرده- تا آخر خبر طولانى. 2- در تفسیر نعمانى: بسندى که پرسش شد امیر المؤمنین از نمونه‏هاى آفرینش فرمود: بر سه روش باشند چون خلق اختراع و بى‏مایه مانند اینکه خدا فرموده «آفرید آسمانها و زمین را در شش روز، 53- الاعراف» و آفرینش دگرگونى چون قول خدا- تعالى «مى‏آفریند شما را در شکم مادرهاتان آفرینشى بدنبال آفرینشى در ظلمتهاى سه‏گانه «32- الزمر» و قولش «او است که آفرید شما را از خاک و سپس از نطفه، 68- المؤمن» و یا خلق تقدیر است چنانچه بعیسى فرمود: «و چون آفریدى از گل بمانند پرنده- 113- المائده». 3- در کافى (ج 6- ص 53): بسندى از یکى از اصحاب که مردى را دو پسر بچه در یک شکم آمدند و امام ششم باو مبارکباد گفت: فرمود: کدام بزرگترند پاسخ داد آنکه نخست بدنیا آمده؟ امام فرمود آنکه دنبال‏تر آمده بزرگتر است نمیدانى که باو نخست آبستن شده و آن دیگر بر او در آمده و راه را بر او بسته و او نتوانسته جلوتر بدراید تا او برآید و آنکه بدنبال آید بزرگتر است.

در مناقب بى‏سندش آورده (ج 4 ص 270) بیان: ندیدم کسى چنین فتوى داده باشد و بسا غرض او بزرگى که مناط احکام شرعیه است نباشد. 4- در کافى (ج 6 ص 53) بسند عدّه که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بچه شش ماهه میماند و 7 ماهه و 9 ماهه معروف‏تر است و 8 ماهه نمیماند. 5- و از همان: (520): بسندى از ابى جعفر علیه السّلام که راوى گوید: پرسیدمش نهایت ماندن بچه در شکم مادر چیست؟ مردم گویند بسا سالها در شکم او بماند فرمود:

دروغ گویند: دورترین مدت آبستنى نه ماه است و اگر ساعتى فزاید مادر را بکشد پیش از آنکه برآید.  7- در علل و در عیون (ج 1 ص 257): بسندى از یاسر خادم که شنیدم امام رضا علیه السّلام میفرمود: هراسناکتر وضع مردم در سه جا است: روزى که زاید و از شکم مادر آید و دنیا را بیند و روزى که بمیرد و آخرت و اهلش بچشم بیند، و روزى که زنده شود و احکامى بیند که در دنیا ندیده، و خدا یحیى را در این سه سلامت داشت و آسوده ساخت که فرمود «درود بر او روزى که زاد و روزى که مرد و روزى که برانگیخته شود زنده» و عیسى بن مریم هم خود را در اینجا آسوده دانست و گفت «درود بر من روزى که زادم و روزى که بمیرم و روزى که زنده برآیم» سوره مریم.

بسندى از امام پنجم علیه السّلام که: چون خدا خواهد نطفه‏اى را که از او در پشت آدم پیمان گرفته آفریند و او را در رحم نهد مرد را بجماع وادارد و برحم الهام دهد گشوده شو تا آفریده و فرمان و تقدیرم در تو فرو شود، رحم در گشاید و نطفه بدان رسد و 40 روز در آن بگردد سپس 40 روز علقه باشد، 40 روز مضغه گردد و آنگه گوشتى با رگهاى پیچیده و آنگاه خدا دو فرشته آفریننده فرستد که هر چه خواهد در ارحام بسازند و از دهان زن بشکمش فرو روند و برحم رسند که در آن روح دیرین است و از پشت مردان و رحم زنان نقل شده و در آن جان زندگى و ماندن بدمند و گوش و چشم و همه اندام او را بسازند و هر چه در شکم است بفرمان خدا تعالى، سپس وحى کند بدو فرشته که بنویسید بر او قضاء و قدر مرا و امر نافذم را و شرط کنید برایم بداء را در آنچه نویسید.

گویند: پروردگارا چه نویسیم، خدا عزّ و جلّ بدانها وحى کند سر برآرید بسر مادرش، سر برآرند و ناگاه لوحى به پیشانی مادرش بزند در آن بنگرند و صورت او را ببینند و عمرش و پیمانش و اینکه شقى است یا سعید و همه وصفش را فرمود یکى بر یار خود دیکته کند هر آنچه در آن لوح است و بداء را شرط کنند در آنچه نویسند و نامه را مهر کنند و میان دو چشم کودک نهند و او را بر سر پا دارند در شکم مادرش، فرمود با سرکشى کند و وارو شود، و این نباشد مگر در سرکش و متمرد. و چون وقت بیرون شدن نوزاد رسد درست باشد یا نادرست خدا برحم وحى کند در بگشا تا آفریده‏ام بزمینم بر آید و فرمانم در او نافذ گردد که وقتش رسیده فرمود: رحم دهان گشاید و خدا فرشته‏اى بنام «زاجر» فرستد و او را نهیب زند و نوزاد بهراسد و بر گردد و دو پایش بالا شوند و سرش در ته شکم آید تا بیرون شدن بر مادر و نوزاد آسان شود، فرمود: اگر ماند فرشته نهیب دیگر زند که هراس کند و بزمین پرت شود گریان و هراسان از نهیب.

در کافى (ص 16): بسندى از محمّد بن اسماعیل یا دیگرى که پرسیدم از ابى جعفر علیه السّلام که قربانت مرد دعا کند که آنچه زن آبستن در شکم دارد پسرى درست باشد، فرمود: تا چهار ماهش تمام نشده دعا کند زیرا 40 شب نطفه است، 40 شب علقه، 40 شب مضغه که مى‏شود چهار ماه، سپس خدا دو فرشته نگارنده فرستد گویند چه بسازیم؟ بسر یا دختر؟ شقى یا سعید؟ گویند: پروردگارا روزیش چیست عمرش چه؟ مدتش کدام؟ همه اینها گفته شوند و پیمانش میان دو دیده او است و بدان بنگرد پیوسته بر پا باشد در شکم مادرش تا چون بیرون‏شدنش نزدیک شود خدا عزّ و جلّ فرشته‏اى بدو فرستد و نهیبى باو زند و بیرون آید و پیمان را فراموش کرده.

قرب الاسناد: بسندى از احمد بن محمّد بن ابى نصر که خواستم از امام رضا علیه السّلام تا دعا کند در باره زن آبستنى از خاندان ما بدرگاه خدا عزّ و جلّ، فرمود: ابى جعفر علیه السّلام فرموده: دعا وقتى است که 4 ماه نگذشته گفتم: کمتر از آن دارد، پس دعا کرد، سپس فرمود: نطفه خود 30 روز در رحم است و 30 روز علقه. و 30 روز مضغه و 30 روز نیمه آفریده، و چون 4 ماه تمام شد خدا تعالى دو فرشته خلاق فرستد تا صورتش را بسازند و روزى و عمر و شقاوت و سعادتش را بنویسند-.

- در در منثور (ج 6 ص 316): از محمّد بن کعب قرظى گفت: در تورات یا گفت:

در صحف ابراهیم خواندم که خدا میفرماید اى پسر آدم با من انصاف نکردى، از هیچت آفریدم، و آدمى درستت نمودم، از شیره گلت آفریدم و سپس نطفه‏اى نمودمت در جایگاه استوار و آنکه نطفه را علقه ساختم، و علقه را مضغه، و مضغه را استخوان و باستخوان گوشت پوشیدم و سپس تو را آفریده دیگر ساختم، اى آدمیزاده دیگرى بر این توانا است؟

و آنگه در بر مادر تو را شیرین کردم تا از تو دلتنگ نشود و آزار نکشد سپس بروده‏ها وحى کردم گشاد شوید، و باندام که جدا شوید، روده‏هاى تنگ گشاد شدند و اندام در هم جدا شدند، سپس وحى کردم بفرشته گماشته بر ارحام تا از شکم مادرت بر آورد، و با یک پر از بالش تو را خلاص کرد، تو را وارسیدم آفریده ناتوانى بودى، نه دندانى داشتى که ببرّد، و نه دندان آسیا که خورد کند، پس برایت از سینه مادرت پستانى بر آوردم تا بتو شیرى سرد در تابستان دهد و گرم در زمستان، و آن را از میان پوست و گوشت و خون و رگها بدر آوردم.

و مادر را بتو مهربان کردم و پدر را نوازشگر، هر دو رنج برند و بکوشند و تو را پرورند و غذا دهند، نخوابند تا تو را بخوابانند، پسر آدم اینها را با تو کردم نه در عوض چیزى که از من خواستى و نه براى اینکه نیاز از من برآرى، پسر آدم، چون دندانت برید، و دندان آسیات بر آمد، از میوه تابستان و زمستان بموقع خود بتو میوه دادم، و چون دانستى که منم پروردگارت نافرمانیم کردى، و اکنون هم که نافرمانیم کردى، مرا بخوان که نزدیکم و پذیرا، بخوان که پر آمرزنده و مهربانم.

 در کافى (ج 6 ص 15-): بسندى از ابى حمزه که از ابى جعفر علیه السّلام پرسیدم از خلق فرمود: چون خدا خلق را آفرید مانند تیرهاى قرعه آن را سرازیر کرد، و مسلمان را بر آورد و سعادتمند نمود، و کافر را شقى ساخت، و چون نطفه بجا افتد فرشته‏ها بدان برخورند و آن را صورتگرى کنند و گویند: پروردگارا پسر یا دختر، پروردگار جل جلاله هر کدام را خواهد فرماید، و گویند فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ.

سپس آن را در رحم نهند و نه روز بگردد در هر رگ و بندى و رحم سه قفل دارد یکى در بالایش نزدیک ناف سمت راست و دیگرى در میانش فروتر از رحم و پس از نه روز در قفل بالاتر نهاده شود تا سه ماه که زن دچار ویار است و پس از آن بقفل میانه فرود آید و سه ماه بماند و ناف کودک در آن رگهاى بسته دارد با همه زن که از آن رگها خوراک و نوشابه اوست، سپس بقفل فروتر فرو شود تا سه ماه که مى‏شود نه ماه زن را درد زائیدن گیرد و بهر دردى یک رگى از ناف بریده شود که درد کشد، و دست کودک بر ناف او است تا بزمین افتد و دستش باز شود وانگه روزى او از دهانش باشد. { بیان: جوهرى گفته: قداح تیرهاى قرعه است که نیش ندارد و آنها را بهم زنند و قرعه برآرند که نام بر آنها نوشته است، و در این تشبیه اشاره لطیفى است باینکه خوب و بد آدمیزاده در هم آمیخته‏اند تا خدا بد را از خوب جدا کند یکى از افاضل چنین گفته.

من گویم: ممکن است کلمه «قدّاح» باشد بتشدید دال یعنى سازنده تیر یعنى خدا مانند او بساختن آدمى پردازد، شاید تردد نه روز براى آمیزش با مزاج مادر است و یا نطفه او که از همه رگهاش برآید، و فرود بمیانه و فروتر بواسطه بزرگ شدن او است نه که همه آن فرود آید ... }

در کافى (ص 16): بسندى از زرارة بن اعین که شنیدم امام پنجم علیه السّلام میفرمود: چون نطفه در رحم افتد 40 روز بماند و 40 روز علقه شود، و 40 روز مضغه، سپس خدا دو فرشته خلاق را بفرستد و بآنها گفته شود بیافرینید چنان که خدا خواهد پسر یا دختر، صورتش را بسازید و مرگ و روزى و شقاوت و سعادت او را و پیمانى که خدا از او در ذر گرفته میان دو چشمش بنویسید، و چون ولادتش نزدیک شود خدا فرشته‏اى بنام «زاجر» فرستد و او را نهیب زند بهراسد و پیمان را فراموش کند و بزمین افتد و از نهیب فرشته گریه کند. –

هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ طبرسى- ره- در (ج 2 ص 408) مجمع: گفته: یعنى صورت شما را در رحم آفرید بهر صورتى خواست و بهر وضعى از پسر و دختر زیبا و زشت، بلند و کوتاه «نیست شایان پرستش جز او که عزیز است» در پادشاهى و «حکیم است» در کارهاش و این آیه دلالت دارد بر یگانگى خداى سبحان و تمامیت نیرو و کمال حکمت، چون که فرزند را در رحم مادر بدین وصف صورتگرى کرده و در آن انواع ریزه‏کارى آورده بى‏ابزار و رنج کار، با اینکه هر خردمند داند اگر همه جهان گرد آیند تا از آب، پشه‏اى سازند و آن را صورتگرى نمایند در برابر چشم خود با شناخت او نتوانند و بدانراهى ندارند پس چگونه توانند آن را در ارحام آفرینند فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ و این استدلال از جعفر بن محمّد علیه الّسلام روایت است «از یک نفس» یعنى آدم ..

 «رِجالًا کَثِیراً» بیضاوى در (ج 1 ص 255) گفته: وصف کثیر را براى مردان تنها آورد نه زنان چون بیشتر بودن زنان مقتضاى حکمت است و نیازى بذکر ندارد.

 «آفریدتان از گل» یعنى در آغاز مایه از گل دارید یا آدم که اصل بشر است از آنست یا آفرید پدر شما را از گل بحذف مضاف است-

وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها گفته‏اند یعنى بشما در آن عمرى داد و شما را باقى نهاد یا شما را نیروى آبادانى آن داد و بدان فرمانتان داد و گفته‏اند از عمرى است یعنى تا زنده‏اید از آن شما است و چون مردید ارث دیگرانست.

در تفسیر على بن ابراهیم وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ یعنى شما را در اصلاب آفریدیم و در ارحام زنان صورت کشیدیم، سپس فرمود: پسر مریم در رحم صورتگرى شد، نه در صلب و اگر چه در اصلاب پیغمبران آفریده شده بود، و بالا برده شد و مدرعه‏اى از پشم بتن داشت.

و بسندش از امام پنجم در تفسیر قول خدا وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ فرموده «آفریدیم شما را» آفریدن، نطفه است، سپس علقه، سپس مضغه، وانگه استخوان و پس از آن گوشت، و صورت بندى، چشم است و بینى، و دو گوش، دهان دو دست، دو پا، صورت بست این و مانندش را، سپس زشت ساخت و زیبا، تنومند و دراز و کوتاه و مانند آنها.

«آفریدتان از یک کس وانگه ساخت از او جفتش را» یعنى آدم و جفتش حواء را در سه تاریکى، شکم، رحم و غلاف نوزاد.

 «هر جا باشید مرگ شما را دریابد و گر چه در برجهاى محکم باشید» یعنى سه تاریکى که خدا ذکر کرده، غلاف، رحم و شکم

در علل (ج 2 ص 181): بسندش از امام ششم علیه السّلام که فرمود:

آدمیزاده در شکم مادرش بر پا است که خدا فرموده: «البته آدمى را در رنج آفریدیم، 4- البلد» و جز آدمى سرش برابر او است و دو دستش پیش او- تفسیر على بن ابراهیم وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ فرمود: سلاله خالص خوراک و نوشابه‏ایست که نطفه شود مایه از سلاله نطفه دارد و سلاله جوهر خوراک و نوشابه است و خوراک هم از گل است و این است معنى سلاله گل، و آن را در جایگاه استوارى نهادیم، یعنى دربیضه و آنگه در رحم «سپس ساختیم نطفه را علقه» تا فرماید- أَحْسَنُ الْخالِقِینَ، اینها همه تحول چیزى است بچیزى، نطفه در رحم 40 روز است وانگه علقه شود. - قولش وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ- تا قولش ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ شش دور است و در هر دورى تحولى است و دیه معینى، در نطفه 20 دینار، در علقه 40 دینار، در مضغه 60 دینار، در استخوان 80 دینار و چون گوشت آورده باشد صد دینار تا بانگ کند و دیه تمام گیرد.

در روایت ابى جارود  از امام پنجم علیه السّلام در ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فرمود دمیدن جان است در آن. و از همان «آغاز کرد خلق آدمى را از گل» گفت او آدم بود که فرزندانش را از سلاله یعنى شیره خوردنى و نوشیدنى «آبى زبون» فرمود: نطفه منى است «پس او را ساخت» یعنى از نطفه علقه نمود و از علقه مضغه و سپس جان در او دمید. و از همان (605) در روایت ابى جارود از امام پنجم علیه السّلام در قولش «ببخشد بهر که خواهد دخترها. 50- الشورى» یعنى پسر با آنها نباشد و «ببخشد بهر که خواهد پسرها» که دختر با آنها نباشد «یا جفت کندشان پسران و دختران» یعنى بهر که خواهد پسران و دختران با هم بخشد.

در معانى الاخبار: بسندى که داود رقى بامام ششم گفت: قربانت مردم گویند چون حمل شش ماهه شود خدا از خلقش فارغ شده، و ابو الحسن علیه السّلام باو فرمود: اى داود تو دعا کن براى فرزند گو اینکه با دریدن پرده صفا باشد که با فرزند از شکم مادر بیرون آید که خدا عزّ و جلّ هر چه خواهد میکند.

در اقبال که حسین بن علی علیه السّلام در دعاء روز عرفه فرموده: آغاز آفرینشم کردى بنعمت خود پیش از اینکه نامى داشته باشم، مرا از خاک آفریدى و در پشت پدرها جا دادى آسوده از مرگ و میر و پیوسته از صلبى برحمى کوچیدم در روزگاران گذشته، از مهر و لطف و احسانت بمن در دولت کافرانم بیرون نیاوردى که عهد تو را شکستند و رسولانت را دروغ شمردند، و از مهربانى و تو جهت مرا در دوران هدایتى که آماده کردى بدنیا آوردى، و از آن پیش با من خوب کردى و نعمت دادى و از منى ریخته مرا شروع کردى و در سه ظلمت میان گوشت و پوست و خونم نهادى، و مرا بآفرینشم انگشت نما نکردى و کارم را بخودم وانگذاردى و مرا تمام ساخته بدنیا آوردى و در گهواره که کودکى بچه بودم نگهداشتى، شیر گوارا بمن روزى دادى، و دل دایه‏ها را بمن مهربان کردى و در سرپرستى، مادرانى دل سوزم وانهادى، و از پریان شب گردم حفظ کردى، و از بیش و کم سالم داشتى.

والائى اى مهربان اى بخشاینده، تا اینکه چون بانک سخن برداشتم نعمت‏هاى فراوان خود را بمن کامل نمودى و هر ساله‏ام پروریدى تا چون سرشتم بکمال رسید و نهادم درست شد و با شعور حجت خود را بمن تمام کردى و شناخت خود را بمن الهام نمودى و از عجائب آفرینشت مرا بهراس افکندى و مرا بدان چه از بدائع‏ آفرینشت در آسمان و زمینت بر آوردى گویا کردى، و بذکر و شکرت آگاه ساختى و بفرمانبردارى و پرستش خودت، و آنچه رسولانت آوردند بمن فهماندى، پذیرش وسائل خوشنودیت را برایم فراهم کردى، و در همه اینها بیارى و لطفت بمن منت نهادى.

و چون مرا از گزیده خاک آفریدى بار معبودا هر نعمتى بمن دادى و بمنّ عظیم خود از انواع معاش و هر جور جامه‏ام روزى کردى، باحسان دیرین خود، تا چون هر نعمتى تمام کردى، و هر نقمتى از من دور ساختى، نادانى و دلیرى من تو را مانع نشد که بدان چه مرا بتو نزدیک کند راهنمائى کنى و توفیق و تقرب خود را بمن ارزانى دارى...{ «مرا در اصلاب جا دادى» یعنى مایه هستیم را در اصلاب پدرانم سپردى، زیرا نطفه هر نوزادى در پشت پدر است، و همه علت او هستند ... «میان گوشت و پوست و خون» ظاهر اینست که تفسیر ظلمات سه‏گانه نیست و بیان حال است «مرا انگشت نما نکردى» یعنى این حالات پست جنینى مرا آشکار نکردى و نهان داشتى تا در نظر مردم خوار نشوم و پس از اینکه خلقتم درست شد و از این احوال پست در آمدم مرا بیرون آوردى، طفل و جنین هر دو بکودک اطلاق شوند و یکم از نظر نرمى تن او دوم از نظر کم خردى که خدا فرموده: چگونه سخن گوئیم با بچه تو گهواره، 29- مریم» و اینکه گفته‏اند صبى اعم از طفل است زیرا نوزاد از شیر بریده را طفل نگویند درست نیاید زیرا خدا فرموده «یا اطفالى که بر عورت زنان آگاه نشدند، 31- النور» راغب گفته: صبى آنکه بالغ نشده، خدا فرموده «چگونه سخن کنیم با کسى که در گهواره صبى است» و گفته: طفل بچه است تا نرم تن است و بسا که معنى جمع دهد خدا تعالى فرموده: ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا و فرموده «یا اطفالى که بعورت زنان آگاه نشدند» و اطفال هم جمعش آید، خدا فرموده «چون اطفال شما بالغ شدند» و زن را براى نرم تنى گویند: امرأة طفله ... «طوارق جان» گروهى‏ پریان که کودکان را آزار کنند چون ام صبیان، طارق شب گرد است که باید در را بکوبد و آنگه در هر بدى بکار رفته در شب باشد یا روز، علم بعجائب آفریده‏ها سبب ترس است چون سبب علم بعظمت خداست و وفور نعمت او و تقصیر مکلف در اداء شکرش چنانچه خدا فرموده: «همانا بترسند از بنده‏هاش دانشمندان.» و فرموده «و آنان که از ترس پروردگارشان نگرانند»}

در تفسیر على بن ابراهیم  «آفریده آدمى را از نطفه و بناگاه ستیزه‏جوئى بود آشکار 5- النحل) او را از یک قطره آب بد بو آفرید و ستیزه‏گرى سخنور و شیوا شد. و از همان «آیا نبیند آدمى که او را از نطفه آفریدیم و ناگاه ستیزه‏گرى آشکار شد 77- یس» یعنى گویا، دانا، شیوا. و از همان  «و او است که آفرید شما را در ارحام هر طور میخواهد) یعنى پسر، دختر، سیاه، سفید و سرخ تن درست و بیمار. و از همان «و آنگه ببریم رگ وتینش را 47- الحاقه) فرمود: رگى در پشت که فرزند او باشد. و از همان «چون که جنین بودید در شکم مادرهاتان 230- النجم» پا برجا بودید. قول او «از نطفه‏اى که ریخته شود» فرمود: نطفه خون گردد، و در آغاز هم خون بوده که نطفه شده، و جاى آن رگى است در مغز بنام ورید و به فقره‏هاى پشت گذر کند تا بدو رگ اطراف ناف رسد و سفید گردد، و اما نطفه زن از سینه‏اش بیرون آید. تفسیر لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً 10- الدهر نه در علم بود و نه در ذکر. و در حدیث دیگر، در علم بود و در ذکر نبود «نبتلیه» او را آزمودیم.

و در روایت ابى جارود از امام پنجم علیه السّلام در معنى (امشاج) فرمود:

آب مرد و زن در آمیزند. { در علم نبود یعنى علم فرشته‏ها. در تفسیر«مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ» فرمود: اینست که خون شود، غیر مخلقه سقط است.} در روایت ابى جارود از امام پنجم علیه السّلام (لِنُبَیِّنَ لَکُمْ) یعنى تا بدانید در ارحام جنین بودید «و جا دهیم در ارحام آنچه را خواهیم 6- الحج» و سقط نشود.

در توحید مفضل: اى مفضل از آفرینش آدمى آغاز کنیم، بدان عبرت‏گیر و آغازش تدبیر کار بچه شکمى است در رحم درون سه ظلمت شکم و رحم و مشیمه، آنجا که چاره‏اى براى خواستن روزى ندارد و نه براى رفع آزار و نه جلب نفع و دفع ضرر که از خون حیض باندازه غذایش بدو روانه شود چنانچه آب گیاه را و پیوسته تا کمال خلقتش همان است غذایش با تنش سخت شود و پوستش براى مباشرت هوا نیرو گیرد و دیده‏اش براى برخورد با تابش وانگه درد زادن بمادرش یورش برد و او را وادارد تا بزاید.

و چون زائید، آن غذا که از خون مادر میخورد بپستانش برگردد و مزه و رنگش بغذاى دیگر برگردند که براى نوزاد از خون مناسبتر است تا در هنگام نیاز بو رسد و چون زاد لب بر جنبد و بجنباند براى پستان مادرش که شیر بنوشد و دو پستانش را چون دو ابزار آویخته براى نیاز خود دریابد، و تا تنش لطیف و روده‏هاش نازک و اندامش نرمند شیر نوشند، و چون جنبش کرد و نیاز بغذاى سخت پیدا کرد تا بدنش نیرو گیرد دندانهاى آسیا و پیشین او برویند تا غذا را با آنها بجود و نرم گردد و فرو دادنش بر او آسان باشد.

پیوسته چنین است تا بالغ شود و اگر پسر است، مو در رویش بروید و این نشانه نر است و عزت مرد که بدان از کودکى و شباهت زنان بدر آید، و اگر دختر است رویش ساده ماند تا خرم و زیبا باشد و مرد را بکشد بدان چه در آن نژاد و بقاء نوع است.

عبرت گیر اى مفضل از آنچه آدمى در این دوره‏هاى مختلف بدان تدبیر شود آیا ممکن است خود بخود باشد؟ نبینى اگر آن خون در رحم بدو روان نشود پژمرده شود و خشکیده گردد چون گیاهى که آب ندارد، و اگر درد زادن او را بهیجان نیارد چون زنده بگور باشد، اگر پس از نزادن شیر مناسب او نباشد از گرسنگى بمیرد یا غذاى ناباب خورد که پرورده نشود، اگر در وقت دندانهایش نروید نتواند غذا را بجود و قورت دهد، و اگر همیشه شیرخور ماند تنش نیرو نگیرد و بکارى نخورد، و باید همیشه مادر به او مشغول باشد و بفرزند دیگر نرسد؟ و اگر بموقع مو در رویش نروید بژست کودکان و زنان بماند و جلال و وقارى نیابد.

مفضل گوید: گفتم: اى مولایم، من کسى را دیدم که تا پیرى بى‏مو مانده و رویش مو بر نیاورده، فرمود: این براى سزاى کردار آنها است و خدا هیچ ستمکار نیست به بنده‏ها، کیست آنکه بپاید کودک را تا او را برساند بهمه این مقاصد جز آنکه او را از نبود آفریده، و صلاح او را پس از بودن بعهده خود گرفته، اگر بیخدا و خود بخود چنین تدبیرى میشد، باید عمد و تقدیر خطاء و نشدنى بیارند، زیرا هر دو ضد خود بخود و اهمالند. و این گفته یاوه‏ایست از گوینده‏اش، زیرا مهمل درست ببار نیارد و تضاد نظم نتراود، خدا برتر است بخوبى از آنچه بیدینان گویند.

اگر نوزاد با فهم و خرد از مادر میزائید، جهان را ناشناس درمییافت و سرگردان و گیج میشد که یکباره ابن همه ناشناخته دیده از اشکال جهان و بهائم و پرنده و جز آن که ساعت بساعت و روز بروز نگردد و از اینجا عبرت گیر که چون بچه چیز فهمى را اسیر گیرند گیج شود و بزودى زبان دیگرى نیاموزد و ادب یاد نگیرد چنانچه طفل خرد سال نفهم.

وانگه اگر از نوزادى میفهمید و عقل داشت ناراحت میشد که او را با پستان شیر دهند و در قنداق پیچند و بگهواره نهند براى آنکه از اینها بواسطه رقت تن و رطوبت نوزادى بى‏نیاز نبود و بعلاوه شیرینى کودک را در دلها نداشت، و بدنیا مى‏آمد گول و غافل از آنچه اهل دنیا دارند، و بر خوردش بهر چیز با ذهنى ناتوان و شناختى ناچیز بود، ولى خرده خرده معرفت یابد و حال بحال تا با همه چیز الفت گیرد و تمرین نماید و بر آن بپاید، و از سرحد تأمل و نگرانى بدراید و بدنبال زندگى رود با عقل و چاره‏جوئى و عبرت‏گیرى و فرمانبرى و سهو و غفلت [و گناه‏].

و در اینجا وجوه دیگرى هم هست، زیرا اگر با عقل کامل متولد میشد و خوددار بود دیگر پرورش فرزند لطفى نداشت، و سرگرمى پدر و مادر بفرزند و صلاح او معنا نداشت، و تربیت پدران براى پسران سزائى از بر و احسان بخود نمیگرفت در آن وقتى که بدان نیاز دارند، و اصلا الفتى میان اولاد و پدر نبود چون بى‏نیاز از سرپرستى او بودند و از همان آغاز ولادت از هم جدا میشدند، و فرزند پدر و مادرش را نمیشناخت، و از همبسترى با مادر و خواهر و محرومانش امتناع نداشت، زیرا آنها را نمیشناخت، و دست کم این زشت بود.

و رسواتر و زشت‏تر از همه اینکه اگر نوزاد با کمال عقل از شکم مادر مى‏افتاد میدید و مى‏فهمید آنچه را نباید و نشاید، آیا نبینى هر چیز آفرینش در نهایت درستى است و عادى از هر خطاء کم و بیش.

بشناس اى مفضل که در گریه کودکان چه سود است، زیرا در مغز کودکان رطوبتى است که اگر بماند پیشامدهاى ناگوار و بیماریهاى بزرگ ببار آرد از رفتن نور چشم و جز آن و گریه این رطوبت روان کند و بیرون آرد و بدنبالش تندرستى و دیده روشن باشد، آیا روا نیست که کودک از گریه سود برد و پدر و مادرش ندانند و پیوسته او را ساکت سازند و در هر چیز رضاى او را جویند تا نگرید و بفهمند که گریه‏اش براى او اصلح است و خوش انجامتر. همچنین در بسیارى چیزها ممکن است منافعى باشد که منکران خدا نشناسند

و اگر مى‏فهمیدند قضاوت نمى‏کردند که فلان چیز سودى ندارد براى اینکه نفهمند و ندانند، و هر چه منکران ندانند عارفان دانند و بسیارى را هم علم مخلوق بدان نرسد و علم خالق بدان احاطه دارد، جل قدسه و علت کلمته.

و آب دهان کودکان هم که روانست رطوبتى است که اگر در تن آنها بماند آفات بزرگى شود چنانچه از غلبه رطوبت بینى که بله و دیوانگى و حواس‏پرتى و جز آن از بیماریهاى نابود کن پدید گردند مانند فلج و لقوه و مانند آنها، و خدا آن رطوبت را از دهانهاشان در خردسالى روان کند براى تندرستى آنها در سالمندى و خدا تفضل کرده بآنها که آفریده بدان چه ندانند، و مصلحت بینى کرده براى آنها بدان چه نشناسند، و اگر نعمتهاى خود را که بدانها داده مى‏فهمیدند مانع آنها بود از اینکه بدنبال نافرمانى او افتند، منزه باد که چه والا نعمت است، و بر مستحقانش و جز آنها از مردم بخشنده سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً.

و از علی علیه السّلام که چون نطفه چهار ماهه شود فرشته‏اى آید و در ظلمات سه‏گانه بر او جان بدمد و اینست که خدا فرماید «سپس او را خلق دیگر ساختیم» یعنى دمیدن جان و از ابن عباس در قول خدا ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ یعنى از شکم مادر برآید و آغاز آفریده دیگر شود اگر بنگ دهد، و نشانه خلقت جدیدش اینست که راه برد بپستان مادر و سپس از آفرینشش اینست که بداند چگونه پاهایش دراز کند تا بداند که بنشیند و بر سر دست راه رود و بر سر پا ایستد و تا راه رود، تا از شیر گرفته شود و بداند چگونه بنوشد و خوراک خورد تا ببلوغ رسد، تا آنجا رسد که در شهرها بگردد. از قتاده در ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ یکى گوید روئیدن مو است و یکى گوید دمیدن جان. (در منثور ج 4- 345) که رسول خدا فرمود: فرشته بنطفه‏اى که 44 یا 45 شب در رحم ماند درآید که: پروردگارا شقى است یا سعید، پسر است یا دختر؟

خدا فرماید و آن دو بنویسند سپس کارش، روزیش، عمرش، اثرش، گرفتاریش نوشته شود و نامه بسته شود و بیش و کم نشود.

 و از ابى ذر- رضى اللَّه عنه- که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: چون منى چهل شب در رحم ماند فرشته جانها آید و او را بسوى پروردگار بر آورد، و گوید پروردگارا، پسر یا دختر، خدا حکمش را بدهد، گوید: شقى یا سعید و بنویسد آینده او را و ابو ذر از آغاز سوره التغابن 5 آیه خواند تا وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ (ج 6 ص 227) از عبد اللَّه بن مسعود که: چون حدیثى براى شما آوریم گواهش در قرآن است، نطفه چهل شبانه روز در رحم است و چهل علقه است و سپس چهل مضغه، و چون خدا خواهد آفریده‏اى آفریند، فرشته فرو آید و گویدش که بنویس، گوید چه نویسم؟ شقى یا سعید، پسر یا دختر، و چه روزى دارد و چه اثرى و چه عمرى و خدا آنچه خواهد بدو وحى کند و فرشته بنویسد وانگه عبد اللَّه خواند إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ و گفت: امشاجش رگهاى او است (ج 6 ص 297)

و از قتاده (ج 6 ص 298) إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ یک بار نطفه است یک بار علقه، یک بار مضغه، یک بار استخوان، سپس بپوشیم باستخوان گوشت، و نیرومندتر آنگاه است که گوشت برآرد، سپس خلق دیگرش سازیم.

گفت: مو برایش برویاند فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ خدا از آنچه‏اش آفرید آگاه کرد، و آگاهش کرد که آن را بیان کرده تا بیازمایدش بدان، و بداند چگونه او را شکر گزارد و حقشناسى کند، و برایش بیان کرد حلال و حرام را سپس فرمود «ما رهنمودیمش یا شاکر نعمت‏هاى خداست و یا ناسپاس بدانها. از عکرمه در معنى «امشاج» که ناخن است و استخوان و پى از مرد، و گوشت و خون و مو از زن.

@تقسیم رحم به چهارخانه وارتباط جایگزینی در هرکدام وشبیه شدن نوزاد به پدریامادر..وامتزاج نطفه زن ومرد و

بسندى از امام ششم علیه السّلام که رحم 4 خانه دارد نوزاد خانه یکم بپدر ماند و خانه دوم بمادر و از سوّم به عموها و از چهارم بدائیها. - در قصص راوندى: بسندى از شهر بن حوشب که چون رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بمدینه آمد، گروهى از یهود نزدش آمدند و مسائلى پرسیدند و در آنها گفتند: چگونه فرزند بمادر ماند با اینکه نطفه از مرد است، فرمود: شما را بخدا میدانید که نطفه مرد سپید و غلیظ است، و نطفه زن رقیق و سرخ، هر کدام بدیگرى غالب شود، مانندى را ببرد، گفتند: بار خدایا آرى

در قرب الاسناد: بسندى که مردى نزد على علیه السّلام آمد و گفت: زنم تازه جوانى است و دوشیزه و نه ماهه آبستن است، و بدگمانى ندارم و من خود پیر کهنسالم و او را ندریدم و بحال خود است، فرمود: تو را بخدا بر فرجش منى ریختى؟ گفت: آرى، فرمود: هر فرجى دو سوراخ دارد، از یکى منى مرد بدرون رود و از دیگرى بول بیرون آید و دهانه رحم زیر همان سوراخ است که منى‏

میرود، و چون منى در دهانه هر کدام از یکى سوراخهاى رحم وارد شود زن بیکى آبستن گردد و اگر در دو تا دو قلو آبستن شود و اگر از سه تا سه قلو باشد و اگر از چهار تا چهار قلو، در اینجا جز این نیست، من فرزند او را بتو ملحق نمودم، و قابله‏ها آن را باز کردند و پسرى آورد و ماند.

در تفسیر امام در قول خدا تعالى آیا مردم بپرستید پروردگار خود را که شما را آفرید از نطفه‏اى که آب زبونیست، و آن را در جایگاهى استوار نهاد تا اندازه معلومى و اندازه‏اش نمودیم و چه خوش اندازه کن است پروردگار جهانیان.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: نطفه 40 روز در رحم بماند، وانگه 40 روز علقه باشد و 40 روز دیگر مضغه و بعد استخوان گردد و از آن پس گوشت رویاند، سپس خدا پوستش پوشاند و بدنبال آن مو برآرد سپس فرشته ارحام را فرستد و باو گویند عمر و کار و روزیش را بنویس و اینکه شقى است یا سعید، فرشته گوید: از کجا اینها را میدانم؟ باو گویند از قراء لوح محفوظ دیکته بگیر، و از آنها دیکته گیرد

در مجمع البیان (ج 3 ص 193) روایت شده که ابن صوریا و جمعى از یهود فدک که در مدینه نزد پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آمدند پرسیدند خوابت چگونه است؟

بما از خواب پیغمبر آخر الزمان گزارش شده، فرمود: دو چشمم بخوابند و دلم بیدار است، گفتند: راست گفتى اى محمّد، پس بما بگو: فرزند از مرد است یا زن فرمود استخوانها، پى و رگها از مردند، و گوشت و خون و ناخن و مو از زنست، گفتند:

راست گفتى اى محمّد، پس چرا فرزند گاهى تنها بعموها ماند و هیچ نشانى از دائیها ندارد یا تنها بدائیها ماند و هیچ نشانى از عموها ندارد، فرمود: آب هر کدام بالا دستى کرد شباهت از او است، گفتند: راست گفتى اى محمّد

در منثور (ج 3 ص 72) از ابن عباس که گروهى یهود نزد پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله آمدند و مسائلى پرسیدند و در ضمن گفتند، آب مرد و آب زن چطورند و دختر و پسر از آنها چطور است؟ فرمود: راستش آب مرد سفید است و غلیظ و آب زن زرد است و رقیق. هر کدام بالا شوند فرزند و شباهت از آن او است بفرمان خداى تعالى، اگر آب مرد بالا گرفت پسر است بفرمان خدا و اگر آب زن بالا گرفت دختر است بفرمان خدا. و از انس که عبد اللَّه بن سلام از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم پرسید، چه بر گراید فرزند را بپدرش یا مادرش؟ فرمود: جبرئیلم خبر داد که چون آب مرد پیش افتد از آب زن فرزند بوى گراید، و چون آب زن بر آب مرد، گراید بزن. و از ابن عباس در قول خدا تعالى وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ 11- الاعراف فرمود: در پشت آدم آفریده شدند و در ارحام صورت بندى شدند. در روایت دیگر از او، در اصلاب مردان آفریده شدند وانگه در ارحام زنان صورتگرى شدند. و در روایت دیگر از او قول خدا «خلقناکم» آدم است و «صورناکم‏ نژاد او است.

از ابن عباس در قول خدا (مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ) که آب مرد است و آب زن چون در آمیزند. و از ابن عباس در جواب نافع بن ازرق از (مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ) که آمیختن آب مرد است و آب زن در رحم گفت عرب آن را شناسند؟ گفت: آرى (و شعرى کوتاه آورد از ابى ذویب) و از ابن عباس در قول خدا مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ یعنى چند رنگ، و از مجاهد که «نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ» چند رنگ، نطفه مرد سفید و سرخ و از زن سبز و سرخ.

از مالک بن حویرث که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: چون خدا خواهد آدمى آفریند مرد با زن جماع کند و آبش در هر رگ و پى او بجهد و چون روز هفتم شود خدا هر رگى میان او و آدم است گرد آورد و سپس خواند فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ {از مجاهد در معنى فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ که زشت یا زیبا مانند پدر یا مادر یا دائى یا عمو. }و از على بن رباح از پدرش از جدش که پیغمبر بدو فرمود: چه برایت زاد؟ گفت یا رسول اللَّه چه باشد؟ یا پسر است یا دختر، فرمود: بکه ماند؟

گفت: یا رسول اللَّه ناچار بپدرش یا مادرش، فرمود: چنین مگو که چون نطفه در رحم استوار شود خدا هر نسبتى تا آدم دارد حاضر کند و آن را بصورت یکى از آنها بسازد آیا این آیه را در قرآن خدا نخواندى؟ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ یعنى از نسب میان تو و آدم

مراحل تعیین دیه تا کامل شدن جنین ودمیده شدن روح وجنسیت جنین

بسندى از یونس که ما کتاب فرائض امیر المؤمنین را بامام رضا علیه السّلام عرضه کردیم و در آنست که امیر المؤمنین علیه السّلام دیه جنین را صد دینار گفته و منى مرد را تا جنین کامل شود پنج جزء حساب کرده چون خدا عزّ و جلّ فرموده: انسان را از سلاله که نطفه است آفریده و این یک جزء، سپس علقه دو جزء، و مضغه 3 جزء، استخوان 4 جزء و پوشش گوشت 5 جزء و در اینجا جنین تمام است و پنج جزء دارد و صد دینار دیه آنست- تا فرماید- و چون برآورده شد خلقى دیگر که جان باشد خود نفسى گردد و دیه‏اش 1000 دینار طلا است اگر پسر است و 500 دینار اگر دختر است.

در کافى (ج 7 ص 74) بسندى از یونس، گفت: همانا میراث از شش سهم است برابر آفرینش آدمى که خدا عزّ و جلّ فرموده: «و البته آفریدیم‏ آدمى را از جوهر کشیده گل سپس او را نهادیم در جایگاه استوار، پس نطفه دیه دارد «سپس نطفه را علقه ساختیم» علقه هم دیه دارد، «و ساختیم علقه را مضغه»، در آن هم دیه است، «مضغه را استخوان کردیم» در آن هم دیه است پوشیدیم باستخوانها گوشت، در آنهم دیه دیگریست «سپس او را خلق دیگر ساختیم، در آن هم دیه دیگریست، و این آخر آفریده است.

 بسندى از محمّد بن مسلم که پرسیدم از امام پنجم علیه السّلام مردى زنى را میزند و او نطفه را میپراند؟ فرمود: 20 دینار بر او است، گفتم: او را میزند و علقه میاندازد؟ فرمود: 40 دینار، گفتم: او را میزند و مضغه میاندازد؟ فرمود: بر او 60 دینار است گفتم: او را میزند و بچه‏اى که استخوان شده میاندازد؟ فرمود: بر اوست یکدیه تمام، بدین قضاوت کرده امیر المؤمنین علیه السّلام، گفتم: نطفه را بچه صفت شناسد؟ فرمود: سفید است مانند مخ سفت که 40 روز در رحم بماند و آنگه علقه شود، گفتم: علقه چطور شناخته شود؟ فرمود چون خون دلمه خشگ حجامت است که 40 روز در رحم بماند و پس از آن مضغه شود؟ گفتم: وصف و خلقت مضغه که بدان شناخته شود چیست؟ فرمود: مضغه گوشتى است سرخ که رگهاى سبز در هم دارد و سپس استخوان مى‏شود: گفتم استخوان چگونه است؟ فرمود: گوش و چشم و اندام دارد و چون جنین شود دیه تمام دارد.

بسندش از یونس شیبانى که بامام ششم علیه السّلام گفتم: اگر در نطفه سقط شده یک قطره خون باشد؟ فرمود: قطره یک درهم نطفه است و در آن 22 دینار است گفتم: اگر دو قطره باشد؟ فرمود: 24 دینار، گفتم: اگر سه قطره باشد؟ فرمود: 26 دینار، گفتم: پس 4 فرمود 28- دینار و در پنج 30 دینار و هر چه بیش از نیم باشد بهمین حساب تا علقه شود که در آن 40 دینار است، ابو شبل بآن حضرت گفت: (در مجلسى که یونس از دیه‏ها میپرسید) اگر نطفه خون آلود برآید، فرمود: اگر خون پاک باشد علقه است و 40 دینار دارد، و اگر خون سیاه باشد چیزى بر او نباشد و تعزیر دارد.

ابو شبل گفت: اگر در علقه رگهاى گوشتى باشد؟ فرمود: 42- و یک دهم گفتم: 1 دهم 40، برابر 4 است؟ فرمود: نه آن 1 دهم مضغه است که 1 دهم آن بدر رفته، و هر چه بیش باشد دیه فزون گردد تا به 60 رسد، گفتم: اگر در مضغه نمونه‏هاى بند استخوان باشد؟ فرمود: این آغاز استخوان بندیست که در ماه پنجم شروع شود و در آن 4 دینار است و اگر فزاید 4 و 4 فزون گردد تا به 80 رسد، گفتم: چنین است اگر گوشت هم بر استخوان روئیده؟ فرمود: چنین است.

گفتم: اگر باو مشت گره زده و بچه افتاده و معلوم نیست زنده بوده یا مرده؟ فرمود: هیهات اى ابا شبل چون پنج ماه گذشته جان داشته و دیه دارد.{ بیان: خبر دلالت دارد که ولوج جان پس از پنج ماه است و خلاف مشهور و مضمون اخبار دیگر که است که پس از چهار ماه است، و شاید مقصود اینست که گاهى‏ چنان مى‏شود.}

در کافى (ص 347): بسندى از سعید بن مسیّب که از امام چهارم علیه السّلام پرسیدم مردى زن آبستنى را لگد زده و بچه انداخته مرده؟ فرمود: اگر نطفه است بر او 20 دینار است، گفتم: حد نطفه چیست؟ فرمود: همانست که در رحم 40 روز میماند، فرمود: اگر علقه بیندازد 40 دینار بر او است، گفتم: حدّ علقه چیست؟

فرمود: تا 80 روز پس از ورود نطفه، فرمود: و اگر مضغه بیندازد 60 دینار بر اوست، گفتم: حد مضغه کدام است؟ فرمود تا 120 روز، فرمود: و اگر بچه‏اى تمام آفرینش با استخوان و گوشت و اندام مرتب که جان گرفته باشد بیندازد بر او یکدیه تمام است.

گفتم: بمن بگو تحولش در شکم مادر از حالى بحالى بروح است یا بیروح؟

فرمود: بجا نیست جز به زندگى دیرین که در اصلاب مردان و ارحام زنان نقل شود، و اگر روحى نداشت جز زندگى انسانى در رحم حالى بحالى نمیشد، و برکشنده او دیه‏اى نبود.{ توضیح: «مرتب الجوارح» در نسخه اى «مزیّل الجوارح» یعنى اندامش از هم ممتاز باشند، چنانچه خدا فرموده لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا، 25- الفتح و در نسخه‏اى «مربّل» براء بى‏نقطه و باء یک نقطه یعنى گوشتین «بروح غذاء حیات» مقصود روح والدین است یا قوه نماء و در نسخه‏اى «عدا» بعین بى‏نقطه است یعنى حالى بحالى شدن نطفه بروحى است جز روح آدمى خودش که پیش از اجساد آفریده شده زیرا هنوز بدو نپیوسته، و مقصود از روح یکم قوه تامه است یا روح والدین، و مقصود از قدیم یعنى پیش از خلق جسد چنانچه بیاید ان شاء اللَّه و اطلاق کشتن پیش از تعلق روح مجاز است.}

در تهذیب: بسندى از ابى جریر قمى که از امام هفتم علیه السّلام پرسیدم که‏

نطفه چندى دیه دارد؟ و از دیه علقه، و مضغه مخلقه و آنچه در ارحام است، فرمود در شکم مادرش بدنبال هم آفریده شود، 40 روز نطفه است، 40 روز علقه 40 روز مضغه، دیه نطفه 40 دینار است و از علقه 60 دینار، در مضغه 80 دینار و چون باستخوان گوشت روئید 100 دینار: خدا فرموده ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ اگر مرد است دیه مرد دارد و اگر زن است دیه زن.

رازعدد40درآفرینش انسان واینمطلب که مواد غذایی تا40روز در بدن باقی میماند.

در کافى (ج 6 ص 306): بسندش از حسین بن خالد که بامام هفتم گفتم: از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم براى ما روایت شده که هر که مى‏نوشد چهل روز نمازش قبول نیست فرمود: راست گفتند، گفتم: چطور 40 روز قبول نیست نه بیش و نه کم؟ فرمود: خدا عزّ و جلَّ آفرینش آدمى را اندازه گرفت 40 روز نطفه، 40 روز علقه، 40 روز مضغه، و چون مى‏نوشد 40 روز در تن او بماند باندازه دوره تحول آفرینشش، سپس فرمود: همه خوراک و نوشاک 40 روز در تنش بمانند.

 تاثیرمیوه بهشتی.. درسرنوشت فرزند ونزول نطفه ازآسمان           

بسندى از امام ششم علیه السّلام که: در بهشت میوه‏ایست بنام مزن چون خدا خواهد مؤمنى آفریند قطره‏اى از آن بچکاند و نرسد بسبزى و یا میوه‏اى که مؤمنى یا کافرى آن را بخورد جز اینکه خدا از پشتش مؤمنى برآرد. در بصائر: بسندش از امام ششم علیه السّلام که چون خدا خواهد جان امامى را بگیرد پس از او امامى آفریند، یک قطره از آب زیر عرش بزمین فرو آرد بر میوه یا سبزى افکند و امامى که خدا از نطفه‏اش امام بعد را آفریند آن را بخورد، فرمود خدا از آن قطره نطفه در صلب آفریند و همان برحم منتقل شود، و 40 شب بماند و در پایانش آواز را بشنود. و چون 4 ماهه شد بر بازوى راستش نوشته شود «و تمام شد سخن پروردگارت براستى و درستى عوض‏کننده‏اى نیست براى سخنانش و او است شنوا و دانا، 118- الانعام» و چون بزمین آید حکمت باو داده شود، بدانش و وقار آراسته گردد، هیبت‏ بر او جامه شود، و چراغى از نور برایش ساخته شود که درون دل مردم را بداند و کردار عباد را بیند.

در تفسیر على بن ابراهیم: فرمود خدا «منزه است که آفریده همه جفتها را از آنچه زمین رویاند و از خودشان و از آنچه ندانند، 35- یس» که بسندى از امام ششم علیه السّلام بمن باز گفت پدرم، نطفه از آسمان بزمین افتد بگیاه و میوه و درخت، و مردم و بهائم از آن خورند و در آنها روان شود.

ارتباط پریشانی وآرامش در زمان انعقاد نطفه وتاثیرآن برژنتیک وDNA

 در علل (ج 1 ص 61): بسندى از امام یازدهم علیه السّلام در حدیثى طولانى در آمدن خضر نزد امیر المؤمنین علیه السّلام و پرسش از مسائلى که پاسخش را بامام حسن حواله کرد و امام حسن علیه السّلام در ضمن جوابها فرمود: و اما آنچه گفتى راجع باینکه مرد بعموها و دائیهایش ماند، چون مردى باهلش درآید با دلى آرام و رگهائى آسوده و تنى بى‏پریشانى، نطفه در رحم آرام گیرد و فرزند مانند پدر و مادرش باشد، و اگر نگرانى و پریشاندلى دارد نطفه در درون رحم بیکى از رگها در افتد و اگر رگ عموها است فرزند شباهت بعموها برد و اگر بر رگهاى دائیها است بدائیها برد- تا آخر خبر طولانى که بیاید.

مراحل طی شدن دوران کودکی وزمان واداشتن اوبه نماز

در کافى (ج 6 ص 46): بسندى تا امام ششم علیه السّلام، فرمود پسر بچه در هفت سال دندان اندازد، و در هفت سال بنماز وادار شود، و در ده سال بستر آنها جدا گردد، در 14 سال محتلم شود در بیست و دو سال طول اقامتش بپایان رسد، و در 28 سال خرد او بنهایت رسد مگر در تجربه.

بسندش تا امیر المؤمنین علیه السّلام که هر سال چهار انگشت خودش بلند مى‏شود.

زمان بلوغ فرزند پسر

بسندش از امام پنجم علیه السّلام که: پسر بگرد بر آمدن دو پستان و بو گرفتن زیر بغل بالغ نشود.

ارتباط بدخلقی فرزند در کودکی بابردباری اودربزرگسالی

در (کافى ج 6 ص 51): بسندى که امام هفتم میفرمود: بدخلقى پسر بچه در خردسالى او خوبست تا در سالمندى بردبار باشد سپس فرمود: نباید جز چنین باشد،

ارتباط زیرکی کودک با...دردوران مدرسه

 روایت شده که زیرکتر کودکان دشمنتر آنها است با ملا مکتبى.

نقش تخیل در زمان جماع برژنتیک

بسندى از امام رضا علیه السّلام که پادشاه بدانیال گفت: میخواهم فرزندى چون تو داشته باشم، فرمود: مرا در دلت چه جایگاهى است؟ گفت:

بلند و بزرگ، دانیال فرمود: در جماعت نیت مرا داشته باش، فرمود: پادشاه چنین کرد و فرزندى برایش آمد مانندترین مردم بدانیال. { اطباء هم گفتند: تخیل هنگام جماع در تصویر جنین اثر دارد، ابن سینا در قانون گفته: جمعى دانشمندان گفتند رواست که از اسباب شباهت همان تخیل حال بسته شدن نطفه باشد و قصد مرد یا زن و تمثل صورت آدمى اثر کند - یکى گفته که مردى هنگام جماع بیاد مارى افتاد و او را فرزندى آمد که سرش چون آدمى بود و تنش چون مار.{

ارتباط محل نطفه بابیضه چپ ودیه ان

در کافى (ج 7 ص 315): بسندى از عبد اللَّه بن سنان که بامام ششم علیه السّلام گفتم: مردى یک تخم او رفته؟ فرمود: اگر تخم چپش باشد همه دیه باید، گفتم:

چرا؟ مگر نگفتى هر عضوى دو تا است در تن نیم دیه دارد؟ فرمود: براى اینکه فرزند از تخم چپ است. در فقیه: بسندش تا امام ششم علیه السّلام که فرمود: فرزند از تخم چپ است و چون بریده شود در آن دو سوم دیه است و در راست آن یک سوم دیه.

ارتباط گریه کودک درسال اول باگواهی او بر یگانگی خدا...

در توحید: بسندش از ابن عمر که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: کودکان خود را براى گریستن آنها نزنید زیرا تا چهار ماه گواهى بر یگانگى خدا است و چهار ماه صلوات بر پیغمبر و آلش و چهار ماه دعا براى پدر و مادرش.

تفاوت نطفه ای که درنهایت تبدیل به فرزند گرددباسایر...

و از ابن عباس- بسندى مرفوع، نطفه‏اى که فرزند آرد همه اندام و رگها از آن بلرزه آیند چون در رحم ریزد .

مفهوم یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ

{از ابن ابى حاتم در قول خدا یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ گفت: پشت مرد و سینه زن که فرزند جزء از آنها نباشد. و از ابن ابرى که: صلب از مرد است و ترائب از زن. و از ابن عباس که یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ میان گردن و گلوگاه. از مجاهد که: ترائب فروتر از گلوگاه است. و از ابن عباس که: ترائب جاى گردن بند زن است.

نافع بن ازرق، بابن عباس گفت: بمن خبر ده از قول خدا عزّ و جلّ «برآید از میان صلب و ترائب» گفت: ترائب جاى گردن‏بند زنست، گفت:

عرب این معنا را میشناسد؟ گفت آرى، آیا نشنیدى گفته شاعر را؟

         زعفران بر ترائب آن زن             میدرخشد بسینه و گردن‏

از عکرمه پرسش شد از قول خدا یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ گفت: صلب از مرد و ترائب از زن آیا قول شاعر را نشنیدى؟

         رشته لؤلؤ بر ترائب آن زن             میدرخشد بسینه و گردن‏

و از ابن عباس که: ترائب میان دو پستان زنست. و از سعید بن جبیر که: ترائب سینه است. و از عکرمه و ابن عیاض مانند آن آمده. و از ابن عباس که: ترائب 4 دنده زیرین است از هر سو  و از اعمش گفت: استخوان و پى از آب مرد است، و گوشت و خون از آب زن. از قتاده در قول خدا یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ یعنى از میان پشتش و گردنش برآید که «البته او ببرگرداندنش توانا است» گفت:

خدا بزنده کردن و بازگرداندن او توانا است «روزى که بیازمایند این راز دلها را» این درونیها آزموده شوند، خیر را در دل گرفتند و آن را آشکار کردند «نیست برایش هیچ نیرو» که خود را نگهدارد و از خود دفاع کند «و نه یاور» که در برابر خدا او را یارى کند.

چگونگی تشکیل نطفه دختر پیامبر(ص)

حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله فرمود: آرى همان طور است که مشاهده میکنى، هنگامى که مرا به آسمان‏ها بردند جبرئیل مرا داخل بهشت کرد، چون نزدیک درخت طوبى رسیدیم جبرئیل سیبى از آن درخت برگرفت و به من داد، در اثر خوردن آن سیب نطفه او منعقد شد، پس از اینکه بزمین مراجعت کردم با خدیجه مواقعه نمودم، و او در این هنگام به فاطمه حامل شد اکنون هر گاه میل بهشت داشته باشم دهان او را مى بوسم، و از دهان وى بوى بهشت و شجره طوبى را استشمام میکنم.

@آغاز آفرینش آدمى در رحم تا پایان احوالش‏

آیات قرآن مجید

آل عمران (6) او است که صورت شما را در رحمها ساخت چنانچه میخواست نیست معبودى جز او عزیز و حکیم است. النساء (1) آیا مردم بترسید از پروردگارتان آنکه آفریدتان از یک نفس و آفریده از او جفتش را و پراکنده از آنها مردانى بسیار و زنانى. الانعام (2) او است که شما را از گل آفریده. هود (61) او است که شما را از زمین بر آورده و بآبادانى آن گماشته.  الرعد (8) خدا میداند آنچه را آبستن است هر مادر و آنچه در فرود ارحام است و آنچه فزاید و هر چیزى نزد او اندازه دارد. النحل (4) آفرید آدمی را از نطفه و بناگاه ستیزه‏گر آشکارى شد. مریم (67) آیا یاد نکند آدمى که البته، او را از این پیش آفریدیم و نبود چیزى. الحج (5) آیا مردم اگر شک دارید در بعث پس راستش اینست که ما آفریدیم شما را از خاک سپس از نطفه سپس از علقه سپس از مضغه درست و نادرست تا براى شما روشن سازیم و در ارحام نگهداریم آنچه خواهیم تا سر رسیدى دانسته سپس بر آریم شما را کودکى و آنگاه تا برسید بجوانى و برخی از شما جان بدهید و برخى به پست‏ترین دوره عمر برسید تا پس از آن چیزى نداند. المؤمنون (12- 16) و البته آفریدیم آدمى را از کشیده‏اى از خاک* سپس نهادیمش نطفه در جایگاه پا بر جا سپس آفریدیم نطفه را علقه* پس آفریدیم علقه را مضغه پس آفریدیم از مضغه استخوانها پس پوشاندیم استخوان را گوشت سپس بر

آوردیمش آفریده‏اى دیگر، تبارک اللَّه، که بهترین آفرینندگان است* سپس از آن البته شما مرده‏هائید* سپس روز قیامت انگیخته شوید. الروم (20) و از آیات او است که شما را از خاک آفرید سپس ناگاه آدمى شدید پراکنده شوید. لقمان (14) آبستن شدش مادرش بر سستى و شیر بریدنش در دو سال است. التنزیل (7- 19 السجده) آنکه زیبا کرد همه چیز را به آفرینش و آغاز کرد آفرینش آدمى را از گل سپس ساخت نژادش را از کشیده‏اى از آب پست سپس درستش کرد و دمید درش از روح خود و ساخت براى شما گوش، دیده و دلها، کم است که شکرگزارید گزارید. فاطر (11) و خدا آفرید شما را از خاک سپس از نطفه سپس ساخت شما را جفتها و آبستن نشود ماده‏اى و نزاید جز با دانش او عمر نگذارد هیچ عمر گذران و نکاهد از عمرش جز در کتابیست، راستى که آن بخدا آسانست. یس (77) آیا نبیند آدمى که از پیششآفریدیم و بناگاه ستیزه‏گرى شد آشکار. الزمر (6) آفریند شما را در شکم مادرهاتان آفرینشى دنبال آفرینشى در تاریکیهاى سه‏گانه. المؤمن (67) او است که شما را آفرید از خاک سپس از نطفه سپس از علقه سپس بر آوردتان کودک سپس تا برسید بجوانى سپس تا بشوید پیران، و برخى از پیش جان دهند و تا برسید باجلى نامبرده و شاید بفهمید. الشورى (49- 50) از خدا است پادشاهى آسمان و زمین آفریند هر چه خواهد بخشد بهر که خواهد پسر و بخشد بهر که خواهد دختر یا جفت کند آنها را پسران و دختران و سازد هر که را که خواهد نازاد که او پر دانا و توانا است. النجم (32- 36) او داناتر است بشما چون که بر آوردتان از زمین و آنگه که نهان در شکم مادرانتان بودید- تا فرماید- و راستى او آفرید دو جفت از نر و ماده از نطفه چون منى شود. الواقعه (58- 59) آیا دیدید آنچه منى ریزند آیا شما آفریدیدش یا ما آفریدگاریم. التغابن (3) و صورت بست شما را و خوب ساخت صورت شما را در زمین و سپس بسوى او محشور شوید. الملک (23- 24) بگو او است که برآورد شما را و ساخت براتان گوش و دیده‏ها و دلها کم است که شکر گزارید، بگو او است که بر آورد شما را در زمین و سپس بسوى او محشور شوید. نوح (13- 18) چیست شما را که امید ندارید براى خدا وقار با اینکه البته شما را آفرید درجه درجه- تا فرماید- و خدا رویاند شما را از زمین رویاندنى بر گرداند شما را بدان و برآوردتان بر آوردنى. القیامه (37- 40) آیا نبود نطفه‏اى از منى ریخته* سپس بود علقه و پس آفرید و درست کرد* و ساخت جفت از نر و ماده* آیا نیست او توانا بر اینکه زنده کند مرده‏ها را. الدهر (1- 2) آیا آمد بر آدمى مدتى از روزگار که نبود چیزى یادگار* البته ما آفریدیم آدمى را از نطفه‏اى آمیخته، آزمودیمش و نمودیمش شنوا و بینا. المرسلات (20- 24) آیا نیافریدیمتان از آبى پست، پس نهادیمش در جایگاهى پا بر جا تا اندازه‏اى معلوم، اندازه زدیم و چه اندازه زنانیم واى آن روز بر مکذبان. النبأ (8) و آفریدیمتان جفتها. عبس (17- 23) کشته باد آدمى چه ناسپاس است از چه‏اش آفریده از نطفه آفریده و اندازه گرفته و آنگاه راهش را هموار ساخته سپس او را میرانده و بگورش کرده سپس چون خواهد زنده‏اش کند. نه، هرگز انجام نداد آنچه فرمانش داد. الانفطار (6- 8) چه تو را فریفته کرد پروردگار کریمت آنکه تو را آفریده و درست کرد و راست نمود در هر صورتى خواست تو را ترکیب کرد. (2) 28- الطارق (5- 7) باید بنگرد انسان از چه آفریده شد از آبى جهنده که بر آید از میان صلب و سینه یعنى میداند در شکم هر آبستن چیست، نر است یا ماده درست است یا نادرست، چه رنگ و وصف دارد «تَغِیضُ الْأَرْحامُ» یعنى وقتى را که از نه ماه کم گزارد و یا افزاید و فرزند را در بالاترین مدت حمل زاید، گفته‏اند آنچه ارحام بکاهند و خون قطع شود و آنچه فزاید در نفاس از خون پس از زائیدن، بیضاوى گفته یعنى کم و بیش آن را در بهشت و در مدت و در شمار، و گفته‏اند مقصود کاستن و فزودن خون حیض است.

و هر چیزى نزد او اندازه دارد که بیش و کم نشود و در اخبار است که بتقدیر خود آدمى را از نطفه آفریند، بیضاوى گفته (در ج 1 ص 577) تفسیرش: از جمادى بیحس و حرکت و روان که خود را نگهدارد.

 «در شکید از بعث» بیضاوى گفته یعنى در امکان آن (پس آفریدیم شما را) یعنى نظر کنید در آغاز آفرینش خود تا شک شما بر طرف شود «از خاک» که آدم از آن آفریده شد و از غذاها که منى از آنها زاید.

... مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى یعنى میمیرد نزد جوانى یا پیشتر و برخى شما، بپست‏ترین دور عمر رسید یعنى پیرى و خرفى «تا نداند پس از دانستن چیزى را» یعنى مانند کودک شود از کم خردى و کم‏فهمى و فراموش کند، و آن را که میشناخته ناشناس داند و این دلیل دوم است بر امکان بعث از نظر اختلافى که در وضع انسان در هر دوره عمر پدیدار مى‏شود که خود نمونه ایست از بعث و کسى که بدانها قادر است بنظائر آنها هم قادر است (در تفسیر بیضاوى (ج 2 ص 25).

 «مِنْ سُلالَةٍ» یعنى خلاصه اى که از تیرگى کشیده شده و گل است و آدم از بر گزیده گل آفریده شد یا مقصود جنس است چون همه بشر از کشیده اى باشند که نطفه شده پس از ادوارى، و گفته‏اند گل خود آدم است و سلاله نطفه او است ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً یعنى نطفه سپید را یک خون بسته سرخ کردیم فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً یعنى آن را قطعه اى گوشت ساختیم و آن گوشت را سخت کردیم تا استخوان شد و بر آن‏ گوشتى از همان مضغه یا از جز آن جامه ساختیم أَحْسَنُ الْخالِقِینَ یعنى بهترین مهندسان. وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ یعنى در آغاز آدم را از گل آفرید «و نژادش را از آب مهین» یعنى پست، طبرسى- ره- گفته یعنى ناتوان و گفته‏اند یعنی خوار و بیمقدار، اشاره باینکه مایه کوچک است و بى‏ارزش و همانا بدانش و عمل ارزش بخود گیرد «دمید در او از روح خودش» آن را بخود وابست براى شریف بودن و براى اینکه آفریده شگفت انگیزیست و اینکه مقامى دارد مناسب با حضرت پروردگارى و براى اینست که هر که خود را شناسد خدا را شناسد ... «و نکاهد از عمرش» براى دیگرى که بخاطر دیگرى عمرش کوتاه شود، یا عمر مقدرش نکاهد.

و گفته‏اند کم و بیش در یک عمر است باسباب مختلف که در لوح ثبت است مثل اینکه در آن نوشته اگر حج و عمره کند عمرش 60 سال است و گر نه چهل سال و گفته‏اند کاهش عمر بگذشت آنست که روز بروز ثبت مى‏شود و «جز در کتاب» نباشد که علم خدا یا لوح یا صحیفه خاص او است «راستى که آن» نگهدارى یا کم و بیش «بر خدا آسانست» (تفسیر بیضاوى ج 2 ص 299).

آفریدتان در شکم مادرهاتان» بیان چگونگى آفرینش آنچه است که ذکر شده از مردم و چهار پایان براى اظهار عجائب قدرت در آن «خلقى پس از خلقى» تا جاندار درستى شود پس از اینکه استخوان با گوشتى شده پس از آنکه استخوان برهنه‏اى بوده پس از مضغه و پس از علقه و پس از نطفه «در ظلمتهاى سه‏گانه» از شکم و رحم و غلاف مشیمه، یا پشت پدر و رحم مادر و شکم. گویم: نخست را طبرسى- ره- از ابى جعفر علیه السّلام روایت کرده (ج 8 ص 491) مجمع البیان «أَجَلٍ مُسَمًّى» از هنگام مردنست یا روز قیامت.

 «بخشد بهر که خواهد دختران و بخشد بهر که خواهد پسران» بیضاوى در (ج 2 ص 401) تفسیرش گفته: یعنى وضع مردم در فرزند مختلف است بخواست خدا ببرخى تنها پسر بخشد و ببرخى تنها دختر و ببرخى هر دو و برخى را هم نازاد سازد و دختر را پیش گفت زیرا براى بیشی نژاد بیشتر است، یا براى اینکه مناط خواست خدا است نه خواست مردم یا اینکه سخن در بلا است و دختر نزد عرب بلا است یا براى دلخوشى پدران آنان یا براى تناسب فواصل آیات «او داناتر است بشما چون آفریده شما را» یعنی باحوال شما از دوران آفرینش آدم از خاک و از صورتگرى شما در رحم مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى‏ یعنى بجهد در رحم یا خلق شود یا مقدر شود از آن فرزند. (1) وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ یعنى شما را در آفریده‏هاى آسمان و زمین زیباتر آفرید که خلاصه اوصاف کائنات و خصائص مبدعات را بشما داد و شما را نمونه همه آفریده‏ها ساخت لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً یعنى احترامى براى بنده‏هایش و فرمانبرانش منظور ندارید، با اینکه شما را چند طور آفریده نخست بصورت عناصر 2- مرکبات که غذاى آدمى باشند 3- سپس اخلاط 4- وانگه نطفه 5- علقه 6- مضغه 7- استخوان 8- گوشت تا آفریده دیگر شدید، که اینها دلالت دارند که بار دیگر هم میتواند آنها را بیافریند و ثواب عظیم بدانها دهد و بر اینکه نیروى خدا بزرگ است.

على بن ابراهیم گفته در روایت ابى الجارود از ابى جعفر علیه السّلام در تفسیر قول خدا لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً فرمود: از عظمت خدا نترسند و هم او گفته: در تفسیر وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً یعنى با حواسهاى مختلف و خواستهاى همه رنگ وَ اللَّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً یعنى آفرید شما را از زمین.

على بن ابراهیم گفته یعنى بر زمین هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ بیضاوى در (ج 2 ص 569) تفسیرش گفته: استفهام براى تقریر و تقریب است و از این رو تفسیر شده به قد.

حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ اندازه محدودى از زمان نامحدود «نبود چیزى در یاد» بلکه بکلى فراموش بود و آدمیت نداشت، عنصر بود، نطفه بود «امشاج» یعنى آمیخته چون مقصود مجموع آب مرد و زنست که هر کدام را اجزاء جدائیست در روانى و بسته‏گى و خاصیت و هر جزء مایه عضوى است و گفته‏اند یعنى چند رنگ چون که آب مرد سفید است و از زن زرد و چون بهم آمیزند سبز باشد، یا چند طور که نطفه و علقه و مضغه و تا آخر خلقت او ... طبرسى در (ج 10 ص 406) مجمع گفته چیزى بوده و در یاد نبوده چون خاک بوده گل بوده تا وقتى جان در او دمیده شده که گفته‏اند 40 سال بر آدم گذشت و نامى نداشت نه در آسمان و نه در زمین بلکه پیش از دمیدن جان پیکرى گلى افتاده بود و از ابن عباس است که پس از 120 سال او را آفرید، و عیاشى: بسندش از زراره روایت کرده که از امام پنجم علیه السّلام از قول خدا لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً پرسیدم فرمود: چیزى بود و دریا نبود، و بسند دیگر که فرمود: در علم خدا بود و در خلق نامى نداشت و از امام ششم هم مانند آن روایت است.

و از حمران بن اعین که از او پرسیدم از آن، فرمود: مقدر بود و پدید نبود و این دلالت دارد که معدوم معلوم است گر چه نامی ندارد، و معدوم شى‏ء است و اگر مقصود جنس انسان است مقصود اینست که پیش از زایش شناخته و نامبرده نیست، و دانسته نیست که چیست و از او چه خواهند بلکه نیست و در پشت پدر یافت شود و سپس در رحم مادر تا وقت زادن امشاج یعنى آمیخته از آب مرد و زن در رحم و هر کدام برترى دارند باو ماند، از ابن عباس و دیگران.

و گفته‏اند بمعنى اطوار است، گفته‏اند یعنى رنگارنگ است چه که آب مرد سپید و سرخ و از زن زرد و سرخ است و چند رنگ است و گفته‏اند با خون حیض آمیزد و در آبستنى حیض نباشد گفته‏اند امشاج رگها است که در نطفه است، گفته‏اند طبائع عناصر است از حرارت و برودت و رطوبت و یبوست که خدا آنها را در نطفه نهاده و سازمان حیوانى را آماده کرده وانگه باو زندگى داد و گوش و چشم گشاده فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ- پایان- گویم: بروجه احتمال دور نیست امشاج اشاره باشد بشئون مختلفه که در انسان خدا نهاده بدنبال عناصر مختلف و اوصاف متضاده و مایه‏هاى جدا از هم. (2) قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ گفته‏اند نفرین است و اظهار تعجب از ناسپاسى او ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ یعنى راه بر آمدن او را از شکم مادرش آسان کرد و دهانه رحم‏ را گشود و باو الهام کرد که سرازیر شود، یا مقصود اینست که راه خوبى و بدى را برایش هموار کرد، و در این اشاره است که دنیا راه گذر است بمنزل دیگر و از این رو فرمود: سپس او را کشت و بگور کرد و چون خواهد او را زنده کند، میراندن و بگور کردن را جزء نعمتها آورد چون وسیله رسیدن بزندگانى ابدى و لذتهاى پاک است، و بگو کردن براى احترام و حفظ از درنده‏ها است.

ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ یعنى چه‏ات فریب داد و دلیر کرد بر نافرمانى او و ذکر کریم مبالغه در منع از فریب خوردن و اشعار براه فریب دادن شیطانست که گوید معصیت کن و خدا کریم است و کسى را عذاب نکند، و گفته‏اند کرم را آورد نه وصف دیگر تا جواب بدهن بنده گذارد و بگوید کرمت مرا فریب داد، و در مجمع البیان (ج 10 ص 449) از پیغمبر روایت است که چون این آیه را خواند فرمود: فریبش داد نادانیش.

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ تا بداند که پس از مردن معادى دارد و بر دو فرشته نگهبانش جز آنچه در آخرت سودش باشد بگوید.

خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ رازى گفته: دفق ریختن آبست و اختلاف است که چرا آن را وصف آب آورده است.

1- بمعنى جهش بردار چون دارع و تارس و لابن و تامر یعنى زره‏دار، سپردار، شیردار، خرمادار، 2- بمعنى ریخته شده است فرّاء گفته اهل حجاز بیش از دیگران نام فاعل بر مفعول نهند در مقام وصف کردن گویند: سرّ کاتم، هم ناصب. لیل قائم، و خدا هم فرموده:

فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ، یعنى زندگى پسندیده شده.

3- خلیل گفته: دفق بمعنى جهنده است.

4- نام صاحب ماء را بدو دادند بر وجه مجاز «بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ» جوهرى گفته ترائب استخوانهاى سینه‏اند از گلوگاه تا آخر دنده‏ها.

حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقیBeautiful -Spiritual Medicine-Concepts The most beautiful truths-Masons Dirty-The most important-Savior rise-Beautiful prayers-Islam the only true religion-All prophets were Muslims-Baha'i and Wahhabi and other eclectically different is Zionist Satanism agent-Humanity-Colonial medicine-Debate with demons-Distortion-Unity-Shiites, Sunnis only real-Explanation-Hope-Release-Grounds...-Awakening time-Word of the beauty of the innocent against other religions
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: