حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقی-
طب اسلامی طب معصومین طب انبیا, طب توحیدی طب جامع عافیت اللهی تغذیهابعادی تاثیر تغذیه حلال وطیب در انجام عمل صالح وتفوا صراط علی(ع)حق نمسکه-اولین شیعه حقیقی پیامبر(ص)حضرت علی(ع)-یالثارات الحسین-سلامتMonotheistic Medicine-The true followers of Moses and JesusThe best concepts in the most beautiful prayer-Unity medicine
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: درجستجوی حقیقت - ۱۳٩٠/٢/۱٧

٧٨۶

قضاوتهای حضرت علی(ع)-کمک  خواستن ابوبکر وعمر از امام علی(ع)-صوتی

http://www.4shared.com/rar/msy_eY1l/_________________-____________.html

http://www.4shared.com/rar/uq62wOtW/_________________-____________.html

http://www.4shared.com/rar/dCWbXqg3/_________________-____________.html

http://www.4shared.com/rar/5BVwkEBn/_________________-____________.html

http://www.4shared.com/rar/g-hwat7A/_________________-____________.html

دانلودفرمایشات عالم اهل تسنن در حقانیت شیعه واطلاع واختفای این امر توسط ...

اولی ود.می،اکنون شما کجائید تا از شما بپرسم محل دفن مادرم کجاست؟چراحتی اجازه نداد در تشییع پیکر مطهرش حاضر شوید؟آفرین بر شما که تااین لحظه امررابرعده ای مشتبه نموده که حتی نص صحیح پیامبر در مورد موضع ان حضرت نسبت به ساحت مقدس مادرم رانیز فراموش کرده اند؟دومی تو که کینه ات را در ان نامه کذایی به معاویه در خصوص شکستن پهلوی مادرم بروز دادی میدانستی که جای سیلی دست ناپاکت تا ابد سندی شد برای نشاندار نمودنت که انسان گاه تا آنسوی بینهایت نیز پست خواهد شد؟چه صبری داشتید که تمام این سالها منافقانه در کنار پیامبر صبر نموده(مانند شیطان که در تمام مدتی که ریاکارانه سر به سجده گذاشته بود در سر...) تامسیر انقلاب پیامبر(ص)راعوض نموده وپس از به شهادت رساندن پیامبر(ص)دیگر زمینه را طوری چیده بودید که کسی فکر هم نکرد که ان همه سفارش پیامبر برای ادامه مسیر پس از خود توسط اولین شیعه حقیقی پیامبر،حضرت علی مرتضی(ع)برای ان بود که اولی ودومی منافق بودند وخود نوچه دست یهودیان افراطی که ازهمان ابتدا با برنامه وارد گودشده وچه خوب عمل نمودندوظاهراچه خوب واقعه غدیر را درنطفه خفه نموده وحتی اجازه به پیامبر نداده تا قبل از شهادتش برای اخرین بار خطر این منافقان را گوشزد نمایند؟اما در نهایت خواهید فهمید که نجاست شما تا ابد لکه ننگی برای انسان گردید وازان طرف اهل بیت با نهایت خباثت شما رسیدند به نهایت کمال حقیقی که انسان میتواند به ان برسد واز طرفی فراموش کرده اید که تمام عیش ونوشتان زمانی تمام شده وتاابد در برابر اعمالتان چه جوابی دارید؟حتی جنازه منفورت ای دومی باعث انحراف جماعتی شده وخوب باقیاتی از خود باقی گذاشته ای ونمیدانم در عوض چه بدست اوردی؟َشیطان هم که در نهایت از شما اعلام برائت خواهد نمود؟

عده ای هنوز هم فکر میکنند که شما اهل تسنن هستید واین هم توطئه دیگری از همان مافوقهای پست تر از شما بود که افسارتان در دست انها بود وشما الت دست انها برای ایجاد بدعت،وسنی تر از شیعه حقیقی کجا سراغ دارید که با این همه جفایی که در طول تاریخ درحقمان شده باز هم خودمان را لایق نام شیعه ندانسته وارزویمان این است که ناممان را بعنوان محبین اهل بیت وعصمت(ع)در لوح محفوظ ثبت نمایندودر کلام اخر انکه علی (ع) اولین شیعه پیامبر(ص)وفاطمه(س)اولین شیعه علی(ع)و....ایکاش نام ما نیز جزءشیعیان حقیقی انهادرلوح محفوظ ثبت شودوشیعه تنها عمل کننده به قران وسنت پیامبر بوده وهست وچه خوب اجر پیامبر را در خصوص قران واهل بیت عصمت وطهارت(ع)که قرانهای ناطق بوده وهستند توسط همه ما ادا شده است{خداوند منان انشاءالله تا وقت باقی است ما رابه صراط مستقیم(صراط علی حق نمسکه)هدایت فرماید تا در دنیا واخرت از ارامش حقیقی برخوردار شویم ، همان که دشمنان اهل بیت عصمت وطهارت (ع)از ازل تا ابد از درک ان عاجز بوده وهستند؟ 

اثبات اوج خباثت ملعونین باتوجه به اِنَّ الله یغضب لغضبک یا فاطمه و یرضی لرضاک ودلایل بیشمار دیگر در ادامه مطلب

بیزاری جستن از دشمنان امام

امام رضا(ع) فرموده است: «پیروان ما به امر ما گردن می‌نهند و به گفتار ما عمل می‌کنند
و با دشمنان ما مخالفت می‌ورزند و هر که چنین نباشد،‌ از ما نیست.»5

یکی از اهالی «کرمند»، شتربان حضرت امام رضا(ع) بود، زمانی که آن حضرت عازم
خراسان بودند و این مرد ساربان که از عامّه [اهل سنّت] بوده، چون می‌خواست از
خراسان برگردد، به حضرت عرض می‌کند: ای پسر رسول خدا! مرا به مقداری مختصر از خطّ
مبارکت مشرّف گردان تا به آن تبرّک جویم! و حضرت این عبارت را برای او مرقوم
فرمودند: «دوستدار آل محمّد باش اگر چه فاسق باشی!‌ و دوستدار دوستان ایشان باش،
اگر چه آنها فاسق باشند.»6

همچنین امام رضا(ع) در روایتی فرموده است: «وارد شدن به دستگاه دشمنان و کمک به
آنها و کوشش در تأمین نیازهایشان معادل کفر است و توجّه (روی آوردن) عمدی به
ایشان، در زمره گناهان بزرگی است که آتش دوزخ سزای آن است.»

دانلود فایل تصویری:یهودشناسی٢ ونقش حضرت فاطمه(س)و علت شهادت اهل بیت عصمت وطهارت

  دانلود فایل تصویری از برادران اهل تسنن که خواسته ویا ندانسته در دام شیاطین گرفتار شده و دست به اعمال شنیعی که از جانب هر دین ومذهب وعقیده ای است زده وایکاش میفهمیدیم ودرک میکردیم که دین واحد خداوند برای تمام بشریت ، که همان اسلام میباشد از ما چه انتظاری داشته وما در این مسیر چه کرده ایم وچه میخواهیم و....

دانلود کتاب شبهای پیشاور(مناظره بین یکی از عتمای اسلام ناب با تعدادی از علمای اهل تسنن که در انتها موجب تشرف انها به تشیع گردیده است وشیاطین عاتم سعی وافر در پنهان نمودن این اثار ، بعلت نقش روشنگرانه ان دارند)

 

 دانلود متن عربی شبهای پیشاور

http://www.4shared.com/zip/1jIq-hIP/shabhaye_pishavar.html

http://www.4shared.com/rar/pfEdZW-2/____________.html

 متن عربی:

 

 


بسم الله الرحمن الرحیم
اَعوذِ بِالله من الشیطان الرجیم
اِنَّ الَّذیْنَ یُؤذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی
الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ وَ اَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهْیناً.
سوره احزاب آیه ۵۷
آنها که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در
دنیا و آخرت دور ساخته و برای آنها عذاب خوار کننده ای آماده کرده است.
غضب و خشنودی حضرت فاطمه سلام الله علیها معیار تشخیص حق و باطل
تحقیق پیرامون شخصیت و فضائل برجسته حضرت فاطمه سلام الله علیها و چگونگی
رفتارش با شیخین برهانی است برای قلوب حق پذیر، آنانی که بدور از تعصب و
لجاجت بدنبال حقیقتند و هر گاه به حق رسیدند آن را با تمام وجود پذیرا می
شوند.
ابتداً با استناد به کتب معتبر اهل سنت یعنی صحیحین (مسلم و بخاری) چند
حدیث در خصوص آن بانوی مکرم می آوریم (گرچه فضائل حضرت فاطمه سلام الله
علیها منحصر به این چند حدیث نمی شود).
۶ حدیث درباره حضرت فاطمه سلام الله علیها
۱- قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:
اِنَّ الله یغضب لغضبک یا فاطمه و یرضی لرضاک
مستدرک علی الصحیحین (مستدرک حاکم نیشابوری) ج ۳ ص ۱۵۳
ای فاطمه خدا غضب می کند به غضب تو و خشنود می شود به خشنودی تو.
۲- قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:
فاطِمَةُ بَضْعَةُ مِنِّی ، فَمَنْ اَغْضَبَها اَغْضَبَنیِ
صحیح بخاری- کتاب فضائل اصحاب النبی (المناقب) باب مناقب – مناقب فاطمه حدیث ۳۷۶۷
فاطمه پاره تن من است، پس هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است.
۳- قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:
فاطِمَةُ بَضْعَةُ مِنِّی، یُوذِینی ماآذاها
فاطمه پاره تن من است،‌ هر که او را بیازارد مرا آزرده کرده است.
صحیح مسلم – کتاب فضائل الصحابه – باب فضائل فاطمه حدیث ۲۴۴۹
۴- قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:
فاطِمةُ سَیّدةُ نِساء اَهْلِ الجَّنةِ.
فاطمه سرور زنان بهشتی است.
صحیح بخاری- کتاب فضائل الصحاب النبی (المناقب)- باب مناقب- مناقب فاطمه حدیث ۳۷۶۷
۵- قال ام المومنین عائشه:
ما رأیتُ اَحَداً قَدْ اَصْدَق مِنْ فاطِمَه
کسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.
مجمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۰۱
۶- قال ام المومنین عائشه:
ما رَأیْتُ اَفْضَلُ مِنْ فاطِمَةُ غَیْر اَبِیْها
ندیدم برتر از فاطمه غیر از پدرش
مجمع الزوائد هیثمی ج ۹ ص ۲۰۱
جمع بندی این ۶ حدیث:
۱- خشم فاطمه خشم خداست
۲- خشنودی فاطمه خشنودی خداست.
۳- فاطمه پاره تن پیامبر است.
۴- خشم فاطمه خشم پیامبر است.
۵- هر کس فاطمه را آزار دهد پیامبر را آزار داده است.
۶- فاطمه راستگوترین است.
۷- هیچ کس به فضیلت و برتری فاطمه نمی رسد جز پدرش.
حال که مقام و موقعیت وفضائل حضرت فاطمه سلام الله علیها روشن شد به چند
حدیث در خصوص نحوه برخورد و رفتار حضرت فاطمه سلام الله علیها با جناب
ابابکر که در صحیحین آمده توجه فرمائید:
حدیث اول:
…فَغَضََبتْ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و سلم)،
فَهَجَرتْ اَبابَکر، فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَتَهُ حَتَّی تُوُفَّیَتْ وَ
عاشَتْ بَعْدَ رسول الله (صلی الله علیه وسلم) ستة اَشْهُرٍ….
(حدیث بعد از چند راوی می رسد به ام المومنین عایشه که خبری می دهد به)….
پس غضب (خشم ) کرد فاطمه دختر رسول خدا (ص) و روی برگردانید (قهر کرد) با
ابابکر و این روی برگردانیدن (قهر کردن) ادامه داشت تا وفاتش و ۶ ماه
زندگی کرد (فاطمه) بعد از رسول خدا (ص).
الف- صحیح بخاری- کتاب فرض الخمس – حدیث ۳۰۹۳
ب- صحیح مسلم – کتاب الجهاد و السیر – باب قول النبی صلی الله علیه و
سلم. لا نورث… حدیث ۱۷۵۹

حدیث دوم:
(حدیث بعد از چند راوی می رسد به ام المومنین عایشه که خبر می دهد)
….. فَهَجَرتْهُ فَلَمْ تُکَلَّمهُ حَتّی تُوُفَّیَتْ وَ عاشَتْ بَعْدَ
الَّنبیِ (صلی الله علیه وسلم) سِتَّةَ اَشْهُرٍ فَلَمّا
تُوُفَّیتْ،‌دَفَنَها زَوْجُها عَلیٌ لَیْلاً، وَ لَمْ یُوذِنْ بِها
اَبابَکْرٍ وَ صَلی عَلَیْها …..
….روی برگردانید (قهر کرد) فاطمه از ابابکر و با اوسخن نگفت تا وفاتش و ۶
ماه بعد از پیامبر (ص)‌ زندگی کرد و بعد از وفاتش همسرش علی او را شبانه
دفن کرد و برای نماز و دفن فاطمه ابابکر را خبر نکرد….
الف- صحیح بخاری – کتاب المغازی – باب غزوه خیبر- حدیث ۴۲۴۰ و ۴۲۴۱
ب- صحیح مسلم- کتاب الجهاد و السیر – باب ۱۶
(باب قول النبی صلی الله علیه و سلم، لانورث ما ترکنا فهو صدقه) حدیث ۱۷۵۹
حال به جمع بندی دو حدیث توجه فرمائید:
۱- خشم فاطمه از ابابکر
۲- روی برگرداندن (قهر ) فاطمه از ابابکر
۳- سخن نگفتن فاطمه با ابابکر تا وفاتش
۴- خبر نکردن ابابکر برای نماز و دفن فاطمه
۵- دفن شبانه فاطمه
حال که مقام و فضیلت حضرت فاطمه سلام الله علیها و نوع عملکرد و رفتار آن
بانوی مکرم با استناد به کتب مهم و معتبر اهل سنت روشن گشت چند سوال قابل
طرح است.

چند سوال؟
۱- آیا حضرت فاطمه مرگش به مرگ جاهلیت بوده است؟!!!
زیرا در صحیح مسلم حدیثی از پیامبر نقل شده که:
مَنْ خَلَعَ یَداً مِنّ طاعَةٍ لَقِیَ الله یَوْمَ الْقِیامَةِ لا
حُجَّةَ لَهُ وَ مَنْ ماتَ وَ لَیْسَ فِی عُنُقهٍ بَیْعَةٌ ماتَ مِیْتَةٌ
جاهِلَّیِةً.
صحیح مسلم- کتاب الاماره – باب وجوب ملازمه جماعه المسلمین عند ظهور
الفتن و فی کل حال …. حدیث ۱۸۵۱
مضمون این روایت که از پیامبر (ص) وارد شده است این است که: هر کس بمیرد
و در گردنش بیعت پیشوایی نباشد مرگش به مرگ جاهلیت است.
پس اگر این حدیث را که در صحیح مسلم آمده را بپذیریم و چگونگی روش و
رفتار فاطمه را با توجه به آن دو حدیث قبلی در نظر بگیریم چه نتیجه ایی
می توان گرفت جز اینکه یگانه دختر رسول خدا(ص) ‌با آن همه مقامات و فضائل
به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است!! زیرا حضرت فاطمه با پیشوا و امام و
جانشین پدرش بیعت نکرد، ‌قهر کرد و حرف نزد و روی برگردانید و خشم گرفت و
نسبت به ابابکر غضبناک بود تا لحظه وفاتش.
۲- آیا شرعاً و عقلاً جایز است دوست داشتن و پیروی از کسی که خدا و رسولش
از او غضبناک هستند؟ (چون غضب فاطمه غضب پیامبر و خداست).
۳- دفن شبانه حضرت فاطمه و پنهان بودن قبر آن بانوی مکرم چه پیامی برای
حق طلبان و آزاداندیشان در طول تاریخ دارد؟

والسلام علی عباد الله الصالحین
ارادتمند و خدمتگذار ملت بزرگ ایران
برادر کوچکتان
حسن جلالیان

دانلود فایل تصویری:یهود شناسی١-چه شد به فاصله ٢ماه از واقعه عظیم غدیر خم مردم علی(ع)را علارغم انهمه تاکید پیامبر(ص)رها وبه تله یهود شیطان پرست افتادند--چرا حضرت عیسی(ع) زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود بود--یهود شناسی وارتباط ان با کابالا-ارتباط عمر و ابوبکر با یهود وایا (لطفا هر کس میتواند برای باقیات الصالحات خود وخانواده اش، برای این فایلها زیر نویس به زبانهای زنده دنیا قرار دهد)           

غدیر خم
«
غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمین‌های مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم  پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمی‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.
در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند. اجتماع باشکوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شرکت کردند؛ که آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند که حجاج باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به ۱۲ هزار نفر از حجاج یمن – که مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند. در مسیر بازگشت حجاج، جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ کن و اگر چنان نکنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه ۶۷ )
در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف کاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند کسانی که جلوتر هستند بازگردند و کسانی که عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی که تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند. پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی که حضرت علی (ع) در کنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی که دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را درکنار رسول خدا مشاهده نمایند،)درقسمت زیر کل واقعه غدیر اورده شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.

و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده­ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده­ای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده­ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده­ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه­ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))

علی بن ابی­طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می­جوید.

از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم؛ همان­ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده­ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می­شنود، بی­اندیشه می­پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((

من هم اکنون می­توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می­کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی­سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته­ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده­ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته­ام و به شما اعلام می­کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی­طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می­دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می­کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین­اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

معرفی علی بن ابیطالب(ع)

(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) می­رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):

ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می­کند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.

(ای مردم!) آنچه می­گویم به فرمان پروردگارم می­گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می­گویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست می­دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده­ای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))

خداوندا! تو را گواه می­گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی­تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه­ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.

خطر انحراف و کار شکنی

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمی­ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی­گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می­گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه­ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می­کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته­اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می­گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی­گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست­ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده­اند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده­اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه­ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده­اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده­ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))

ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))

و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده­ها کرده و خدا وعده­های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس می­آیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .

ای مردم! خداوند، مرا به پاره­ای از امور امر کرده و از پاره­ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده­ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می­کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده­اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می­کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می­گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می­کنند.

معرفی دوستان و دشمنان

ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشته­ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا می­مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.

ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

/ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.

و نیز می­فرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه­اید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می­شوند)).

(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)

((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می­افتند و غریو جهنم را که می­جوشد و می­خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر می­خیزد، می­شنوند)).

و نیز در قرآن آمده:

/کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤.

همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤

آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده­ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

معرفی حضرت مهدی (عج)

آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه­های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده­اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی­شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.

طرح مسئله بیعت

ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می­خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده­ام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می­خواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:

/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.

حج

ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است

/فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.

ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده­ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی می­کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می­کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می­شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده­اند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی­دانید آگاهتان خواهد کرد.

احکام الهی

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام می­گویم که به حلالها امر می­کنم و از حرامها نهی می­نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده­ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.

و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی­گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می­کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

تنها راه هدایت

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

/وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.

و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده­اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).

ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

/إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤.

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره­ای از بهشت نخواهد داشت.

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار داده­ام پذیرفته­اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) می­باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می­کنیم و پیمان می­بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))

ای مردم! چه می­گویید؟ خداوند، هر آوازی را می­شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه­اند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤

ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره­مند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:

((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی­کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی­یافتیم))

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:

/فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤.

خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس می­خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می­کرد، می­گفت:

((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).

یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).

نظر بولس سلامه درباره حضرت على (ع)

او در مقدمه کتاب خود «عید الغدیر ملحمة العربیة» مى‏نویسد: اگر سؤال کنند چرا در مورد على شعر سرودى با آنکه تو مسیحى هستى؟ در جواب مى‏گویم: هر یک از ابیات کتاب جواب سؤال توست و هر کدام بیانگر فضلى از فضایل اوست. و على مردى است که همه مسلمین او را به عظمت‏یاد مى‏کنند، و مسیحى‏ها هم او را به بزرگى و زهد تقوى یاد مى‏کنند. و احادیث او را در مجالس خود ذکر مى‏کنند. و من در روى زمین کسى را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از على نیافتم، کل زندگى این مرد مشوب به غصه‏هاى متعدد بود، على علیه السلام از آن روزى که چشم خود را در کعبه باز کرد. تا وقتى که چشمش را در مسجد بست، درگیر با مشکلات و مصائب بود و ...، ولى در برابر همه آنها صبر کرد.

بعد مى نویسد: اگر شیعه بودن عبارت است از حب اهل بیت نبى من شیعه هستم، سپس خطاب به حضرت على علیه السلام مى‏گوید: شعر من در ساحل بیکران تو یک سنگریزه است، اما این سنگ به خون حسین خضاب شده است پس این هدیه ناقابل را به خاطر امام حسین علیه السلام از من قبول کن.

... دلایل بر بزرگى شخصیت امیر المؤمنین هر آینه برتر از آنست که بشمار آید. و آنکس که بخواهد دلایل مزبور را بشمارد مانند کسى است که بخواهد اشعه خورشید را بچنگ آرد.

من در این نامه اکتفا مى‏کنم بذکر یکى از آن دلایل، و آن این است که دو مرد بر مبناى دوستى خاندان پیامبر صلى الله علیه و اله وسلم با یکدیگر تلاقى مى‏نمایند، یکى از آن دو مرد، شیعه بزرگوارى است که پانزده سال است قلم خود را در راه خدمت‏بحق وقف نموده است، و او تو هستى، دومین آنها این مرد ناتوان است که اخیرا (در اثر مطالعه الغدیر) به این عقیده در آمده است.

من یک مسیحى هستم ، ولى دیده باز دارم و تنگ بین نیستم ، من یک مسیحى هستم که در باره شخصیت بزرگى صحبت مى کنم که مسلمانان در باره او مى گویند : خدا از او راضى است ، صفا با اوست و شاید هم خدا به او احترام بگذارد . . .على جایى را اشغال کرده است که یک دانشمند او را ستاره درخشان آسمان علم و ادب مى بیند و یک نویسنده برجسته از شیوه نگارش او پیروى مى کند و یک فقیه همیشه بر تحقیقات و پدیده هاى او تکیه دارد... و هیچ کتابى جز قرآن بر کتاب او برترى ندارد.

 

روزی عمربن خطاب روی منبر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته، و برای مردم سخنرانی می‌کرد؛ در ضمن سخنان خود، یاد‌آور شد که من بر جان و مال مؤمنان ولایت دارم. امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود: مردک دروغگو از منبر‌یکه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا. عمر گفت:«حسین! آری بجان خودم سو‌گند که این منبر از آن پدر توست نه پدر من، اما چه کسی این سخن را به تو آموخته؟ حتماً پدرت علی این کلمات را به تو یاد داده است؟!.» حضرت فرمودند: «اگر بفرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را اطاعت کنم. بجان خودم سوگند که او هدایتگری راستین است و بوسیله او هدایت خواهم شد؛ پدرم علی ـ علیه‌السّلام ـ طبق پیمانی که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بوسیله جبرئیل و از جانب خداوند آورده است، بر گردن مردم بیعت دارد، و جز افرادیکه منکر کتاب خدا هستند کسی نمی‌تواند این بیعت را انکار نماید، مردم ازاین بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند؛ امازباناً آنرا انکار می‌کنند. وای بر آنان که حق ما اهلبیت را انکار می‌نمایند، اینان چگونه با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ روبرو خواهند شد با آنکه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر آنان غضبناک خواهد بود، و برای خو‌یشتن عذابی سخت در پیش دارند؟ عمر به آن حضرت گفت:«ای حسین! هر کس حق پدرت را انکار کند لعنت خدا بر او باد، لکن بدان که مردم، ما را به حکومت گماشتند و ما نیز این حکومت را پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را امیر خود می‌ساختند، ما نیز فرمان می‌بردیم. حضرت به او گفت: ای پسر خطاب! پیش از آنکه تو ابوبکر را بر خویشتن امیر سازی، تا او هم در مقابل، بدون هیچ‌گونه مدر‌کی از طرف پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، و بدون رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، کدام مردم ترا بر خود امیر کرده بودند؟ اای عمر!آیاتو چنین می‌پنداری که رضایت تو موجب خوشنودی حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ است، اما خشنودی اهل بینش موجب غضب او خواهد بود؟! به خدا سوگند اگر زبانم باز بود که حقایق را بگویم، و مردم نیز حقایق را تصدیق می‌نمودند، و افراد با ایمانی بودند که وارد عمل شوند تو نمی‌توانستی روی منبری که مربوط به خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است قرار‌گیری، و روی سر آنان به سخنرانی پردازی، و با قرآنی که در این خاندان نازل گشته است بر آنان حکومت کنی، با اینکه کلمات و حروف قرآن را از یکدیگر نمی‌‌شناسی و جز مسمو‌عاتی اندک از تفسیر و تأویل آن سر در نمی‌آوریدر بی کفایتی تو همین بس که بین خطا‌کاران و پاکان فرق نمی‌گذاری، خداوند ترا بسزای کرده‌هایت برساند، و درباره این همه بدعت‌ها که بنیان گذاشتی، سخت مورد بازپرسی‌ات قرار خواهد داد ******** منبع:تاریخ ابن عساکر از علمای اهل سنت

سوره مبارکه نحل ایه

116 می فرماید " شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حرام کرده و بخدا نسبت دهید تا برخدا دروغ بندید که انانکه برخدای خود دروغ بستند هرگز روی رستگاری نخواهند دید".

تاریخ اقرار دارد شواهد عینی ناظر است و احکام فقهی اهل سنت شاهد که خلیفه ثانی بیش از ده مورد بدعت در دین دارد نماز تراویح و نماز دست بسته و بدون مهر تحریم متعه برخی احکام مربوط به حج و چندین مورد دیگر

. ایا عمر مصداق این ایه نیست؟؟؟.

رسول خدا فرمود حرام دین اسلام حرام است تا قیامت و حلالش حلال است تا قیامت شاید برخی از اهل سنت عمر را افضل از رسول خدا می دانند معاذالله

سوره مبارکه ابراهیم ایه سه می فرماید

: کسانیکه زندگی دنیا را بر اخرت مقدم و محبوبتر دارند و خلق را از راه خدا برگردانندو ان راه راست کج کنند انان درگمراهی بسیار دورند.

چرا وقتی رسول خدا علی را انتخاب کرد و گفت مولا و جانشین من علی است از او پیروی کنید خدا دوست بدارد دوستدار او را و دشمن دارد دشمن او را چرا خلفای سه گانه راه راست را کج کردند پس از رحلت رسول خدا سیاست بازی کردند و خلافت را جایگزین امامت کردند

. چرا عهد خدا و رسول خدا را شکستند.

دراین رابطه سوره رعد ایه

25 می فرماید" انانکه پس از پیمان بستن( در واقعه غدیر عمر به علی علیه السلام گفت به به ای علی اقای هر مرد و زن مسلمانی تو) عهد خدا شکستند و هم انچه خدا امر به پیوند ان کرده بگسستند و در روی زمین فساد وفتنه برانگیختند اینان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصیب است".

همه شاهدند کی عهد را گسست و پیمان رسول خدا را شکست و علی را کنار زد

عمر خلیفه ثانی علنا گفت رسول خدا متعه را حلال اعلام کرد من حرام می دانم و چند چیز دیگر را که حرام بود حلال کرد و حلال ها را حرام کرد تاریخ دروغ نمی گوید تاریخ شاهد براین مدعاست

همه شنیده اند و خوانده اند و میدانند که عمر هنگام رحلت رسول خدا که ایشان فرمود قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که هیچ گاه گمراه نشوید گفت ولش کنید او هذیان می گوید

(معاذالله) حالا ببینید قران چه می فرماید: سوره اسراء ایه 48" بنگر تا چه نسبتها بتو می دهند که از گمراهی خود هیچ راه خلاصی نمی یابند".

کسانی که امامت را با سیاست کنار زدند و خلافت علم کردند ایات قران را کتمان کردند ایات در شان علی را کتمان کردند ایه ولایت ایه تبلیغ و غیره را وارونه جلوه دادند که امامت پا نگیرد ببینید قران چه می فرماید

سوره بقره ایه159 " ان گروه از اهل کتاب که ایات و ادله واضحه ای را که برای هدایت خلق فرستادیم کتمان نموده پس از انکه برای مردم در کتاب اسمانی بیان کردیم انها را خدا لعن می کند و جن و انس و ملک نیز لعن می کنند".

خدا در ایه175 همین سوره می فرماید" انها همان گروهی هستند که اختیار کردند ضلالت و گمراهی را بجای لطف و هدایت و عذاب خدا را بجای امرزش و رحمت چقدر بر اتش جهنم سخت جان و پر طاقتند".

بله کسانیکه کاسه داغتر از آش شده بودند پس از رحلت رسول خدا همانهایی بودند که در جنگ احد از ترس فرار کردند و رسول خدا را جا گذاشتند و فقط علی حیدر کرار از رسول محافظت می کرد خدا در سوره انفال ایه

16 درباره فراریان جنگ می فرماید" هر که در روز جنگ بانها پشت نموده فرار کرد به طرف غضب و خشم خدا روی اورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود..."

بله کسانیکه در زمان رسول خدا به به به به می کردند نسبت به علی علیه السلام و امر برانها واضح بود و وصایت مولا علی را به ظاهرپذیرفته بودند پس از رحلت رنگ عوض کردند محاجه کردند با علی که نه خیر گذشته دیگه گذشته ما خودمان خلیفه انتخاب می کنیم

خدا دراین باره در سوره شوری ایه

16 فرموده است: " انانکه در دین خدا جدل و احتجاج برانگیزند پس از انکه خلق دعوت او را پذیرفتند حجت انها نزد خدا لغو و باطل است و برانها قهر و غضب عذاب سخت خواهد بود".

ایه بلغ بما انزل الیک و الیوم اکملت لکم دینکم برای روشن شدن مطلب و امامت علی بن ابیطالب علیه السلام برای پاک سرشتان کافیست اگر کسی غرض نداشته باشه راحت مطلب برایش روشن می شود

وای بر کسانیکه دینشان را به دنیای دیگران بفروشند

نویسنده : سیدعباس

امام صادق از زبان پیشوایان اهل سنت، امام صادق و مالکی و حنفی

 

نعمان بن ثابت ‏بن زوطى‏» معروف به «ابو حنیفه‏» (80 - 150ه. ق.) پیشواى فرقه‏ حنفى که از نظر زمانى معاصر با امام ‏صادق علیه السلام بود، درباره‏ عظمت امام صادق علیه السلام اظهارات و اعترافات‏خوبى دارد. از جمله درباره‏ آن حضرت گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامه‏»؛ من فقیه‏تر و داناتر از جعفر بن محمد ندیده‏ام. او داناترین فرد این امت است. (1) شمس الدین ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج ‏6، ص‏257/ تاریخ‏الکبیر، ج 2، ص‏199 و 198، ******************************* مالک بن انس (97 - 179 ه .ق) یکى از پیشوایان چهارگانه‏ اهل ‏سنت و جماعت و رئیس فرقه‏ مالکى است که مدتى افتخار شاگردى ‏امام صادق علیه السلام نصیب وى شد. (4) او در باره‏ عظمت و شخصیت علمى‏ و اخلاقى امام صادق علیه السلام چنین مى‏گوید: هیچ چشمى ندیده است و هیچ گوشى نشنیده است و به قلب هیچ بشرى ‏خطور نکرده است، مردى که با فضیلت‏تر از جعفر بن محمد باشد شهید مطهرى، سیرى در سیره‏ ائمه اطهار علیهم السلام، ص‏149

 

حق-خبر-جدیدترین-مهم ترین-اسلام-تبیین-طب-ضدشیطان-تحریف-وحدت-زمینه سازی جهت ظهور منجی-انسانیت-صلح-شیعه-نجات-اهل سنت حقیقیBeautiful -Spiritual Medicine-Concepts The most beautiful truths-Masons Dirty-The most important-Savior rise-Beautiful prayers-Islam the only true religion-All prophets were Muslims-Baha'i and Wahhabi and other eclectically different is Zionist Satanism agent-Humanity-Colonial medicine-Debate with demons-Distortion-Unity-Shiites, Sunnis only real-Explanation-Hope-Release-Grounds...-Awakening time-Word of the beauty of the innocent against other religions
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: