طب معنوی(Spiritual Medicine) طبابت مبتنی بر شواهد(Evidence Based Medicin

پاورقی

1-در روایات اهل بیت عصمت تاکید شده است که هر آنچه را که تا روز قیامت مورد نیازتان مییباشد برایتان بیان گردیده است.

2  دربحارالانوارجلد62صفحه 172 امده که در هبوط حضرت ادم(ع)به زمین خداوند تبارک وتعالی او را از اگاهی به همه چیز برخوردار ساخت از جمله علم طب ونجوم(درواقع بعد ازخداوند منان ، اولین طبیب حضرت ادم(ع)بوده است.

3- از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همانها همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

امام جعفرصادق(ع)درجایی علت بی توجهی خود را به اطباء...اینطور بیان مینمایند: بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.

سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره  این افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

درجایی برای متنبه نمودن طبیبی که تنها همین علل مادی را موثر در درمان وبیماری می داند، اقدام به نوشیدن زهری نموده که درکمال حیرت ان فرد، نه تنها صدمه ای به ایشان نرسانده ، بلکه موجب برطرف شدن بیماری نیز  میگرددوهمچنین باانجام عمل دیگری که موجب بی هوشی طبیب میگردد، به او نشان میدهند که طبّ خداوند از طبّ او برتر است.

 

 

4- سبک سنتی طبابت به این شکل است که از یک سو پژوهشگرها حجم وسیعی از اطلاعات را تولید می کنند و حجم این اطلاعات روز به روز بیشتر می شود که نه تنها حجم زیادی دارند بلکه خام هستند یعنی معتبر از نامعتبر مشخص نیست و قطعه قطعه و پراکنده اند یعنی کسی اینها را روی هم نریخته تا ما بخواهیم استفاده کنیم . به همین دلیل است که در طبابت معمول اطبا به نحوی طبابت می کنند و دانش روز پزشکی به نحو دیگری حکم می کند و این دو از هم جدا شده اند که علت آن حجم زیاد , قطعه قطعه و در هم بودن شواهد است. هر سال سه میلیون مقاله بیومدیکال در سه هزار ژورنال چاپ می شود و امکان آگاهی و اطلاع از همه آنها تقریبا غیرممکن است . زمان دو برابر شدن دانش طب حدود 20 ماه است تصور کنید روزانه 5/1 میلیون به صفحات اینترنت اضافه می شود . این حجم زیاد اطلاعات تولید می شود و ما از آنها فاصله گرفته ایم . یک پزشک عمومی نمی تواند اسب سرکش انفجار اطلاعات را رام کند . این امر محال است و به همین دلیل روز به روز میزان اشتباهاتمان بیشتر می شود و نمی توانیم به دانش روز عمل نمائیم . دانش می گوید A و ما به B عمل می کنیم . دانش بعد از مدتی B را نقض می کند و ما کماکان به B عمل می کنیم . آن چیزی که دانش روز حکم می کند ما از آن فاصله گرفته ایم . در کشوری مثل آمریکا میزان مرگ ومیر به دلیل ایدز 16 هزار مرگ در سال و به دلیل کانسر پستان 42 هزار مورد در سال است در حالیکه میزان مرگ به دلیل خطاهای پزشکی 98 هزار مورد در سال است اطبا خیلی بیشتر از بیماریهایی که ما از آنها می ترسیم باعث مرگ و میر می شوند . در آمریکا میزان مراجعات مجدد به دلیل عوارض نسخ 116 میلیون بار است و 76 میلیون نسخه مجدد می نویسند تا عوارض نسخ قبلی خود را برطرف کنند . 17 میلیون مراجعه اورژانسی با حال بد به دلیل عوارض پزشکی وجود دارد و در طول یک سال 199 هزار نفر به دلیل عوارض دارویی می میرند که ممکن است خطا باشد یا نباشد اما به هر صورت ایاتروژنیک (درمان زاد ) است و همین مورد در کشور آمریکا 76 میلیارد دلار به سیستم سلامت هزینه تحمیل می کند .

به صورت فزاینده ای طبابت از دانش روز دور می شود حتی در مورد بیماری های شایع مثل افسردگی , فشارخون بالا و هیپرکلسترولمی نیز چنین است  . در کشورهای پیشرفته در اغلب موارد پزشکان ملاکهای معمول تشخیص افسردگی را نمی دانند ( 52% اطلاع دارند ) و 59%  می دانند درمان افسردگی چقدر باید طول بکشد . 15- 10 درصد افرادیکه افسردگی دارند به درستی درمان می شوند . 60% افرادیکه نارسایی قلبی دارند دز مناسب ACE inhibitor را دریافت می کنند . در مورد بیماریهای شایع و معمول طبابت ما علمی نیست چه برسد به بیماریهای ناشایع که درمانهای پیچیده دارند .

بسیاری از تصمیماتی که ما در طبابت روزمره می گیریم تصمیماتی است که شواهد پشتیبان ندارد مثلا در مسمومیت شستشوی معده  می دهیم در صورتیکه هیچ شواهد پشتیبانی برای این کار نداریم .نشان داده شده است که شستشوی معده نه تنها مفید نیست بلکه می تواند ضرر هم داشته باشد . در مورد سرماخوردگی نیز هیچگونه شواهدی نداریم که اجزای سه گانه قرصهای سرماخوردگی ( استامینوفن , آنتی هیستامین و ضد احتقان ) مفید باشند و علائم را بهبود بخشند .

آقای ریچارد اسمیت نشان داده است که فقط 15% از دستورات کتبی و شفاهی پزشک مستند است یعنی شواهدی وجود دارد که نشان دهد نفع آن  بیشتر از ضررش است . همین مطالعه را آقای Kerrwhite انجام داد و به عدد 20 – 15 درصد رسیده است و آقای ArchineCochrane به عدد 10 % رسیده است .

در کانادا مطالعه ای انجام شده و مشخص شده به ازای هر سالی که از فارغ التحصیلی می گذرد سواد پزشکان کمتر می شود و با شیب تندی دانش کم می شود در حالیکه حجم دانش زیادتر می شود . ما فراموش می کنیم و بخشی از دانسته های ما بعدا ثابت می شود غلط است . به این سه دلیل فوق پزشکان بعد از فارغ التحصیلی روز به روز کم سوادتر می شوند . به همین دلیل انجمن طب امریکا بیانیه ای منتشر کرد تحت عنوان انسان جائزالخطاست که عملا توجیهی است برای غیرعلمی کار کردن و خطاهای زیادی که در طب صورت می گیرد .

حال که دانش چنین شتابان زیاد می شود و ما نمی توانیم آن را رام کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ عملا این دانش جای دیگری باید رام شود . باید به شکل قابل استفاده تبدیل شود و اطبا یاد بگیرند از این شکل فرآوری شده استفاده کنند . این چیزی است که آموزش مدرن به دنبالش است تا حجم عظیم اطلاعات خام و قطعه قطعه را فرآوری , سنتز و در قالب توصیه در آوریم .

5-توجه به این نکته  که کمترین حد معرفت امام، اطاعت محض از ایشان بوده لذا توجه به مفهوم  زیارت جامعه کبیره و...جایگاه و نقش ابعادی امام ، در تمام شئون زندگی  و بویژه حوزه  سلامت ، تلاش همه جانبه ما را ، در جهت توجه وارتقاءسطح معرفت خود وجامعه اسلامی مان را میطلبد.

در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های میلیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد

عیسى علیه السّلام در أیّام که زمینگیرى و أنواع بیمارى که مردمان را احتیاج بطبیب و معالج بسیار بود مبعوث گردید و با آیات معجزات از نزد حضرت خالق البریّات بآن مرض و زمانات آمد که در نزد ایشان مثل آن بى‏شبهه و گمان نبود و زیاده بر معالجان أهل آن زمان احیاء أموات و ابراى أکمه کور مادر زاد و ابراء أبرص باذن اللَّه تعالى و تقدّس مینمود و بآن وسیله اثبات حجّت خود بر آن جماعت و بهر کس فرمود.

6- در جایی که برای خرید یک وسیله، از فروشنده آن، تقاضای دفترچه راهنماو استفاده آن  را نموده  ،از عدل خداوند منان به دور است که بشر را با آن همه پیچیدگی در ابعاد و شئون مختلف، به حال خود رها کرده باشد.

7- درپاسخ  به سئوال فردی در خصوص حکمت و ریشه بیماریها،فرموده اند: امراض چند گونه است(ان المرض علی وجوه شتی : مرض بلوی ،  مرض العقوبه ، مرض جعل علیه الفنا ، عله کانت من امه): یکى مرض امتحان و دیگرى مرض عقوبت، و مرضى که علّت فنا مى‏باشد، و تو فکر مى‏کنى امراض ریشه در غذا و نوشیدنیهاى بد و آلوده دارد یا بخاطر مریضى مادر اوست، و معتقدى اگر کسى رعایت تندرستى را بکند و مراقب جسم خود باشد و نیک و بد خوراکیها را بداند بیمار نشود، و در نهایت بدین اصل معتقدشده‏اى که بیمارى و مرگ ریشه در نوع خوراک و نوشیدنى دارد! مگر ارسطو معلّم طبیبان و افلاطون پیشواى حکما؛ طعم مرگ را نچشیدند، و خود جالینوس پیر و نحیف شد ولى هنگام رسیدن مرگ نتوانست جلوى آن را بگیرد، و هیچ کدام نتوانستند جان خود را حفظ نموده و مراقب آن باشند.

چه بسیار بیمارانى که درمان بر دردشان افزوده، و چه بسیار طبیبان عالم و آشنا بدوا و دارویى که مردند،و جاهلان به طبابت پس از ایشان دوره‏اى به زندگى ادامه دادند، و نه آن را علم طبّ سود داد وقتى اجل رسید، و نه این را جهل به طبّ در بقاى زندگى و تأخیر اجل زیان رساند.

از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم و امامان راستگوى خاندانش روایاتى داریم در باره معالجه و مداوا و حلال و حرام آن، و آنچه از آنها رسیده براى کسى است که بپذیرد ،برکت است و درمان ان شاء اللَّه و نه براى ناباورى که خواهد آنها را بیازماید( و از امام صادق روایت است که روزى نزد محمّد بن خالد امیر مدینه حاضر شد، و محمّد از درد دلش بدو شکایت کرد، فرمود: بسند پدرانم برایم بازگو شده از علی علیه السّلام که مردى نزد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از درد درونش شکایت کرد، فرمودش یک شربت عسل برگیر و سه تا سیاه دانه یا پنج یا هفت در آن بیفکن و آن را بنوش و بفرمان خدا خوب میشوى، آن مرد چنین کرد و خوب شد تو هم آن را بکار بند، یکى از اهل مدینه که حاضر بود اعتراض کرد که این حدیث بما رسیده و آن را بکار بستیم و سودى نداشت، امام علیه السّلام خشمید و فرمود: خدا بدان معتقدان بخود و باور داران رسولش را سود بخشد و منافقان و ناباوران رسول صلى اللَّه علیه و آله از آن سود نبرند و آن مرد سر بزیر افکند)

گوشه ای از حکمتهای بیماری ها در کلام اهل بیت عصمت(ع)

امام صادق (ع) : اگر بنا بود هیچ درد و رنجی به انسان نرسد ، به کدامین وسیله از زشتی ها دامن در می کشید و در برابر خداوند ، فروتنی می کرد و با مردم ، مهربانی می ورزید ؟ آیا نمی بینی انسان ، آن هنگام که دردی دامنگیرش می شود ، فروتن می شود ، و سر تسلیم فرود می آورد و بر درگاه پروردگار خویش ، عافیت می جوید و دست به صدقه می گشاید ؟

پیامبرخدا (ص): مومن در بیماری اش پاداش داده نمی شود ؛ اما گناه او فرو پوشانده می شود .

پیامبر خدا (ص): هیچ مومنی به بیماری جانکاه مبتلا نمی شود ، مگر آن که آنکه گناهش بخشوده می گردد .

 پیامبر خدا (ص): هرکس که خداوند ، او را به گرفتاری جسمی بیازماید ، آن گرفتاری برایش مایه فرو ریختن گناهان است .

پیامبر خدا (ص): انسان مومن ، چون بیماری به وی برسد و خداوند ، او را عافیت دهد ، این بیماری ، کفاره گناهان گذشته او و مایه اندرز برای آینده اوست .

پیامبر خدا (ص): چهار تن هستند که اعمال خویش را درحالی که هیچ گناهی بر آنان نمانده است ، از نو می آغازند : بیمار ، چون بهبود یابد ، مشرک ، چون مسلمان شود ،

پیامبر خدا (ص): ای علی ! ناله مومن [به گاه بیماری ]« سبحان الله » گفتن است ، فریادش « لا اله الا الله » گفتن ، خفتنش بربستر ، عبادت است و ازپهلو به پهلو چرخیدنش ، جهاد در راه خداست ؛ و اگر بهبود یابد ، در حالی در میان مردم راه می رود که هیچ گناهی بر او نیست .

پیامبر خدا (ص): چون کسی را دیدید که خداوند ، او را به ناداری و بیماری در میان گرفته [بدانید که ]خداوند متعال ، اراده کرده است که او را پاک کند .

پیامبر خدا (ص): گاه بنده بیمار می گردد ، پس دلش نازک می شود و برخی از گناهانی را که از او سر زده است ، به یاد می آورد و قطره اشکی ، هر چند ، کوچک ، از دیدگانش سرازیر می شود ، و آن گاه خداوند ، او را از گناهانش پاک می سازد . پس اگر او را از این بستر برخیزاند او را پاک شده [از گناه ] برمی خیزاند ، و اگر جانش را بستاند ، پاکیزه شده [از گناه] می ستاند .

امام علی (ع): اگر خداوند ، بنده ای را گرفتار [بیماری] سازد ، به اندازه بیماری اش از گناهان او فرو می کاهد .

امام علی (ع)ـ به یکی از یاران خویش که به بیماری ای گرفتار شده بود ـ : خداوند ، آن درد و رنجی را که داشته ای ، مایه ریختن گناهانت قراردهد ، چرا که در بیماری پاداشی نیست ؛ اما گناهان را فرو می کاهد و چنان که برگ از درخت می ریزد ، از انسان فرو می ریزد . پاداش ، تنها در گفتن به زبان ، و عمل کردن به دست وپای است و خداوند سبحان ، هر یک از بندگان خویش را که بخواهد ، به راستی نیت و به نهاد درست ، به بهشت در می آورد .

پیامبر خدا (ص): انسان گاه دارای مرتبه ای در پیشگاه خداوند است که با عمل خویش بدان نمی رسد تا آن هنگام که به ابتلای در جسم خود ، آزموده شود و بدین واسطه بدان مرتبت برسد .

پیامبر خدا (ص): بیماری ، هدیه هایی از جانب خداوند به بنده است . پس محبوب ترین بندگان نزد خداوند ، کسی است که بیشترین هدیه به وی رسیده باشد .

پیامبر خدا (ص): بیماران ، دوستان خدایند .

پیامبر خدا (ص): ان که در جهاد در راه خدا ، درحالی کشته شده که نه پشت به دشمن ، بلکه رو به دشمن داشته است ، هفتاد سال بر آن که پشت به دشمن کشته شده است ، بسوی بهشت پیشی می گیرد .[ همچنین ] بیماران امت من نیز هفتاد سال پیش از تن درستان امت [به بهشت می روند] ؛ و پیامبران ، چهل سال پیش از سلیمان بن داوود به بهشت در می آیند ، بدان سبب که وی [در دنیای خویش] سلطنتی داشته است .

پیامبر خدا (ص)ـ خطاب به سلمان ـ: ای سلمان! اگر بیمار شوی ، در بیماری ات سه فایده است : تو به یاد خدای ـ تبارک و تعالی ـ هستی ؛ دعایت در این حال مستجاب است ؛‌و بیماری هیچ گناهی را در تو نمی گذارد ، مگر این که آن را فرو می ریزد ، خداوند تو را تا پایان مهلتت از بیماری به سلامت بدارد .

 پیامبر خدا (ص): اگر مومن از حال خویش در ناتن درستی آگاه بود ، هرگز دوست نداشت که از این ناتن درستی جدا شود .

امام باقر (ع): آن گاه که خداوند اراده کرده باشد بنده ای را که گناهی دارد ، گرامی بدارد ، وی را به بیماری گرفتار می سازد .

الفقه المنسوب للامام الرضا (ع): روایت شده که چون قیامت شود ، گرفتار شدگان به بلا و بیماران ، به جهت پاداش فراوانی که برای بیمار می بینند ، آرزو می کنند که کاش در دنیا گوشتشان باقیچی ، پاره پاره شده بود .

پیامبر خدا (ص): هر کس بیمار شود یا به سفر رود ،[اعمالی که در اثر سفر یا بیماری ترک می شود ] پاداشی همانند آن خواهد داشت که در دوران تن درستی و زمان اقامت در وطن ، انجام داده است .

پیامبر خدا (ص): هیچ مسلمانی نیست که به گرفتاری ای جسمی مبتلا شود، مگر آن که خداوند به فرشتگان خویش می فرماید : « برای او پاداش بهترین کارهایی را که در دوران تن درستی انجام می داده است ، بنویسید » .

پیامبر خدا (ص): اگر خداوند ، بنده مسلمان را به بلایی در جسمش گرفتار سازد ، [به فرشته ] می فرماید : « برای او عمل صالحی را که پیش تر انجام می داده است ، بنویس » . پس خداوند اگر او را شفا دهد او را می شوید و تطهیر می کند و اگر جانش بستاند ، وی را می آمرزد و رحمت می کند .

پیامبر خدا (ص): هیچ کسی از مسلمانان نیست که به بلایی در جسم خویش گرفتار شود ، مگر آن که خداوند به فرشتگان پاسبانی که او را حفظ می کنند، می فرماید : « برای بنده ام ، تا زمانی که در بند من (بیماری ) گرفتار باشد ، در هر روز همانند آن کارهای نیکی را[ برایش] بنویسید که پیش تر انجام می داده است » .

پیامبر خدا (ص): برای بیمار ، چهار ویژگی است : قلم تکلیف از وی برداشته می شود ؛ خداوند به فرشته فرمان می دهد همه پاداش آنچه را در دوران تن دستی خویش انجام می داده است ، بنویسید ؛ بیماری وی بر همه اندامهایش گذر می کند و گناهانش را از آن بیرون می برد . پس اگر بمیرد ، آمرزیده شده می میرد و اگر زنده بماند ، امرزیده شده زندگی می کند ....

 

8-کار طبیباین است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده :علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکهمعالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایاتآمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند وبگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه-- موثر دانستن خداوند در همه امور و نهی از ناامیدی و بحث شفا در مکتب طب وحیانی و توجه به اینکه  که درد و شفا از جانب اوست-- در بعضى روایات دیگر این طور آمدهخداوندطبیب است ، ولى تو مردى رفیق هستى )) . ودر برخى روایات نیز چنین است : ((تو رفیقهستى و خداوند طبیب مى باشد-- در بعضى از روایات مى بینیم بعد از اینکه مریضرا با خدا ارتباط و او را به خدا حواله مى دهد به او باید بفهمانیم که شفا دهندهاوست و کسى غیر از خدا شفا نمى دهد و غیر از این مطلب اشاره دارد به اینکه کار طبیباین است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده:علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکهمعالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایاتآمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند وبگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه.

9- امام على (علیه السلام( در موردانسانی که اخلاق و انسانى بودنش را از دست مى دهد و به موجودى خسیس و خوار مبدّل مى شود فرموده اند:چون چارپایى بسته مى شود که همّ و غمش ، علفش خواهد تود.

از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشتهباشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد.

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى(جسمانی یا روحانی یا اخلاقی) به خودش رسیدهبه او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

اخلاق پزشکی و تقوای الهی : کلمه طبیب که از اسماء الله و مختص ذات باریتعالی می باشد تنها برکسی اطلاق می شود که خود متخلق به اخلاق اسلامی بوده ، تا به عنوان واسطه ، موجب تسلای بیمار گردد و اینجا است که بحث کرامت و شرافت و عزت نفس برای طبیب ،  نمود پیدا نموده و در جامعه ای که اطباء آن از نظر سلامت دل خود بیمارندو جایگاه و شان خود را از یاد برده و معیار های مادی جای معیارهای اخلاقی را گرفته  ،دیگر توجه به حقوق بیمار کجا مورد توجه قرار می گیرد لذا در ذیل به تعدادی از وظایف طبیب  ازدیدگاه اسلام اشاره میشود.

الف-مدارا کردن با بیمار:علاوه بر اینها اسلام ، مؤ منین را برادریکدیگر مى داند و باید در امور آنان اهتمام ورزید و نیازشان را برآورد و این که دست همدیگر را در موارد بلا بگیرند و مؤ من برادرش را سودبرساند و از دلتنگى اش بکاهد، علاوه بر خیلى چیزهاى دیگر که گنجایش آنها در اینچند خط ممکن نیست .در روایت آمده است : امیرمؤ منان (علیهالسلام ) دست سارقین را برید، پس از آن فرمود: اى قنبر زخمهایشان را مداوا کن ، به نیکى در خدمت آنان باشو پس از آنکه جراحاتشان بهبود یافتچند لباس بر ایشان پوشانید و خرج راهشان را پرداخت تا به دیارشان برسند.
و درروایت دیگر اضافه شده حضرت امر فرمود که آنان را به مهمانخانه داخل کرده وجراحاتشان را مداوا کنند. و به آنان گوشت و روغن و عسل طعام دادند تا حالشان بهبودیافت . از امام صادق (علیه السلام ) وارد شده که فرمود : سه گروه دعایشان مستجاب مى شود: حج گزار و جنگجوى در راهخدا و شخص بیمار؛ بنابراین آنان را نرنجانید.

ب-احتراز از تجربه بر روی بیمار:چیزی که پایه مکاتب طبی امروز میباشد ودر حدیث اهلیلج سستی وبی اعتباری آن برملا شده است، کاری که شرکتهای مافیایی دارو ...ولی شارع مقدس به طبیب این حق را نداده و اجازهنمى دهد که بیمار را میدان تجربه قرار داده، مخصوصاً در مواردى که احتمال ضرر در آن  وجود داشتهباشد. از امام صادق (علیهالسلام ) نقل شده : ثلاثة لا ینبغىللمرء الحازم أ ن یقدم علیها : شرب السم للتجربة ، وان نجا منه وافشاء السر_فرد دور اندیش نباید به سه چیز اقدام کند : زهر را براى آزمودن خوردن ، گر چه از آن نجات پیدا کند و فاش ساختن اسرار.
و در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام ) نقل شده :لا تذوقنبقلة ولا تشمها حتى تعلم ما هى ولا تشرب من سقاء حتى تعلم ما فیه 
از هیچ نوع سبزى نخورید و آن را بو نکنید،مگر آنکه بدانید که چه چیز است . و از هیچ گونه ظرفى ، آب ننوشید مگر آنکه بدانیدداخل آن چیست.

 ج- فرق نگذاشتن پزشک بینثروتمند و فقیر: اهمیت اسلام به فقیر بیشتر از اهمیت اسلام بهغنى است

روایتى را که از امام رضا (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: هرکس فقیر مسلمانى را ملاقات کند وسلام کندبراو برخلاف سلامى که بر غنى مى کند، خداوند را در روز قیامت ملاقات مى کند در حالىکه خدا بر او غضب مى کند.

 د-مهارت  و امانت و راز داری :از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که هر صاحب صنعتى ناچار است که سه خصلت در او باشد تا اینکهکسب کننده آن صنعت به طرف او کشیده شود و آن سه خصلت عبارتند از: اوّلاً : در عمل وکارش حاذق باشد و ثانیاً:امانت را درآن مسأ له ادا کند و ثالثاً : در کسى که مىخواهد آن را به کار ببندد، علاقه ایجاد کند
و پیغمبر اکرم )صلى الله علیه و آله ) از میان کسانى که دعوت شده بودند براى طبابت بهترین وفاضلترین افراد را براى معالجه بعضى از اصحابش که مجروح شده بودند برگزید.

در روایات آمده است:براى مرد دوراندیش شایسته نیست اینکه : زهر بیاشامد براىآزمایش هر چند جان سالم بدر برد، و راز کسى را برملا کند هر چند در میان نزدیکانخود .

از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود:مردم هر سرزمینى از سه چیز بى نیاز نمى شوندکه هم در دنیا و هم در آخرت نجات دهنده آنان است ، اگر از آنها روى برگردانند،نادانند: فقیه عالم و دانا و امیرى نیکوکار و اطاعت شونده و طبیبى بینا و مطمئن

ه- خیرخواهى ، کوشش و تقوا وخلوص:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشتهباشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى به خودش رسیدهبه او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

و- روحیه دادن به بیمار

ز- سرعتدر درمان

 ح-  بخشش علم خود به اهل آن:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند:شکر عالم بر علمش این است که آن رابهکسى که استحقاق دارد ببخشد.

ط-وکتمان آن از دشمن: از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند : سه چیز هستند که انسان از سکوت برآنها حیا ندارد : 1 - مال ، براى رفع تهمت . 2 - جواهر، بخاطر نفیس بودنش . 3 - دوا، بخاطر احتیاط از دشمن.

ی- دقت کردن در معاینه بیمار: امیرمؤ منان (علیه السلام ) در فرمایش خود فرمودند هیچ چشمى در روز ابرى مورد آزمایش بینایى قرار نمىگیرد.

 ک- رابطه بیمار را با خداوند استوارسازد و او را آگاه کند که خداوند توان دارد وى را شفا دهد و به بیمار خودسازى واخلاص را بیاموزد.

لزوم عمل به تکلیف  واگذاری امور به موثر حقیقی :در روایتى ، راوى مى گوید : بهامام صادق (علیه السلام ) گفتم : ما زخم را مى شکافیم و آن را با آتش مى سوزانیم؟
امام فرمود : اشکالى ندارد.
به حضرت گفتم : به او این اسمحیقون و غاریقونرا مى خورانیم .
امام فرمودند : اشکالى ندارد.
گفتم : شاید او بمیرد.
امامگفت : حتى اگر بمیرد.
حمدان بن اسحاق گوید : پسرى داشتم که به سنگمثانه مبتلا بود، به من گفتند وى درمانى ندارد، مگر اینکه او را عمل جراحى کنى . پسوى را جراحى نمودم که جان باخت . شیعیان گفتند تو در خون پسرت شریک  میباشی لذا موضوع رابراى امام حسن عسکرى (علیه السلام ) نوشتم و حضرت در پاسخنوشتندکه اى احمد، از کارى که کردى هیچبر تو نیست ، تو مى خواستى او را درمان کنى و اجل وى ، در همان کارى بوده که انجامدادى. از یونس بنیعقوب نقل شده که مى گوید: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم مردى دوا مى نوشد و رگراقطع مى کندوچه بسابه واسطه قطع رگ خوب شود وچه بسا کشته شود. حضرت فرمودند: قطع کند و بنوشد.

ضامن بودن طبیب در برابر بیمار در صورت کوتاهی: از ابىعبداللّه (علیه السلام ) روایت شده: حضرت مسیح (علیه السلام ) فرموده است : کسى که مداواى شخصزخمى را ترک کند بناچار شریک زخم زننده است و چون زخم زننده خواستار فساد مجروح شد،کسى که از درمان او دورى کند خوبى او را نمى خواهد پس اگر خوبى او را نمى خواهد بهناچار خواستار فسادش شده است

از امام على (علیه السلام( نقل شده است که فرمودند: بر امام واجباست دانشمندان فاسد و پزشکان نادان را زندانى نماید.

از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) روایتشده است که فرمودند: کسى که بدون اطلاعکافى از علم طبّ، پزشک شود، ضامن است.

 ودر جای دیگرىآمده است :که اگر کسى خود را پزشک جابزند و حال آنکه به طبابت شهرتى ندارد و جان انسانى را بگیرد یا به او زیان برساند،ضامن است.

از امام على(علیه السلام ) نقل شده  که حضرت ختنه کننده اى را، که در انجام وظیفه اش  دربریدن نوک آلت غلامى کوتاهى نموده بود ، ضامن بشمار آورد.

از ابىعبداللّه(علیه السلام )  روایت شده که فرمودند : امیر مؤ منان (علیه السلام ) فرمود : کسى که به پزشکى یادامپزشکى اشتغال یافت ، باید از ولى او اجازه بگیرد  ، و گر نه او ضامن است.


10-امام محمد باقر ( علیه السلام )در همین زمینه می فرمایند : بدان که هیچ دانشی به پایه حفظ سلامتی و هیچ سلامتی به پایه سلامت دل نمی رسد .ارتباط حقیقی ومتقابل بین طب جسمانی وروحانی و اهتمام بیشتر به سلامت دل، چرا که جسم ، مرکب روح بوده ، ونقش زمان و عوامل ماوراء الطبیعه همچون دعا , صدقه , چشم زخم و حلال و حرام(آنجا که خوراک طیب وحلال رابه عمل صالح و تقوای الهی گره می زند). . . به علت اطلاع از تار و پود وجود انسان و شناخت کلیه عوامل موثر بر سلامت ابعادی او، که با هیچ مکتب طبی قابل قیاس نمی باشد.

11- نقش و تاثیر تغذیه ابعادی ( چشایی , بویایی , شنوایی , بینایی و لامسه  )و ارتباط تغذیه و اخلاط...با صفات اخلاقی(ارتباط خلط صفرا با صفت عصبانیت و خلط بلغم با صفت طمع واز طرف دیگر، ارتباط بین رنگ کفش و افسردگی ،و کاهش نیروی جنسی ونشسته شانه زدن وتقویت قلب . . .) ،و حتی ژنتیک انسان(تاثیر خشم در حین انعقاد نطفه بر DNA) درتوجه به مفهوم ابعادی انظرالی طعامک ،آیا به تاثیرامواج مخربی که  ظاهرا،در محدوده شنوایی وادراک ما نبوده،  ولی مدتهاست  با صرف هزینه های ملیاردی توسط شیاطین روزگار، از طریق ماهواره،پیش زمینه بسیاری از موسیقی ها ،و کلمات(به صورت معکوس و..)وتصاویری که میبینیم(گذاشتن چند فریم ،تصاویر مستهجن در لابلای 24 تا 30 فریم در ثانیه  فیلمها و...)، تاثیر منفی خود را برروی ذهنمان گذاشته وازطرفی لزوم توجه به تغذیه روح وروانمان(کتاب معراج السعاده ملااحمد نراقی)که با شناخت این مطالب قادر خواهیم بود که با تغذیه صحیح ،حتی صفات روحی وروانیمان را نیزدستخوش تغییر قرار دهیم ) چرا که در آن دنیا از بیماریهای روحی همچون طمع وحرص وحسدوکینه ...علاوه بر مشکلات جسمی که بعلت عدم توجه به دستورات دینی گریبانگیرمان شده، وما را از رسیدن به سعادت حقیقی باز داشته، سئوال خواهد شد  )و همچنین توجه به آداب تغذیه در مکتب وحیانی برمالازم بوده که بعنوان نمونه به ذکر تعدادی از آن ، بسنده میکنیم : ارتباط بین گرسنگی و پیدایش انوار حکمت در وجود آدمی و اینکه گرسنگی ،خوراک روح و قلب می باشدو ارتباط بین پرخوری و قساوت قلب ،کسلی ،خاموشی نور معرفت ، دوری از خدا و مردن دل و همچنین به عنوان ریشه همه بیماری ها ( پیسی و..) ، تاثیر غذاهای درهم و برهم بر سلامت جسم ، شروع و ختم غذا با یاد و شکر خداوند و سپس با نمک و سرکه و راز نهفته در آن , تاثیر لقمه حلال و حرام و زمان و حتی نوع و کیفیت و حالت و میزان غذا و نقش وضو و شست و شوی دست قبل از شروع غذا و آثار روزه داری بر سلامت جسم و درآوردن کفش قبل از شروع غذا . . .  , آداب آشامیدن آب و راز ولایت و طعم آب و نهی از خوردن و آشامیدن در حال راه رفتن و نهی از مصرف نوشیدنی و غذای داغ و حتی دمیدن بر آن و پیرامون بسیاری از غذاها , نان و میوه و سبزیجات مختلف و تاثیر آنها بر سلامت ما و آداب شستن دست و دهان و تاثیر مسواک (1 -پاک کنندهدهان مى باشد2 - -دهان را سرد و خنک قرار مى دهد.3- بوى بد دهان را از بینمى برد و دهان  راخوش بو مى کند .4-بلغم را از بین مى برد 5 - غم و غصه را از بین مى برد6 - عقل رازیاد مى کند. 7 - معده را صحیح و سالممى کند.8-ریزش اشک را از بین مىبرد. 9 - قوه حافظه را زیاد مى کند. 10 - به چشم و قوه باصره جلا و روشنى مى

/ 0 نظر / 121 بازدید