قبرمعاویه-تحریف تاریخ-شیاطین جن وانس(صهیونیست وزاده انها شامل بهائیت و وهابیت و

وضعیت قبر معاویه و یزید در بیان مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه

 

 

منبع  :  امام شناسی ج 16 و 17 ص 171 پاورقی 2

بتازگی وهابیت به صرف مخالفت با شیعه علم دینداری را برای معاویه بر پا کرده است تا جایی که یکی از اساتید دانشگاه علوم اسلامی وهابیون در عربستان کتابی نوشته بنام( حقایق عن امیر المومنین یزید ) که در ان پس از شرح سوابق ساختگی برای معاویه وخدمات او برای اسلام و مسلمین و اینکه مورد عنایت پیامبر بوده واینکه بحق یزید را جانشین خود ساخته سعی کرده تا چهره موجهی از ال امیه نشان دهد .سپس به نکوهش قیام امام حسین پرداخته و قتل ایشان را حق یزید دانسته است.
در این کتاب اشاره ای به روایات معروف پیامبر در مورد معاویه نشده .از معرفترین آنها که در بعضی از کتب اهل تسنن نیز آمده است این است که:روزی پیامبر باجمعی از اصحاب بودند که معاویه در حالی که ابوسفیان را بر پشت داشت از آنجا عبور میکردپیامبر در جمع اصحاب به انان اشاره کرد و فرمود :لعن الله راکب و مرکوب.خدا لعنت کند انکه سوار است و انکه سواری میدهد.
همچنین در اینکه ابوسفیان پدر واقعی معاویه باشد تشکیک شده چون هنده مادرش زنی هرجایی بود و در زمانی که همسر ابوسفیان بود با مردان زیادی مراوده داشت.دلیل قطعی این اتهام سخنان امام حسین علیه السلام در کربلاست که یزید را دعی ابن دعی خواندن

سخنان شهید شیخ احمد کافی (ره) :
امسال که به شام رفته‏ بودم ، روزى از آن بچه عربها پرسیدم : قبر معاویه کجاست ؟ گفتند : ما دو معاویه داریم : معاویه کبیر و معاویه صغیر شما کدام یک را مى‏ خواهید ؟ گفتم : هر دو را ، قرار شد که اول به‏ سر قبر معاویه کبیر برویم‏ در کوچه ، پس کوچه‏ هاى آنجا راه افتادیم تا به یک خانه مخروبه‏ رسیدیم‏ رطوبت تا سقف خانه را گرفته بود
از هفت ، هشت پله پایین رفتیم و به یک چاله رسیدیم‏ که چون گنداب زباله هاى شهر از کنارش مى گذشت ، خیلى متعفن بود چند میله آهنى ، مقدارى خاک‏ مرطوب لجنى را محدود کرده بودند که قبر معاویه‏ هم بوسیله همانها مشخص شده بود آرى ، آنجا قبر معاویه بود ، همان معاویه اى که صد و ده هزار شیعه را کشت و همان معاویه اى که دستور مى داد تا امام حسن علیه السلام را پاى منبر بنشانند و خطیب بی دین درباریش بر منبر برود تا در محضر امام حسن علیه السلام ، على علیه السلام را لعن‏ کند اکنون دیگر دوره قُلدرى او سپرى شده و از او چیزى جز آن زباله دان متعفن بجا نمانده است ما مشغول صحبت بودیم که زنى به نزدمان آمد او خادمه آن محل بود زن که فهمید من کمى با زبان‏ عربى آشنا هستم ، به من گفت : آقا ! غصه این را نخورید او فکر مى کرد که من از دوستداران‏ معاویه هستم‏ پرسیدم : چطور ؟ گفت :
این نکبت‏ را که مى بینید ، بخاطر اعمال خود اوست شما به‏ همراهانتان بگویید که کمى به من کمک کنند اما نه به حساب معاویه بلکه به احترام على‏ (ع) خادمه‏ قبر معاویه ، کنار قبر او چنین مى گوید براستى‏ که : ان العزه لله و لرسوله و للمومنین‏ به به‏ از آن معنویت ، فضیلت ، تقوى و دیانتى که چنین‏ عزتى را به یادگار گذاشته است‏ این قبر معاویه‏ کبیر بود اما قبر معاویه صغیر چطور ؟ او پسر یزید و نوه معاویه بود پس از چهل روز حکمرانى‏ ، رجال مملکت را احضار کرد ، خودش بر فراز منبر رفت و گفت : اى مردم ! این خلافت متعلق به آل‏ محمد - علیهم السلام - است‏ جد من غاصب و ظالم‏ بوده است و پدرم ظالمتر از او من این لباس‏ غصبى خلافت را مثل پیراهنى از تنم درمى آورم ، دیگر خودتان مى دانید ، هر که را مى خواهید ، انتخاب کنید او بدین ترتیب دینش را حفظ کرد و چندى بعد هم با همین عقیده از دنیا رفت‏ معاویه‏ ، جدش که تا آخرین نفس در همین شام حکمرانى‏ کرده بود ، آن زباله دانى قبرش بود اما این نوه‏ که از خلافت کناره گرفته بود و فردى عادى بیش‏ نبود ، اکنون مزار مجللى دارد که بیا و ببین ! قالیهاى نفیس ، زوار فراوانى که دسته دسته براى‏ طلب مغفرت به زیارتش مى روند ، ضریح آبرومندانه‏ ، همه و همه یادگار معاویه صغیر هستند.

گور معاویه کجاست ؟

 

سید محمد صادق طباطبائى - رجل معروف ایران در عصر مشروطه و پهلوى ، و رئیس پیشین مجلس شوراى ملى - در سال 1335 شمسى مسافرتى به سوریه مى کند. در آنجا به فکر مى افتد ببیند گور معاویه کجاست و چه وضعى دارد؟

طباطبائى از هر کس مى پرسد گور معاویه کجاست ؟ همه با یک دید نفرت آمیز به او پاسخ کوتاهى مى دهند و از راهنمایى وى خوددارى مى کنند. ولى وى مصرانه این جستجو را دنبال مى کند و سرانجام در یکى از محلات پشت شهر تنها یک درشکه چى را مى یابد که ، با گرفتن دست مزد مضاعف ، حاضر به بردن طباطبائى سر قبر معاویه مى شود. آن هم با این شرط که طباطبائى را به خارج شهر و نزدیکى آرامگاه معاویه ببرد و آنجا او را پیاده کرده و باز گردد و بقیه راه را خود طباطبائى پیاده برود.
بهتر است از این به بعد رشته کلام را به دست خود طباطبائى داده و بدون ذره اى کم و کاست گفته او را بشنویم :
مسافت زیاد نبود، رسیدیم . حیاط خرابه محقرى مشتمل بر دو اطاق کوچک و فضایى در حدود 20 متر بود. سه پله مى خورد. پایین رفتیم . وسط حیاط، حوض کوچک و مخروبه اى با آب گندیده ، که سه مرغابى در آن زندگى مى کردند، وجود داشت . پیرزنى در گوشه حیاط نشسته بود. دوکى در دست (داشت ) و مقدارى پشم در جلویش بود و نخ مى رشت . همین که ما را دید گفت : اینجا چه کار دارید؟
گفتم : آمده ام قبر معاویه را ببینم ، کجاست .
گفت : معلوم مى شود شما عراقى هستید، براى اینکه از اهل شام کسى اینجا نمى آید، و با دست یکى از اطاقها را که در چوبى کهنه اى داشت نشان داد. در را باز کردم ، اطاقى بود به مساحت ده دوازده متر که محل دو قبر در آن ظاهر بود: روى یکى از قبرها پارچه سبز رنگ رفته و مندرس افتاده بود و دو شمعدان مسى قدیمى هم رویش گذارده بودند؛ و قبر دیگر ساده و بى پیرایه بود. قدرى ایستادم و مانند کسى که فاتحه بخواند مقدارى لعن به معاویه و بنى اُمیّه فرستادم و از در بیرون آمدم !

ودرجای دیگر :

یک روحانی کاروان برایم تعریف میکردیکبار که سوریه رفته بودم خیلی دنبال قبر معاویه لعین گشتم و قبری به من نشان دادند که خیلی خراب بود وگفتنداین قبرمعاویه است ولی بیشتر که تحقیق کردم گفتند قبر اصلی جایی دیگر است وبرای حفظ آبروسنی ها میگویند قبرمعاویه اینجاست ولی قبر اصلی را که پیدا کردم مخروبه و محل دستشویی سگها شده وبرای حفظ بیشتر آبرو درب وقفلی هم برایش گذاشته بودند تاراه سگها رابند بیاورندو شخصی که مرا به آنجا راهنمائی کرده بود میگفت هربار که خواسته اند اینجا راتعمیر کنند یا مسول آن کاربه طرز مشکوکی مرده ویا از بازار شهر آتش بلندشده است وآخرین بار که یک یهودی ازانگلستان برای تعمیر قبر و ساختن بارگاهی برای آن آمده بود درخیابان تصادف کرد و نزد معاویه رفت. البته درباره یزید هم میگویند که چون خیلی به شکار علاقه داشته یک روز اسبش رم کرده و سربه بیابان میگذارد و دیگر جسد یزید ملعون هم پیدانمیشود

جواز لعن بر معاویه 

عین الا ئمّه روایت مى کند که به ده دلیل ، لعن بر معاویه رواست :
1. خروج او از اطاعت امیرالمؤ منین على علیه السلام
2. شمشیر کشیدن او بر روى امیرالمؤ منین على علیه السلام
3. غصب کردن حقّ حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام
4. انکار اهل بیت علیه السلام
5. خود را مستحق امامت شناختن .
6. کتمان فضل امیرالمؤ منین على علیه السلام
7. جسارت به امیرالمؤ منین على علیه السلام بر سر منبرها.
8. بهتان بر آن سرور نهادن به خون عثمان .
9. ولایت بر اُمّت را به یزید کافر دادن .
۱۰. قتل حسن بن على علیه السلام و وصیّت کردن به قتل امام حسین علیه السلام

پس معاویه مستحق لعن باشد، بى شرط .

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ

بر گرفته از کتاب : ستاره درخشان شام حضرت رقیه دختر امام حسین (ع )

مؤ لف :حجة الاسلام آقاى حاج شیخ على ربانى خلخالى

 

حقیر از ویرانی‌ و خرابی‌ قبر معاویه‌ علیه‌ الهاویة‌ داستانهائی‌ شنیده‌ بودم‌ که‌ به‌ صورت‌ مزبله‌دانی‌ در آمده‌ است‌، ولی‌ به‌ عیان‌ ندیده‌ بودم‌ تا در سنة‌ 1392 هجریّة‌ قمریه‌ که‌ از راه‌ دمشق‌ برای‌ بار سوم‌ به‌ حج‌ بیت‌ الله‌ الحرام‌ می‌رفتم‌ و توقّف‌ در آن‌ شهر یک‌ هفته‌ طول‌ کشید روزی‌ میل‌ پیدا شد تا بالعیان‌ این‌ مزبله‌ را مشاهده‌ کنم‌. لهذا با دو نفر میزبان‌ گرامی‌ خود: آقایان‌ حاج‌ أبوعلی‌ عبدالجلیل‌ مُحْیی‌ و حاج‌ أبوموسی‌ جعفر مُحْیی‌ - طَوَّل‌ الله‌ عمرهما - برای‌ تماشا و عبرت‌ بر سر قبر او رفتیم‌، آنها هم‌ چندان‌ مایل‌ نبودند زیرا می‌گفتند: دیدن‌ شما از قبر، شاید موجب‌ ترویج‌ باطل‌ باشد ولی‌ من‌ گفتم‌: در وقتی‌ می‌رویم‌ که‌ حتّی‌ احدی‌ در آن‌ نواحی‌ نباشد لهذا بین‌ الطّلوعین‌ را اختیار و در معیّت‌ ایشان‌ بر سر قبر پرعذاب‌ وی‌ رفتیم‌. زنی‌ در گوشة‌ حیاط‌ کثیف‌ و آلودة‌ آن‌ که‌ نگهبان‌ آنجا بود و مشغول‌ شستن‌ رخت‌ بود، شروع‌ کرد به‌ فحشهای‌ غلیظ‌ و سبّ و لعن‌ أکید بر معاویه‌ و یزید، و صلوات‌ و تحیّات‌ بر اهل‌ بیت‌ فرستادن‌.

 رفقای‌ ما گفتند: این‌ زن‌ هم‌ از همان‌ تابعین‌ اموی‌ شام‌ است‌ ولی‌ برای‌ دریافت‌ وجهی‌ از واردین‌ شروع‌ می‌کند به‌ لعنت‌ بر بنی‌امیّه‌ تا از ایشان‌ پولی‌ دریافت‌ کند و ما هم‌ البته‌ او را در ازای‌ این‌ لعنتها محروم‌ نگذاشتیم‌! اما قبر معاویه‌ که‌ در کنار آن‌ حیاط‌ قرار داشت‌ به‌ قدری‌ کثیف‌ و آلوده‌ بود که‌ حقّاً موجب‌ عبرت‌ بود. خفّاشها در تمام‌ سوراخهای‌ دیوار لانه‌ ساخته‌ و حتّی‌ روی‌ قبر او از فضلات‌ آنها مقداری‌ بسیار ریخته‌ شده‌ بود.

 

/ 2 نظر / 69 بازدید
رضا

سلام دوست من وب خوبی داری اگه باتبادل لینک بنر ولوگو موافقی بهم خبر بده موفق باشی

فریوگ

سلام دوست عزیز. تو این برف و بارون کجا می خوای بری خرید؟ از فروشگاه های زنجیره ای ما دیدن کن که سرما نخوری. نخواستی نخر بعد برو بیرون بخر. تماشاش مجانیه. مواظب خودت باش feriog.net feriog.biz feriog.info feriog.com feriog.org feriog.ir حواست باشه هر فروشگاه یک نوعی هست و محصولاتشون فرق دارن. بای