مناظره با اهل بیت-احتجاجات(1)زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت-سرچشمه حقیقت

جلد اول‏

پیش نوشتار مترجم‏

بسمه تعالى‏

سپاس بیکران و حمد و ستایش بى‏پایان پروردگار منان راست که تمام نعمتهاى جهان از آن اوست و بدون منت و یا استحقاق بانسان ارزانى داشته درود فراوان بر سرور کائنات و سید بشر حضرت ختمى مرتبت و فرزندان معصوم و پاک مردان از سلاله طیب و طاهرش که رهبران راه تاریک و پر بیم و خطر دنیا، بسوى بهشت و آخرتند.

خشنودم از اینکه مرهون این بیکران نعمت خداوند گردیده‏ام که بخامه نارسا و ناتوانم آثار ائمه گرام و پیشوایان دین را ترجمه نمایم و درّهاى ناسفته و گوهرهاى گرانبهاى آسمان رهبرى و هدایت این خاندان را برشته تحریر درآورده آویزه گوش و گردن خردمندان و پیروان راستین این خاندان نمایم بعقیده مترجم مشکلترین کارها ترجمه آثار پیشینیان است مخصوصا ترجمه‏اى که مربوط بمسائل اعتقادى یا اخلاقى و عملى در محدوده دین و ایمان باشد، زیرا اهمال و عدم رعایت و بى‏احتیاطى در این موارد غیر قابل اغماض و بلکه موجب مسئولیت خطیر است، نمیتوان ترجمه این آثار را با یک داستان تاریخى یا اخلاقى و غیره مقایسه نمود.

خصوصا فاصله زیاد از عصر صدور بیانات باضافه دامنه وسیع و گسترده‏اى که زبان‏

ص: 4

عربى دارد مخصوصا قلت بضاعت مترجم اما با تمام توضیحات بالا نمیتوان دست از یک وظیفه مذهبى بعذر ناتوانى و احتیاطهاى نیش غولى برداشت با عنایت ائمه طاهرین علیهم السلام و کوشش هر چه بیشتر و با استمداد از ارباب فضل قدم در این راه بر مى‏دارم به آن امید که للمصیب اجران و للمخطئ اجر واحد حتى در خطاها نیز امید لا اقل یک پاداش را دارم.

چون در ابتداى احتجاج بحار، استدلال به آیات قرآنى آورده شده، و پس از بیش از شصت صفحه به ترتیب تفسیر همان آیات ذکر گردیده براى فارسى زبانان که بخواهند از تفسیر هر آیه استفاده نمایند مراجعه به هفتاد صفحه بعد و توجه به آیات کارى دشوار و گاهى نقض غرض حاصل میشد و فارسى زبان ترجمه آیات را مى‏خواند و بعدها که در تفسیر به توضیحى برمیخورد توجهى به ارتباط آن با آیه مخصوص نمیکند چنین در نظر گرفته شد که تفسیر هر آیه بترتیب از صفحات بعد در ذیل همان آیه آورده شود تا بیشتر مورد استفاده قرار گیرد گر چه این کار بر خلاف ترجمه معمول و متداول است. بناچار در حدود یک صد و چند صفحه کتاب مرتب ترجمه نخواهد شد بلکه تلفیق و مخلوطى از صفحات قبل و بعد ترجمه گردیده. ضمنا چنانچه در بیشتر ترجمه‏هاى بحار الانوار که بقلم نارساى این حقیر ترجمه گردیده نوشته شده است.

در بحار الانوار از نظر تحقیق و تعداد و مصادر روایت گاهى یک روایت چندین بار تکرار گردیده که باز براى فارسى زبانان ترجمه همه آنها کسالت‏آور و بى‏فایده بوده است به همین جهت ترجمه روایات مکرر غالبا با قید تکرار حذف گردیده و یا قسمت اضافى یک روایت از روایت دیگر ترجمه شده است.

امیدوارم در راه خدمت به فرهنگ و ادب و آموزش اسلامى هر چه بیشتر توفیق به تمام پژوهندگان واقعى و ارادتمندان ائمه طاهرین علیهم السلام داده شود این ناچیز نیز بى‏بهره از توفیق وافر نبوده و مشمول بذل و لطف و عنایت کامل این خاندان قرار گیرم.

اول رمضان 1402 موسى خسروى‏

ص: 5

 (1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ*

مقدمه مؤلف‏

 (2) ستایش خداى راست که انسان را آفرید و باو سخن گفتن را آموخت و او را به شاهراه هدایت با دلیل و برهان راهنمایى کرد. و بر مردم بوسیله پیامبران و ائمه گرامى علیهم السلام حجت را تمام نمود تا آنها را از تاریکیهاى کفر بسوى نور و ایمان راهیابى و رهبرى نمایند.

دین‏داران و یاوران حق و حقیقت را با دلایل واضح و حجت‏هاى غیر قابل رد بر گمراهان و گمراه‏کنندگان از سایر مذاهب یارى نموده و درود بر کسى که صلوات بر او وسیله رسیدن به نعمتهاى بیکران لطف و عنایت است.

محمد مصطفى (ص) که واسطه تنویر افکار و عرفان انبیاء و اوصیاء گردیده و درود بر خاندان پاکش که خداوند نعمتها را بوسیله آنها بر بندگان خویش تمام نموده و آنها را گنجینه علم و دانش قرآن و نگهبانان پایگاه یقین قرار داده.

این جلد چهارم از کتاب بحار الانوار است که مشتمل بر احتجاج و استدلال‏هاى خداوند و پیامبر و ائمه گرام علیهم السلام است بر مخالفین و ستیزه‏جویان از ارباب مذاهب مختلف و گمراهان از راه واقعى و داراى مطالب دیگرى نیز هست که به بخش مخصوصى اختصاص داده نشده گر چه بیشتر مطالب کتاب تحت عناوین مناسب قرار گرفته براى سهولت استفاده جویندگان.

این اثر از تالیفات خاک پاى مؤمنین محمد باقر پسر محمد تقى است که خداوند هر دو را با ائمه طاهرین محشور نماید و از گرفتاریهاى قیامت محفوظ بدارد و از کسانى قرار دهد به فضل خود که نامه عملشان را به دست راستشان میدهند (و مترجم را نیز مشمول دعاى مؤلف گرداند).

ص: 6

 [کتاب احتجاج‏]

 (1)

بخش اول احتجاج خداوند تبارک و تعالى با صاحبان مذاهب و ادیان مختلف در قرآن کریم‏

 (2) البقرة «2»: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ*  خَتَمَ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلى‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلى‏ أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ*  وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ*  یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ*  فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ*  وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ*  أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ*  وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ*  وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَیاطِینِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ*  اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ*  أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ 6- 16 «1». (3) تفسیر: طبرسى در مجمع البیان در باره آیه إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ کسانى که کافر شده‏اند براى آنها مساویست چه بترسانى آنها را چه نترسانى ایمان نخواهند آورد گفته شده این آیه در باره ابا جهل و پنج نفر بستگانش که در جنگ بدر کشته شدند نازل شد.

بعضى گفته‏اند در مورد گروه معینى از احبار یهود نازل شده که از روى عناد به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ایمان نیاوردند و پیامبرى آن جناب را پنهان میکردند از روى حسد.

گفته‏اند: در باره مشرکین عرب نازل گردید. بعضى نیز معتقدند که در باره تمام کفار است که خداوند اطلاع میدهد آنها ایمان نمى‏آورند.

و آیه: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا در باره منافقین که آنها عبد الله بن ابى بن سلول و جد بن قیس و معتب بن قشر و یارانش که بیشترشان یهودى بودند نازل شده (4) و در مورد آیه وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَیاطِینِهِمْ از حضرت باقر علیه السلام روایت شده که آیه در مورد کاهنان یهود

ص: 7

است خداوند میفرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ 75- 79. (1) در مورد آیه وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا از حضرت باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: حى بن اخطب و کعب بن اشرف و چند نفر دیگر از یهود که از طریق یهودان زندگى خود را میگذراندند و هر ساله مقررى از آنها دریافت مى‏نمودند نمى‏خواستند با اعتراف به نبوت حضرت محمد صلى الله علیه و آله مقررى خود را از بین ببرند به همین جهت آیاتى که در تورات راجع به مشخصات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بوده تغییر دادند. این آیه که میفرماید:

آیات مرا با بهاى کم معامله نکنید آن بهاى کم همین گذران سالانه آنها است.

در مورد آیه أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ مینویسد: این آیه خطاب به علماى یهود است.

آنها به خویشاوندان مسلمان خود مى‏گفتند بر دین خود پایدار باشید ولى خودشان ایمان نمى‏آوردند لذا خداوند مى‏فرماید مردم را به نیکى دعوت مى‏کنید و از خود فراموش مى‏نمائید.

در باره آیه أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ گفته شده آنها دانشمندان یهود هستند که تورات را تحریف مى‏کردند حلال را حرام و حرام را حلال مى‏کردند از روى هواى نفس و هماهنگى با کسانى که در این باره به آنها پول مى‏دادند. (2) در مورد آیه وَ إِذا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا تا لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ مى‏نویسد: از حضرت باقر (ع) روایت شده که گروهى از یهودان دشمن سرسخت و مخالف جدى اسلام نبودند که با یک دیگر تبانى داشته باشند این گروه وقتى به مسلمانان برخورد مى‏کردند مشخصات حضرت محمد صلى الله علیه و آله را که در تورات مى‏یافتند براى آنها بازگو مى‏کردند. علماء و رهبران را از این عمل نهى مى‏کردند به آنها مى‏گفتند شما مشخصات حضرت محمد را از روى تورات براى مسلمانان نقل مى‏کنید لِیُحَاجُّوکُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تا با شما به مبارزه برخیزند در نزد پروردگارتان و استدلال نمایند این آیه به همین جهت نازل شد.

و در باره آیه فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.

احتجاجات-ترجمه جلد چهارم بحار الانوار    ج‏1    13    بخش اول احتجاج خداوند تبارک و تعالى با صاحبان مذاهب و ادیان مختلف در قرآن کریم .....  ص : 6

 

ص: 8

مى‏نویسد: منظور از نوشتن با دست این بود که آنها مشخصات حضرت محمد صلى الله علیه و آله را با دست خود تغییر مى‏دادند تا بدین وسیله مستضعفین یهود را مشکوک نمایند. همین مطلب از حضرت باقر (ع) و گروهى از مفسران نقل شده.

گفته‏اند: مشخصات قیافه پیامبر صلى الله علیه و آله در تورات سبزه و معتدل بود آنها تغییر دادند و گندمگون و بلند قامت کردند (1) و در روایت عکرمه از ابن عباس نقل شده که گفت دانشمندان یهود مشخصات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را در تورات چنین مشاهده کردند مژگان سیاه و چشمان درشت و قامت معتدل و چهره زیبا دارد. از روى حسادت و ستمگرى آن را تغییر دادند.

/ 1 نظر / 55 بازدید