دلیل حمله به برادر واستاد ارجمندم دکترمنتظرتوسط دجال صفتان-طب استعماری لعنتی

786

بقیه از مقاله دکتر منتظر:

طب و تهدید نرم

ب) سوء مدیریت و عدم نظارت : نمونه های آن عبارت است از :

· واردات بیش از حد تجهیزات پزشکی: مثلاً تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است لذا 94% تصویربرداری ها غیرضروری است که این امر باعث تحمیل هزینه فراوان به مردم و تحمل عوارض ناشی از اشعه شده است

· ورود فرآورده های آلوده مانند فاکتور های خونی حاوی ویروس هپاتیت و ایدز از شرکت فرانسوی مریو که صدها نفر بیمار مبتلا به هموفیلی و تالاسمی مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. وزارت بهداشت محکوم به پرداخت دیه شد ولی وقتی مقرر شد از شرکت مریو شکایت شود، وزارت بهداشت منکر وجود هرگونه مدرک برعلیه این شرکت شد در حالی که عراق با همه اوضاع نابسامان خود از این شرکت غرامت دریافت کرد

· واردات واکسنهای آنفولانزای مشکوک از شرکت های صهیونیستی نوارتیس و گلاکسو

 

ج) هزینه های خانمان برانداز:

· به گفته معاونت درمان سالیانه 700 هزار نفر در اثر پرداخت هزینه های درمان همه دارایی خود را از دست می دهند مثلاً هزینه جراحی قلب در بخش خصوصی 50-30 میلیون تومان است

· هزینه هرنوبت IVF در مراکز دولتی 1.5 میلیون تومان است و زوجهای جوان برای تامین هزینه درمان بایدهمه دارایی خود را بدهند.

· هزینه درمان ام اس در ماه 5 میلیون تومان است

 

مقدمه دوم : هر حرکت موثر توحیدی یک جنبه نفی دارد و یک جنبه اثبات (لااله الاالله) و جنبه نفی آن مقدم و بر جنبه اثبات و مهمتر از آن است (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله.)

بنظر می رسد این یک اصل اساسی است و هیچ مصلحت اندیشی نمی تواند آن را تعطیل کند. اگر چنین بود پیامبران الهی اینقدر درگیر نمی شدند و حرکت اصلاحی خود را بدون ایجاد حساسیت در مخالفین به پیش می بردند.

ظاهراً نقطه ضعف اساسی علاقمندان طب اسلامی در دانشکده طب سنتی همین اصل مهم است که آنها طب غربی و مظاهر آن را خوب و مورد اعتماد می دانند و مدام صحبت از تعامل این دو مکتب درمانی با هم می کنند و بین آن دو رابطه گرگ و میش قائل نیستند. نتیجه اش این شده که آن استاد معتقد به طب اسلامی، آنچه را که پیشرفت های طب غربی می پندارد، جزء طب اسلامی بر می شمارد و قائل به کلام حضرت امام خمینی (ره) که آن را «طب استعماری» نامید نمی باشد و تهدید هایش را نمی بیند.

 

بحث:

اولاً: اگر این آمار و ارقام دروغ است چرا توسط وزارت بهداشت و مسئولین آن اعلام شده و کسی هم آنها را رد نمی کند؟

پس اگر راست است باید وضعیت موجود را یک تهدید ملی و یک وضعیت بحرانی قلمداد کرد.

ثانیاً : گسترش آمار بیماریها در روستاها که از هوای سالمی برخوردارند و پایین تر بودن سن ابتلا به بیماری ها در ایران نسبت به کشور های غربی نشان دهنده آن است که نمی توان علت این بحران را صرفاً استرس، کم تحرکی، چاقی و آلودگی هوا دانست و قطعاً باید عوامل دیگری را مضاف بر عوامل یاد شده جستجو نمود.

ثالثاً : به نظر می رسد عوامل ذیل باعث شده تا وضعیت ما از نظر سطح سلامت و گسترش بیماریها و هزینه ها حتی از کشور های غربی بدتر باشد :

 

الف) مواد غذایی ناسالم : تولید و مصرف وسیع فست فود و مواد غذایی که حاوی انواع نگهدارنده های صنعتی می باشند (نیتریت،بنزوات سدیم و ...) و بنابر برخی گزارش ها میزان آنها در اغذیه ما حتی بیش از سایر نقاط دنیاست. و نیز مواد غذایی شبیه سازی شده مثل آبلیموی تهیه شده از کاه یا شیرهایی که بنا به اعتراف برخی مسئولین یک قطره شیر هم ندارند!

و جالب است که که دولت بعضاً برای تبدیل یک ماده غذایی مفید به مضر هزینه می کند، مثلاً شکر سرخ تهیه شده از نیشکر در خوزستان که ضد سودا و مفید برای مزاج است کیلویی 5000 تومان و نایاب می باشد در حالی که همین شکر وارد کارخانه شده بعد از افزودن مواد شیمیایی سفید کننده با حمایت دولت کیلویی1500 تومان عرضه می شود!

ب) استفاده وسیع از کود های شیمیایی در کشاورزی : چندی قبل وزیر بهداشت اعلام کرد استفاده از این کودها در کشور بیش از حد مجاز است و باعث سرطان می شود. کافی است به این آمار دقت شود تا به عمق فاجعه پی ببریم:

« میزان واردات کود شیمیایی به کشور در اولین سال ورود (1325)، یازده تن بوده که الآن به 4 میلیون تن در سال رسیده»

تاسف بارتر این که دولت برای واردات این حجم کود شیمیایی یارانه هم می پردازد..

ج) مصرف بیش از حد داروهای شیمیایی : میزان تجویز و مصرف دارو در ایران از کل اروپا بیشتر است ، استاندارد جهانی تجویز دارو در یک نسخه دو قلم است ولی در ایران بعضاً پزشک10 قلم دارو تجویز می کند و هیچ کس او را بازخواست نمی کند. تجویز داروهای کورتونی برای کوچکترین علائم مثل تب و سرماخوردگی به امری معمول تبدیل شده است . حذف طرح ژنریک نیز که از اوایل انقلاب برای مبارزه با سودجویی کارتلهای دارویی اجرا می شد نیز به این آشفته بازار دامن زده است

د) جراحی های غیر ضروری و سودجویانه :کافی است به این آمار دقت شود که میزان جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد برابر است. یعنی مردم ما با صرف هزینه فراوان، سلامت خود را می فروشند و هرگز به سطح سلامت قبلی باز نمی گردند. وزیر بهداشت ما متخصص زنان است ولی همچنان زایمان طبیعی امری نادر و تاریخی است.

نتیجه:

با دقت در شرایط موجود متوجه می شویم که موضوع پزشکی و سلامت برای ما یک موضوع امنیتی و استراتژیک است و تداوم وضع موجود در آینده ای نزدیک مارا از پای در می آورد و دیگر نیازی به جنگ برای تسلیم شدن ما نیست

آسیب های های موجود در حوزه سلامت را در چهار سطح کلی می توان فهرست نمود :

1-جانی 2- مالی 3- فرهنگی 4- اعتقادی

درک صحیح وضع موجود ما را به این نتیجه می رساند که اولین و مهمترین وظیفه بسیج ، محافظت از جامعه در برابر این تهدید نرم است .

اول ای دل دفع شر موش کن وانگهی در جمع گندم کوش کن

در برابر سونامی سد سازی نمی کنند بلکه مردم را آگاه می کنند تا فرار کنند. ابتدا باید مردم را آگاه کرد تا تهدید های طبی و تغذیه ای آنها را هلاک نکند، حضرت امام خمینی (مبدع واژه طب استعماری) نیز فرمودند هرکجا دیدید مسئولین گوش نمی کنند بروید به مردم بگویید.

این که می بینیم وزارت بهداشت دل ما را به تاسیس چهار تا دانشکده طب سنتی خوش و سر اساتید طب سنتی را به آن گرم می کند، این که شاهدیم موسسه تحقیقات حجامت برای کسب مدرک طب اسلامی به ارمنستان می رود و این که نظاره گریم حوزه های علمیه ما نسبت به این موضوع کاملاً خواب هستند، ناشی از عدم درک شرایط تهدید آمیز فعلی است.

مشکل امروز ما این نیست که از طب اسلامی یا طب سنتی برخوردار نیستیم، مشکل ما این است که وزارت بهداشت ما از نظر عملکرد و سیاستگذاری کاملاً وابسته است. وزارتخانه ای که اساس آن سکولارست با آمدن دولت اصولگرا و وزرایی که البته مومن و محجبه هستند مشکلش حل نمی شود. شخص آقای دکتر لنکرانی وزیر سابق و دکتر علویان معاون ایشان و نیز سایر معاونین بارها اعلام کرده اند که حریف مافیای حاکم بر سیستم پزشکی نمی شوند. و بدیهی است تا وضعیت چنین باشد مردم روی سلامت را نخواهند دید و سایر اقدامات روبنایی است.

 

نقش شخصیت ها و نهادها در این راستا:

1- به چالش کشاندن وزارت بهداشت:

قطعاً این که مقام معظم رهبری در مورد کرسیهای آزاد اندیشی فرمودند، 100 بار گفتم و انجام ندادید، حوزه بهداشت و سلامت را هم شامل می شود. در شرایطی که وزارت بهداشت کوچکترین حرکتی در این جهت انجام نمی دهد، جا دارد که مراکز علمی دانشگاهی و همه نهادهای انقلابی با برقراری این کرسیها، مسئولین وزارتخانه را به جد به چالش بکشد تا موظف شوند علت وضع موجود را توضیح دهند و بگویند برای رفع آن چه کرده اند؟ توضیح دهند که :

· چرا آمار پیشرفت بیماریها (بنا بر گزارش خودشان) بیش از هرجای دیگر دنیاست ؟

· چرا آمار جراحی قلب ما با چین برابر است ؟

· چرا فقط در ایران این تعداد دختر جوان مبتلا به ام اس داریم؟

· چرا سن بروز بیماریها در کشور ما پائیین تر است؟

· چرا آمار رشد جمعیت را در تنها کشور شیعی، به 1.3 در صد رسانده اند آن هم در کشوری که 6 برابر انگلستان خاک دارد و نصف وسعت اروپا در خاک آن جا می شود و رهبرش فرموده است تا جمعیت به 150 میلیون نرسیده آن را کنترل نکنید؟

· چرا شرکتهای دارویی آمریکا ما را تحریم نمی کنند و داروهای آنها به وفور با قیمت گزاف در داروخانه ها عرضه می شود؟

مسئولان وزارت بهداشت و مافیای حاکم بر نظام سلامت باید بدانند که دیگر نمی توانند هر سیاستی را به هر شکل که می خواهند و بدون هیچ مقاومتی پیاده کنند و پاسخگو هم نباشند.

2- آگاهسازی عمومی:

- مردم باید آگاه شوند که در معرض تهدید می باشند

- باید بدانند که وزارت بهداشت آنان بدون چون و چرا تابع سیاستهای سازمان جهانی بهداشت است و طبیعتاً همان مقدار که سازمان ملل در جهان صلح را گسترش می دهد، سازمان جهانی بهداشت که شعبه ای از آن است نیز سلامت را توسعه می دهد.

- نباید از آگاه شدن مردم ترسید. آگاهی آنان باعث می شود تا جلوی خیلی از سوء استفاده ها گرفته شود و حتی کارخانه های تولید ساندویچ و سس و روغن صنعتی و پفک مجبور به تغییر خط تولید خود شده تا ورشکسته نشوند.

- باید اصول تغذیه ای قرآنی و اسلامی برای همگان تبیین شود.

از آیه :«فلینظر الانسان الی طعامه» الهام می گیریم که شرط انسان بودن این است که بدانیم چه می خوریم. یعنی فقط چیزی را مجاز به خوردنیم که مفید بودنش بر ما روشن شده باشد در حالی که مردم خیلی هم که اهل دقت باشند، از مواد غذایی مضر پرهیز می کنند ولی اغذیه مشکوک را با این توجیه که نمی دانیم خوب یا بد است می خورند که این برخلاف معیار قرآنی است

- باید بدانند که سیستم پزشکی موجود برایشان ضمانت بخش نیست و ممکن است سلامت خود را همراه با همه دارایی خود از دست بدهند.

انشاء الله هریک از ما بتوانیم به سهم خود به وظیفه مان در این شرایط حساس تاریخی عمل کنیم

والسلام

دکتر رضا منتظر

دی ماه 1390

بقیه از مقاله:

... قبلی به آمار بالای ناباروری در ایران اشاره شد و دوستان هم زحمت کشیده و به برخی علل احتمالی آن اشاره کردند که البته در جای خود صحیح اند ولی به تنهایی توجیه کننده وضعیت فعلی ما نیستند چون این عوامل همگی (به جز آمار بالای مصرف دارو) در کشورهای غربی هم وجود دارند لذا باید در جستجوی علت دیگری نیز بود که باعث شده آمار ما حتی از کشورهایی که فقط طب رایج در آنها حاکم است بالاتر باشد. آیا توطئه ای در کار نیست که همت خود را صرف صدمه زدن به ما از راه طب و تغذیه نموده است؟ اجازه دهید بنده به شما کمک کنم تا قطعات پازلی که این معما را حل می کند در کنار هم قرار گیرد:

الف) کاهش جمعیّت جهان یکی از سیاستهای راهبردی استعمارگران است :
در این خصوص توجه به نقش مؤسّساتی همچون: "بنیاد هنری کیسینجر" و ایالات متّحدة آمریکا به عنوان کشوری که بر همه منابع زیرزمینی و روی زمینی جهان چشم داشته و نقش استعماری آن در طرح بریتانیایی کنترل جمعیّت جهان طیّ صد سال اخیر، ضرورتی گریزناپذیر است. این سخن جان داوید راکفلر در دومین کنفرانس سازمان کشاورزی و خوار و بار سازمان ملل که: «به نظر من کنترل (رشد) جمعیّت پس ازسلاح‌های هسته‌ای، دومین اولویت ماست»، بسیار قابل تأمّل است.
تلاش‌های همه‌جانبه برای کنترل جمعیّت از سال 1927 با به کارگیری تکنیک‌های کنترل زاد و ولد آغاز گردید. هزینة این پروژه توسّط «بنیاد راکفلر» تأمین گردید.
اوّلین اقدام دراین رابطه در «پرتوریکو» به عنوان محلّ ایده آلی برای این منظور به اجرا درآمد. در سال 1965 طیّ یک بررسی و پژوهش انجام گرفته در پرتوریکو روشن شد که 35 درصد از زنان، با موفقیّت عقیم‌سازی شده‌اند.
دومین کشور که در این رابطه مورد اقدام قرار گرفت، کشور برزیل بود. در اوایل دهة 1970 بنابر بررسی‌های صورت گرفته توسّط دولت برزیل 44 درصد از زنان 14 تا 55 سال که قادر به بارداری بودند عقیم گردیده بودند.
در بسیاری از کشورهای دیگر از جمله هندوستان نیز این پروژه بدون اینکه با ممانعتی روبرو گردد در پوشش فعالیّت‌هایی همچون بهداشت و سلامتی، واکسیانسیون و امور دیگر به اجرا در آمد و کشورهای هندوستان، مکزیک، بنگلادش، برزیل، پاکستان، اندونزی، فیلیپین، کلمبیا، تایلند، مصر، اتیوپی و ترکیه که دارای ثروت‌های طبیعی فراوانی بودند به عنوان کشورهای هدف این پروژه در آمدند.

در فرایند این اقدامات، هم عقیم‌سازی به اجرا در می‌آید و هم منابع غنی این کشورها مورد چپاول قرار می‌گیرد. نام این اقدامات نیز «تنظیم خانواده» و «توسعة پایدار» گذاشته می‌شود. سزارین تشویق می‌گردد، حتّی در بعضی از کشورها زنان بهسزارین مجبور می‌گردند (الان در ایران تا حد زیادی چنین شده است) در روند این عملیات لوله های رحم زنان علی‌رغم میل آنان بسته می‌شود،به مواد غذایی مواد افزودنی عقیم‌ساز اضافه می‌شود، مواد غذایی تغییر ژنتیک دادهشده مخفیانه و علناً تولید می‌گردد، به داروها عوامل عقیم‌کننده اضافه می‌گردد. یابه صورت بی رویه و به بهانة تشخیص و درمان، بیماران را تحت تابش اشعه قرار می‌دهند.
صنایع دارویی از رسالت اصلی خویش دور شده و در حال تبدیل شدن به یک تهدید جهانی است امری که مردم از آن بی‌خبرند. صنعت داروسازی در دنیا در اختیار یک کارتل جهانی قرار داشته و در خصوص اینکه کدام داروی تولید شده باید در جهان عرضه شود، سرمایه‌گذاران صنعت دارو هستند که تصمیم می‌گیرند.

ب) تلاش موساد برای عقیم کردن مردم مصر :

مرداد ماه سال گذشته یک جاسوس صهیونیستی در مصر بازداشت شد و از تلاش موساد برای عقیم کردن مردان و زنان مصری پرده برداشت. به گزارش فارس، روزنامه الاهرام مصر نوشت که دادستانی عالی دولت مصر کشف کرده که "بشار ابوزید، متهم اردنی که به اتهام جاسوسی برای موساد در مصر بازداشت شده است، فاش کرد که"اوفیر هراری" افسر موساد از وی خواسته بود تا شرکتی را برای واردات کالاهای اسرائیلی در زمینه آرایش مو برای مردان و زنان تاسیس کند. این شرکت قرار بود تنها نمایندگی توزیع این کالاها در اسرائیل باشد.این افسر موساد به ابوزید گفته بود که علت این اقدام در مصر این است که مواد فوق باعث ایجاد نازایی در میان زنان و مردان مصری میشود و میتواند نسل مصریها را کاهش دهد.

ج) مکملهای ورزشی برای عقیم کردن ایرانیان :

سال گذشته محمدرضا شانه ساز معاون دارویی سازمان غذا و دارو هشدار داد: مکمل‌های بدنسازی غیر مجاز که اغلب در باشگاههای ورزشی عرضه می‌شوند، به علت داشتن هورمونهای غیر مجاز افراد را نابارور می‌کنند و فراوانی این مکملها نشان می‌دهد که توطئه‌ای در قالب بیوتروریسم برای از بین بردن نسل ایرانی در حال اجراست. وی تأکید کرد: عارضه مهم این مکمل‌ها این است که بعد از مدتی از مصرف فرد را نابارور می‌کنند و این مسئله می‌تواند نشانه این باشد که توطئه دیگری علیه ملت ایران در جریان است و می‌خواهند نسل ایرانی را منقرض کنند و این بخشی از بیوتروریسم علیه ایرانیان است که بسیار فراتر و خطرناک‌تر از سودهای اقتصادی فروش این مکمل‌هاست.

نتیجه : عملکرد گذشته استعمارگران در عقیم سازی ملتها و آمار فعلی ناباروری ما را به این نتیجه می رساند که اجرای این سیاست در کشور ما کاملا محتمل است. خصوصا که دشمنی آنها با ما ریشه دار است و از بعد از انقلاب تاکنون در عرصه های مختلف مقهور اراده ملت ما شده اند. بنابراین ضروری است که همه ما در مصرف مواد غذایی و دارویی که از ماهیت آنها بی اطلاعیم نهایت دقت و احتیاط را داشته باشیم. به عنوان مثال وقتی می شنویم در مکزیک، توزیع نوعی از ذرت دستکاری شده باعث گسترش ناباروری شده و اکنون در بسیاری از مراکز عمومی ما ذرت با عنوان مکزیکی با شکل و طعمی جدید ارائه می شود شایسته است قبل از مصرف، در مورد منشاء و چگونگی تولید آن تحقیق کنیم و هرچیزی را به صرف خوشمزه بودن، نخوریم.

/ 0 نظر / 85 بازدید