آداب(حلقه مفقود ونتیجه تلاش شیاطین جن وانس برای محو ان از زندگی مسلمین)قسمت دوم

رازى گفته: ترائب زن استخوانهاى سینه او است تا آنجا که گردن بند آویزد و این قول همه لغت‏دانانست و سپس گفته در این آیه دو قول است 1- فرزند آفریده شود از آبى که از پشت مرد آید و از سینه زن 2- آفریده است از آبى که برآید از پشت مرد و سینه‏گاه او، و دلیل دوم گوینده دوم دو وجه است.

1- اینکه آب مرد تنها از پشتش آید و آب زن از سینه‏اش و بنا بر این آب میان هر دو وجود ندارد و این مخالف آیه است.

2- خدا بیان کرده که آدمى از آب جهنده خلق شود و این وصف آب مرد است و آنگه آن را وصف کرده میان صلب و ترائب است و این دلیل شود که فرزند تنها از آب مرد است و آنها که قول اول را گفتند جواب دادند از دلیل اول باینکه رواست گفته شود خیر بسیارى از میان این دو برآید گرچه با هم جدا باشند و بعلاوه مرد و زن که بهم پیوستند یک تن واحد شوند و این تعبیر خوش باشد و از دلیل دوم باینکه در اینجا نام جزء بر کل اطلاق شده و چون جزئى از دو بخش منى جهنده است این نام را بمجموع دادند و گفته‏اند دلیل بر اینکه فرزند از هر دو آفریده شود اینست که منى مرد بتنهائى کوچک است و کافى نیست و روایت شده که چون آب مرد غالب باشد پسر گردد و باو ماند و خویشانش و چون آب زن غالب باشد باو و خویشانش ماننده‏تر گردد و این دلیل صحت قول اول است.

سپس گفته: بیدینان بر این آیه خرده گرفتند که اگر مقصود از خروج میان صلب و ترائب اینست که منى از آنجا درآید درست نیست زیرا منى از فضله هضم چهارم است و از همه اجزاء تن برآید تا از هر عضوى طبع و خاصیت آن را گیرد و آماده شود که مانندى از آن با همه اعضاء پدید گردد، از این رو گفته‏اند هر که در جماع افراط کند ناتوانى بر همه اعضایش چیره گردد، و اگر منظور اینست که بیشتر منى از آنجا است سست است زیرا بیشتر منى از مغز تراود و دلیلش اینست که بمغز ماند و آنکه پرجماع کند نخست دو چشمش ناتوان شوند. و اگر مقصود اینست که آنجا جایگاه منى است باز هم سست است زیرا جایگاهش‏ رگهاى منى‏گیر است و آنها چند رگه بهم پیچیده نزد خایه، و اگر مقصود اینست که مخرج منى آنجا است باز هم سست است زیرا محسوس است که چنین نیست.

و جواب اینست که بى‏تردید کمک مغز در تولید منى بیشتر است از اعضاء دیگر و او را جانشینى است که مغز حرام پشت است و تیره‏هاى بسیارى دارد که به جلو بدن کشیده شده‏اند که همان ترائب است، و از این رو خدا این دو عضو را نام برده بعلاوه سخن شما در کیفیت تولد منى و تولد اعضاء از آن صرف توهم است و گمانى سست و سخن خدا پذیراتر است.

[روایات‏]

مناقب بسندى آورده که ابو حنیفه نزد امام صادق علیه السّلام آمد و آن حضرت بوى گفت: بول نجس‏تر است یا منى؟ پاسخ داد، بول، فرمود: بنا بر قیاس تو باید غسل از بول واجب باشد نه منى، با اینکه خدا غسل را در منى واجب کرده نه در بول، سپس فرمود: چون منى در اختیار است و از همه تن بیرون آید و در روز یک بار باشد و بول‏

در روز چند بار.

ابو حنیفه گفت: چگونه از همه تن برآید و خدا فرموده: «از میان صلب و ترائب برآید» امام علیه السّلام فرمود: آیا خدا فرموده از جز آنجاها برنیاید، سپس فرمود: چرا حیض نبیند زن چون آبستن شود؟ گفت: نمیدانم، فرمود: خدا خون را بند آورده و غذاى فرزند کرده...در تفسیر نعمانى: بسندى که پرسش شد امیر المؤمنین از نمونه‏هاى آفرینش فرمود: بر سه روش باشند چون خلق اختراع و بى‏مایه مانند اینکه خدا فرموده «آفرید آسمانها و زمین را در شش روز، 53- الاعراف» و آفرینش دگرگونى چون قول خدا- تعالى «مى‏آفریند شما را در شکم مادرهاتان آفرینشى بدنبال آفرینشى در ظلمتهاى سه‏گانه «32- الزمر» و قولش «او است که آفرید شما را از خاک و سپس از نطفه، 68- المؤمن» و یا خلق تقدیر است چنانچه بعیسى فرمود: «و چون آفریدى از گل بمانند پرنده- 113- المائده». در کافى (ج 6- ص 53): بسندى از یکى از اصحاب که مردى را دو پسر بچه در یک شکم آمدند و امام ششم باو مبارکباد گفت: فرمود: کدام بزرگترند پاسخ داد آنکه نخست بدنیا آمده؟ امام فرمود آنکه دنبال‏تر آمده بزرگتر است نمیدانى که باو نخست آبستن شده و آن دیگر بر او در آمده و راه را بر او بسته و او نتوانسته جلوتر بدراید تا او برآید و آنکه بدنبال آید بزرگتر است.

در کافى (ج 6 ص 53) بسند عدّه که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بچه شش ماهه میماند و 7 ماهه و 9 ماهه معروف‏تر است و 8 ماهه نمیماند. و از همان: بسندى از ابى جعفر علیه السّلام که راوى گوید: پرسیدمش نهایت ماندن بچه در شکم مادر چیست؟ مردم گویند بسا سالها در شکم او بماند فرمود:

دروغ گویند: دورترین مدت آبستنى نه ماه است و اگر ساعتى فزاید مادر را بکشد پیش از آنکه برآید. و از همان: بسندش از محمّد بن مسلم که نزد امام ششم نشسته بودم و ناگاه @یونس بن یعقوب ناله کنان آمد امام علیه السّلام باو فرمود: چرا ناله کنى؟ گفت: طفلى دارم که همه شب را در آزارش بودم، فرمود: اى یونس پدرم بمن باز گفت: از پدرش تا برسول خدا جدّم که جبرئیل فروشد و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم و على علیه السّلام هر دو ناله میکردند، جبرئیل گفت: اى دوست خدا چرا نالانت بینم؟ رسول خدا فرمود: براى دو کودکمان که از گریه آنها آزار کشیدیم، جبرئیل گفت: خاموش باش اى محمّد که بزودى شیعه‏ها براى آنها آیند که گریه آنها لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ باشد تا هفت ساله شوند، و پس از آن گریه‏اش آمرزش خواهى براى پدر و مادر است تا بحد بلوغ رسند و از آن پس هر حسنه آرند براى والدین است و گناهش بر آنها نیست. (2) بیان: گریه‏اش لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ است بسا باین معنى است که ثواب تهلیل براى پدر و مادرش دارد. (3) 7- در علل و در عیون (ج 1 ص 257): بسندى از یاسر خادم که شنیدم امام رضا علیه السّلام میفرمود: هراسناکتر وضع مردم در سه جا است: روزى که زاید و از شکم مادر آید و دنیا را بیند و روزى که بمیرد و آخرت و اهلش بچشم بیند، و روزى که زنده شود و احکامى بیند که در دنیا ندیده، و خدا یحیى را در این سه سلامت داشت و آسوده ساخت که فرمود «درود بر او روزى که زاد و روزى که مرد و روزى که برانگیخته شود زنده» و عیسى بن مریم هم خود را در اینجا آسوده دانست و گفت «درود بر من روزى که زادم و روزى که بمیرم و روزى که زنده برآیم» سوره مریم. (4) 8- در مناقب (ج 4 ص 352) که عمران صابى از امام رضا علیه السّلام پرسید چرا مرد زن‏منش شود و زن مردمنش؟ فرمود: علتش اینست که چون زن آبستن شد بپسر و در رحم بجاى دختر قرار گرفت زن منش شود و اگر دختر بجاى پسر شد مردمنش گردد، چون بجاى پسر در رحم سمت راست است و جاى دختر سمت چپ و بسا زنى دو قلو زاید از یک‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 303

شکم و نشانش اینست که هر دو پستانش بزرگ شوند و اگر یکى بزرگ شود نشان آنست که یکى است جز اینکه اگر پستان راست بزرگتر است پسر است و اگر چپ دختر است و اگر هر دو پستان آبستن لاغر شوند بچه بیندازد گفت: بلندى و کوتاهى آدمى از کجا است؟ فرمود: از نطفه اگر وقتى بیرون آمد گرد شد قد بچه کوتاه شود و اگر دراز شد بلند شود. (1) 9- در تفسیر امام و در احتجاج (24): بسندى تا جابر بن عبد اللَّه که: ابن- صوریا از پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم پرسید، فرزند از پدر باشد یا مادر؟ فرمود: استخوان و پى و رگ از مرد است، گوشت و خون و مو از زن، گفت درست گفتى اى محمّد، سپس گفت:

چگونه شود که فرزند تنها به عموهایش ماند نه دائیها و گاه همه بدائى ماند نه عموهایش؟ فرمود: آب هر کدام بالا دستى کند بر یارش مانندى از او است گفت: درست گفتى اى محمّد، بمن بگو از کسى که فرزند آرد و آنکه نیارد، فرمود: چون نطفه سرخ و تیره باشد فرزند نیارد و اگر زلال باشد فرزند آرد- الخبر. (2) 10- در احتجاج (29) از ثوبان که یک یهودى نزد پیغمبر آمد و گفت:

از تو چیزى پرسم که جز پیغمبر نداند فرمود: چه باشد؟ گفت مانندى فرزند بپدر یا مادرش فرمود: آب مرد سفید و سفت است و آب زن زرد و روان و چون آب مرد بالا گیرد بر آب زن فرزند پسر باشد باذن خدا عزّ و جلّ و مانندى از آنجا است، و چون آب زن بالا گیرد بر آب مرد فرزند دختر آید باذن خدا تعالى و مانندى از آنجا باشد- الخبر.

در علل (ج 1 ص 90): بسندى مانندش را دارد.

گویم: اخبار در این باره در باب نفس و احوالش بیایند. (3) 11- تفسیر على بن ابراهیم (346): بسندى از امام ششم علیه السّلام که چون بچه چهار ماهه شود زنده گردد. (4) 12- و هم او در (720) در تفسیر فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ،  خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ گفته: نطفه با نیرو از میان صلب و ترائب برآید، فرمود: پشت مرد و سینه زن.

آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار    ج‏4    308    روایات .....  ص : 300

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 304

 (1) 13- در کافى (ج 3 ص 163): بسندى از امام پنجم علیه السّلام که خدا عزّ و جلّ آفریننده‏ها آفریده و چون خواهد کسى آفریند بآنها فرماید از آن خاک که در کتابش فرموده «از آنتان آفریدیم و در آنتان باز گردانیم و از آنتان بار دیگر برآریم، 57- طه» برگیرند، و نطفه با آن خاک خمیر شود که از آن آفریده باید، پس از آنکه چهل شب در رحم بماند، و چون چهار ماهش تمام شود گویند پروردگارا چه خلق کنیم و آنها را هر چه خواهد از پسر یا دختر سفید یا سیاه فرماید، و چون از تن درآید آن نطفه خودش از تن برآید هر که باشد خردسال یا سالمند پسر یا دختر، و از این رو مرده را غسل جنابت دهند. (2) بیان: آفریدگاران یعنى از فرشته‏ها و خالقیت آنها بمعنى اندازه‏گیریست نه هستى بخشى، و ظاهرش اینست که همان منى اول از دهان یا چشم بدراید، و بسا خدا تا عمر دارد و زنده است جزئى از آن را در او نگهدارد و بسا که مقصود مانند آن باشد و علت غسل یکى است. (3) 14- در کافى (ج 3 ص 203): بسندى از حارث بن مغیره که شنیدم امام ششم علیه السّلام میفرمود: که چون نطفه در رحم افتد خدا عزّ و جلّ فرشته‏اى فرستد تا از آن خاک که در آن دفن شود برگیرد و بدان نطفه آمیزد و پیوسته دلش بدان جا گراید تا در آن بخاک رود. (4) 15- - الخبر. (5) 16- و در همان (ج 1 ص 88): بسندى از ابى بصیر که پرسیدم از امام ششم علیه السّلام‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 305

که مرد بسا بدائیهاش ماند و بسا به عموهاش؟ فرمود: راستش نطفه مرد سفید و سفت است و نطفه زن زرد و رقیق و اگر نطفه مرد بنطفه زن غالب شود مرد بپدر و عموهاش ماند و اگر نطفه زن بنطفه مرد غالب شود بدائیهاش ماند. (1) 17- و از همان: (00) بسندى از عبد اللَّه بن سنان که بامام ششم گفتم: نوزاد بپدر و عمش ماند، فرمود: چون آب مرد پیشى گرفت بآب زن فرزند بپدر و عمو ماند و چون آب زن پیش افتد فرزند بمادر و دائیش ماند. (2) 18- و از همان (0 ص 89): بسندش از انس بن مالک که عبد اللَّه بن سلام به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم گفت: چه چیز فرزند را بپدرش یا مادرش گرایاند؟ فرمود: چون آب مرد بر آب زن پیش افتد فرزند بدو گراید- الخبر. (3) بیان: در قاموس است که (نزع اباه و إلیه) یعنى بدو ماند، من گویم بسا مقصود از پیش افتادن غلبه باشد تا موافق خبر ابى بصیر گردد یا علو باشد تا موافق روایت ثوبان آید و جز او، و بسا هر کدام سبب باشند و میگویم مضمونهاى این اخبار از طریق عامه هم روایت شده است و در کتابهاشان هست (در اینجا خبرى و بیانى در جمع اخبار از عامه نقل کرده و بدنبالش گفته) چهار قسم مى‏شود، اگر آب مرد پیش افتد و هم بالا گیرد پسر آید و بعموهایش ماند و اگر آب زن پیش افتد و بالا گیرد دختر باشد و به عموهایش ماند- پایان.

 (در پاورقى ص 340 گفته) در همه نسخه‏هاى کتاب چنین است و ظاهر اینست که دو قسم از چهار قسم از عبارت افتاده‏اند و آن دو: اگر آب مرد پیش افتد و آب زن بالا گیرد پسر آید و مانند دائى باشد و اگر آب زن پیش افتد و بالا هم گیرد دختر آید و مانند دائیها باشد). (4) 19- در علل (0 ص 97): بسندى از امام ششم علیه السّلام که چون خدا خواهد کسى آفریند صورت پدرش را تا آدم گرد آرد و او را بصورت یکى از آنها آفریند و کسى نگوید او بمن نماند و بپدرانم نماند. (5) 20- و از همان (0 ص 89): بسندى از امیر المؤمنین علیه السّلام دو نطفه در رحم‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 306

بجنگند و هر کدام بیشتر باشند مانندى آرد، اگر از زن بیشتر باشد مانندى بدائیها آرد و اگر از مرد بیشتر باشد مانندى بعموها آرد. فرمود: منى 40 روز در رحم بچرخد، هر که خواهد بدرگاه خدا عزّ و جلّ دعا کند در این 40 روز باید پیش از آفریدن بچه.

سپس خدا فرشته ارحام را فرستد و آن را بگیرد و بدرگاه خدا بر آرد و تا خدا خواهد بایستد و گوید: خدایا پسر باشد یا دختر، خدا هر چه را خواهد بدو وحى کند و فرشته ثبت کند و سپس گوید: بار معبودا، بدبخت باشد یا خوش بخت و خدا عزّ و جلّ آنچه خواهد بدو وحى کند و فرشته ثبت کند و گوید: بار خدایا روزیش چند است؟ و عمرش چه، و آن را هم بنویسد و نویسد میان دو چشمش هر چه در دنیا باو رسد و او را برگرداند و در رحم نهد و اینست قول خدا عزّ و جلّ «نرسد هیچ مصیبت در زمین و نه بر شما جز در کتابیست پیش از آنکه او را آفرینیم، 22- الحدید». (1) 21- در علل (0 ص 276): بسندى تا آنجا که سلمان رضى اللَّه عنه- از على علیه السّلام پرسید از روزى بچه در شکم مادرش، فرمود: خدا تبارک و تعالى خون حیض را بسود او بند آورده و آن را روزى او سازد در شکم مادرش. (2) 22- و از همان (0 ص 284) بسندى از عبد الرحمن بن حماد که از امام هفتم علیه السّلام پرسیدم چرا بمرده غسل جنابت دهند، فرمود: خدا تبارک و تعالى بالاتر از اینست که هر چیز را بیواسطه آفریند، خدا را فرشته‏هاى آفریننده است چون خواهد کسى را آفریند آنان را فرماید تا از آن خاکى که خدا در کتاب خود فرموده «از آنتان آفریدیم و در آنتان باز گردانیم و از آنتان بار دیگر بر آریم، 57- طه» برگیرند و با نطفه جاگزین در رحم خمیر کنند، و چون آنها را خمیر کردند گویند پروردگارا چه خلق کنیم، خدا تبارک و تعالى هر چه خواهد از پسر یا دختر، مؤمن یا کافر سیاه یا سفید، خوش بخت یا بد بخت بآنها فرماید، چون بمیرد خود همان‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 307

نطفه از او روان شود نه جز آن، و از اینجا است که میّت را باید غسلى چون غسل جنابت داد. (1) بیان: فرشته‏ها دواند و جمع در اؤلئک مجاز است یا دو نوعند و هر زنى دو تا دارد. (2) 23- در محاسن: بسندى از امام ششم علیه السّلام که خدا تبارک و تعالى در قرآن میفرماید: «البته آدمى را در کبد آفریدیم، 3- البلد» یعنى واداشته در شکم مادر رو بروى مادر، خوراکش از خوراک مادر است و نوشابه‏اش از نوشابه مادر و بنفس او نفس کشد، و پیمانى که خدا از او گرفته میان دو چشم او است، و چون زادنش نزدیک گردد فرشته‏اى آید بنام زاجر و او را نهیبى زند و وارو گردد و سرش سرازیر شود تا خدا کار زایش را بزن و نوزاد آسان کند، و این جریان براى همه مردم است مگر آنکه سرکش باشد و چون او را نهیب زند بهراسد و وارو گردد و بزمین افتد و از نهیب آن فرشته گریانست و پیمان را فراموش کرده.

گویم: تمامش با شرحش در باب جوامع احوال دواب و انعام است. (3) 24- عیاشى: از عبد الملک بن اعین که: چون مردى زنا کند، شیطان هم آلتش را با او فرو کند و دو نطفه در آمیزند و خدا از هر دو آفریند و شرک شیطان باشد. (4) 25- و از همان: که محمّد بن مسلم گفت پرسیدم از امام ششم علیه السّلام از شرک شیطان که خدا فرماید «و شریکشان شود در مال و فرزند، 65- اسرى» فرمود: هر مال حرامى شریکى است با شیطان، و فرمود: با مرد باشد هنگام جماع و فرزند از نطفه او و مرد باشد در صورتى که بوجه حرام باشد. (5) 26- از علل محمّد بن على بن ابراهیم، علت اینکه آدم پس از چهل سال گوشت و خون شد اینست که در رحم و شکم نبود، و آشکار هم بود و پس از 40 سال گوشت و خون شد. (6) 27- در مناقب (ج 1 ص 200) از سلام بن مستنیر که در خبرى طولانى از ابى جعفر علیه السّلام آفرینش نوزاد را در شکم مادر ذکر کرده گفته: خدا فرشته‏اى بنام‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 308

 «زاجر» فرستد و باو نهیب زند و نوزاد بهراس افتد و برگردد و پاهایش بته شکم آیند تا خدا بیرون‏شدنش را به زن و بر نوزاد آسان کند، فرمود: اگر بماند نهیبى سخت‏تر باو زند و بهراسد و بزمین افتد هراسان و گریان از نهیب فرشته. (1) 28- در کافى: بسندى از سلام بن مستنیر که از ابى جعفر علیه السّلام از قول خدا «مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ، 5- الحج» پرسیدم فرمود مخلفه آن ذره‏ها بودند که در پشت آدم خدا آفرید و از آنها پیمان ستد و آنگه در پشت مردان و رحم زنان روانه‏شان کرد و آنانند که بدنیا آیند تا از آن پیمان بازرسی شوند، غیر مخلقه هر آدمى است که پیمان عالم ذر را ندیده چون نطفه‏ها که دور ریزند و بچه‏ها که پیش از دمیدن روح سقط شوند. (2) بیان: بنا بر این تاویل خلق بمعنى تقدیر است یعنى آنچه در عالم مقدر شده که جان گیرد یا مقدر نشده. (3) 29- در کافى (ج 6 ص 12): بسندش تا یکى از دو امام علیه السّلام در تفسیر قول خدا عزّ و جلّ «میداند هر چه را آبستن است هر مادر و آنچه بکاهد در ارحام و آنچه فزاید، 8- الرعد» فرمود کاسته هر شکمى کمتر از نه ماه است، فزون آنکه بیش از نه ماه است، هر زنى در آبستنى خون بیند بشماره روزهاى آن آبستنى او افزوده شود. (4) 30- و از همان: بسندى تا ابى جعفر علیه السّلام که میفرمود: نطفه 40 روز در رحم بماند و آنگه علقه شود تا 40 روز و آنکه مضغه باشد تا 40 روز و چون 4 ماه بپایان رسد خدا عزّ و جلّ دو فرشته آفریننده فرستد و گویند: پروردگارا چه آفرینیم؟

دختر یا پسر و فرمان گیرند پس گویند: پروردگارا خوشبخت باشد باید پخت؟ و فرمان گیرند، باز گویند: پروردگارا عمرش چیست و روزیش چه؟ چه وضعى دارد و از این باره چیزها شمرد و میان دو چشمش نویسند، و چون مدت را بسر زد خدا فرشته‏اى فرستد و او را نهیبى زند و وى پیمان را فراموش کرده بیرون آید.

حسن بن جهم گفت: باو گفتم: رواست بدرگاه خدا عزّ و جلّ دعا کند تا دختر

آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار    ج‏4    313    روایات .....  ص : 300

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 309

را پسر کند یا پسر را دختر؟ فرمود: البته خدا هر چه خواهد کند. (1) بیان: گفتند: نوشتن پیمان کنایه از سرشت یگانه‏پرستى و معارف دیگر است و فراموشى پیمان کنایه از گرفتارى بعالم اسبابست که موانع تعقل سرشت را دارد.

گویم: شرح گفتار در این اخبار در کتاب عدل گذشته. (2) 31- در کافى (ج 6 ص 13 15

 (1) بیان: ... «روح دیرین در آنست» یعنى روحى که در دوران پیش از آفرینش تن بوده و قدیم در لغت و عرف بسیار بدین معنا آمده چنانچه بر کسى که کتب لغت را بررسى کند نهان نباشد و مقصود از آن روح گیاهى یا حیوانى یا انسانى است.

بدان که علماء را در امثال این خبر روشها است، برخى ظاهرش را گیرند و عملش را بدان که فرموده وانهند و این روش پرهیزکارانست، برخی گویند ظاهرش درست است و استبعاد اوهام نسبت بدان چه از امام رسیده اعتبارى ندارد، برخى گویند این بیانات مثل و افسانه است براى آنچه خداى سبحان میداند از حال و سرشت نوزاد و آنچه بدو سزد از کمالات و بدو سپرده شده از آمادگى که بزبان آمدن فرشته و نوشتن بر پیشانى تعبیر شده.

یکى گفته زدن بلوح پیشانى مادرش کنایه است از ظهور احوال مادر و اوصافش و اخلاقش از پیشانى و چهره که گویا بر آن نوشته‏اند، و احوال آینده نوزاد را میتوان از پیشانى مادرش خواند و بر آن از نظر تناسب نقش است، و این براى آنست که گوهر روح طبق آمادگى و پذیرش بتن افاضه شود، و آمادگى تن نوزاد پیرو آمادگى نفس پدر مادر و اوصاف و اخلاق آنها است خصوص مادر که او را موافق آنچه از پشت پدرش آمده میپرورد، و او است که داراى احوال پدرى و مادرى هر دو است و نامه مهر زده بمیان دو چشمش نهادن کنایه از ظهور اوصاف و اخلاق او است از پیشانى و چهره او.

گویم: احوط و اولى ترک این تاویلهاى سست است و پذیرش آنچه از ائمه هادى علیه السّلام رسیده.

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 311

 (1) 32- (4) بیان: در این روایت هم اشاره‏ایست باینکه ممکن است در هر خانه نوزادى بوجود آید و موافق خبر اول باشد و از این رو کلینى- ره- آن را در باب (اکثر ما تلد المرأة) آورده. (5) 35

. (1) توضیح: «آغاز شده از کشیده از گل» اشاره است بقول خدا تعالى «و البته آفریدیم آدمى را از کشیده از گل سپس آن را ساختیم نطفه در جایگاهى استوار (2) 13- المؤمنون» و تفسیرهاى آن گذشت و در اینجا هم مى‏آیند، و مقصود از مکین پا برجا شدن نطفه است، یا پیوند آن با رگهائى در رحم چنانچه بیاید و وضع در رحم پایانى دارد که سر رسید عمر است در دنیا، چنین بچه شکمى است که نهانست و چون زاد او را منفوس گویند. () 36- نهج البلاغه (ج 1 ص 143): بشما گوش داد تا بشنود آنچه را بایدش و چشم تا کورى او را ببرد و تیکه‏هاى فراهم کن اندام داد، مناسب با هر سوى آنها در صورت بندى تا پایان عمر، با تنهائى استوار بر هر چه شاید و دلهائى جویاى روزى غرق در نعمتهاى والا و منت‏آور، بلاگردان و عافیت‏آور، براى شما عمرى مقدر کرد و از شما نهان داشتش، و وسائل عبرتى از آثار گذشتگان شما بر جا نهاد- تا فرموده‏اش: یا اینکه برآوردش در تیرگیهاى رحم و درون چند پرده نطفه‏اى ریخته و علقه‏اى نابود، و بچه شکمى و نوزاد شیر خوار و نورسى مردوار، سپس دلى حافظ داد و زبانى گویا و دیده‏اى نگرا تا بفهمد و عبرت گیرد، و دست کوتاه کند و باز ایستد، تا چون بمردى استوار شد و شخصیت او برقرار گردید، رو گردانید و بزرگى ورزید- تا آخر خطبه. (3) توضیح: منت‏گذارى به نهان کردن اندازه عمر از اینست که آگهى از آن و ترس از مرگ در وقت معلوم نظام جهان را بر هم زند و منظور تنبیه بى‏خبر از گذشته عمر است که حد آن را نداند. در سر الأدب در ترتیب احوال آدمی گفته: در رحم جنین است، چون زاد تا شیر نخورد ولید، و سپس رضیع و پس از بریدن از شیر فطیم، چون گاو گله کند دارج و چون قدش پنج وجب شود خماسى و چون دندان پیشین افکند مثغور- و نامهاى دیگر شمرده تا گفته: میان سال 30 تا 40 شاب است و آنگه‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 313

تا سال 60 کهل است و از آن که گذشت شیخ باشد ... (1) 37- در فقیه (589): بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم که فرمود: چون فرزند در شکم مادر است اگر پسر است رویش بسوى پشت مادر است و اگر دختر است بسوى شکم او، دو دستش روى دو گونه و چانه‏اش بر دو زانو مانند غمناک با اندوه، چون اسیرى با روده‏اى از نافش بناف مادر بسته است، و با آن ناف از خوراک مادرش و نوشابه او تغذیه میکند تا هنگام زایش، و خدا فرشته‏اى فرستد تا بر پیشانیش بنویسد. خوش بخت است یا بد بخت، مؤمن است یا کافر، توانگر است یا بینوا و عمر و روزى و بیمارى و تندرستى او را ثبت کند.

و چون روزى مقدر او از ناف مادر برید فرشته او را نهیب زند و از هراس وارو شود، و سرش بسوى در خروج آید، و چون بزمین افتد هراس عظیم و شکنجه دردناکى او را فرا گیرد، اگر باد، یا برخوردى از دستى باو رسد چنانست که کسى را پوست کنند، گرسنه شود و نتواند خوراک جوید، تشنه شود و نتواند آب جوید دردناک گردد و فریادرس نتواند جست، و خدا تعالى مهر و دوستى مادر بر او گمارد که با جان خود او را از گرما و سرما نگهدارد، و قربانش رود، و چنانش مهر ورزد که چون سیر باشد از گرسنگى خود باک ندارد، و او که سیراب شد تشنگى خود را از یاد برد، و پوشش او را بر خود مقدم دارد و خدا روزیش را در پستان مادرش نهاده از یکى خوراک گیرد و از دیگرى نوشابه.

تا شیرخوار است خدا هر روزش روزى مقدر را برساند و چون بالغ شد اهل و مال و شوق و حرص را باو فهماند وانگه با این هم در معرض هر آفت و بلا و گرفتاریست، از هر سو فرشته‏هایش رهبرى و ارشاد کنند و شیطانهایش گمراه و تباه سازند، و اگر خدا نجاتش ندهد نابود گردد.

(1) 38- در کافى (ج 7 ص 342):

. (2) 58

1) 100 (2) بیان: ظاهر خبر دور از باور نیست با آنکه صحیح باشد، و بسا مقصود از دیدن امام و رازگوئیش توجه او و شفاعت و لطفش باشد و دعایش براى کودک زیرا آنها در عوالم تصرفى دارند که عقل بدان نرسد. (3) 101- (4) بیان: بسا مقصود از این خبر ضعیف این است که ثواب این ذکرها و دعاها

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏4، ص: 335

بپدرش و مادرش میرسد، و سزاست که نه دلتنگ شوند و نه آنها را بزنند، و یکى گفته: سرش این است که کودک چهار ماه جز خدا نشناسد که شناختنش سرشت او است و هم یگانگى او و گریه‏اش تنها توسل و پناه بخداست و همان گواهى بیگانگى او است و در چهار ماه دیگر مادرشناس است از این نظر که تنها وسیله تغذیه او است نه از جهت مادرى، و از این رو در این مدت پستان دیگرى را هم غالبا میگیرد.

و پس از خدا جز وسیله میان خود و خدا نشناسد براى روزى گرفتن که بالطبع بدان مکلف است از این رو که وسیله است، و این معنى رسالت است و گریه‏اش در حقیقت گواهى برسالت است در این مدت، و در چهار ماه سوم پدر و مادر را شناسد و بفهمد که در روزى بدانها نیاز دارد و گریه او در این مدت دعا براى سلامتى و ماندن آنها است در حقیقت. (1) 102

(1) 1- در علل (ج 1 ص 14): بسندش از فضال از امام هشتم علیه السّلام که بآن حضرت گفتم: چرا خدا عزّ و جلّ خلق را چند گونه آفریده و یک نواخت نیافریده؟

فرمود: تا در اوهام نیفتد که او درمانده است، و هیچ صورتى در وهم خدا نشناسى در نیاید جز آنکه بنمونه آن آفریده‏اى دارد تا کسى نگوید آیا خدا عزّ و جلّ میتواند چنین و چنان صورتى بسازد و چون هر چه را گوید خدا تبارک و تعالى موجودى مانندش آفریده، و با اندیشه در انواع آفریده‏هاش دانسته شود که او بهر چیز توانا است. (2) 2- و از همان (ص 30): بسندش از عبد العظیم حسنى که شنیدم امام دهم علیه السّلام میفرمود: نوح 2500 سال زیست و روزى در کشتى خواب بود و باد وزید و عورتش فاش شد و حام و یافث خندیدند و سام آنها را تشر زد و از خنده باز داشت، و هر چه را سام میپوشید که باد فاش کرده بود حام و یافث آن را پدیدار میکردند، نوح علیه السّلام بیدار شد و دید میخندند، فرمود: این چیه؟ سام آنچه شده بود بدو گزارش داد، نوح دست بآسمان برداشت و دعا کرد و میگفت:

بار خدایا آب پشت سام را دیگرگون ساز تا جز سیاهان فرزند نیاورد، بار خدایا آب پشت یافث را دگرگون ساز، و خدا آب پشت آنها را دگرگون ساخت، و همه سیاهان هر جا باشند از حامند، و همه ترک و صقالبه و یأجوج و مأجوج و چین هر جا باشند از یافث، و سفید پوستان همه از سام و نوح بحام و یافث فرمود:

نژاد شماها تا قیامت بردگان فرزندان سامند زیرا او بمن نیکى کرد و شما ناسپاسى من کردید، و پیوسته نشانه ناسپاسى شما در نژادتان روشن است، و نشانه‏

                        آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج‏6، ص: 56

خوشرفتارى در نژاد سام تا دنیا بجا است روشن است. (1) بیان: در قاموس گفته: صقالبه گروهى باشند که وطنشان هم مرز خزر است میان بلغار و قسطنطینیه. (2) 3- در علل (ج 2 ص 156) در خبر یزید بن سلام است که از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله پرسید راستش خدا آدم را از همه خاک آفرید یا از یک خاک؟ فرمود: آرى از همه خاکى، و اگر از یک خاک بود مردم همدیگر را نشناختند، و یک صورت داشتند، گفت: در دنیا نمونه‏اى دارند؟ فرمود: خاک سپید دارد، و سبز، سرخ، و تیره و سرخ و آبى، شیرین دارد و شور، زبر و نرم و شیرى، و از این رو است که در مردم نرم هست و زبر، سفید پوست و زرد پوست و سرخ پوست و گندم گون و سیاه بهمه رنگهاى خاک.

نطفه

از امام (ع): بر شما باد به کاسنى که به نطفه مى‏افزاید، و فرزند را زیبا مى‏کند، و گرم و نرم میباشد، و پسر را زیاد مى‏کند.

بسندى از حارث بن مغیره که شنیدم امام ششم علیه السّلام میفرمود: که چون نطفه در رحم افتد خدا عزّ و جلّ فرشته‏اى فرستد تا از آن خاک که در آن دفن شود برگیرد و بدان نطفه آمیزد و پیوسته دلش بدان جا گراید تا در آن بخاک رود

 الْحُسَیْنِ بن خالدٍ قالَ : قُلْتُ لِاَبیِ الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلامُ اِنَّ النّاسَ یَقُولُونَ : مَنْ لَمْ یَأکُلِ اللَّحْمَ ثُلاثَهَ اَیّامٍ ساءَ خُلْقُهُ فَقالَ کَذَبُوا وَ لکِنْ مَنْ لا یَأکُلُ اللَّحْمَ اَرْبَعینَ یَوْماً تَغَیَّرَ خُلْقُهُ وَ بَدَنُهُ و ذلِکَ لِاِنْتِقالِ النُّطْفَهِ فی مِقْدارِ اَرْبَعینَ یَوْماً .

حسین بن خالد میگوید به امام حضرت أبی الحسن (ع) گفتم : مردم می گویند هر کس تا سه روز گوشت نخورد بداخلاق می شود ، فرمود دروغ می گویند ولی کسی که تا چهل روز گوشت نخورد اخلاق و بدنش تغییر پیدا می کند و این برای انتقال نطفه است تا چهل روز .

براى انتخاب همسر و عقد ازدواج ابتدا از خداوند طلب خیر نما، سپس دو رکعت نماز خوانده و ثناى خداوند توانا و بلند مرتبه را گفته و پس از آن این دعا را بخوان: «اللّهمّ إنّی أرید أن أتزوّج، اللّهمّ فقدّر لی من النّساء أعفّهنّ فرجا و أحفظهنّ لی فی نفسها و مالی، و أوسعهنّ رزقا، و أعظمهنّ برکة، و اقض لی منها ولدا صالحا تجعله لی خلفا صالحا فی حیاتی و بعد موتی».«خداوندا، من مى‏خواهم همسر انتخاب‏ کنم. خداوندا، با عفت‏ترین زنان را بر من مقدّر فرما، و آنکه بهتر خود را و مال مرا بر من حفظ مى‏کند، و آنکه روزیش بیشتر، و برکتش فراوان‏تر است. خداوندا توسط او فرزند شایسته بر من قرار ده که در زمان زندگى و پس از مرگ من جانشین شایسته‏اى برایم باشد».

از آن حضرت: به عیسى (ع) گفتند چرا ازدواج نمى‏کنى؟ فرمود: ازدواج بچه کارم آید؟ گفتند: فرزند پیدا مى‏کنى، گفت فرزند بچه کار آید؟ اگر زنده ماند موجب گرفتارى است و اگر بمیرد وسیله اندوه و نگرانى.

از آن حضرت (ع): على (ع) مى‏فرمود: براى کودک دایه احمق نگیرید که شیر بر طبع فرزند غالب آید. (4) و پیغمبر (ص) فرمود: دایه احمق نگیرید، که فرزند با همان شیر جوان گردد

از امام ششم (ع): موسى (ع) پرسید: چه عملى نزد تو بهتر است؟ خداوند فرمود:

مهر بفرزندان، که من آنان را بر فطرت توحید آفریدم، و اگر بمیرانمشان به رحمت خود به بهشتشان برم.

حضرت (ع): على (ع) مى‏فرمود: براى کودک دایه احمق نگیرید که شیر بر طبع فرزند غالب آید. (4) و پیغمبر (ص) فرمود: دایه احمق نگیرید، که فرزند با همان شیر جوان گردد

و چون یکى از شما با همسر خود درآمیخت کمتر حرف بزند که حرف زدن در چنین هنگام باعث لال شدن فرزند مى‏شود

هیچ کس از شما باندرون عضو جنسى همسر خود نگاه نکند که شاید چیزى بیند که خوشش نیاید و باعث کورى فرزند نیز گردد.

اى على شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندى آید حافظ قرآن و راضى بقسمت خدا باشد.

اى على اگر شب سه شنبه جماع کنى و فرزندى آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوى دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است

اگر شب پنجشنبه جماع کنى و فرزندى آید حاکمى از حکام گردد یا عالمى از علماء در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمانست فرزند که آید تا پیر شود شیطان باو نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد، در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندى میرود که از ابدال باشد

در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندى شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب دراید

ایستاده جماع مکن که کار خرانست و اگر فرزندى شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد،

در شب فطر جماع مکن که اگر فرزندى شود بسیار بد باشد، زیر درخت بار دار جماع مکن که فرزند جلاد و آدمکش و کدخدا آید، در برابر پرتو آفتاب جماع مکن، مگر با روپوش بر هر دوان که اگر فرزند شود در سختى و فقر باشد تا بمیرد، میان اذان و اقامه جماع مکن که فرزند خونخوار آید سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت‏گذار آید اى على چون زنت آبستن باشد بیوضوء با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید، در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مکن که فرزند گمرکچى‏

و معاون ظالم آید و جمعى از مردم بدستش هلاک شوند  چون قصد سفر دارى در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید رسول خدا این آیه را خواند (سوره اسراء- 30) براستى مبذرین برادران شیاطین باشند، چون در سفرى رفتى تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید

پس وقتى که اراده این کار داشتى خوبست آخر شب را بدان اختصاص دهى این و

/ 0 نظر / 76 بازدید